مقصر شکست مذاکرات صلح، کابل یا اسلام آباد؟

- نویسنده, بهار مهر
- شغل, روزنامه نگار
پس از رویکار آمدن حکومت وحدت ملی در اواخر سپتامبر ۲۰۱۴ رییس جمهور اشرف غنی برای تامین فضای اعتماد و ایجاد فصل نو در روابط با پاکستان و تامین صلح به اسلام آباد و متعاقبآ به لاهورپندی مقر فرماندهی ارتش پاکستان سفر کرد تا مگر بتواند گرهی از مشکل صلح افغانستان بگشاید. او برای ساعاتی پشت درهای بسته با نظامیان پاکستانی نیز به مذاکره نشست و انتقادهای فراوانی را از این بابت به جان خرید. جریانهای سیاسی مخالف رییس جمهوری بیباکانه به او تاختند و رفتن او به پایگاه نظامیان پاکستانی را نکوهش کردند.

منبع تصویر، Arg
غنی چه میخواست؟
محاسبات غنی از معادلهی صلح عمدتآ استوار بر عین فهمی بود که تمامیت سیاست خارجی زمامداری حامد کرزی در قبال پاکستان را شکل میداد: مسیر صلح افغانستان از اسلامآباد میگذرد و طالبان نیروی نیابتی پاکستان اند. تفاوت اما تعریف سیاسی وضعیت با یک ادبیات پیچیدهی سیاسی بود. غنی باور دارد که افغانستان در یک «جنگ اعلان ناشده» با پاکستان قرار داد و جهان باید پاکستان را وادارد تا طالبان را به میز مذاکره بفرستد. شناخت رییس جمهوری از دینامک مناسبات قدرت اقتصادی، سیاسی و نظامی که اکثرا به دست نظامیان پاکستانی است، سبب شد حکومت وحدت ملی تلاش ورزد با رسیدگی به نگرانیهای عمدهی نظامیان به کشیدگیها و شگافهای دیرینه در روابط افغانستان و پاکستان نقطهی پایان بگذارد و راه را برای همکاری های مشترک اقتصادی و همگرایی منطقهیی فراهم سازد.
اشرف غنی با برگشت از راولپندی عملآ دست به کار شد. او از تعیین افراد وابسته به جبههی متحد شمال ـ گروه سیاسی که پاکستانیها آن را ایتلاف شمال می خوانند ـ درعهدههای مهم امنیتی کابینه سرباز زد و با تمام توان مانع نفوذ چهرههای ضد پاکستانی و متمایل به هند در کابینه شد. در گامهای بعدی او شماری از افسران ارتش را برای آموزش مسلکی به اکادمی ملی نظامی پاکستان فرستاد و حتا شماری قراردادهای ساخت تسهیلات نظامی که قرار بود توسط هندیها اعمار شود را به حالت تعلیق درآورد.
در اقدام دیگر و برای پایان دادن به اتهامات بیاساس نظامیان پاکستان مبنی بر خورد دوگانه کابل با طالبان پاکستانی در کنر و نورستان، دولت افغانستان برای سرکوب شورشیان یک سری عملیات نظامی در مناطق شرقی راه اندازی کرد.غنی برای دادن امتیازات بیشتر جهت جلب همکاری اسلام آباد در مبحث صلح پا از این هم فراتر نهاد و از نیروهای ایتلاف به رهبری امریکا خواست تا در صورتی که ردپای سران طالبان پاکستانی را در مناطق شرقی افغانستان مییابند، آنها را هدف قرار دهند و از میان بردارند. همزمان دولت افغانستان برای اعتمادسازی در روابط میان کابل و اسلامآباد تفاهمنامه همکاریهای استخباراتی امضا کرد که بر بنیاد آن نهادهای امنیتی افغانستان و پاکستان در مبحث مبارزهی با تروریسم ملزم به همکاری دوجانبه میشدند. از سوی دیگر، در چندین ماه نخست حکومت وحدت ملی، کابل با دلگرمی فراوانی از راحیل شریف رییس پیشین ستاد ارتش پاکستان میزبانی کرد تا مگر بتواند کلیت سیاست پاکستان نسبت به طالبان را عوض کند.
بیشتر بخوانید: پرونده صلح افغانی به فرجام میرسد؟

منبع تصویر، .
اسلام آباد چه کرد؟
پاسخ استراتیژیستهای سیاسی و نظامی پاکستان به انعطاف بیپیشینهی کابل اما متفاوت از گذشته نبود. اسلام آباد تلاش کرد تا همزمان هم از طالبان حمایت کند و هم در مذاکرات و نشستهای چند جانبه حضور داشته باشد و به نفع طالبان وقت بخرد. پیششرطهای متغییر پاکستان و طالبان در جریان تمامی مذاکرات عمدهترین دلیل شکست گفتگوهای صلح تا اکنون بوده است. از سوی هم افشای مرگ ملاعمر و به تعقیب آن خبر چند دستگی گروه طالبان، مذاکرات را از مسیر اصلی آن بیرون کرد. پیروزی های تاکتیکی طالبان در جریان حملات بهاری به ویژه سقوط دوبارهی کندز به دست شورشیان طالب، اسلام آباد را بیشتر از پیش در موضع حمایت از طالبان قرار داد. اکنون نیز که کابل با حمایت واشنگتن و دهلی نو با قوت در پی به انزوا کشیدن پاکستان در سطح منطقهیی است، توقع این که پاکستان تغییری در نوع دید خودش نسبت به طالبان ایجاد کند، ناممکن اگر نه، دشوار به نظر میرسد.
آیا کابل حاضر است بهای سیاسی صلح را بپردازد؟
هر چند با توجه به تاریخچهی رفتار سیاسی پاکستان یک دگرگونی اساسی در سیاست اسلام آباد در قبال طالبان بسیار محتمل به نظر نمی رسید، اما رییس جمهور غنی با پرداخت هزینههای هنگفت سیاسی تلاش کرد تا به استفاده از همه امکانات، بیاعتمادی سنتی میان کابل ـ اسلام آباد را از میان بردارد و فرصت را برای گفتگو و همکاری منطقهیی فراهم سازد. غنی برغم محدودیت های سیاسی داخلی و خارجی گامهای مهمی برای مذاکرات برداشت. متاسفانه تا اکنون اسلام آباد با لجاجت سیاسی، انعطاف سیاسی معطوف به صلح منطقهیی را پاسخ داده است. هنوز در محاسبات استراتیژیک پاکستان، طالبان ارزشمندترین مهرهی سیاسی اند و جنگ نیابتی بهترین ابزار گسترش نفوذ منطقهیی اسلام آباد.
در این میان اما سوال اصلی این است که کابل چه امکانی برای فراهم کردن قناعت پاکستان داشت که به کار نبست؟ آیا ممکن هست راه میانهای میان خواستهای فزاینده و متغییر اسلام آباد و مواضع مشروع حکومت کابل جستجو کرد؟ اگر چنین سازشی محتمل است، هزینهی توافق بر سر آن برای دولت و مردم افغانستان چیست؟ آیا کابل حاضر است بهای سیاسی لازم برای رسیدن به یک صلح دوامدار را بپردازد؟











