طرح 'نابودی اسرائیل' در مجلس ایران؛ خطر خیال‌پردازی افراطی‌ها

ایران
    • نویسنده, محمود صدری، استاد جامعه شناسی
    • شغل, علیرضا قندریز، تحلیلگر روابط بین الملل

درمقاله پیش رو محمود صدری استاد جامعه شناسی و علیرضا قندریز تحلیلگر روابط بین الملل درباره طرح مجلس ایران برای "آماده‌سازی ترتیبات نابودی اسرائیل" تا سال ۱۴۲۰ شمسی هشدار داده‌اند. به باور نویسندگان، این طرح می‌تواند زمینه‌ای باشد برای قرار گرفتن ایران طرد مجدد ایران و خطر حمله خانمانسوز نظامی اسرائیل و متحدانش به ایران.

اعتراضات علیه اسرائیل در ایران پس از ترور محسن فخری‌زاده متخصص برنامه‌ هسته‌ای این کشور

منبع تصویر، Getty Images

توضیح تصویر، اعتراضات علیه اسرائیل در ایران پس از ترور محسن فخری‌زاده متخصص برنامه‌ هسته‌ای این کشور

روز دهم دی ماه ۱۳۹۹(۳۱ دسامبر ۲۰۲۰) گروهی از نمایندگان مجلس ایران، تحت عنوان "اقدام متقابل ایران در برابر ترور شهید سلیمانی" طرحی ارائه کردند که بنا به ماده پنجم آن: "دولت مکلفند به ایجاد ترتیبات ذیل جهت نابودی رژیم غاصب صهیونیستی تا سال ۱۴۲۰" اقدام کند. هر چند "ترتیبات" ذکر شده (ارسال کمک های مادی به ساکنان نوار غزه و پشتیبانی از راهپیمائی های برون مرزی برای اعلام حمایت از قدس) به هیچوجه وافی به مدلول ماده (از میان برداشتن اسرائیل) نیست، صرف گنجاندن این ماده در طرح مذکور بی نهایت خطرخیز است. ایکاش ممکن بود به بی تدبیری، ساده لوحی، عدم توافق صدر و ذیل (و حتی املا و انشای مغلوط و کودکانه) چنین طرحی زهر خندی زد و گذشت، اما اگر سیاست گذاران مسئول داخلی خطر آنی این طرح و بویژه ماده پنجم آن، برای امنیت ملی را جدی نگیرند، دست کم به طرد مجدد ایران از جامعه بین المللی گردن نهاده‌اند.

اگر توان تدبیر سیاسی برای معماران این طرح قائل باشیم باید بگوییم استثناطلبانی هستند که به دکترین "تلافی گسترده" (آیزنهاور) باور دارند، با این تفاوت که بکلی از مقدمات لازم و عواقب زیانبار چنین خیال جنگ افروزانه‌ای غافل‌اند. این طرح و ماده پنجم آن حتی بدبین‌ترین ناظران این مجلس استصوابی افراطی را نیز غافلگیر کرده است.

بخاطر بیاوریم که این طرح در شرایطی عنوان می‌شود که دولت آمریکا در حال گذار است و دولت‌های اروپایی که از گسترش بُرد موشکی ایران در ورای عمق استراتژیکی و ژرفای راهبردی آن اظهار نگرانی کرده‌اند نیز رغبت تازه‌ای به عادی‌سازی روابط با ایران نشان می‌دهند. البته شکی نیست که این استثناطلبی وطنی در پاسخ به استثناطلبی آمریکای ترامپ فرصت خودنمایی یافته است. اما خوشبختانه تا بحال توازن داخلی قدرت در داخل جمهوری اسلامی به سود طرفداران استراتژی عادی‌سازی روابط بین‌المللی ایران بوده است.

اما اگر برنامه‌هایی از قبیل طرح اخیر جامه عمل بپوشند، بدون تردید برخورد جامعه جهانی با ایران دگرگون خواهد شد. موظف نمودن دولت یک عضو جامعه ملل به تمهید نابودی عضو دیگری از آن می‌تواند فاجعه بازگشت کشور به ذیل فصل هفتم منشور ملل متحد - که با ظرافتی دیپلماتیک به واسطه برجام برطرف شده بود - را تکرار نماید؛ عزلتی که ایران در پی قرار گرفتن در ذیل فصل هفتم دچار آن خواهد شد، خطر حمله خانمان‌سوز نظامی اسرائیل و متحدانش به ایران را نیز دو چندان خواهد نمود.

ضرورت مبحث فوق فرصتی فراهم می کند که بار دیگر به واقعیت‌های ساختاری و دراز‌مدت روابط دو کشور اسرائیل و ایران بنگریم.

