انتخابات ریاستجمهوری آمریکا و توفیق انتخاباتی درون حزبی جو بایدن

- نویسنده, رسول نفیسی
- شغل, جامعهشناس
انتخابات ریاست جمهوری آمریکا که قرار است سوم نوامبر ۲۰۲۰ برگزار شود هر چند باتوجه به شیوع ویروس کرونا، مشخص نیست سرنوشت این رقابتها چه خواهد شد. به هر روی برتری جو بایدن بر برنی سندرز در انتخابات اخیر درون حزبی دموکراتها، بهانهای شد که رسول نفیسی، جامعهشناس در صفحه ناظران به این موضوع بپردازد.

منبع تصویر، Getty Images
در انتخابات درون حزبی دموکراتها که از ماه فوریه در ایالات مختلف در جریان بوده است و پایان رسمی آن اوائل ماه ژوئن است، "جوزف بایدن" معروف به "جو بایدن" بر تنها رقیب باقیمانده "برنارد سندرز" معروف به "برنی ساندرز" پیشی چشمگیری گرفته است.
او با در اختیار گرفتن ۱۰۹۱ "گزیننده" درمقابل ۷۷۸ گزیننده، بر رقیب انتخاباتی خود پیشی چشمگیری گرفته است که آماردانان معتقدند این فاصله عددی ۳۱۳ سرنوشت انتخاب کاندیدای حزب دموکرات را قلم زده و جو بایدن، معاون پرزیدنت سابق آمریکا، باراک اوباما، عملا نامزد این حزب در انتخابات ریاست جمهوری در ماه نوامبر است. باید توضیح بدهم که انتخابات آمریکا از مراحل چندگانهای میگذرد و در وهله اول، ایالات مختلف در "پرایمری" و "کاکس"ها رای میدهند و سپس به تعداد آراء هر کاندیدا "گزیننده ها" انتخاب میشوند که بعدا در کنوانسیون حزب در تابستان نامزدی حزب را رسما به برنده تقدیم میکنند.
موفقیت جو بایدن در مراحل اولیه مبارزات درون حزبی چندان قابل پیش بینی نبود. نام او اغلب در رده بعد از الیزابت وارن، پیت بوتیجج و برنی سندرز که مقامهای یک تا سوم را به تناوب به دست می آوردند قرار می گرفت. مثلا درانتخابات ایالت کلیدی کالیفرنیا با داشتن بالاترین تعداد برگزینندگان حزبی، برنی سندرز برنده شد و عمده برگزینندگان را از آن خود کرد. ولی به نظر میرسد که از انتخابات کارولینای جنوبی به بعد، ستاره اقبال جو بایدن درخشیدن گرفت و در سه "سه شنبه فوق العاده" که تعداد عمدهای از ایالات مراسم اخذ رای داشتند، اکثریت ایالات نصیب بایدن شد، و همان طور که ذکر شد، اکنون نامزدی بایدن تقریبا امر پذیرفته شدهای است.

