BBCPersian.com
  • راهنما
تاجيکستان
پشتو
عربی
آذری
روسی
اردو
به روز شده: 18:15 گرينويچ - سه شنبه 30 ژانويه 2007 - 10 بهمن 1385
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيدصفحه بدون عکس
تک چهره های اسکار: نامزدهای بهترين کارگردانی
اسکار

در هفتاد و نهمين دوره مراسم اعطای جوايز اسکار که در 25 فوريه در سالن کداک واقع در لس آنجلس برگزار می شود، اسکار بهترين گارگردان به يکی از پنج کارگردان زير اهدا خواهد شد.

مارتين اسکورسيزی - از دست رفته

مارتين اسکورسيزی با فيلمهايی همچون راننده تاکسی، گاو خشمگين و رفقای خوب نزديک به چهار دهه بر سينمای آمريکا مسلط بوده است.

عليرغم اعتباری که او را در رده جان فورد، بيلی وايلدر و اورسن ولز قرار می دهد، اين فيلمساز ايتاليايی - آمريکايی هرگز برنده اسکار نشده است.

اين کارگردان 64 ساله در دهه هفتاد ميلادی در کنار کسانی همجون ويليام فريدکين، فرانسيس فورد کاپولا و استيون اسپيلبرگ به عنوان يک استعداد تازه مطرح شد.

او که در ابتدا می خواست کشيش شود، پس از فارع التحصيل شدن از دانشکده فيلمسازی دانشگاه نيويورک مورد توجه راجر کورمن قرارگرفت.

فيلم خيابانهای پائين شهر در سال 1973 سبک ويژه او را مشخص کرد و رابطه او را با رابرت دنيرو و هاروی کايتل، دو بازيگری که بعدها نيز با آنها همکاری کرد، قوام بخشيد.

در حاليکه بيشتر فيلمهايش آثاری کلاسيک محسوب می شوند، چند فيلمش هم مورد توجه تماشاگران و منتقدان قرار نگرفت.

سلطان کمدی،کاندن و دوران معصوميت از جمله اين فيلمهاست.

دو فيلم قبلی او که در هر دو لئوناردو دی کاپريو بازی داشت، دار و دسته های نيويورک (2002) و هوانورد (2004) با عکس العملهای دوگانه مثبت و منفی مواجه شد.

اما از دست رفته يک فيلم حادثه ای تاثيرگذار که اسکورسيزی را به دنيای آشنای تبهکاران بازمی گرداند، به عنوان بازگشتی اساسی به اين نوع فيلم مورد تحسين واقع شده است.

کلينت ايستوود - نامه های ايوو جيما

کلينت ايستوود که دهه های متمادی ابرستاره نامدار فيلمهای وسترن و حادثه ای بود، آرام آرام به کارگردانی که برنده جايزه می شود تبديل شده است.

در واقع، او بيشتر موفقيتهای خود را نيز در مقام کارگردان به دست آورده است.

ايستوود نخستين اسکارش را در سال 1993 برای وسترن تجديدنظرطلبانه اش به نام نابخشوده برد. آن فيلم در آن سال هم جايزه بهترين فيلم و هم اسکار بهترين کارگردانی را برد.

در سال 2005 هم فيلم ديگری از او به نام دختر ميليون دلاری، که داستانش در عالم بوکس می گذشت، بار ديگر همان دو جايزه را برد.

خود ايستوود در هر دوی اين فيلمها بازی داشت و هر دوبار نامزد دريافت جايزه بهترين بازيگر شد.

اما با آنکه او کارش را بازيگری آغاز کرده، هنوز آکادمی استعداد او را دراين رشته به رسميت نشناخته است.

ايستوود در سال 1930 در سن فرانسيسکو به دنيا آمد و ابتدا با بازی در نقشی در يک سريال وسترن تلويزيونی به شهرت رسيد.

اين شهرت باعث شد تا نقش "مرد بی نام" سه فيلم وسترن ايتاليايی معروف ساخته سرجيولئونه را به او بدهند.

طی ساليان متمادی او همواره نقش کابوی های آرام و مردم گريز و پليس های آرام و مغرور را بازی کرده است.

اما اشتباه است اگر فکر کنيم که اين تنها هنری است که او در چنته دارد.

