|
شرح حال نامزدهای اسکار بهترين کارگردانی | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
جايزه اسکار بهترين کارگردانی در کنار اسکارهای بهترين بازيگری و بهترين فيلم از مهمترين جوايز آکادمی علوم و هنرهای سينمايی به شمار می رود. سال گذشته اين جايزه به کلينت ايستوود برای فيلم "دختر ميليون دلاری" رسيد. امسال کارگردانهای فيلمهای مونيخ، شب بخير و موفق باشی، کوه بروکبک، کاپوتی و تصادف برای بدست آوردن اين جايزه به رقابت می پردازند که شرح حال مختصری از آنها در زير آمده است. استيون اسپيلبرگ
نامزدی استيون اسپيلبرگ برای کارگردانی فيلم مونيخ تازه ترين فصل از دوران کاری موفق ترين کارگردان هاليوود از نظر تجاری را رقم می زند. نام اسپيلبرگ ۵۹ ساله و برنده جايزه اسکار اينک در عناوين بيش از صد فيلم به چشم می خورد. او تعدادی از بزرگترين فيلمهای پرفروش هاليوود همچون ای تی، پارک ژوراسيک و آرواره ها، اثر کلاسيکی در گونه فيلمهای هراس انگيز و فهرست شيندلر درام معتبر مربوط به نسل کشی يهوديان در اروپا (هولوکاست) را ساخته است. استيون اسپيلبرگ که در فينيکس آريزونا بزرگ شده از نوجوانی مصمم بود که در صنعت فيلم به جايی برسد. در ۱۲ سالگی نخستين فيلم خود را با فيلمنامه ای از خودش و به سرمايه خودش ساخت. فيلم را با پولی که از راه درختکاری بدست آورده بود، ساخت و برای نمايش خانگی اش از تماشاگران پول گرفت. او که فيلمسازی خودآموخته است، با تحصيل در دانشگاه ايالتی کاليفرنيا مهارتهای بيشتری کسب کرد. اما با وجود عشقش به سينما، کارش را از تلويزيون آغاز کرد. در سال ۱۹۷۱ يک فيلم مهيج تلويزيونی به نام دوئل ساخت و از سال ۱۹۷۴ با فيلم شوگرلند اکسپرس برای هميشه به سينما آمد. موفقيت اين فيلم امکان کارگردانی آرواره ها ( در ايران: کوسه ها) را برای او مهيا کرد. آرواره ها موفقترين فيلم سال ۱۹۷۵ از آب درآمد. اين فيلم حالا يک اثر کلاسيک و در عين حال پرفروش محسوب می شود.
در سال ۱۹۷۷ برخورد نزديک از نوع سوم و در سال ۱۹۸۲ فيلم ای تی را درباره ارتباط موجودات غيرزمينی با زمينيان ساخت. از اواخر دهه ۱۹۸۰ اسپيلبرگ مسير کارش را عوض کرد و فيلمهايی ماند رنگ ارغوانی و امپراتوری خورشيد را ساخت. اسپيبرگ دو فيلم ضعيف ديگر هم ساخت: هوک و هميشه. اما در دهه ۱۹۹۰ او بار ديگر به ساخت فيلهای پربيننده روی آورد. ابتدا دو فيلم پارک ژوراسيک را ساخت و سپس اثر مهمش فهرست شيندلر را آفريد. در سال ۱۹۹۴ با همکاری ديويد گفن و جری کتزنبرگ کمپانی دريم ورکز را بنا کرد که زيبای آمريکايی،گلادياتور، يک ذهن زيبا، شرک،واليس و گروميت و... از محصولات عمده آن است. در سال ۱۹۹۹ نجات سرباز رايان، درامی با محوريت جنگ جهانی دوم را ساخت. اين فيلم نامزد ۱۱ جايزه اسکار شد و از آن ميان پنج جايزه را ربود، از جمله اسکار بهترين کارگردانی برای اسپيلبرگ. سال ۲۰۰۲ برای اسپيلبرگ سال موفقيت آميزی بود. هم گزارش اقليت و هم اگه ميتونی منو بگير با تحسين منتقدان و استقبال تماشگران مواجه شدند. بازسازی جنگ دنياها آخرين کار اسپيلبرگ پيش از مونيخ پنجمين فيلم پرفروش سال ۲۰۰۵ بود. اين فيلم ثابت کرد که بعد از پنج دهه فعاليت در سينما، اسپيلبرگ همچنان سررشته کار را در دست دارد. جورج کلونی
