همهپرسی استقلال کردستان عراق: زمینهها و چشمانداز

- نویسنده, کامران متین
- شغل, دانشیار روابط بینالملل، دانشگاه ساسکس، بریتانیا
دو هفته پس از همهپرسی مناقشهبرانگیز استقلال کردستان عراق گمانهزنیها درباره سرنوشت کردستان و عراق ادامه دارد. نگاهی به زمینههای تاریخی و جوانب سیاسی برگزاری این همهپرسی و برآیند نیروهای متعدد ذینفع در منطقه این گمان را تقویت میکند که همان پویایی پیچیده که انجام همهپرسی استقلال علیرغم مخالفتهای شدید منطقهای و بینالمللی را ممکن کرد بازگشت وضعیت به پیش از همه پرسی را نیز منتفی میکند.
تشکیل عراق یکی از موارد تشکیل دولت-ملتها در تاریخ است که توصیف "مصنوعی" از آن واجد کمترین خطای تحلیلی است. عراق محصول مستقیم ادغام سه ولایت پیشین موصل، بغداد و بصره از سوی استعمار بریتانیا پس از پایان جنگ جهانی اول و فروپاشی امپراطوری عثمانی بود. ناهمگونی زبانی و مذهبی و ناموزونی سطح توسعه اقتصادی این سه ولایت بازآرایی آنها در ساختار سیاسیِ یک دولت تکملیتی متمرکز را منوط به اعمال خشونت نظاممند و مداوم دولتی کرد.

پس از دهها سال منازعه بین کردها و دولتهای مرکزی شکست دولت بعث درجنگ سال ۱۹۹۱ بر سر کویت و ایجاد مناطق پرواز ممنوع در مناطق شمالی و جنوبی عراق امکان تشکیل یک نیمچه دولت با خودمختاری بالا را برای نیروهای سیاسی کردستان عراق فراهم کرد. فروپاشی دولت بعث پس از حمله و اشغال عراق از سوی ائتلاف بینالمللی تحت رهبری آمریکا امکان استقلال را برای کردستان عراق فراهم کرد اما تحت فشار و تطمیع آمریکا کردها به پروسه بازسازی عراق پیوستند. اما سیاستهای حکومت انتقالی منصوب آمریکا در عراق از جمله انحلال ارتش، بعثزدایی از دولت که بیشتر خلع ید سیاسی از اعراب سنی را در پی داشت به بروز جنگی داخلی بین اعراب سنی و دولت تحت کنترل شیعیان انجامید.
در این میان دخالتهای روزافزون و فرصتطلبانه ایران در عراق خصلت فرقهای دولت مرکزی را تشدید کرد و مبانی سکولار-فدرالی که قرار بود مانع تبدیل تفوق عددی شیعیان به استبداد اکثریتی آنها شود را به سرعت تضعیف کرد. این روند در دوران نخست وزیری نوری مالکی به اوج خود رسید. لاینحل ماندن وضعیت کرکوک و دیگر مناطق به اصطلاح "مورد مناقشه" و اختلاف بر سر تقسیم بودجه فدرال نیز اصطکاک بین اربیل و بغداد را تشدید کرد.
عروج داعش و عقبنشینی نیروهای عراقی از این مناطق نیروهای پیشمرگ کردستان را بر این مناطق مسلط کرد و باعث نارضایتی شدید بغداد شد. قطع بودجه اقلیم کردستان از سوی دولت مرکزی و دورزدن اربیل در فروش نفت کردستان در بازارهای جهانی دو طرف را به سرعت سوی رویارویی سیاسی سوق داد.
بیشتر بخوانید:
کاهش قیمت نفت در بازارهای جهانی، عروج یک الیگارشی انحصارطلب سیاسی، فساد اداری و بحران اقتصادی در خود اقلیم کردستان نیز مشروعیت سیاسی احزاب حاکم اقلیم را دچار بحرانی جدی کرد.
همزمان تحکیم سیاسی پروژه "کنفدرالیسم دموکراتیک" در کردستان سوریه تحت رهبری نیروهای سیاسی نزدیک به حزب کارگران کردستان (پ.ک.ک)، که رقیب سیاسی حزب دموکرات کردستان عراق (پارتی) به رهبری مسعود بارزانی محسوب میشود، در حال تغییر توازن قوای سیاسی درون-کردی منطقهای به ضرر پارتی بود.
