|
تلاش های تازه برای صادرات گاز ايران به هند | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
اعزام هيات اقتصادی تازه ای از هند و پاکستان به تهران به منظور از سرگيری مذاکرات برای رسيدن به توافق در مورد اجرای طرح صدور گاز ايران به هند حاکی از ادامه اميد های جدی طرفین برای رسيدن به نتيجه نهايی در اين زمينه است. از زمان کشف ميدان عظيم گاز پارس جنوبی در سال 1988، ايران در کنار تلاش برای توسعه فازهای مختلف اين ميدان و استخراج هر چه بيشتر گاز، در تدارک دستيابی به بازارهای صادرات گاز نيز بوده ودر اين راستا هند و پاکستان از جمله بازارهای بالقوه ايران بشمار می روند. به رغم نياز روز افزون مصرف گاز در دو کشور هند و پاکستان و همچنين علايق جدی ايران برای صدور گاز طبيعی، آغاز اجرای اين طرح طی سال های گذشته در گرو حل مشکلات و رفع اختلافاتی قرار داشته که دارای طبيعت تکنيکی - تجاری و متاثر از عوامل سياسی -امنيتی بوده است. اهميت اجرای اين طرح و تاثير قابل ملاحظه ژئوپوليتيکی آن تدريجا موجب شد که عوامل فرامنطقه ای نيز به مداخله مستقيم و غير مستقيم در آن تشويق شوند. در نتيجه، حضور مجموعه عوامل يادشده، روند پر نشيب و فراز رسيدن به توافق نهايی مابين سه کشور ايران پاکستان و هند را کندتر از پيش ساخت . جبهه گيری واشنگتن عليه اين طرح که با اظهارات کاندوليزا رايس، مشاور امنيت ملی وقت آمريکا و وزير خارجه کنونی آن کشور طی ديدارش از دهلی در سال ۲۰۰۴ آشکارتر از پيش شد، در نهايت به حصول توافقی انجاميد که به موجب آن قرار شد آمريکا، به هند در جهت دستيابی به تکنولوژی پيشرفته هسته ای و به خصوص توليد برق اتمی به وسيله راکتور های آب سبک ياری دهد. اقدامی که نه تنها در کنگره آمريکا با مقاومت های جدی روبروشد، بلکه نارضايتی چين و مخالفت پاکستان را نيز بر انگيخت. ايران و پاکستان در سال ۱۹۹۵ برای احداث خط لوله ای که بتواند گاز طبيعی استخراج شده از ميدان پارس جنوبی واقع در آب های خليج فارس را به بندر کراچی منتقل کند به توافق اصولی رسيدند. بعد از انجام مطالعات تکميلی، ايران پيشنهاد کرد که لوله مورد نظر از پاکستان به هند ادامه يابد. به اين ترتيب ضمن بر خورداری مستقيم از گاز صادراتی ايران، پاکستان مي توانست با اجرای طرح، نقش مسير صادرات گاز ايران به هند را نيز عهده دار شود. خط لوله پيشنهادی ايران در ابتدا با استقبال هند روبرو نشد. سردی بر خورد دهلی با اين طرح ريشه درروابط دشوار با پاکستان و درگيری های تاريخی با آن کشور به خصوص بر سر مسئله کشميرداشت، عاملی که همچنان نقش باز دارنده خود رادر ذهن سياست گذاران امنيتی دولت هند حفظ کرده است.
