انتخابات مجلس و برزخی که اصلاح طلبان در آن گرفتارند

ناظران
    • نویسنده, جواد کوروشی
    • شغل, روزنامه نگار

جواد کوروشی، روزنامه نگار در یادداشتی برای صفحه ناظران درباره استراتژی اصلاح طلبان در انتخابات پیش روی مجلس نمایندگان ایران نوشته است.

خاتمی

منبع تصویر، Getty Images

توضیح تصویر، محمد خاتمی، رئیس دولت اصلاحات ۲۸ تیر ماه در دیدار با اعضای شورای مرکزی "حزب پیشرو اصلاحات" از جمله گفت: "انتخابات شرط کافی برای استقرار یک مردم‌سالاری نیست اما شرط لازم است" بنابراین "نباید اصل انتخابات را زیر سوال برد". رئیس جمهوری پیشین از "مردم ناراضی" و اصلاح‌طلبان خواسته است "از خودگذشتگی کنند و به خاطر ایران پای صندوق‌ها بیایند تا جلوی خطر اصلی گرفته شود."

حدود هفت ماه مانده به انتخابات دوره یازدهم مجلس شورای اسلامی دراسفند ماه سال جاری، رقابت های انتخاباتی، دست کم، میان اصلاح طلبان، آغاز و به شدت در جریان است. مهمترین دلیل این رقابت های زود هنگام، اوضاع آشفته اصلاح طلبان است. آن ها ظاهرا امیدوارند با دامن زدن به بحث های درون خود در چند ماه مانده به انتخابات، موقعیت خود را در ساختارسیاسی و اجتماعی وانگری و تا اندازه ای سروسامان بدهند.

اصلاح طلبان در انتخابات دوره پیش مجلس توانستند با فهرست موسوم به امید، همه کرسی های مجلس در تهران و برخی از شهرهای مهم را صاحب شوند. اما عملکرد این فراکسیون از نگاه برخی منتقدان ناامید کننده بوده است و فراکسیون امید و رییس آن در تیررس انتقادات تند قرار دارند. بنابراین انتخابات آینده مجلس برای اصلاح طلبان انتخابات دشوار و سرنوشت سازی است و کسب رای مردم و جلب اعتماد آنها به سادگی گذشته نخواهد بود.

محمد خاتمی، رئیس دولت اصلاحات در دیدار با اعضای شورای مرکزی "حزب پیشرو اصلاحات" از جمله گفت: "انتخابات شرط کافی برای استقرار یک مردم‌سالاری نیست اما شرط لازم است" بنابراین "نباید اصل انتخابات را زیر سوال برد". رئیس جمهوری پیشین از "مردم ناراضی" و اصلاح‌طلبان خواسته است "از خودگذشتگی کنند و به خاطر ایران پای صندوق‌ها بیایند تا جلوی خطر اصلی گرفته شود."

اگرآقای خاتمی شهروندان را "به خاطر ایران" به رای دادن فرا می خواند، سعید حجاریان یکی از مهمترین تئوریسین های اصلاح طلبان حضور در انتخابات را به رفتار اصولگرایان پیوند می زند و می گوید باید "منتظر بمانیم و ببینیم هسته اصولگرایان بنا دارند چگونه انتخاباتی را برگزار کنند." به باورآقای حجاریان مشکل این است که: "اصولگرایان از ناحیه قدرت حمایت می شوند ... اما اصلاح‌طلبان بهره‌ای از این حمایت‌ها نبرده" اند. بنابراین و به گفته آقای حجاریان: "باید اصولگرایان را دموکراتیک کنیم."