تمایل دیرینه اکثریت مردم کرد برای تشکیل کشور مستقل بر همگان آشکار است. اما تصمیم پارتی و شرکای سیاسیش درحکومت اقلیم برای برگزاری همهپرسی استقلال در این زمان مشخص چند هدف را همزمان مد نظر داشت: اعاده مشروعیت سیاسی نزد تودههای مردم کردستان و نیز فراهم کردن مبانی حقوقی امکان فروش مستقیم نفت در بازارهای بینالملی، که بدهکاری چند میلیارد دلاری حکومت اقلیم به بانکهای خصوصی و شرکتهای نفتی آن را به امری فوری بدل کرده بود. البته نباید احتمال تمایل واقعی مسعود بارزانی برای ثبت استقلال کردستان به نام خود را هم دراتخاذ این تصمیم نادیده انگاشت. در عین حال محبوبیت کردها نزد افکار عمومی جهان به دلیل مبارزه بی امان آنها علیه داعش زمینه را برای حرکت در جهت استقلال کردستان از همیشه مساعدتر کرده بود.
اما پرنفوذترین حامی حکومت اقلیم، یعنی آمریکا، به شدت مخالف همهپرسی استقلال بود. این مخالفت ناشی از این بود که آمریکا حضور کردها در دولت و پارلمان عراق را مانع تسلط تام و تمام ایران بر عراق تلقی میکرد ضمن اینکه هر گونه حمایت حتی تلویحی از استقلال کردستان سیاست آمریکا در قبال مواردی مشابه دیگر نظیر کریمه یا اسکاتلند را دچار تضاد میکرد. در عین حال آمریکا نگران قدرت گیری مجدد داعش در شکاف سیاسی ناشی از درگیری اربیل و بغداد بود.
پشتیبانی اسرائیل از همهپرسی استقلال هم بیشتر ظاهری بود تا واقعی و در اساس پاسخی تلافیجویانه بود به حمایت ترکیه و ایران از حماس وگرنه اسرائیل در سه دهه گذشته به همراه آمریکا مستقیما از جنگ ترکیه علیه کردهای این کشور حمایتهای وسیع نظامی و اطلاعاتی به عمل آورده است. ضمن اینکه اسرائیل به دلیل فقدان مرز مشترک با کردستان دارای امکانات بسیار محدود برای پشتیبانی تاثیرگذار از کردهای عراق است.

منبع تصویر، Getty Images
روسیه و استقلال کردستان
با این همه بدون موافقت تلویحی روسیه با همهپرسی بسیار بعید بود که همهپرسی در نهایت واقعا برگزار شود. در واقع عامل تسهیل کننده اصلی برگزاری همهپرسی استقلال کردستان نه اسرائیل و آمریکا - آنگونه که ترکیه و ایران ادعا میکنند - بلکه روسیه بود.
درست یک هفته پیش از تاریخ همه پرسی شرکت نیمه دولتی "رزنفت" روسیه قرارداد بزرگی برای کشف، استخراج، و صدور نفت و گاز با اقلیم کردستان امضا کرد. قبل از آنهم هیئت بلنپایهای از حکومت اقلیم از مسکو دیدن کرده بود. دولت روسیه نیز در بیانیههای رسمیش ضمن تاکید بر تمامیت ارضی عراق بر به رسمیت شناختن حق تعیین سرنوشت مردم کردستان تاکید کرد. دولت روسیه در باره محاصره اقتصادی کردستان عراق نیز هشداری محترمانه به همسایگان کردستان به ویژه ترکیه صادر کرد.
حمایت روسیه از همهپرسی استقلال کردستان عراق برای ایران و ترکیه حاوی طنز تلخی است چرا که این کشور هم پیمان استراتژیک ایران است و روابطش با ترکیه نیز پس از یک دوره تنش در یک سال اخیر به سرعت به رو به گرمی نهاده است. علاوه بر این یکی از دلایل نزدیکی دولت ترکیه به حکومت اقلیم و سرمایهگذاریهای هنگفت اقتصادی و موافقت با صدور نفت کردستان از خاک خود تلاش برای کاستن اتکایش بر روسیه و ایران برای تامین نیازهای نفتی و گازی اش بوده است.
برای طرف کردی حمایت یک قدرت بزرگ جهانی که دارای روابط نزدیک با دو همسایه اصلی و مخالف همهپرسی، یعنی ایران و ترکیه، نیز هست بسیار اطمینان بخش بوده است. ضمن اینکه حق وتوی روسیه در شورای امنیت سازمان ملل متحد امکان تصویب تحریمهای بینالمللی لازمالجرا علیه کردستان را نامحتمل خواهد کرد و در عین حال رهبران کردستان با بازی کارت روسیه موقعیت چانه زنی سیاسی خود با آمریکا و غرب را نیز تقویت کردهاند.
دلیل حمایت روسیه از استقلال کردستان به درک سمت و سوی احتمالی سیر تحولات آتی کمک خواهد کرد.
