جلسه سری با اپوزیسیون در ترکیه؛ آیا پاکستان در حال دور شدن از طالبان است؟

    • نویسنده, آنتونیو جیستوزی
    • شغل, استاد دانشگاه کینگز کالج لندن

مجموعه"ناظران می‌گویند" بیانگر نظر نویسندگان آن است. بی‌بی‌سی می‌کوشد تا با انتشار مطالبی از طیف‌های گوناگون، چشم‌انداز متنوع و متوازن از دیدگاه‌ها ارائه کند.

در این مطلب آنتونیو جوستوزی، استاد کالج سلطنتی لندن، نگاهی کرده به اهداف نشست رهبری سازمان اطلاعات پاکستان (آی اس آی) با چهره‌های مخالف طالبان در ترکیه و رابطه اسلام آباد با دولت طالبان و به ویژه شبکه حقانی.

در ۱۳ فوریه/فبروری یک هیات استخبارات نظامی پاکستان (آی‌اس‌آی) با شماری از سیاستمداران جمهوری اسلامی پیشین افغانستان در ترکیه دیدار کرد. این دیدار واقعا محرمانه برگزار نشد، حتی اگر مقام‌های پاکستان آن را انکار کنند. قبلا در ماه ژانویه/جنوری گزارش شده بود که یک فرستاده آی‌ اس ‌آی از کابل با هدف دعوت از چهره‌های افغان برای گفتگو به پاکستان دعوت کرده است. قبل از سقوط کابل، چند تن از سیاستمداران برای گفتگو از پاکستان دیدن کردند. با این حال، دیدار فبروری توجه‌ها را به خود جلب کرد، چراکه بنا به گزارش‌‌ها، مقام‌های ارشد از جمله ندیم انجم، رئیس‌ استخبارات نظامی پاکستان در آن شرکت داشتند.

این ملاقات گمانه‌زنی‌های زیادی در مورد هدف آن برانگیخت. نشست‌های اوایل ماه جنوری در ایران بین طالبان و گروه‌های مخالف با هدف از سرگیری گفتگوها درباره تشکیل یک دولت ائتلافی انجام شد. مقام‌های ایرانا میزبان گفتگوها شدند و به نظر می‌رسد که بر طالبان فشار آورده‌اند که به برخی از چهره‌های قدیمی دولت پیشین (البته آنهایی که با ایران مرتبط هستند) مناصب دولتی داده شود. تا همین اواخر، اصرار ایران در میان قدرت‌های منطقه‌ای به لزوم وارد کردن برخی از چهره‌های قدیمی در دولت (طالبان) برجسته بود. به نظر می‌رسد سایر کشورهای منطقه به همین حد بسنده کردند که به صورت مبهم به نیاز به کابینه فراگیرتر طالبان اشاره کنند.

نشست ترکیه هیات آی اس آی تا حدودی همین هدف را داشت، با این تفاوت که طالبان در آن حضور نداشتند. به گفته منابعی در میان گروه‌های افغان مستقر در ترکیه، هیات پاکستانی حمایت خود را از چهره‌های افغانستان (دوستم، عطا و محقق ارشدترین آنها) برای تحت فشار قرار دادن طالبان برای فراگیرتر کردن دولت‌شان ارائه کرده است. میزبانان افغان هیات آی اس آی باز هم تاکید کردند که به دنبال مشارکت با طالبان در قدرت هستند، اما افزودند که کاسه صبر آنها در حال لبریز شدن است و اگر پیشرفتی در گفتگوها حاصل نشود، قصد دارند در بهار مقاومت مسلحانه را آغاز کنند.

برداشتی که سیاستمداران قدیمی از این دیدار داشتند، به گفته منابع داخلی صفوف آنها، این بود که پاکستانی‌ها از طالبان و امتناع آنها از برخورد با تحریک طالبان پاکستانی و همچنین از رویه آنها درباره مرز با پاکستان خسته شده اند.

مقامات پاکستانی در واقع همیشه مدعی شده‌اند که به دنبال یک رژیم مبتنی بر تقسیم قدرت در افغانستان هستند. آنها در واقع ایده ایجاد یک دولت موقت را دادند که در آن زمان، زلمی خلیلزاد فرستاده ویژه آمریکا آن را جزو رویکرد خود کرد.

از آنجایی که مقامات پاکستانی پس از ۱۵ آگوست از شبکه حقانی در کابل حمایت می‌کنند، بسیاری از ناظران تصور می‌کنند که تعهد قبلی آنها به ایجاد یک دولت ائتلافی در افغانستان نیرنگ بوده است.

در واقع، سابقه اصطکاک بین طالبان، از جمله شبکه حقانی، و مقامات پاکستانی حتی به قبل از ۱۵ آگوست می‌رسد. در سال ۲۰۲۰ و تا چند ماه اول سال ۲۰۲۱ تنش بین شبکه حقانی و مقامات پاکستانی از جمله ارتش وجود داشت. حقانی‌ها از رهبری تحریک طالبان پاکستانی دعوت کردند تا مقر مرکزی خود را همراه با اکثریت افرادشان به حوزه آنها‌ در جنوب شرقی منتقل کنند. پس از آن عملیات تحریک طالبان پاکستانی در وزیرستان افزایش یافت.