او که استعداد موسيقی دارد، عشق خود را به موسيقی جاز در فيلم پرنده (1988) با شرکت فارست ويتاکر که در نقش چارلی پارکر بازی کرد، نشان داده است.

کارگردانی نه يک فيلم بلکه دو فيلم درباره جنگ جهانی دوم - نامه هايی از ايوو جيما وپرچمهای پدران ما - آنهم در 76 سالگی نشان می دهد که بازنشستگی هنوز برای اين غول واقعی سينما زود است.

استيون فريرز - ملکه

استيون فريرز که يکی از دو کارگردان بريتانيايی است که امسال نامزد دريافت اسکار بهترين کارگردانی شده، سی سال است که در کارش با موفقيت پيش رفته است.

در مهارتش در کار کردن با بازيگران و طرز کار نامحسوس و آرامش با دوربين هيچ ترديدی نمی توان داشت.

اما بيش از هرچيز، اين مهارتهای گوناگون اوست که او را قادر ساخته که در صنعت فيلمی که توان زيادی می طلبد، پيوسته و بسيار کار کند.

او در سال 1941 در لستر انگلستان به دنيا آمده و کارش را با دستياری ليندزی آندرسون آغاز کرد.

کارش در سريال تلويزيونی مشهور بی بی سی به نام نمايش امروز مورد توجه واقع شد.

اما در سال 1985 با فيلم لباس شويی زيبای من با شرکت دانيل دی لوئيس بود که مورد توجه هاليوود قرار گرفت. اين فيالم نگاهی تحريک آميز به بريتانيای دوران تاچر داشت.

از آن زمان تا کنون او هم در بريتانيا و هم در آمريکا به فيلمسازی مشغول بوده است.
در سال 1988 با فيلم رابطه های خطرناک، گلن کلوز را به نامزدی جايزه اسکار بهترين بازيگر زن رساند و خود نيز در سال 1990 برای فيلم کلاهبردارها نامزد دريافت اسکار بهترين کارگردانی شد.

پس از آن و به دنبال چند کار ناموفق بار ديگر با فيلمهای وانت و چيزهای زيبای کثيف به موفقيت دست يافت.

در سال 2003 با فيلم معامله نامش به عناوين روزنامه ها راه يافت. اين فيلم تلويزيونی درباره قراری بود که که گفته می شود ميان تونی بلر و گوردون براون بر سر اينکه کداميک در سال 1994 رهبر حزب کارگر شود ،ساخته شده بود.

با موفقيت آن فيلم، فريرز بار ديگر با پيتر مورگان نويسنده فيلمنامه ملکه به همکاری پرداخت و همين فيلم بود که برای دومين بار او را نامزد دريافت جايزه اسکار بهترين کارگردانی کرد.

پل گرين گراس - يونايتد 93

پل گرين گراس که در سال 1955 در ساری انگلستان به دنيا آمده، ابتدا با برنامه خبری تلويزيونی دنيا در حرکت مشهور شد.

تجربه اش در کار گزارشهای مستند در کار فيلمسازی اش مفيد واقع شد و او بيشتر فيلمهايش را بر اساس ماجراهای واقعی ساخته است.

اولين فيلم سينمايی اش با عنوان برخاسته را در سال 1989 ساخت که داستانش درباره يک سرباز بريتانيايی است که در پايان جتگ فالکلند در آرژانتين جا می ماند.

بعد از يک دوره ديگر فيلمسازی برای تلويزيون، گرين گراس در سال 2002 فيلم يکشنبه لعنتی را ساخت که بازسازی ماجرای تيراندازی به 13 غيرنظامی در جريان يک تظاهرات در ايرلند بود. سبک خاص گرينگراس در اين فيلم کاملا آشکار است.

او با استفاده از روايت شاهدان عينی و دوربين روی دست تماشاگر را به درون ماجراها کشاند.

اين فيلم خرس طلايی جشنواره برلين را بطور مشترک با فيلم ديگری برد و در فستيوال ساندنس آمريکا نيز جايزه ويژه تماشاگران را گرفت.

در سال 2004 در فيلمنامه اوما بار ديگر به ماجراهای ايرلند شمالی پرداخت و ماجرای يک بمب گذاری را که چهار سال پيشتر اتفاق افتاده بود بازسازی کرد.