در سالهای اخیر شرکتهای انرژی روسی با حمایت دولت این کشور به فعالیت در مناطق خطرناک و به لحاظ سیاسی کم ثبات مانند ونزوئلا که رقبای غربیشان از آنها خارج شده و یا از فعالیت در آنها ابا دارند رو آوردهاند. سود این پروژهها معمولا بسیار بالاست.
به لحاظ ژئولیتیک نیز روسیه در یک دهه اخیر به شکلی سازمان یافته در صدد تضعیف کشورهای غربی بوده است. در این راستا روسیه به اقدامات گوناگونی از دخالت در انتخابات داخلی این کشورها - نظیر آنچه در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا روی داد - تا پر کردن خلا ژئوپولیتیک در خاورمیانه پس از اتخاذ سیاست "چرخش به شرق" از سوی دولت امریکا دست زده است.
اما یکی از مهمترین سیاستهای روسیه برای تضعیف غرب در دوره اخیر بر تلاش برای دور کردن ترکیه از مدار ژئوپولیتیک آمریکا و اروپا متمرکز است. جنگ داخلی سوریه مهمترین عرصه پیشبرد این سیاست بوده است. روسیه از هراس ترکیه از قدرت گیری کردها در سوریه و اختلاف این کشور با آمریکا بر سر حمایت آمریکا از نیروهای کرد سوریه در مبارزه علیه داعش حداکثر استفاده را کرده است. روسیه با چرخشهای مداوم و حساب شده به سوی کردها و ترکیه سعی کرده که آنها را تا حد ممکن به خود نزدیک نگاه داشته و در عین حال از مستمر بودن حمایت آمریکا از کردهای سوریه برای تشدید اختلاف بین ترکیه و آمریکا حداکثر استفاده را به عمل آورد.
روسیه با حمایت تلویحی از استقلال کردستان از طریق انعقاد قراردادهای بزرگ انرژی با کردستان عراق در واقع دوری ترکیه از غرب را برگشت ناپذیر میکند. پیام روسیه برای ترکیه این است. اگر ترکیه با واقعیت کردستان مستقل کنار آید این کشور میتواند بیش از پنجاه درصد نیازهای نفت و گازش را در شراکت با روسیه از کردستان تامین کند و حتی از محل صدور گاز کردستان به اروپا از طریق خاک ترکیه به عواید سرشاری دست یابد. این به امکان تداوم اثرگذاری روسیه بر کشورهای اروپای غربی که روسیه با آنها بر سر مسائل متعدد از جمله کریمه و اوکراین اختلاف شدید دارد کمک خواهد کرد و در عین حال شکاف سیاسی بین ترکیه و آمریکا را پرناشدنیتر میکند.
پیام دوم روسیه به ترکیه را میتوان از پیشنهاد ولید معلم، وزیر خارجه سوریه، به کردهای سوریه برای مذاکره برسر خودمختاری آنهم تنها یک روز پس از انجام همهپرسی کردستان عراق استنباط کرد.
دولت سوریه به ناتوانی از کنترل مجدد کردستان سوریه (روژآوا) واقف است و در عین حال از تعمیق استراتژیک روابط آمریکا و روژآوا هراسناک است. روسیه، پشتیبان اصلی رژیم اسد هم همواره خواهان حل اختلافات کردهای سوریه و رژیم سوریه بوده است و از ساختاری فدراتیو شبیه سیستم سیاسی خود روسیه حمایت کرده است. توافق بر سر شکلی از حکومت فدرال که کردهای سوریه خواهان آنند میتواند کردهای سوریه را تا حدی از آمریکا دور نگاه دارد و از تبدیل آنها به اهرم فشار استراتژیک آمریکا علیه رژیم اسد ممانعت کند.
توافق کردهای سوریه و دولت این کشور بر سر خودمختاری میتواند در عین حال امکان صدور نفت و گاز هم کردستان سوریه و هم کردستان عراق را نیز از طریق دریای مدیترانه فراهم کند. در واقع پیام روسیه و به تبع آن کردستان عراق، به ترکیه این است که اگر این کشور صدور نفت کردستان را از طریق خاک این کشور قطع کند آنها مسیر جایگزین روژآوا و سوریه را خواهند داشت. این امر میتواند اتحاد سیاسی کردهای عراق و سوریه را تقویت کند و چالش سیاسی بسیار بزرگتری برای ترکیه به وجود آورد. ترکیه نیز به دلیل تله خودساخته ژئوپولیتیک در سوریه، لرزانی پایههای اجتماعی دولت اردوغان در سطح داخلی ترکیه، و سوظن بنیادی اردوغان نسبت به آمریکا و غرب به ویژه پس از کودتای نافرجام سال گذشته قدرت مانور چندانی برای گریز از این وضعیت ندارد.