اسکار امسال به روی جورج کلونی نامزد جايزه های بهترين کارگردانی و بهترين بازيگر نقش مکمل لبخند می زند. اين بازيگر ۴۴ ساله که فرزند نيک کلونی گوينده تلويزيون و رزمری کلونی خواننده است، از کودکی با جاذبه شهرت آشنا شد. پسر عمه اش، ميگل فرر نقشی برای جورج پيدا کرد و او را که تازه در رشته روزنامه نگاری فارغ التحصيل شده بود راهی هاليوود کرد. کلونی 10 سالی را در هاليوود به ايفای نقشهای کم اهميت در فيلمهای نازل گذراند و در اين مدت در پستوی خانه يکی از دوستانش ساکن بود. سرانجام در ۳۳ سالگی، در سال ۱۹۹۴، کلونی در نقش دکتر دوگ راس در سريال تلويزيونی بخش اورژانس خوش درخشيد و از آن به بعد نقشهای خوبی در سينما نصيبش شد که مهمترين آنها نقش نخست فيلم بتمن و رابين در سال ۱۹۹۷ بود که البته با استقبال منتقدان و تماشاگران مواجه نشد. فيلم سه پادشاه درباره جنگ خليج فارس و کمدی آه ای برادر کجايی که اولين جايزه گلدن گلوب را برايش به ارمغان آورد کلونی را به شهرت رساند. در سال ۲۰۰۰ با فيلم توفان کامل در رده بازيگران تراز اول جهان قرار گرفت و از سوی ديگر ارتباطش با استيون سودربرگ، کارگردان فيلمهايی چون قاچاق و ارين براکوويچ او را به يکی از شخصيتهای مهم صنعت فيلم آمريکا بدل کرد.
آن دو در سال ۱۹۹۹ يک شرکت فيلمسازی بنام Section Eight ايجاد کردند و در آن بنا را بر توازن ميان فيلهای پرفروش مثل يازده يار اوشن و فيلمهای مستقل تر ماند سولاريس و سيريانا گذاشتند. در سال ۲۰۰۳ کلونی نخستين فيلمش اعترافات يک ذهن خطرناک را کارگردانی کرد که درباره تکامل تلويزيون در آمريکا بود. کلونی همين مضمون را در فيلم دومش شب بخير و موفق باشی نيز دنبال کرد. کلونی که از منتقدان سرشناس پرزيدنت بوش است اميدوار است اين فيلم که درباره روزهای آغازين روزنامه نگاری تلويزيونی در دهه ۱۹۵۰ است، بحثهايی را درباره موقعيت کنونی آزاديهای مدنی در آمريکا برانگيزد. امسال کلونی در فيلم سيريانا هم بازی کرده بود که درباره يک مامور سازمان CIA است و دنيای تيره تلخ سياست خارجی و صنعت نفت آمريکا را تصوير می کند. با اين فيلم کلونی بطور گسترده مورد تحسين واقع شد و شب بخير و موفق باشی اين موفقيت را با نشان دادن مهارت او پشت دوربين تثبيت کرد. به نظر می آيد که تنها راهی که پيش پای کلونی قرار دارد، به بالاتر رفتن او منتهی می شود. انگ لی
انگ لی کارگردان تايوانی جايزه گلدن گلوب بهترين کارگردانی را بخاطر فيلم کوه بروکبک که "يک داستان عشقی کابويی" توصيف شده، ربود. او اين فيلم را پس از فيلم هنرهای رزمی ببر خيزان، اژدهای پنهان و درام اجتماعی توفان يخ و فيلم موفق منطق و احساس ساخته است. انگ لی با بهره گيری از فرهنگهای آسيايی و غربی برای بيان داستانهای عشقی و داستانهايی درباره شرف و انتظارات خانوادگی که موضوعهايی عمومی و مورد توجه همگان هستند، در هردو سوی اقيانوس آرام موفقيت عظيمی کسب کرده است. اين کارگردان ۵۱ ساله فيلمسازی را از اوايل سومين دهه عمرش و بدنبال تحصيل در دانشکده هنر تايوان آغاز کرد. او بعدها در آمريکا در رشته های کارگردانی تئاتر و توليد فيلم ادامه تحصيل داد. نخستين فيلمش دستهای پر زور که در سال ۱۹۹۲ ساخته شد يک کمدی چينی زبان بود درباره شکاف فرهنگی ميان نسلهای مختلف خانواده های تايوانی در نيويورک. فيلم بعدی او شام عروسی (۱۹۹۳) درباره يک مرد جوان همجنسگرای تايوانی بود که در نيويورک زندگی می کند و می خواهد با يک ازدواج ساختگی مسايل جنسی اش را از ديد خاواده اش پنهان نگه دارد. اين فيلم از جشنواره های برلين و سياتل جوايزی دريافت کرد. يک جايزه گلدن گلوب هم گرفت و نامزد اسکار هم شد.