در همان سال نخستين فيلم هاليوودی اش را به نام برتری بورن ساخت. اين دومين فيلم از يک سری فيلم درباره يک مامور مخفی مبتلا به فراموشی است که عليه کارفرمایان سابق خود سر به شورش بر می دارد.

اخيرا نيز او بار ديگر با بازيگر آن فيلم مت ديمون همکاری کرد و قسمت بعدی آن فيلم را با نام اولتيماتوم بورن ساخت.

با فيلم يونايتد 93 که درباره آخرين ساعات زندگی مسافران تنها هواپيمايی است که در جريان رويدادهای 11 سپتامبر به هدف هواپيماربايان برخورد نکرد، گرين گراس برای نخستين بار نامزد دريافت جايزه اسکار شد.

پل گرين گراس می گويد: "به نظر من سينما برای اينکه ادامه داشته باشد، بايد به رويدادهای معاصر بپردازد."

الخاندرو گونزالس اينياريتو - بابل

الخاندرو گونزالس اينياريتوی 43 ساله جوانترين فيلمسازی است که امسال نامزد دريافت جايزه اسکار بهترين کارگردانی شده است.

او که متولد سال 1963 در مکزيکوسيتی است، کارش را با آهنگسازی و پخش موسيقی آغاز کرد و سپس به ساختن فيلمهای تبليغات بازرگانی روی آورد.

او با همکاری فيلمنامه نويسش، گی يرمو آرياخا طرحی برای ساخت 11 فيلم کوتاه درباره تناقضهای زندگی در مکزيکوسيتی تهيه کرد.

بعد از سه سال و چندين بار بازنويسی اين پروژه به اولين فيلم بلند آنها تبديل شد که عشق سگی يا آمورس پروس (2000) بود.

اين فيلم سه داستان مجزا را بيان می کرد که نقطه پيوندشان يک تصادف وحشتناک اتومبيل بود. اين فيلم نقطه آغاز سبک ويژه اينياريتو شد که اساس آن بر گفتن داستانهای چند لايه استوار است.

با موفقيت اين فيلم او به هاليوود راه يافت و فيلم 21 گرم را با شرکت شون پن، نائومی واتس و بنيسيو دل تورو ساخت.

واتس و دل تورو برای بازی در اين فيلم نامزد اسکار شدند.

فيلم بابل که نامزد دريافت هفت جايزه اسکار است، خط دراماتيک مشابهی را دنبال می کند که شخصيتهايش در سه قاره مختلف هستند.

اين فيلم در گلدن گلوب جايزه بهترين فيلم دراماتيک را گرفت. پيش از آن اينياريتو جايزه بهترين کارگردانی را از جشنواره کن گرفته بود.

در سالی که آلفونسو کوآرون و گی يرمو دل تورو هم نامزد دريافت جايزه اند، نامزدی ايناريتو در رشته بهترين کارگردانی رويداد عمده ای برای سينمای مکزيک به شمار می آيد.

ايناريتو می گويد: "از نظر من اين به معنای عبور از مانعی است که پيش از اين کسی نتوانسته بود از آن بگذرد. اين وجودم را از شادی و افتخار سرشار می کند."

بابل'پنج فيلم برتر'
نامزدهای اسکار بهترين فيلم
 پنه لوپه کروز اسکار 2007
نامزدهای جايزه بهترين بازيگر نقش اصلی
اسکارتولد يک اسکار
داستان ساخت يک مجسمه
مطالب مرتبط
نامزدهای اسکار بهترين کارگردان
28 فوريه، 2004 | فرهنگ و هنر
اخبار روز
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيدصفحه بدون عکس
BBC Copyright Logo بالا ^^
صفحه نخست|جهان|ايران|افغانستان|تاجيکستان|ورزش|دانش و فن|اقتصاد و بازرگانی|فرهنگ و هنر|ویدیو
روز هفتم|نگاه ژرف|صدای شما|آموزش انگليسی
BBC News >>|BBC Sport >>|BBC Weather >>|BBC World Service >>|BBC Languages >>
راهنما | تماس با ما | اخبار و اطلاعات به زبانهای ديگر | نحوه استفاده از اطلاعات شخصی کاربران