|
مولوی شناسان از مولوی می گویند - 3 | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
یک سال است که مشتاقان مولانا در روزهای چهارشنبه در شهر کتاب مرکزی تهران حضور می یابند تا مولوی شناسان برجسته و صاحب نظران، گوشه هایی از زندگی، آثار و اندیشه های مولانا را تبیین کنند. این درس گفتارها که از روز چهارم مرداد ماه سال ۸۵ آغاز شده، تاکنون بدون انقطاع ادامه داشته و حرکتی در شناساندن مولانا به مخاطبان امروز است. این درس گفتارها از شبکه چهارم سیما و دیگر رسانه ها نیز پخش می شود تا در گسترش اندیشه های مولانا موثر افتد. گزارشی فشرده از این درس گفتارها را در اینجا می خوانید. احتمالا برگزاری این درس گفتارها مهم ترین کاری بوده که در طول هشتصدمین سال تولد مولانا در جهت مولوی شناسی در ایران انجام گرفته است. از آنجا که این درس گفتارها شامل ۱۴ قسمت است و گزارش همه آنها در یک مطلب طولانی خواهد بود، هر قسمت آن را به صورت مستقل می آوریم تا علاقه مندان بتوانند به هر بخش که بیشتر مورد علاقه شان باشد مراجعه کنند. درس گفتار پنجم: موسیقی در آثار مولانا پنجمین مجموعه از درس گفتارهای مولانا به "موسیقی در آثار مولانا" اختصاص داشت که مهدی ستایشگر، مدیر ماهنامه هنر موسیقی دربارۀ آن سخن گفت.
وی به مراحل نظام موسیقی مولانا پرداخت و متذکر شد: "ابتدا باید به شناسایی انگیزه هایی که باعث می شود قلب، موسیقی نواز شود بپردازیم. اگر بخواهیم نظام موسیقی مولانا را بررسی کنیم به دو مرحله می رسیم که شامل موسیقی درونی و موسیقی بیرونی است." "موسیقی درونی خود شامل سه رشد می شود: رشد انشایی، رشد ارشادی و رشد انشادی. رشد انشایی آغاز کننده است و با حواس پنجگانه ارتباط دارد. یک حرکت جوهری است که آهسته آهسته رو به کمال است و آرام آرام قلب با صدا کردن تحریک می شود. بعد نوبت حرکت ارشادی است که حالت میانی دارد." " یعنی مولانا از نظر سن و سال هنوز نوجوان است و در کوچه های بلخ، موسیقی دانها را دیده و با این احساس همراه شده است. آرام آرام این احساس و آموزش به ملاقات تاریخی با شمس می رسد و آخرین مرحله که رشد انشادی است آغاز می شود و قلب نشیدخوان می شود. کسی که خود نشید قلبش را می شنود بیش از هر کس دیگری تحت تأثیر قرار می گیرد و از این کار لذت می برد و یک ارتباط درونی با خودش پیدا می کند. ساعت ها می گذرد و مولانا همچنان سماع می کند. این رشد انشادی است که تا آخر عمر مولانا ادامه دارد و این حرکت انشادی در صورتی شکل می گیرد که مراحل رشد طی شده باشد." " مولانا آرام آرام شروع می کند به ارشاد دیگران که موسیقی بیرونی در گفتار و رفتار و حرکات او شکل می گیرد. ابتدا خودسازی است و طی کردن مراحلی که قلب را موسیقی نواز و موسیقی خوان کند. سپس آرام آرام به مرحله ای می رسد که خودش را باور کند و بعد دیگران را ارشاد کند که این نظام موسیقی بیرونی را در بر دارد. موسیقی بیرونی در گفتار و آثار او به ویژه در غزلیات شمس به چشم می خورد که برای هر کدام شواهد شعری بسیاری وجود دارد." مهدی ستایشگر، مولف کتاب رباب رومی در سخنان پایانی خود به تفاوت رب و رباب از دیدگاه مولانا اشاره کرد