این ادعا که پاکستان همیشه از شبکه حقانی‌ حمایت می‌کند و متقابلا حقانی‌ها هم، به سادگی درست نیست. اگرچه حقانی‌ها از آن زمان تاکنون تلاش کرده اند تا مذاکرات بین تحریک طالبان پاکستانی و اسلام آباد را تسریع کنند، اما پس از شکست چنین مذاکرات، آنها هیچ اقدامی علیه تحریک طالبان پاکستانی انجام نداده‌اند. همچنین هیچ مدرکی وجود ندارد که میانجیگری فیض حمید، رئیس پیشین آی اس آی، در سپتامبر ۲۰۲۱ منجر به تقویت موقعیت شبکه حقانی‌ در کابینه موقت طالبان شده است - شبکه حقانی در واقع نسبت به وزن‌شان در طالبان، بیش از حد در این کابینه حضور ندارند.

در واقع، در پافشاری پاکستان بر تشکیل دولت موقت به عنوان راه‌حل مناقشه افغانستان، یک منطق قوی وجود داشت. نه تنها به این معنا که به پاکستان امکانی اعاده حداقل بخشی از اعتماد واشنگتن را می‌داد، بلکه کنترل طالبان در یک دولت ائتلافی، نه تنها برای آمریکایی‌ها، بلکه برای پاکستان نیز آسان‌تر می‌شد.

این ایده یک دولت ائتلافی اکنون با قوت بیشتری به دلیل بدتر شدن اصطکاک بین اسلام آباد و کابل دوباره مطرح شده است. درگیری‌های مرزی از ۱۵ فبروری از سر گرفته شده و تحریک طالبان پاکستانی حملات خود را تشدید کرده است.

اکنون این ظن وجود دارد که تحریک طالبان پاکستان با شورشیان بلوچ در غرب این کشور همکاری می‌کند و مهارت‌های جنگی خود را به آنها آموزش می‌دهد. گزارش شده است که امارت طالبان در روزهای اخیر شورشیان و هواداران بلوچ را بازداشت کرده است، اگرچه این موضوع تایید نشده است. اگر درست باشد، می‌توان آن را تلاش برای جلب رضایت پاکستان خواند. اما در واقع بلوچ‌هایی که هنوز در افغانستان زندگی می‌کنند، به نظر می‌رسد بقایای کاملا منزوی یک مجموعه بزرگ‌تر از مخالفان مقام‌های (پیشین) پاکستان باشند که از آن زمان به بعد (به افغانستان) کوچ کرده‌اند.

اگرچه به نظر می‌رسد برخی از گروه‌های اپوزیسیون افغانستان در ترکیه اکنون امیدوارند که اجماع منطقه‌ای در مورد حمایت از امارت و طرد مخالفان در حال از بین رفتن باشد، اما در این مرحله به نظر می‌رسد پاکستانی‌ها بیشتر علاقه‌مند به ارسال پیام به طالبان در کابل هستند تا هرگونه اقدام جدی برای تضعیف امارت (اسلامی طالبان).

اجماع منطقه‌ای مبنی بر اینکه ثبات در افغانستان اولویت است، هنوز پابرجاست و به نظر می‌رسد ترجیح همچنان به فشارهای نرم برای سوق دادن طالبان به سمت برآورده ساختن خواسته‌هایی مانند اقدام قاطع‌‌تر علیه جهادی‌های خارجی، بهبود وجهه خود و حرفه‌ای ساختن دولت‌شان باشد.

افراد کمی ادعاهای اپوزیسیون را در مورد اینکه آنها می‌توانند به زودی نوعی شورش مسلحانه را آغاز کنند، جدی می‌گیرند. جنگ نمایشی پنجشیری‌ها در چند ماه اخیر کمکی به اپوزیسیون نکرده است، اما حتی گروه‌های دیگری که به کوه‌ها رفته اند، مانند فرمانده علیپور در هزاره‌جات و خانواده احمدخان در سمنگان، بیشتر در حال مخفی شدن از طالبان در نقاط دورافتاده بوده‌اند.

به نظر می‌رسد هنوز اشتهای زیادی برای آزمایش اراده و مهارت نظامی طالبان وجود ندارد و اگرچه تنش قومی واقعی است، اکثر مردم در افغانستان مشغول یافتن راه‌های زنده ماندن در زمستان هستند و در حال حاضر علاقه‌ای به آغاز جنگ دیگری ندارند. در غیاب تزریق عمده منابع مالی از خارج، برای هر گروه مخالفی دشوار خواهد بود، بتواند منابع برای انجام عملیات نظامی جدی فراهم کند.