منبع تصویر، Getty Images
چه عواملی باعث اقبال رایدهندگان حزبی به جو بایدن شد؟ نخست باید توجه کرد که نظر حزب همیشه با بایدن بوده است. کاندیداهای دیگر و بخصوص برنی سندرز نمی توانند جهت گیری و نظر حزب را تامین کنند. بلوک های قوی انتخاباتی مثل کارگران و اعضای اتحادیه های کارگری، زنان دانشگاه دیده بخصوص حومه نشینان شهری، رای دهندگان مسن، لاتین تبارها، افراد جناح مترقی و جوانان هریک درتعیین استراتژی حزبی نقش دارند. منتخبین جدید مثل خانم ها آلکساندریا اوکازیوکورتز، الهان عمر، رشیده طالب، و آیانا پرسلی باوجود آوازه گری بسیار طیف وسیعی را به دنبال خود ندارند. درانتخابات ۲۰۱۶ هم چون حزب نظر خوبی به سندرز نداشت با شرکت دادن وسیع افراد غیر منتخب به نام " گزینندگان ویژه" که از رهبران حزب و سایر معتمدین تشکیل یافته اند در مرحله اول انتخاب نامزدها، در واقع کفه را به نفع هیلاری کلینتون و به ضرر سندرز سنگین کرد. به نظر اکثریت دموکرات ها هرچند مبارزه انتخاباتی سندرز مثبت بوده و جوانان و افراد را به سوی حزب و انتخابات سوق داده است ولی این افراد تعداد نسبتا کمی را تشکیل می دهند و در انتخابات نهایی دمکرات ها در برابر جمهوریخواهان اکثریت لازم را تامین نمی کنند. گذشته از این، جوانان باوجود اظهار علاقه به کاندیدای مورد نظر خود در نظر سنجی ها، در روز انتخابات کمتر از سایر بلوک های انتخاباتی درپای صندوق رای حضور می یابند.
امسال هم طبیعتا نظر حزب با بایدن است. رای ایالت کارگری میشیگان به بایدن با فاصله زیاد از سندرز در تامین نظر حزب کارساز بود. در انتخابات پیشین این ایالت به سندرز رای داده بود. نظر موافق حزب را می توان در کنار کشیدن بیشتر کاندیداهای ناموفق به نفع بایدن درست پیش از انتخابات "سه شنبه های فوق العاده" نیز ملاحظه کرد. پیت بوتیجج بعد از مذاکره با پرزیدنت کارتر خود را از مبارزه انتخاباتی کنار کشید و حمایت خود را از جو بایدن اعلام کرد. گذشته از این، آن واقعیتی که جلو افتادگی چشمگیر بایدن را کلید زد، حمایت بی دریغ نماینده مجلس بانفوذ و اآفریقایی تبار "جیمز کلیبرن" از بایدن بود.
آفریقایی تبارها در این ایالت و ایالات بعدی تقریبا در اکثریت مطلق به بایدن رای دادند. بایدن به عنوان معاون هشت ساله اولین پرزیدنت آفریقایی تبار در بین رای دهندکان سیاه پوست از محبوبیت برخوردار است. البته می توان تصور کرد که این اقدامات کاملا مستقل از نظر حزب هم صورت گرفته باشد. اراده جمعی دمکرات ها برای پایان دادن به ریاست جمهوری ترامپ به هر شکل ممکن احتمال دارد که آنان را متحد کرده باشد. تجربه شکست سال ۲۰۱۶ هنوز در اذهان زنده است. البته سندرز که عامل اصلی تقسیم آراء دمکرات ها در آن سال بود امسال هنوز هم بر سر حرف خود باقی است و باید دید که آیا نظر اکثریت ناظران را در جهت متوقف کردن مبارزات انتخاباتی خود می پذیرد یانه.
بیشتر بخوانید:
برنامه های کاندیداها و نوع برداشتی که از آن برنامه ها وجود دارد البته عامل اصلی انتخابات است. جذابیت اصلی سندرز در ارائه برنامه های مردم پسند و شعارهایی است که درفرهنگ محافظه کار آمریکایی انقلابی به حساب می آید. مجانی کردن کل سیستم بهداشتی حتی برای بیگانگانی که بطور غیرقانونی در کشور زندگی می کنند، آموزش و پرورش مجانی تا سطوح دانشگاهی، و حفظ و نجات محیط زیست در صدر برنامه های او قرار دارد. این برنامه ها که بنا بر نظر بعضی از متخصصین تا شصت تریلیون دلار در دهه آتی هزینه خواهد داشت و نیز شعارهای ضد سرمایه داری و ضد رژیم سندرز راز جذابیت او برای افراد مترقی و جوانان است. سندرز معتقد است که با مالیات بستن بر درآمد و اموال میلیاردرها مخارج را تامین خواهد کرد؛ ادعایی که به نظر بسیاری غیرعملی است و خطرناک برای بزرگترین (یا دومین) اقتصاد جهان. دموکرات ها می دانند که به فرض انتخاب شدن سندرز هم مجلسین کاملا جلوی هر لایحه ای را که از طرف سندرز تقدیم شود خواهند گرفت و به همین لحاظ سندرز از "انقلابی" صحبت می کند که ابعاد آن را فقط خود او می داند و مجلسین هم طی آن عوض خواهند شد. آن چه که آشکار است این است که برنامه سندرز، اعم از این که عملی باشد یا نباشد، بسیاری از بلوک های انتخاباتی حزب را می هراساند. آمار نشان می دهد که زنان دانشگاه رفته حومه نشین که یکی از عوامل اصلی پیروزی دمکرات ها در چندسال اخیر بوده اند از برنامه های سندرز نادلخوشند و حتی نمی خواهند با طرفداری از او "سوسیالیست" نامیده شوند. عمده طرفداران این شعارها تنها افراد مترقی و جوانان دانشگاهی زیر سی سال هستند که رای دادن آن ها در موقع انتخابات سراسری مورد تردید است.

منبع تصویر، Getty Images
بایدن درست نقطه مقابل سندرز است. بایدن، برخلاف سندرز یا کاندیدای مترقی دیگر خانم سناتور وارن، اصلا به تغییرات ریشه ای و انقلابی نمی پردازد بلکه کاملا متوجه این واقعیت است که انتخابات امسال مربوط به اقتصاد و بازار نیست که تا بحال، یعنی قبل از پخش ویروس کورونا، به نسبت خوب عمل کرده است.
این انتخابات عمدتا رفراندمی است درباره عملکرد پرزیدنت ترامپ در کلیت آن. او در سخنرانی پیروزی بعد از آخرین سه شنبه فوق العاده، ترامپ را مورد انتقاد قرار داد و نه تنها از سندرز انتقاد نکرد بلکه او را دعوت کرد که به کمک هم ترامپ را شکست بدهند. بایدن در سخنرانی ای که مطابق میل همه جناح های حزبی بود وعده داد که یک زن را به معاونت خود برگزیند، به مبارزه برای محدودکردن انواعی از اسلحه های قانونی بپردازد، به دوازده میلیون مهاجر غیرقانونی لاتین تبار کمک کند، حتی مجانی کردن دانشگاه های دولتی را مدنظر قرار دهد. او نه تنها انقلابی نیست بلکه به این قانع است که برنامه های باراک اوباما را ادامه داده و تکمیل کند. قصد بایدن این است که آرامش و ثبات دوره اوباما را تاکید کند و نوعی بازگشت به آن را وعده دهد. وضعیت بهداشت را بر اساس طرح "بهداشت اوباما" ادامه دهد و روابط آمریکا را با جهان بهبود ببخشد. به نظر می رسد که بایدن کاندیدای طبیعی اکثریت حزب باشد و در سطح ملی نیز بتواند طرفدارانی بیشتر از سندرز بیاید (البته طرفداران سندرز هم به نظر سنجی هایی اشاره می کنند که پیروزی سندرز بر ترامپ را در انتخابات عمومی محتمل می دانسته است).

