شما در حال مشاهده نسخه متنی وبسایت بیبیسی هستید که از داده کمتری استفاده میکند. نسخه اصلی وبسایت را که شامل تمام تصاویر و ویدیوهاست، مشاهده کنید.
بازگشت به وبسایت یا نسخه اصلی
اطلاعات بیشتر درباره نسخه لایت که برای مصرف کمتر حجم دادههاست
بحران سیل؛ ترسالی و خشکسالی با طعم بحران مدیریتی
- نویسنده, نیکآهنگ کوثر
- شغل, روزنامهنگار حوزه آب و زمینشناس
نیک آهنگ کوثر، روزنامه نگار در یادداشتی برای صفحه ناظران به مناسبت سیل های اخیر به بحث سد سازی و مشکلات زیست محیطی آن برای ایران پرداخته است.
بارشهای اخیر در جایجای ایران، این احساس را در میان بسیاری از شهروندان و مدیران ایجاد کرده که به پایان دوران سخت خشکسالی رسیدهایم. اینکه در فاصله چند روز، میزان بارش در برخی مناطق از کل بارندگی متوسط سالانه فراتر رفته، حتی وزیر نیرو را به این نتیجه رسانده که وارد دوران ترسالی شدهایم.
بعضی از کارشناسان گمان میکنند که با افزایش میزان بارش، مقدار آبهای تجدیدپذیر نیز زیادتر از گذشته خواهد شد و نگرانی بابت کمبود آب رفع خواهد شد. برخی از سخنوران ادعا میکنند که دوران خشکسالی ۳۰ ساله پایان یافته است.
بعد از چند سال سکوت نسبی، در برخی شبکههای اجتماعی، مطالب توجیه کننده سدسازی از نو پخش میشود و کارکنان و مشاوران شرکتهای سدسازی به دنبال دفاع و گسترش و تبلیغ تفکر سازهای برای مدیریت آب هستند.
اما مشکل آیا میزان بارندگی است یا نحوه مدیریت بارندگی و آبهای سطحی و زیرزمینی؟
ایران، تمدنی کاریزی دارد و برای سه هزار سال بیشترین آب مصرفی ایرانیان، از آبخوانها و از طریق قناتها یا همان کاریزها تامین شده است. بعد از جنگ جهانی دوم که اصل ۴ ترومن قرار بود به داد ایران برسد تا عملاً در دام شورویها نیافتد، فنآوری حفر چاههای عمیق وارد ایران شد و موتور پمپهای قدرتمند راهشان را به سرزمین پارس یافتند. از آن زمان تا امروز، اکثر قناتها خشکیدهاند و بیشتر از ۸۰۰ هزار چاه حفر شده است. امروزه، ۴۳۰ هزار چاه غیر مجاز در ایران داریم و برداشت آب از خیلی از چاههای مجاز، بیشتر از حد مجاز است.
در سال ۱۳۹۲، رئیس سازمان حفاظت محیط زیست اعلام کرد که ۸۵٪ منابع آبهای زیرزمینی ایران از دست رفته است. علت، برداشت بیش از حد آب زیرزمینی اعلام شد. اما "برداشت بیش از حد" به چه معنایی است؟ اگر میزان برداشت آب از آبخوان بیشتر از آبی است در طی زمان به سفره آب زیرزمینی افزوده میشود(تغذیه طبیعی آبخوان)، تعادل به هم میخورد. به همین دلیل است که مدیران منابع آب زیرزمینی به دنبال روشهای تغذیه مصنوعی میروند تا سطح سفره را ثابت و متعادل نگاه دارند. چه از طریق تزریق آب سطحی به سفره و یا پخش سیلاب بر آبخوان، و یا تغذیه با فاضلاب تصفیه شده. اما این مساله در ایران به درستی اتفاق نیافتاده است. در نتیجه، تعداد بسیار زیادی از آبخوانها و دشتهای ایران به واسطه اضافه برداشت، از آب خالی شده و نتیجه چنین اتفاقی، از بین رفتن تخلخل آبرفتها و نشست زمین بوده است. نشست، آغازین مرحله مرگ زمین است و بیابانی شدن.
