شما در حال مشاهده نسخه متنی وبسایت بیبیسی هستید که از داده کمتری استفاده میکند. نسخه اصلی وبسایت را که شامل تمام تصاویر و ویدیوهاست، مشاهده کنید.
بازگشت به وبسایت یا نسخه اصلی
اطلاعات بیشتر درباره نسخه لایت که برای مصرف کمتر حجم دادههاست
زبان مادری در هیاهوی بحثهای موافق و مخالف
- نویسنده, ساقی لقایی
- شغل, روزنامه نگار
آنچه انسان در کودکی به عنوان نخستین زبان آن را میآموزد و توان اندیشیدن و سخن گفتن به آن را دارد؟ یا صرفا زبان اتنیکی و محلی که در دایره اجتماعی کوچکتر کاربرد دارد؟
زبان مادری مسئلهای است که در حوزههای گوناگون زبانشناسی، جامعهشناسی، آموزش، علم، تاریخ، اقتصاد، و سیاست و قدرت قابل بررسی است. نه میتوان در یک نوشتهی کوتاه برای آن نسخه پیچید و نه میتوان بحث دربارهی آن را تنها به یک جنبه خلاصه کرد.
زبانهای گوناگون در طول زمان با تحولات تاریخی و تغییر مناسبات قدرت تغییر یافتهاند و بر اساس پیشرفت یا پسرفت جوامع در زمینههای گوناگون رشد و توسعه یافته و یا کمکاربردتر شده و از میان رفتهاند.
در ایران بیش از ۷۵ زبان و گویش رایج است و از این میان اغلب مردم ایران احتمالا تنها چند زبان را میشناسند که یا گویشور بیشتری دارند و یا افراد به واسطهی خاستگاه خانوادگیشان با آنها آشنا هستند و این امری طبیعی است. در کشورهایی مثل ایران که تنوع اتنیکی و زبانی فراوان دارند، معمولا زبانی میانجی برای ارتباط همه مردم با هم و برای مناسبات رسمی انتخاب میشود.
بر اساس اصل پانزدهم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، "زبان و خط رسمی و مشترک مردم ایران فارسی است. اسناد و مکاتبات و متون رسمی و کتب درسی باید به این زبان و خط باشد ولی استفاده از زبانهای محلی و قومی در مطبوعات و رسانههای گروهی و تدریس ادبیات آنها در مدارس، در کنار زبان فارسی آزاد است." اصلی که بخش دوم آن نه تنها در چهل سال گذشته عموما اجرا نشده، بلکه در مواردی کوشندگان در حوزه زبان مادری با برخوردهای قهرآمیز حکومتی با اتهامات سنگین امنیتی مواجه شدهاند و طی دادرسیهای ناروشن و ناعادلانه محکوم و مجازات شدهاند.
گذشته از نگرش رژیم جمهوری اسلامی به مقوله زبان مادری، در میان مخالفان حکومت کنونی ایران نیز اختلاف نظرهای جدی در این خصوص وجود دارد. مخالفان حکومت عموما درباره "آموزش زبان مادری" همنظرند، اما محل اصلی منازعه "آموزش به زبان مادری" است.
در میان هیاهوی بحثها، که این روزها درخصوص اغلب موضوعات عموما به شکلی دوقطبی نمایان میشود، برخی بر اساس پیشینهی شکلگیری روز جهانی زبان مادری آن را تهدیدی در راستای احتمال تجزیه ایران به شمار میآوردند.
گروهی دیگر نیز آن را به عنوان یک ضرورت و مطالبهای از سوی اتنیکهای مختلف ایران مطرح میکنند و به مواردی چون عقب ماندن دانشآموزان غیر فارسزبان و افت تحصیلی آنها به دلیل نبود آموزش به زبان مادری میدانند.
آنچه مسلم است، وضعیت و امکانات آموزشی در مناطق روستایی، به ویژه در مناطق نزدیک به مرزهای ایران مناسب نیست. گاهی وجود تنها یک معلم برای چند پایه تحصیلی، استفاده دانشآموزان از کتابها و نوشتافزارهای مشترک و به شکل نوبتی، نبود راه برای رفتن به مدرسه، آشنا نبودن والدین به اهمیت آموزش کودک، و سپردن مسئولیت کار و مشارکت در تامین مالی خانواده به کودکان از جمله مشکلاتی است که کودکان در مناطق فقیرنشین با آن دست به گریبانند.
آیا میتوان وضعیت اسفبار آموزشی در مناطق محروم را تنها به بحث زبان تقلیل داد؟
طبعا تامین امکانات آموزشی، بسترسازی فرهنگی برای درک عمومی اهمیت آموزش، کاهش سن آموزش و استفاده همزمان از زبان رایج منطقه در پروسه آموزش در پایههای اولیه تحصیلی، استفاده از استانداردهای جهانی مثل بازی و کار گروهی، در نخستین سالهای آموزشی، از موارد پایهای بهبود وضعیت آموزشی به طور کلی و بهویژه در میان روستاییان و گویشوران زبانهای غیرفارسی است.
بر اساس اصل آزادی، نمیتوان با آموزش به زبان مادری مخالف بود، اما آیا آموزش رایگان و همگانی به بیش از ۷۵ زبان و گویش رایج در ایران از سوی دولت امکانپذیر است؟
بیشتر بخوانید: