۱۰۰ روز پس از تسلط طالبان؛ افغانستان چند قدم پیموده است؟

- نویسنده, طاهر قادری
- شغل, سفیر دولت پیشین افغانستان در وارسا
مجموعه ناظران میگویند، بیانگر نظر نویسندگان آن است. بیبیسی میکوشد تا با انتشار مطالب صاحب نظرانی از طیفهای گوناگون، چشمانداز متنوع و متوازنی از دیدگاهها ارائه دهد.
در این مطلب نویسنده که سفیر دولت پیشین افغانستان در ورشو بوده است، نگاهی به صد روز گذشته به وضعیت افغانستان انداخته است و مواردی از پیامد تسلط طالبان بر افغانستان را بررسی کرده است.

منبع تصویر، Reuters
در ۱۰۰ روزگی حکومت سرپرست طالبان قرار داریم. در این مدت طالبان با سوالات جدی هم از سوی مردم افغانستان و هم از سوی جامعه جهانی روبروست. مهمترین سوالی که در این مرحله حساس مطرح می شود این است که با درنظرداشت تجربه این دوره، طالبان به کدام مسیر در حرکت هستند؟
برای پاسخ به این سوال نخست باید به اتفاقات و دستاوردهای ۱۰۰ روز اخیر نگاه بیندازیم.
۱۰۰ روز فقط یک عدد نیست، بلکه ۲۷ درصد از یک سال شمسی است و حدود ۷ درصد از زمانی است که یک حکومت در یک دوره چهار ساله فرصت دارد تا طبق وعده و برنامههای طرحریزی شده، به مردم خدمات عرضه کند.
اهمیت سنت ۱۰۰ روز نخست ظاهرا از دوره ریاست جمهوری آمریکا فرانکلین دی روزولت به یادگار مانده است. تصامیم جسورانه و حیاتی آقای روزولت در حمایت از بانکداری، کشاورزان و قشر بیکار جامعه در ۱۰۰ روز نخست ریاست جمهوریاش بود که حکومتش را محبوب ساخت.
مسیر ۱۰۰ روزه طالبان
البته شیوه خاصی برای اندازه گیری موفقیت حکومت ها وجود ندارد. اما به شکل سنتی خیلی از کشورها ملاک را به تعداد قوانینی که در ۱۰۰ روز نخست تصویب میشوند، بنا می گذارند. از اینکه بگذریم چون با آمدن طالبان، قوه مقننه افغانستان فرو پاشیده، دومین ملاکی که اقتصاد است نیز از هم پاشیده است.
با آنکه افغانستان شاهد پیشرفتهای زیادی در چرخه اقتصادی و تجاری طی ۲۰ سال گذشته بوده است اما یک واقعیت انکارناپذیر دیگر این است که اقتصاد این کشور طی همین مدت تقریبا متکی بر کمکهای خارجی بوده است. بنابراین با قطع کمک های خارجی، این کشور در اوج فاجعه اقتصادی قرار دارد.
یکی از بنبستهای طالبان به رسمیت شناخته نشدن شان از طرف دنیاست. دنیا با زبان ساده میگوید یک حکومت انحصاری را به رسمیت نمیشناسد که اقوام دیگر در آن سهم ندارند. بنابراین، تا زمانی که طالبان تن به تشکیل یک حکومت همه شمول و قابل قبول ندهند، قرار نیست هیچ امیدی به رسمیت شناخته شدن و دریافت کمک جهانی داشته باشند. در چنین وضعیتی، این مردم افغانستان است که تاوان "کله شخی" زمام داران فعلی شان را می پردازند.
مثلا کارمندان دولت ماههاست معاش دریافت نکردهاند و پول افغانی نیز ارزشش را هر روز از دست میدهد. در ۱۰۰ روز گذشته، افغانستان هیچ داد و ستد عمده تجارتی با دنیا نداشته است.
بر اساس برآورد وزارت مالیه طالبان، آنها در ۷۸ روز نخست حکومت داری شان، ۲۸۰ میلیون دالر عواید از سراسر کشور جمع آوری کردهاند که از آن میخواهند معاشات کارمندان دولتی را بپردازند.
با یک ضرب و تقسیم ساده می توان نتیجه گیری کرد که با این پول هیچ جایی از درد دوا نمی شود. مثلا، اگر قرار باشد طالبان از این عواید حقوق نیم میلیون کارمند غیر نظامی را بپردازد، در آن صورت به هر کارمند کم و بیش ۱۶۰دالر خواهد رسید.

منبع تصویر، EPA
زمستان آمدنی است!
هشدارهای سازمان ملل نیز از تبدیل شدن افغانستان به "جهنم روی زمین" همه را نگران ساخته است.
سازمان ملل متحد گفته است که ۱۸.۸ میلیون افغان قادر به تغذیه روزانه خود نیستند و این رقم تا پایان سال به ۲۳ میلیون نفر افزایش مییابد.
کارشناسان پیشبینی میکنند که اگر هوا در زمستان امسال آنچنان که پیشبینی شده بد باشد، میلیونها نفر از جمله کودکان احتمالاً با گرسنگی حاد مواجه شده و از بین خواهند رفت.
امنیت، رفاه اجتماعی
طالبان همواره امنیت را به عنوان یک برگ برنده خود معرفی میکنند. اما وقتی به سخنرانی اخیر خانم دبورا لاینز، نماینده خاص سرمنشی سازمان ملل متحد برای افغانستان در شورای امنیت سازمان ملل متحد نگاه بیندازیم متوجه می شویم که شاید موج انفجارات انتحاری و سوء قصدهای هدفمند تمام و یا کاهش یافته است، اما فعالیت گروه داعش در سراسر کشور به درد سر جدیدی برای افغانستان تبدیل شده است.
از طرف دیگر، آدمربایی و ترورهای زنجیرهای که مبنا آن مشخص نیست، مردم را سخت نگران کرده است.
مردم با گذشت هر روز از محدود شدن آزادی های اجتماعی شکایت دارند. طالبان وزارت امور زنان را بسته، کارمندان زن وظایف شان را از دست داده اند، و در اکثریت ولایت ها دختران افغانستان هنوز نتوانسته اند به مکاتب برگردند. اخیرا طالبان دستورالعمل تازه ای را برای اهالی رسانه ها اعلام کرده که بر اساس آن، شاید کمتر رسانه ای بتواند ادامه حیات بدهد.
ماه عسل طالبان تمام شده است
در یک بررسی اجمالی به این نتیجه می رسیم که توقع مردم از هر نظامی "کار، امنیت و آزادی" است.
هر آنچه در بالا گفته شد، معیاریهای برای سنجش کارآیی یک دولت معمولی است. مشکل اساسی این است که در همین مدت ۱۰۰ روزه طالبان نتوانستهاند فضایی را برای گفتگو با مردم افغانستان ایجاد کند. ترس و اختناق سبب شده است مردم حرف دل شان را نتوانند بیان کنند. . با توجه به ارزشهای جهان مدرن و جامعه متحول افغانستان، به نظر می رسد این مسیر دولت داری طالبان کارا نیست. فقر، گرسنگی، بیکاری، نبود آزادی های مدنی، آزادی بیان، نادیده گرفتن تنوع اجتماعی پایه های نظام را سست می کند.
در نیم قرن اخیر افغانستان چندین بار شاهد تغییر رژیمها بوده است. اگر طالبان هم به همین شکل که در ۱۰۰ روز گذشته پیش رفتهاند حرکت کنند، بعید نیست شاهد فروپاشی یک رژیم دیگر نیز باشیم.