منبع تصویر، Getty Images
آنچه که اوج گیری ناگهانی بایدن فرض می شود در واقع باید ظهور دیرهنگام او نامید. انتخابات درون حزبی تا زمانی که بطور جدی به راه نیافتاده بود، رای دهندگان به ایده های نو و نآآشنای نامزدهایی چون بوتیجج و وارن و سندرز رای میدادند. ولی هنگامی که انتخابات شکل جدی به خود گرفت و مطلب "شکست دادن ترامپ" عمده ترین موضوع انتخاباتی شد، بسیاری به این واقعیت توجه کردند که "آن کاندیدائی که افکاری مشابه من دارد به کنار، ببینیم کدام کاندیدا توان مقابله با ترامپ را دارد." این مطلب را یکی از کاندیداها به نام "تام استایر" خطاب به بوتیجج جوان که در آن برهه از زمان درخشیده بود چنین خلاصه کرد: "این کافی نیست که چقدر پسر خوبی باشی، بلکه آنچه ما نیاز داریم کاندیدایی است پوست کلفت که بتواند از پس این ترامپ بربیاید."
به یک لحاظ می توان این جلسه مناظره را آغاز تغییر ضرب آهنگ انتخابات به نفع بایدن به حساب آورد که دارای سوابق طولانی در امور دولتی و انتخابات و مناظرات انتخاباتی است. بایدن به لحاظ معاونت پرزیدنت اوباما اکثریت آراء بلوک آفریقایی تباران را از آن خود می کند. اکثریت رای دهندگان مسن نیز که ثابت ترین رای دهندگان آمریکا هستند با بایدن توافق دارند در حالی که ایده های "سوسیالیستی" سندرز آنان را می هراساند. زنان تحصیل کرده دانشگاهی نیز از بایدن حمایت می کنند. نهایتا بلوک عمده کارگران و اعضای اتحادیه های صنفی است که به نظر می رسد در بست طرفدار بایدن باشند. بایدن درکلیه انتخابات گذشته هم خود را به کارگران نزدیک کرده و از حمایت آن ها بهره برده است. همین امر از نظر حزب دمکرات اهمیت اساسی دارد. به تحلیل این حزب، ترامپ با توسل به کارگران در انتخابات پیشین برنده شد و بایدن در این انتخابات محتمل است که این برگ برنده را ازدست رقیبی خارج کند که او نیز خودرا منتخب کارگران می داند.

منبع تصویر، Getty Images
سناتور برنی سندرز مثل اغلب انقلابیون اعتنای چندانی به واقعیات سیاسی ندارد و تنها خواستار ادامه "نهضت" خود است و معرفی کردن بیشتر افکار سوسیالیستی خود. سندرز به درستی می گوید که در هنگامی که او مبارزه انتخاباتی علیه هیلاری کلینتون را آغاز کرد، اغلب شعارهای او کفرسیاسی تلقی می شد. ولی اکنون بسیاری ایده های او را نرمال فرض کرده و حتی کاندیداهای دیگر نیز در ابعادی آن را تکرار می کنند. سندرز درست می گوید، ولی سوال این است که تکلیف واقعیت موجود که همان مبارزه با پرزیدنت ترامپ است جه می شود؟ ترامپ به راحتی تصویری مثبت از وضعیت اقتصادی موجود (با رجوع به دوره قبل از کورونا) ترسیم خواهد کرد و سندرز را دشمن ترقی و رفاه خواهد نمایاند و این شعار موافقت بسیاری را در پی خواهد داشت. شاید به همین لحاظ است که در بعض پرایمری ها بازگفته می شود رهبران حزب جمهوریخواه اعضاء را تشویق می کنند که به نفع سندرز رای بدهند. چرا آقای سندرز که به سرنوشت "نهضت" خود دلبسته است، بجای شرکت در انتخابات ریاست جمهوری غالبا بی حاصل، به فکر تاسیس یک حزب سوم، یک حزب "سوسیالیست دمکرات" نیست؟ به چه دلیل افراد مترقی در آمریکا در فکر نهادسازی نیستند و به یک حساب به وضع موجود دلخوش کرده اند و مطابق قواعد بازی ای که به آن اعتقاد ندارند بازی می کنند؟