اعتراضات علیه اسرایل در ایران

منبع تصویر، Getty Images

توضیح تصویر، تظاهرات علیه اسرایل در ایران

عدم وجود دلایل طبیعی خصومت میان ایران و اسرائیل:

اولا دشمنی ایران و اسرائیل در دهه‌های اخیر صرفا برخاسته از ملاحظات ایدئولوژیک (و لذا قابل بازنگری است) بوده نه استراتژیک. این تخاصم به ابزاری در دست گروه‌های دست راستی رقیب در بازی‌های سیاسی داخلی هر دو کشور تبدیل شده است و بستر طبیعی جغرافیای سیاسی ندارد.

به عبارت دیگر هیچگونه تضاد طبیعی منافع اقتصادی، سیاسی، و ارضی میان دو کشور وجود نداشته و ندارد. برعکس، لااقل از نقطه نظر اسرائیل، میان اهداف استراتژیک دو کشور هم‌پوشی قابل ملاحظه‌ای نیز وجود داشته است.

بن گوریون، اولین نخست وزیر اسراییل در "دکترین حاشیه‌ای" خویش همه کشورهای فراسوی همسایگان عرب اسرائیل را متحدان بالقوه آن می‌شناخت. از این رو بود که اسرائیل بلافاصله پس از تشکیل در صدد ایجاد روابط دیپلماتیک با کشورهایی مانند ایران و ترکیه برآمد.

مؤلفه‌های بقای اسرائیل:

ثانیا صرف نظر از غیر"طبیعی" بودن برساخته سیاسی "خصومت ایران و اسرائیل"، امر غیر قابل انکاری (که امروز حتی کشورهای عربی غیر همسایه اسراییل نیز از آن آگاه شده‌اند) قدرت و پایداری سیاسی و اقتصادی واقعیتی به نام "دولت اسرائیل" در حوزه جغرافیایی خاورمیانه است. شرایط اسرائیل، صرف نظر از بنیه نظامی آن، در چهار سپهر بنیه ملی، آزادی های مدنی، کامیابی‌های منطقه‌ای و موقعیت جهانی آن کشور نشان می دهد که مبانی بقای ملی اسرائیل تا افقی قابل پیش بینی پایدار است.

بنیه ملی: از منظر حکومت داری، ثبات و پیشرفت داخلی کشور اسرائیل در مقایسه با دولت‌های دیگر خاورمیانه امتیاز چشمگیری دارد؛ ۹۷ درصد مردمش (با ساختار قومی بسیار متنوع آن) با سواد هستند؛ حداقل ۱۰ درصد از بودجه دولتی‌اش برای دانشگاه‌ها و مراکز آموزشی و پژوهشی آن مصرف می‌شود؛ به لحاظ شاخص توسعه انسانی از در میان ۲۰ کشور اول قرار دارد (به عنوان نمونه، تاکنون ۱۲ نفر از برندگان جایزه نوبل اسرائیلی بوده‌اند)؛ یکی از پیشرفته‌ترین کشورها در مدیریت منابع آب، انرژی خورشیدی و کنترل گرمایش است؛ در ایجاد شرکت‌های نوپا و نیز تکنولوژی‌های آینده‌نگر با کشور هایی مانند ایالات متحده رقابت می‌کند؛ به لحاظ درآمد سرانه ملی در زمره ۲۰ کشور اول جهان قرار دارد؛ و نهادهای بانکی و مالی‌اش از موفق‌ترین‌های جهان هستند. ذکر سایر دستاوردهای ملی اسرائیل مقاله دیگری می‌طلبد.

چشم‌اندازی از تل‌آویو

منبع تصویر، Getty Images

توضیح تصویر، چشم‌اندازی از تل‌آویو

آزادی های مدنی: اسرائیل در بلوغ نهادهای مدنی، آزادی های فرهنگی، شیوه زیستی، و فردی، و نیز ساختار دموکراسی سیاسی از همسایگانش به مراتب پیشرفته‌تر است، و با وجود سانسورهای امنیتی و سیاست های تبعیضی بر علیه شهروندان غیر یهودی‌اش، مدعی بر پایی یکی از متکثرترین و نهادینه‌ترین دموکراسی‌ها و یکی از آزادترین مطبوعات در سطح جهانی است.

به عنوان نمونه، یکی از ثمرات اخیر استقلال و خلاقیت هنری در اسراییل که نقشی نمادینی در برتری آن به نظام‌های تحکّمی منطقه، مانند ایران، دارد اکران سریال "تهران" است که نمایش فصل نخست آن با تحسین و استقبال عمومی روبرو شده است. گفتنی است که ایران نیز چندین سال است در کار ساخت سریال های جاسوسی "ضد اسرائیلی" بوده است، اما سریال "تهران" که طرح و اکران آن گفته می‌شود بدون موافقت یا ممیزی دولت اسرائیل تهیه شده و ای بسا سبب رنجش مقامات سیاسی و امنیتی آن کشور را نیز فراهم آورده است، آشکارا بر همتایان ایرانی خویش ترجیح دارد زیرا از دستگاه ضد جاسوسی ایران عروسکی مقوائی نساخته، تصویری تک ساحتی ارائه نداده است. اتفاقا رقیب را دارای عواطف انسانی، هوشمند و موفق نیز ترسیم کرده است - امری که در فضای هنری ایران غیرقابل تصور است.