گروهی در هند بر اين باور هستند که در صورت اجرای طرح خط لوله گاز ايران-پاکستان-هند، امنيت انرژی هند مي تواند تا حدودی در معرض اقدامات خصمانه پاکستان قرار گيرد. استدلال ايران اين بوده که ايجاد این خط می تواند به عاملی برای نزديکی بيشتر دو کشور هند و پاکستان شود وبر پايه اين استدلال آن را"خط لوله صلح" ناميد. اعتقاد ايران اين بود که پاکستان با بر خورداری از محل درآمد کلان صادراتی ناشی از دريافت حق ترانزيت، در امر صدور گازايران به هند هرگز اخلال نخواهد کرد و در حفظ امنيت مسير انتقال گاز به هند کوشا نيز خواهد بود، استدلالی که مقامات پاکستان نيزدر گذشته بر آن تاکيد کرده اند. اجرای اين طرح می تواند در توسعه همکاری های اقتصادی بين ايران، هند و پاکستان نقش عمده ای را ايفا کند و در نتيجه به همکاری های سياسی بيشتر بين آنها منجر شود ودر اين مسير، سياست ها و نقش منطقه ای هريک از آنها را متحول سازد. پشتیبانان اين طرح بر اين باورند که اجرای آن می تواند حتی به حل پاره ای از منازعات منطقه ای مانند کشمير و مشکلات افغاتستان نيز منجر شود. اصرار ايران برای حضور فعال در بازارهای گاز دنيا عمدتا بدليل در اختيار داشتن ذخاير عظيم گاز طبيعی است. ذخاير گاز ايران بالغ بر ۸۱۲ ميليارد فوت مکعب براورد شده که اين ميزان معادل ۱۵% مجموع ذخاير دنيا است. با اين وجود ميزان صادرات گاز ايران نسبت به حجم ذخاير آن فوق العاده اندک و اين صادرات عملا محدود به بازار ترکيه است. اگر چه قرار است طی سال جاری ميزان اندکی گاز از طريق لوله در دست احداث به ارمنستان نيز صادر شود و مقدار کمی گاز نيز از مدتی قبل در اختيار نخجوان قرار می گرفت. در مقابل ايران از ترکمنستان گاز وارد می کند که فزونی حجم اين واردات، ايران را عملا در موقعيت وارد کننده خالص گاز طبيعی قرار می دهد. عمر بهره برداری ازذخاير نفت ايران نسبت به زمان ممکن برای بهره برداری از ذخاير گاز آن کوتاه تر است. از سو ديگر رشد فزاينده جمعيت وهمچنين مصرف بی رويه فراورده های نفتی در داخل ايران، ادامه صادرات نفت را در سالهای آتی با ترديد های جدی روبرو ساخته است. در اين شرايط، گرايش تدريجی بسوی صادرات گاز طبيعی می تواند تا حدودی مضيقه های ناشی از قطع درامدهای حاصل از صادرات نفت را جبران کند. رشد سريع اقتصادی در کشور های آسيايی رشد مصرف انرژی در شبه قاره هند و کشورهای شرق آسيا را سريع تر ازساير نقاط جهان ساخته است. با در نظر گرفتن اندازه های اين بازار عظيم مصرف انرژی و توجه به نزديکی نسبی جغرافيايی و ساير ملاحظات سياسی اقتصادی، علائق وافر ايران برای نفوذ در بازار گاز منطقه قابل درک است. در شرايط جاری که تعدادی از طرح های توسعه با تنگناهای ناشی از کمبود سرمايه روبرو شده اند، پاره ای از کارشناسان با توجه به محدود بودن امکان افزايش توليد گاز، افزايش ميزان تزريق گاز به چاههای نفت را با هدف افزايش باروری آنها ودر نتيجه افزايش صادرات نفت گزينه ای منطقی تر از ادامه تلاش برای صدور گاز طبيعی به هند می دانند. گروهی نيز با در نظر گرفتن ملاحظات سياسی امنيتی متفاوت، وارد شدن در بازار مصرف گاز اروپا را بر طرح صدور گاز به هند ارجح می دانند. اين گروه استدلال می کنند که قابليت صدور قابل ملاحظه گاز ايران به اروپا ميتواند زمينه ساز همکاری های استراتژيک آينده مابين آنها شود. اين همکاری ها از ديد طرفداران نظريه ياد شده ميتواند تدريجا به عادی سازی روابط خارجی ايران نيز منجرگردد. |
مطالب مرتبط لايحه دولت برای سهميه بندی بنزین در سال آینده15 ژانويه، 2007 | اقتصاد و بازرگانی توصیه وزارت نیرو به صرفه جویی در برق06 ژانويه، 2007 | اقتصاد و بازرگانی سرما و مشکل کمبود و قطع گاز در ايران 04 ژانويه، 2007 | اقتصاد و بازرگانی مسايل مربوط به نفت و گاز ايران در کنفرانس لندن 07 نوامبر، 2006 | اقتصاد و بازرگانی کنفرانس چشم انداز نفت و گاز خاورمیانه در لندن 06 نوامبر، 2006 | اقتصاد و بازرگانی مذاکرات ايران، هند و پاکستان بر سر بهای گاز04 اوت، 2006 | اقتصاد و بازرگانی | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||