مصطفی تاج‌زاده از دیگر چهره های شاخص اصلاح طلبان هم با اشاره به "وضعیت ویژه" می گوید اصلاح طلبان با چهار استراتژی عبور از انتخابات، واگذاری انتخابات، حضور بی‌قید و شرط و مشارکت مشروط در انتخابات روبرو هستند. آقای تاج‌زاده استراتژی عبوراز انتخابات را خطرناک ارزیابی می کند چون به باور او خشونت‌ به دنبال دارد. عدم شرکت در انتخابات و قبول استراتژی واگذاری انتخابات هم باعث به انزوا کشیده شدن اصلاح طلبان می شود. استراتژی سوم، یعنی حضور بی قید و شرط در انتخابات هم، که سال‌های ۹۲ تا ۹۶ جواب داد، آن چنان که آقای تاج زاده می نویسد، امروز دیگر جواب نمی‌دهد. بنابراین تنها آلترناتیو برای اصلاح طلبان مشارکت مشروط در انتخابات است. اما در اینجا آقای تاج زاده روشن نمی کند این "شروط" چه می توانند باشند و در برابر چه کسانی باید مطرح شوند.

به گفته این فعال سیاسی اصلاح طلب نهایت این استراتژی این است که هرکس با "هسته قدرت" تعامل داشته باشد می‌تواند فعالیت کند.

بنابراین هم در نظریه پردازی های حجاریان و هم در گفته های تاجزاده چانه زنی با رقیب و تعامل با هسته قدرت (رهبر جمهوری اسلامی) باید مهمترین محورهای سیاست ورزی و تلاش اصلاح طلبان باشد تا با چانه زنی در"بالا" صاحبان قدرت را، که باز در گفتمان آنان مجهول می ماند، قانع کنند، تا گوشه چشمی هم به اصلاح طلبان داشته باشند.

در حالی که این نگرش همان انتقادی است که هواداران "پیشین" اصلاح طلب ها به آنان دارند.

هاشم آقاجری از چهره های شاخص پیشین اصلاح طلب بر این باور است که چون اصولا نظام جمهوری اسلامی قابل اصلاح نیست، نیازی به اصلاح طلبان نیست تا برای اصلاح آن مبارزه کند. به باور آقای آقاجری، اصلاح طلبان از مردم عقب افتاده اند و معلوم نیست با چه عاملی می خواهند به مردم برای شرکت در انتخابات انگیزه بدهند. هاشم آقاجری می گوید تنها تکیه بر نقض نظارت استصوابی نمی تواند به خواست های شهروندان پاسخ دهد. چون در مجلس ششم به رغم این که اصلاح طلبان اکثریت داشتند، آنان کاری از پیش نبردند. این واقعیت، به گفته آقای آقاجری، نشان می دهد که اصلاح نظام تنها با به پای صندوق رای رفتن ممکن نیست بلکه اصلاح طلبان بایستی تحول خواه شوند و با جنبش های اجتماعی پیوند بر قرار کنند. بنابراین برای دست یابی به خواست های دموکراتیک باید "نیروی سومی" به میدان بیاید.

ابوالفضل قدیانی، فعال سیاسی و عضو ارشد سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی از هاشم آقاجری هم جلوتر می رود و با انتقاد چندباره از رهبر جمهوری اسلامی می نویسد: "تا زمانی که آقای خامنه‌ای بر مسند حکمرانی تکیه زده و بر حکومت نامشروع خود اصرار می‌ورزد ملت ایران روی آرامش و سعادت را نخواهد دید."

حجاریان

منبع تصویر، Mizan

توضیح تصویر، سعید حجاریان می گوید: "اگر شرایطی به وجود بیاید و مانند کشورهای دموکراتیک ... انتخابات شفاف شود و هیچگونه حمایتی صورت نگیرد، ... نه اصولگرایی باقی می‌ماند و نه اصلاح‌طلبی."

آیا اصطلاح طلبان خود اصلاح پذیرند؟

اما به نظر می رسد اصلاح طلبان پس از حدود بیست و دو سال حضور در صحنه سیاست جمهوری اسلامی هنوز در همان جایی مانده اند که فعالیت سیاسی خود را آغاز کردند. آنان هنوز چیزی بر خواست های اولیه خود نیافزوده اند و مهمترین خواست و هدف سیاسی شان هنوز بهره گرفتن از شرایط مساوی مانند اصولگرایان در انتخابات و شراکت در قدرت است. اصلاح طلبان با تمرکز بر این خواست ابتدایی و تکیه بر تظلم خواهی از رهبر، اصل موجودیت خود یعنی پاسخ گوئی به خواست های به حق شهروندان را به کلی فراموش کرده اند.