نتیجه آنکه، نظامی که در آن مرکز سیاسی به هنرورزان پیرامون اجازه "بازی آزاد" و "مقاومت" در برابر ساخته‌های سیاسی خویش می‌دهد، هر چند هزینه سیاسی آن را می‌پذیرد، اما در دراز مدت بر غنای فرهنگی و وفاداری شهروندان به کل نظام می‌افزاید و دوام آن را تضمین می‌کند.

کامیابی منطقه‌ای: در فضای همسایگی، کشوری در پیرامون اسرائیل وجود ندارد که در موازنه ای متعادل با توان آفندی و پدافندی آن کشور قرارداشته باشد. اسرائیل در طول حیاتش، هشت نبرد بزرگ با همسایگان خود داشته که در آنها یا پیروز بلا منازعه معرکه بوده یا شکست فاحشی نخورده. در حال حاضر بجز لبنان و سوریه که هر دو درگیر بحران‌های درونی خویش هستند، با دیگر همسایگان خود روابط پایدار دیپلماتیک دارد و در ایجاد روابط سیاسی، اقتصادی، و توریستی با کشورهای عربی ورای همسایگانش نیز اخیرا شاهد پیروزی های چشمگیری بوده است.

موقعیت جهانی: در سطح جهانی نیز اسرائیل در اجرای دیپلماسی رسمی خود فعال بوده و در تنش زدایی با دولت های متخاصمش تا حدود زیادی موفق شده است. این کشور به عضویت سازمان ملل متحد دست یافته با اکثر اعضا آن روابط عادی سیاسی و اقتصادی دارد. هرچند مطالعات متعددی نشان می‌دهد که دیپلماسی عمومی اسرائیل در مناطق پیرامونی (عمدتا مسلمان نشین) چندان موفق نبوده است اما در حال حاضر هیچ کشوری (حتی آنها که اسرائیل خاکشان را اشغال یا ضمیمه کرده است) ادعای رسمی یا برنامه مشخصی در جهت نابودی دولت اسرائیل ندارند. در چنین فضایی، دعوی رسمی و "قانونی" کشوری برای نابودی یک دولت-ملت مقتدر، آباد، و مقبول در سطح بین الملل نتیجه‌ای جز فرسایش مبانی امنیت ملی و اخلال در روند توسعه کشور مدعی در پی نخواهد داشت. حتی فرهنگ کوچه و بازار ایران که چهار دهه آماج تبلیغات "ضد صهیونیستی" بوده با تردید به این شعارها می نگرد. تکرار تمسخر آمیز شعار "تا قدسو پس نگیریم، آروم نمی گگیریم" در رسانه‌های الکترونیکی نمونه گویائی از این رویکرد است.

اسرائیل

منبع تصویر، Getty Images

سخن پایانی

هرچند تنش‌زدائی و حتی عادی شدن روابط ایران و اسرائیل ماهیتا تباینی با منافع استراتژیک ملی دو کشور ندارد اما این باور که رابطه با اسرائیل تمامی یا حتی بخش عمده‌ای از مشکلات ایران را حل خواهد کرد نیز گمانی بی‌پایه است.

مورد مصر گواه خوبی است که در کنار پیوند دیپلماتیک با اسرائیل، روابط مستحکم با کشورها و نهادهای مالی جهان، برخورداری از کمک نظامی آمریکا، سرمایه‌گذاری گسترده اعراب، و نیزعایدات سالانه بیش از ۳ میلیون توریست خارجی، نتوانسته ساختار حکومت‌داری مطلوب و "حکمرانی خوب" را در فضای داخلی‌اش محقق سازد؛ و لذا توفیقی در زدودن غبار نگون بختی از مُلک و ملت خود نداشته است. در مقابل نمونه موفق مالزی قرار دارد که هرچند دولت اسرائیل را ( البته بدون ایجاد تنش امنیتی یا سیاسی) به رسمیت نمی‌شناسد، دهه‌هاست که در مسیر مطلوب توسعه و شکوفایی پایدار قرار دارد.

ایران نیز، علیرغم نداشتن رابطه با اسرائیل (امری که می تواند به گزینه ملی مقبولی تبدیل شود) با پرهیز از خیال خام نابودی یک دولت رسمی و مستحکم منطقه می تواند در توسعه ملی و همچنین حفظ ژرفای مشروع راهبردی اش موفق باشد و با تحقق الگوی حکمرانی خوب و اعطای آزادی های مدنی و فردی در داخل کشور دروازه‌های آبادی و بهروزی را به روی ملتش بگشاید.