در فيلم بعدی، خوردن، نوشيدن، مرد، زن، انگ لی موضوع غذا را هم به مسايل مورد علاقه اش افزود. با فشار هاليوود، انگ لی چهارمين فيلمش منطق و احساس را به زبان انگليسی ساخت. اين فيلم جايزه اسکار بهترين فيلمنامه را برد و برای بهترين کارگردانی هم نامزد دريافت جايزه بود و سه جايزه بفتا هم ربود. فيلم پرتحرک ببر خيزان، اژدهای پنهان (۲۰۰۰) با داستان رمانتيک و حرکات ويژه رزمی اش چهار اسکار از جمله جايزه بهترين فيلم به زبان خارجی را گرفت. اما فيلم هالک (۲۰۰۳) که بر اساس يک داستان مصور ساخته شد با استقبال کمتری مواجه شد. اما کوه بروکبک اعتبار انگ لی را به عنوان يکی از پر جرات ترين و خلاق ترين فيلمسازان امروز تثبيت کرد. به هنگام ارائه اين فيلم به جشنواره ونيز در سال ۲۰۰۳، انگ لی گفت که مسئله اصلی اش موضوع جنسيت دو قهرمان فيلمش نيست. او گفت: "مهم اين است که موضوع فيلم دنيای درون مرا تحت تاثير قرار می دهد و من با آن رابطه برقرار می کنم. من فقط می خواستم يک فيلم عشقی بسازم." بنت ميلر
نامزد شدن بنت ميلر برای جايزه اسکار بهترين کارگردانی بخاطر فيلم کاپوتی او را هم رديف جمعی از بهترين فيلمسازان هاليوود از جمله انگ لی و استيون اسپيلبرگ قرار می دهد. اين برای مستند ساز ۳۸ ساله فارغ التحصيل مدرسه فيلمسازی دانشگاه نيويورک موقعيتی کاملا تحسين آميز به شمار می آيد. ميلر با مستند سفر (۱۹۸۸) که درباره يک راهنمای توريستی در محله منهتن نيويورک بود به شهرت رسيد اما تا هنگاميکه از مهارتهای خود مطمئن نشد دست به ساختن فيلم بلند داستانی نزد. در فاصله ميان اين فيلم مستند و فيلم کاپوتی، بنت ميلر به ساختن فيلمهای تبليغاتی مشغول بود و اوقاتش را با خواندن فيلمنامه سپری می کرد. فيلمنامه کاپوتی درباره شش سال از زندگی ترومن کاپوتی نويسنده شهير آمريکايی و صاحب رمان مشهور در کمال خونسردی است. در همين سالها بود که کاپوتی با پری اسميت قاتل و ريچارد هيکاک که بعدها کتاب در کمال خونسردی را درباره اش نوشت آشنا شد. فيلم يک شخصيت واقعی مسحورکننده را نشان می دهد و به بيان دوگانگی ميان زندگی خصوصی و عمومی ترومن کاپوتی می پردازد.