و گفت: "تفاوت رسم الخطی رب و رباب در الفی است که در این دو واژه وجود دارد اگر الف رباب را بردارید به ۲ ب مشدد می رسید که کلمه رب را به وجود می آورد و مولانا معتقد است که الف رباب ما را به یاد رب و پروردگار می اندازد. همچنین تفاوت رسم الخطی رباب که ساز موسیقی است و رب که پروردگار است در الفت آن است و این الف است که موجب الفت می شود." " به همین دلیل است که ما باید در آثار مولانا غور کنیم و سخن بگوییم و به بانگ ندای رب او که همۀ دلها به یک مهم در کنار هم آیند گوش سپاریم. مولانا اهل توحید و همچنین مجتهد اهل فتوا بوده است و از راه شریعت به طریقت می رود. افرادی که می خواهند راجع به مولانا سخنی بگویند بهتر است که از زبان خودش شاهد بیاورند. مولانا در موسیقی و سماع و ذکرش عبادت است و خدا را در تار و صدای تار می بیند و این تفضل مولانا بر دیگران است که می توان آن را به تصویر کشید" درس گفتار ششم: از عالم جماد تا عالم آگاهی ششمین دورۀ درس گفتارهای مربوط به مولانا با عنوان "قوت جان" با سخنان قدمعلی سرامی برگزار شد. بخش هایی از صحبت های آقای سرامی را در زیر می خوانید: مولانا جلال الدین بر حسب روایات معتقد به تکثر عوالم است، همان هجده هزار عالم که صوفیان می گویند اما مولانا این هجده هزار عالم را در دو دسته رده بندی می کند که به جماد مرده و آگاهی نام گذاری می شوند. من به لسان امروز این دو عالم را نرم افزار و سخت افزار نامیده ام. یعنی خداوند سیستمی آفریده که این سیستم دارای دو بخش است و در زیر هر کدام از این دو رده، عوالم گوناگون وجود دارد.
اگر بخواهیم به این دو عالم، نام های دیگری بدهیم می توانیم به جان و تن، شهادت و غیب، ظاهر و باطن و صورت و معنی نام گذاری کنیم. به هر حال اساس آفرینش از دیدگاه مولانا دوگانگی است و این دوگانگی تا ریزترین اجزای این عوالم توسعه و گسترش می یابد. در سطحی که حتی مولانا کل عالم را به اعداد جبری مانند کرده است. اعداد جبری شامل اعداد مثبت و منفی هستند و در مقابل هر عدد مثبت، عدد منفی وجود دارد. از دیدگاه مولانا جهان به دو پاره تقسیم می شود: جهان سخت افزاری جهانی است که برای کمال یابی و تعالیم و توسعه هزینه می شود تا به جهان نرم افزاری برسد. مولانا اصل را آگاهی روان و عالم غیب و اندیشه و معنا می داند و به خاطر این معناست که ماده و صورت پدیدار می شود. در عالم صغیر هم جهان های موجود به دو دسته تقسیم می شود: جسم و جان انسان و اندیشه و روان انسان. همۀ موجوداتی که شأن جماد مرده دارند متعلق به عالم ماده هستند. مولانا اعتقادی به جهان قهقرایی ندارد و جهان در اندیشۀ مولانا جهان تدبیری است و همۀ پدیدارها در حرکتی که از خداوند شروع می شود از حق تعالی نشأت می گیرند و این ظاهراً بیرون شدن و گریختن از حق است و در آینده مجدداً به همان جایگاه نخستین در یک دایره بازگشت می کنند. وقتی در این میان هستی ظهور پیدا کرد دیگر یکرنگی بین مخلوق و خالق پدید می آید و اصل معشوق و فرع عاشقی به دلیل اقتضای یکرنگی است. استحالۀ وحدت به کثرت و نیست شدن کثرات در حقیقت حق، چرخه ای است که در گردش خود میان تمکین یگانگی آگاهی و