اما سوالی که برای دلنگرانان وضعیت آب در ایران پیش میآید این است که با توجه به بارندگیهای اخیر، آیا اتفاق مثبتی برای آبخوانهای ایران خواهد افتاد؟ آیا میتوان بعد از چند سال سختی کشیدن و تحمل بیآبی، کشاورزانی که زمین و خانهشان را ترک و روانه حاشیه شهرها شده بودند، دوباره راهی خانه و کاشانهشان خواهند شد؟ آیا حاشیهنشینی ناشی از بیآبی، پایان خواهد یافت؟
پاسخ به این سوال، برخلاف انتظار خیلیها، میتواند منفی باشد. چرا؟ اگر ساختار مدیریت منابع آب زیرزمینی و آب سطحی تغییر نکند، اگر گفتمان حکمرانی آب به سمت پایدار شدن نرود، حتی با وجود افزایش نسبی بارندگی، اتفاق مثبتی نخواهد افتاد.
آیا بدون تغییر در منطق تولید کشاورزی و نحوه آبیاری، مدیریت منابع آب، مصرف در سه بخش کشاورزی، صنعتی و شهری، باید منتظر معجزه باشیم؟ در ایران، آبیاری غرقآبی و کاشت محصولاتی که آب بیشتری میبرند، از جمله عوامل نابودی منابع آب به حساب میآید. سیاست کلی و ایدئولوژیکی ساختار سیاسی برای رسیدن به خودکفایی کشاورزی و تولید بیش از توان غله، نفس آبخوانها را گرفته است.
در کمبارش ترین سالها، بخش زیادی از آب باران در حوضههای آبخیز به هدر رفته است. اگر میزان بارندگی سالانه تغییر نمیکرد، با اندکی سرمایهگذاری در طرحهای مدیریت آبخوانها، میشد بین ۳۰ تا ۴۵ میلیارد متر مکعب به میزان آب تجدیدپذیر کشور افزود. این در وضعیتی است که میزان آب تجدیدپذیر بنا به گفته کارشناسانی، به حدود ۸۰ میلیارد متر مکعب تقلیل یافته بود.
پنج سال و نیم پیش، گروهی از نمایندگان مجلس طرح ملی جمع آوری آب باران را ارائه کردند که چند بار دست به دست شد با وجود ایرادهایی که مرکز پژوهشهای مجلس از آن گرفته بود، میتوانست آغازی برای مدیریت بهتر بارشها در جهت منافع شهروندان و محیط زیست باشد. این طرح رد و نهایتاً بایگانی شد.
در شکل نزدیک به ایدهآل وجود چنین طرحی برای جمع آوری آب باران، اگر مدیریت سیلابها از سرشاخه رودخانهها در بالادست حوضههای آبخیز آغاز، و بخشی از بودجه وزارت نیرو صرف کمک به تغذیه آبخوانها میشد، چه اتفاقی میافتاد؟
- در بسیاری از مناطق، با ایجاد بندهای انحرافی و حوضچههای آرامش، سرعت سیلاب در نهرها و سرشاخهها گرفته میشد، آن هم همراه با رسوبگذاری مواد معلق موجود در سیلاب. به این ترتیب، هم قدرت تخریبی سیلاب کاهش مییافت و هم بخشی از آب باران جذب سفره آب زیرزمینی میشد. این یعنی کاهش خسارت سیل و ذخیره همزمان آب.
- تغذیه آبخوان منتهی به تعادل تدریجی سفرههای آب زیرزمینی و افزایش حجم ذخیره آب همراه با افزایش کیفیت و کاهش شوری میشد، آن هم در شرایطی که آب زیرزمینی در معرض تابش مستقیم خورشید نیست و میزان تبخیر به حداقل میرسد.
- کاهش سرعت آب، قدرت تخریبی و فرسایشی سیلاب را میگیرد و رسوب ذرات معلق کوچکتر، لایهای از خاک بر روی دشتها میکشد. این درست بر خلاف روند بیابانزیایی است.
- افزایش ذخیره آبخوانها، علاوه بر رفع کسری ناشی از برداشتهای چند دهه اخیر، پساندازی برای آیندگان میشد.
اما چنین اتفاقی تا کنون نیافتاده و توجه ساختار مدیریتی به صرف بودجههای کلان در پروژههای سدسازی و انتقال آب است؛ برنامههایی پرهزینه و کم بازدهتر از مدیریت آبخوانها. بر اساس محاسبات دولت، ظرفیت آبخوانهای کشور، بیشتر از ۱۲ سال بارندگی سالانه است، یعنی حدود ۵۰۰۰ میلیارد متر مکعب و اگر میزان آبهای تجدیدپذیر به ۱۰۰ میلیارد متر مکعب در سال برسد، آبخوانها امکان ذخیره معادل ۵۰ سال منابع آب تجدیدپذیر کشور را خواهند داشت.