اما جنبش ها و خواست های مردمی ایران در دو دهه گذشته گسترش زیاد و اشکال متفاوتی پیدا کرده اند. اصلاح طلبان در برابر جنبش ها و اعتراض های زنان، کارگران، معلمان، روزنامه نگاران، فعالان حفظ محیط زیست، پژوهشگران دو تابعیتی و... بی تفاوت مانده اند و ظاهرا براین باورند که این فعالان و جریان های سیاسی نمی توانند نقشی در ساختار قدرت ایران آینده داشته باشند.

کوتاهی اصلاح طلبان در حمایت از جنبش های اجتماعی در حالی است که "هسته قدرت" فشار بر منتقدان و مخالفان خود را به گونه ای بی سابقه افزایش داده و مخالفان را به زندان های چند ده ساله محکوم می کند.

از سوی دیگر اصلاح طلبان ناتوانی نظام جمهوری اسلامی برای اداره کشور و تامین نیازهای روزمره شهروندان را به وجود یک "دولت پنهان" ارجاع می دهند، اما از اشاره به مرکز اصلی این هسته قدرت که بیت رهبری است بیم دارند و طفره می روند.

همچنین با این که در سال های اخیر اصلاح آنان عملا در دولت و مجلس حضور دارند، بارها به عنوان منتقد با اصولگرایان تندرو هم صدا می شوند، در حالی که به خوبی می دانند که دو قوه مقننه و مجریه برای اداره کشور اختیارات بسیار محدودی دارند و تصمیم گیری های کلان و حساس در جای دیگری گرفته می شود.

بیشتر بخوانید:

به رغم تمام این مشکلات نباید موجودیت سیاسی اصلاح طلبان را تمام شده ارزیابی کرد. اصلاح طلبان هنوز هم بر طیفی از جامعه نفوذ دارند. اما از یک سو سطح اختناق و ناکارآیی نظام جمهوری اسلامی به اندازه ای است که چشم انداز تغییر پذیری و اصلاح آن را مشکل می کند و از سوی دیگر اصلاح طلبان نه می توانند و نه می خواهند که با "هسته قدرت" در بیفتند. آن ها از آنجا که می دانند، هرگونه رفرم و اصلاح ساختاری این نظام مترادف با پیامدهای غیر قابل پیش بینی و در نتیجه به خطر افتادن احتمالی موجودیت سیاسی و اجتماعی آنها می شود، مجبورند دست به عصا باشند.

برزخی که اصلاح طلبان در آن گرفتارند، این است که آنان موجودیت سیاسی خود را با نظام جمهوری اسلامی پیوند زده اند، و حتی به فرض این که این نظام را اصلاح پذیر هم بدانیم، آنان هیچ انگیزه و تصوری برای دموکراتیزه کردن حکومت ندارند. همان گونه که سعید حجاریان می گوید: "اگر شرایطی به وجود بیاید و مانند کشورهای دموکراتیک ... انتخابات شفاف شود و هیچگونه حمایتی صورت نگیرد، ... نه اصولگرایی باقی می‌ماند و نه اصلاح‌طلبی." همان شعاری که در اعتراض های دی ماه ۱۳۹۶داده شد: "اصلاح طلب، اصولگرا، دیگه تمومه ماجرا".

بنابراین و شاید باید به آقای آقاجری حق داد که نهایتا احتمالا از فرایند این کش و قوس های سیاسی اصلاح طلبان و برزخی که آنان در آن گرفتارند، نیروی سیاسی جدیدی یا نیروی سومی متولد شود که معادلات قدیمی را به هم بریزد.