تلوین هیجده هزار عالم هستی، گرداننده را به جلوه گری وا می دارد. مولانا اعتقاد دارد که انسانها حیوان ناطق هستند و اصلی ترین غذای آدمیزاد نور است و غذاهای دیگر غذای تن و جسم یا حیوان بودن انسان است. اگر آدمیزاد ذائقه روانش به نور که غذای نرم افزاری است عادت کند تعلق خاطری به غذاهای جسم و تن ندارد. مولانا تغذیه نرم افزاری را موجب توسعۀ روان انسان به حساب می آورد. به باور او جان انسانی گسترده تر از جان حیوانی است وقتی چنین اتفاقی بیفتد اندیشه رفته رفته به وحی و مکشوف می رسد. یعنی وقتی آگاهی بالا رفت، تبدیل به وحی می شود که در انبیاء نیز تبدیل به وحی می شود و در اولیاء الله باز این ارتباط از طریق جبرئیل برقرار می شود. نکته ای که در آثار مولانا به صراحت چندین بار بیان شده این است که غذاها هم روند تکاملی دارند. صوفیه و الخصوص عزیزالدین نسفی نیز همانند مولانا به تکامل در هستی اعتقاد دارند یعنی از صورت جمادی و هستی خارج می شود و به صورت نباتی تبدیل می شود و از صورت نباتی به حیوانی و از حیوانی به انسانی و در مرحله بعد، از صورت انسانی به فرشتگی می رسد و همین طور پیش می رود تا به مبدأ خودش برسد و نصفه کمان صعودی را طی می کند و به مبدأ که الله است برمی گردد. مولانا دانش را نوری می شناسد که در جان مردان خدا نشانده شده است و با آن نور نیاز به انوار عادی تر ندارد، کسی که از درخت معرفت میوه بخورد دیگر نیازی به محصول درختان دیگر ندارد و حداقل اینکه نیازش کمتر می شود. همچنین عشق، نیاز به غذاهای سخت افزاری را کم می کند. این نوری که از ذره موجهای فوتون تشکیل می شود نزدیک به غذاهای نرم افرازی است. قدما خورشید را منبعی برای به وجود آمدن معادنی چون الماس، فیروزه و طلا در زمین می دانند که ابتدا زمین یک توده یکپارچه و یکدست از ماده بوده است و اجرام آسمانی مثل خورشید، ماه و ستاره، انوار خود را روی زمین پاشیده اند که معادن در زمین بوجود آمده اند. همچنین قدما معتقدند آسمان مرد است و زمین زن است و خاصیت باروری دارد که از انواع پرتوهای آسمانی که به زمین نورافشانی می کند تبدیل به معادن می شود و عملیات فوتوسنتز درختان و تمام عالم گیاهی به میانجی نور خورشید انجام می شود. غمی که به انسان نشاط اندرونی می دهد بسیار زیبا است و برای مولانا تلخی های زندگی مثل افیون است و انسان را نشئه می کند، مولانا سختی ها را بیشتر از آسانی دوست دارد. همۀ عالم را تنور حق تعالی می بیند و کسی که نان، محصول این تنور را دوست دارد سوختن آن را هم باید دوست داشته باشد و باید بداند محصول نهایی این سوختن و از این نار، نور است که از آن اشتقاق پیدا می کند. همه تن ما که مثل هیزم است در تنور حق تعالی باید بسوزد و تبدیل به پختگی شود. بخشی خاکستر می شود، بخشی دیگر هزینه می شود برای پختگی و بخشی هم مثل نور متصاعد می شود. آیا این هیزم نیست که وقتی می سوزد به آتش تبدیل می شود؟ پس اگر ما به دوست تبدیل شویم همه نور و روشنایی و پختگی می شویم. این سوختن میانجی است و تنها راهی است که سخت افزار را به نرم افزار تبدیل می کند. |
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||