اما گفتمان مدیریتی آب در جمهوری اسلامی، سازهای است، نه سازگار با محیط زیست و اقلیم ایران. مدیران به فکر ساخت سدهای جدید هستند، حتی با وجود اثبات آسیب تعداد زیادی از سدها به آبخوانها و رودخانهها و محیط زیست. چند سال پیش، چیت چیان، نخستین وزیر نیروی دولت روحانی، خود با انتقاد از سدسازیهای افراطی گفت با وجود سدهای زیادی که ساخته شده، آب کافی برای پر کردن این همه سد وجود ندارد.
ساخت سد در جمهوری اسلامی برای ذخیره آب و تولید انرژی و تا حدی مدیریت و تنظیم رودخانهها است، اما در دنیای امروز، سدسازی نقش عمدهای در تنظیم رودخانهها بازی میکند. برخی، سدها را حساب جاری آب میخوانند، چرا که برخلاف آبخوانها، مدت زمان حضور آب در سدها طولانی نیست. نکته انحرافی در مورد سدها هم همین کارکردشان در مقابل ذخیره آب است. اگر سدی پر آب باشد و بارانی ناگهانی در بگیرد و سیل بیاید، تنظیم سیلاب ورودی به سد سخت میشود، چرا که میبایستی سد را از قبل خالی کرده باشند. این در حالی است که مدیران سدها، گاهی دلشان نمیآید آب ذخیره شده را از دست بدهند. به همین واسطه، در برخی مواقع، سدها جوابگوی سیلابهای بزرگ نیستند.
مساله دیگر اما، فقدان توجه مدیران به اهمیت سیلاب است. به عنوان مثال، بسیاری از دشتها و جلگههای ایران، سیلابی هستند و به واسطه آمدن سیلابهای بزرگ و رسوبگذاری در طی هزاران هزار سال تشکیل شدهاند. سیل در حالت طبیعی، مواد معدنی و آلی فراوانی از سرشاخهها و بالادست حوضه آبخیز به سمت پایین میآورد. سیل، باعث تغذیه بسیاری از جانداران درون حوضه میشود. ایجاد مانع بر سر رسیدن بسیاری از این مواد از طریق ساخت سد، آسیبهایی را به مصرف کنندگان طبیعی موارد آلی و معدنی میرساند.
در طول دهههای اخیر، مدیران شهری و کشوری، بدون توجه به اهمیت حفاظت از مسیلها، بر روی این رودخانهها، ساخت و ساز کردهاند. ساخت جاده و پارک در کنار تنگ الله اکبر شیراز، به خاطر یک بارندگی محدود تبدیل به سیل شد و جان گروهی از شهروندان را گرفت. ایجاد سازههای بزرگ بر رودخانهها بدون آنکه سازگار با محیط باشند، معمولاً منتهی به برکت نخواهد شد.
با توجه به حرفهای اردکانیان وزیر نیروی کابینه دوم روحانی در باره ترسالی، و سخنان پیشین او در ارتباط با ساخت سدهای جدید، میتوان پیشبینی کرد که پروژه عمده دولت روحانی برای مهار سیلابها از کانال سدسازی خواهد گذشت.
سدسازی، به خودی خود ایرادی ندارد، به قول کاوه مدنی، محقق برجسته مدیریت منابع آب در دانشگاه ییل، سد مانند چاقو میماند هم میتواند آدم بکشد و هم میتواند مانند تیغ جراحی، جانها را نجات دهد. وزارت نیرو اما، ظاهراً جنبه درمانی این چاقو را چندان نپسندیده است. وضعیت محیط زیست و حوضههای آبخیز و آبخوانهای ایران، گواهی بر نگاه مدیریتی دولت و وزارت نیرو دارد.
به این ترتیب، و با شناخت سابقه این دستگاه و مدیران سازهای حاکم، نمیتوان منتظر آیندهای بهتر بود. فراموش نکنیم که مشکل آب، پیچیده است و یک راه حل ندارد. برای مناطق مختلف، باید به دنبال راه حلهایی سازگار با شرایط رفت. شاید جایی، سد، بهترین گزینه باشد اما وقتی در بسیاری از مناطق، گزینههای بهتری وجود داشته باشد، در اولویت قرار دادن سدسازی محل اشکال است. به عبارت بهتر، باران بیشتر حتما به معنی بهتر شدن شرایط نیست.