|
اتومبیل و فرهنگ اتومبیل در آمريکا (بخش دوم) | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
"مرکز هنر" در پاسادنا در نزديکی لس آنجلس يکی از معروفترين موسسات تربيت طراحان اتومبيل در آمريکا و شايد در جهان باشد. در اين مرکز دانشجويان طی يک دوره چهارساله برای ليسانس و دو ساله برای فوق ليسانس آنچه "معماری اتومبيل" خوانده می شود را می آموزند. معماری اتومبيل تنها به طراحی يک اتومبيل زيبا محدود نمی شود، بلکه شامل حل مشکل و سازش دادن پيشرفتهای تکنولوژيک با شکل جديد اتومبيل هم می شود. اين معماران بايد اطمينان حاصل کنند که اتومبيل جديد خصيصه اصلی همه اتومبيل های اين کمپانی را داراست و تجسم فلسفه ای است که اين کمپانی بر مبنای آن بنا شده است. معماری اتومبيل در ايالت ثروتمند کاليفرنيا که به تنهايی ششمين اقتصاد بزرگ دنياست، رونق زيادی داشته است. بيش از ۴۰ درصد از فروش شرکت بنز در آمريکا در اين ايالت است و شرکت های اتومبيل سازی توجه زيادی به ذائقه مردم اين ايالت دارند.
به گفته استوارت ريد مدير دپارتمان حمل و نقل مرکز هنری پاسادنا بسياری از اين کمپانی ها استوديوهای طراحی خود را در جنوب کاليفرنيا باز می کنند: "اين استوديوهای پيشرفته طراحی، چون مستقيما با مقر اصلی کمپانی های خود مرتبط نيستند، مثل جزيره های تحقيقاتی هستند. آنها نمونه های ماشين را طراحی می کنند و به نمايشگاه های عمومی می فرستند. اتفاقی که اغلب می افتد اين است که بازديدکنندگان ابراز علاقه زيادی به اين نمونه ها می کنند. بعد کل کمپانی ها اين نمونه ها را می سازند. اما يک استوديوی کوچک با يک تيم کوچک است که می تواند چيزی به مراتب متفاوت تر از ماشينی که در مقر اصلی کمپانی طراحی می شود، طراحی کند." در ادامه اين تور به جلسه دفاعيه دانشجوها رفتم که مشغول عرضه پروژه های طراحی خود بودند. يکی از اين دانشجوها يک اتومبيل وسپا طراحی کرده است: "در دهه هفتاد وسپا تبليغات بزرگی داشت که اين اتومبيل را سمبل ميوه ممنوعه معرفی می کرد. وسپا طوری معرفی می شد که همزمان دارای دو خصيصه بيگناهی و احساسی بود. من سعی کردم طراحی داخلی و بيرونی اين ماشين اين دو خصيصه را نشان دهد و در ضمن پرکتيکال هم باشد و بتوان از آن در اتوبانها استفاده کرد."
يکی ديگر از دانشجوها هم يک آلفارومئو طراحی کرده اما بنظر می رسد که استاد های راهنما و مشاورش انتقاداتی بهش دارند: "طراحی و و جزئيات جلوی ماشين بيش از حد است و خصيصه اصلی آلفا رو از بين می برد. درها طوری طراحی شده که سوار و پياده شدن از ماشين رو دشوار می کند. من فکر می کنم شکل و زبانی که در طراحی اين ماشين بکار گرفتی بسيار منحصر بفرد است اما يک کم بيش از حد شده و بايد آن را محدود تر کنی." "بخشی از يک طراحی موفق اين است که بدانيد کی خود را محدود و مقيد کنيد. اين البته بسيار دشوار است اما هنگاميکه ياد بگيريد که چگونه توازن را برقرار کنيد و چيزی را بيش از حد طراحی نکنيد زيبايی کار را در می يابيد." "من هم قبول دارم که اين ماشين طوری طراحی شده که آدم می گه نگاه کن چقدر جلوش جالبه، عقبش جالبه، بغلش جالبه. اما انگار اين، سه تا ماشين متفاوته. هر وقت شما ياد بگيرد که چگونه خلاقيت خود را به چالش بطلبيد و بهش افسار بزنيد، می بينيد راه درازی آمده ايد. در مجموع تبريک می گويم." ادامه دارد |
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||