ويژگی بارز فيلم، بازی برجسته فيليپ سيمور هافمن است که به گفته ميلر استعدادش در توفيق فيلم نقش اساسی داشت. کاپوتی تا اينجا جايزه بهترين فيلم اول را از انجمن منتقدان فيلم نيويورک گرفته، نامزد جايزه بفتای بهترين کارگردانی بوده و اتحاديه صنفی کارگردانان آمريکا نيز آن را برای دريافت جايزه نامزد کرده است. با اين حال ميلر مثل سرمشقهای خود، استنلی کوبريک و ترنس ماليک، برای ساختن فيلم بعدی اش عجله ای ندارد. با توجه به بازتاب فيلم کاپوتی در ميان منتقدان، گويا ارزشش را دارد که برای فيلم بعدی اش چند سالی صبر کنيم. پل هگيس
پل هگيس که فيلم تصادف (Crash) او نامزد دريافت جايزه اسکار بهترين فيلم شده است، کارش را با نوشتن فيلمنامه کمديهای تلويزيونی در دهه ۱۹۷۰ آغاز کرد و تا کنون در مجموع فيلنامه بيش از ۳۰ سريال تلويزيونی را نوشته است. او متولد کانادا و ۵۲ ساله است و سال پيش هم فيلم دختر ميليون دلاری که فيلمنامه اش را او نوشته بود جايزه اسکار گرفت. آن فيلم را هم قرار بود هگيس کارگردانی کند اما کلينت ايستوود که بازيگر آن فيلم بود خواهان آن شد که کارگردانی را هم به عهده بگيرد و گرفت. در سال ۲۰۰۰ هگيس تصميم گرفت تلويزيون را رها کند. همان موقع نوشتن فيلمنامه دختر ميليون دلاری را بر اساس دو داستان کوتاه آغاز کرد و همزمان با يکی از دوستانش به نام بابی مورسکو فيلمنامه تصادف را نوشت که درباره تعصبات نژادی در لس آنجلس است. هگيس اين فيلم را در سال ۲۰۰۳ تهيه و کارگردانی کرد و ترانه ای هم برای آن تصنيف کرد.
تصادف برای نخستين بار در سال ۲۰۰۴ در جشنواره تورنتو به نمايش درآمد. داستان فيلم درباره چند درگيری نژادی در لس آنجلس است و آنچه را در طی ۳۶ ساعت بر قهرمانان داستان گذشته و در اغلب موارد به نتايج غم انگيزی انجاميده، مرور می کند. هگيس درباره اين فيلم گفته است: "می خواستم ببينم چطور آدمهايی که همديگر را نمی شناسند بر سرنوشت هم اثر می گذارند." لورا متزگر گزارشگر برنامه "تاکينگ موويز" در تلويزيون سرويس جهانی بی بی سی درباره اين فيلم گفته است: "به نظر می رسد وقتی که بر اساس الگوهای تعصب آميز قضاوت شود، هرکسی می تواند عامل تبعيض باشد." هگيس به اين گزارشگر گفت: "از اينکه ما آمريکايی ها مرتب آدمها را توصيف می کنيم بدم می آيد. می گوئيم اين آدم خوبی است. آن يکی آدم بدی است. و اين تصميم ها را بطور آنی می گيريم. آنهم بر اساس شکل چشم و ابرو يا رنگ پوست آنها. يا لباس شان. اين يک داوری بشدت سطحی است." او گفت که در اين فيلم به "آدمهای خوب" اجازه داده تا "حقايق زشت" را بيان کنند. هر چند که "ممکن است شما از آنها خوش تان نيايد چون ممکن است از نظر سياسی گفتن اين حرفها درست نباشد." هگيس گفت: "اما تا اين مسايل مورد بررسی قرار نگيرند، نمی توان با آنها برخورد مناسب انجام داد." |
مطالب مرتبط نامزدهای اسکار 200631 ژانويه، 2006 | فرهنگ و هنر 'کوه بروک بک'؛ برنده اصلی جوايز گلدن گلوب 17 ژانويه، 2006 | فرهنگ و هنر هاليوود در تدارک فهرست کانديداهای جوايز اسکار31 دسامبر، 2005 | فرهنگ و هنر نگاهی به رويدادهایی سينمايی جهان در سال ۲۰۰۵ 29 دسامبر، 2005 | فرهنگ و هنر پرفروش ترين فيلم های آخر سال آمريکا27 دسامبر، 2005 | فرهنگ و هنر چهره های خبرساز هاليوود در سال 200521 دسامبر، 2005 | فرهنگ و هنر تازه ترين فيلم اسپيلبرگ 'دعوتی برای صلح' است05 دسامبر، 2005 | فرهنگ و هنر داوطلبان فلسطينی عمليات انتحاری بر روی پرده سينمای تل آويو14 نوامبر، 2005 | فرهنگ و هنر | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||