از سوی دیگر ایران نیز در موقعیتی نیست که بتواند مستقیما در کردستان عراق دخالت کند. حملات شدید ترامپ به برجام و هشدارهای مکرر درباره برنامههای موشکی ایران رویکرد آمریکا به ایران را روز به روز خصمانه تر می کند. تحت چنین شرایطی هرگونه حمله احتمالی ایران به کردستان به احتمال زیاد واکنش نظامی آمریکا را به دنبال خواهد داشت.
در عین حال ایران هم منافع اقتصادی فراوانی در کردستان عراق دارد که از دست دادن آنها با توجه به احتمال اعمال تحریمهای سیاسی-اقتصادی جدید از سوی آمریکا بسیار پر هزینه مینماید. در عین حال ایران خوشبین است که بتواند از بحران کماکان لاینحل سیاسی در اقلیم بر سر ریاست اقلیم و تعلیق پارلمان و نیز اختلافات در درون اتحادیه میهنی کردستان، که به دنبال مرگ رهبر آن جلال طالبانی احتمالا تشدید خواهند شد، استفاده کند و به مهار پویایی سیاسی دوران پس از همهپرسی استقلال کردستان بپردازد.
هراس ترکیه از هژمونی تام و تمام ایران بر عراق و سوریه نیز مانعی جدی بر سر راه همکاری درازمدت این کشور با ایران در مقابله با کردستان عراق خواهد بود. بنابراین به احتمال زیاد این دو کشور در صدد همگرا کردن حداکثری کردستان با سیاستهای خود خواهند بود و نه مقابله مستقیم با آن.
دولت عراق هم فاقد انسجام سیاسی داخلی و قدرت نظامی کافی برای حل نظامی اختلافاتش با کردستان به نفع خود است. فرار لشکرهای متعدد ارتشعراق از برابر نیروهای کمشمار داعش در ۲۰۱۴ و اتکای استراتژیک بر پشتیبانی هوایی آمریکا در نبردهای اخیر بیانگر ناتوانی بغداد در حل نظامی مسئله هستند.
اما محاسبات رهبران کردستان عراق و روسیه درباره منافع آتی همهپرسی استقلال تنها در صورت شناسایی رسمی بینالمللی استقلال کردستان میسر خواهد بود؛ امریکه با توجه به ماهیت مبهم حقوق بینالملل در این باره، تمایل قدرتهای بزرگ به عدم تغییر مرزها، و چالش پدیده استقلال طلبی در خود اروپا، که موارد اسکاتلند و کاتالونیا نشانگر آنند، حداقل در کوتاه و میان مدت بسیار بعید مینماید.

منبع تصویر، AFP
راه حل کنفدراسیون
اما بازآرایی کردستان و عراق در چارچوب یک 'کنفدراسیون' میتواند بسیاری از اختلافات اربیل و بغداد را حل کند.
قواره کنفدراسیون امکان تعریف کردستان و عراق را به مثابه دو دولت مستقل اما متعهد به همزیستی در یک چارچوب سیاسی-اقتصادی واحد در ساز و کاری شبیه به اتحادیه اروپا را فراهم میکند. بسته به مفاد توافق اربیل و بغداد این آرایش میتواند متضمن حق جدایی دو دولت باشد اما چنان درجهای از امتیازات ناشی از وابستگی متقابل اقتصادی برای دو دولت فراهم کند که احتمال استفاده از این حق بسیار کم باشد.
فرمول کنفدراسیون هم اراده مردم کردستان به استقلال سیاسی را ثبت و اجرا خواهد کرد و هم تداوم حقوقی-ارضی کشور عراق، البته احتمالا با نامی دیگر، را ممکن خواهد کرد.
در روزهای گذشته رسانههای نزدیک به حزب دموکرات کردستان عراق از مطلوبیت چنین راه حلی سخن گفتهاند و دولت عراق هم گرچه منکر پیشنهاد چنین طرحی شده اما امکان بررسی آن را به تمامی و به صراحت رد نکرده است.
توافق احتمالی اربیل و بغداد برسر تشکیل یک کنفدراسیون سیاسی دو ملیتی با میانجیگری احتمالی روسیه و غرب تحقق پروژه تمرکز زدایی مورد درخواست کردهای سوریه را نیز محتملتر خواهد کرد و احتمالا در میان مدت ایران و ترکیه را نیز مجبور به اصلاح دموکراتیک ساختار فوق-متمرکز دولتهای تک-ملیتیشان خواهد کرد.











