|
نگاهی به سينمای ژانگ ييمو، فیلمساز خلاق چینی | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
ژانگ ييمو، یکی از پيشبينی ناشدنیترين فيلمسازان معاصراست. شايد تنها نقطه مشترکی که بتوان در فيلمهای او پيدا کرد نوآوری و جسارتش در تجربه کردن باشد. او داستانسرايی توانا است که از زندگی روستايی دو قرن پيش چين گرفته تا زندگی مدرن و شلوغ امروز پکن و تا حماسههای کهنه کشورش، قصه برای گفتن دارد. ژانگ ييمو متعلق به گروهی از فيلمسازان چينی است که به "نسل پنجم" مشهور هستند. چن کايگه و تيان ژوانگ ژوانگ هم از همين گروهند. "نسل پنجم" به دورانی از سينمای چين گفته میشود که از نيمههای دهه هشتاد ميلادی تا به امروز ادامه دارد و مشخصههای اصلی آن رودرويی با سانسور دولتی، انتقاد از سياستهای حزب کمونيست، و شکستن تابوهای جامعه سنتی چين است. برعکس چن کايگه و تيان ژوانگ ژوانگ، ژانگ ييمو در خانوادهای به دنيا آمد که در ترمينولوژی حزب کمونيست چين "بدسابقه" ناميده میشوند، يعنی گروهی که پدرانشان در انقلاب چين نقشی بازدارنده داشتهاند، چيزی مثل رفتاری که بعد از انقلاب با اعضای خانواده وابستگان به حکومت شاه سابق در ايران شد. فرزندان اين خانوادهها هنوزهم نسبت به همرديفانشان در خانوادههای وفادار به حزب از امکانات کمتری برخوردارند. اين موضوع مانع بزرگی برسر راه فيلمسازی او بود. حتی يکبار مجبور شد برای ادامه کار"انتقاد از خود" بنويسد مانند بعضی از اعتراف های تلويزيونی برخی از مخالفان جمهوری اسلامی که در سال های پس از انقلاب رخ داد. با اين حال موفقيت جهانی اولين فيلمش ذرت سرخ(1987) و برنده شدنش در فستيوال برلين کار را برای او سادهتر کرد. دو فيلم بعدی او جودو (۱۹۸۹) و فانوس قرمز را بيفروز(1991) با سرمايه خارجی تهيه شدند و هردو در چين توقيف شدند تا زمانی که او قبول کرد فيلم سفارشی داستان کيوجو(۱۹۹۲) را با تاييد حزب کمونيست بسازد.
با اين حال فيلمهای بعدی او زيستن (۱۹۹۴) و نغمههای شانگهای (۱۹۹۵)هم به سرنوشت ساختههای قبلیاش دچار شدند و تا چند سال در توقيف بودند. اما پرسروصداترين دوران فيلمسازی او مربوط به دو فيلم بعدیاش جدايی سخت است(۱۹۹۷) و يکی هم کمتر نه(۱۹۹۸) میشود. ژيل ژاکوب، مدير جشنواره کان، فيلم اول را به اين دليل که "با فضای سينمای چين همخوانی ندارد" از بخش مسابقه خارج کرد. ييمو هم در مقابل هردو فيلم را از جشنواره پس گرفت و در مصاحبهاش اعلام کرد که جشنواره کان تنها تصويرهای کليشهای که در آنها چين کشوری عقبمانده و فئودالی معرفی میشود را تشويق میکند در حالیکه "جدايی سخت است" تصويری مدرن از جامعه امروزين اين کشور ارائه میدهد. اين دو فيلم در جشنواره ونيز به نمايش درآمدند و يکی هم کمتر نه شير طلايی اين جشنواره را به دست آورد. جالب اينکه ژيل ژاکوب همان سال همان رفتار را با فيلم ايرانی داستان های جزيره کرد و اپيزود بيضايی را از آن در آورد اما اين عمل با سکوت همکاران بيضايی در اين فيلم روبرو شد. بعد از دو فيلم ديگرراه خانه (1999) و وقت خوش (2000) ژانگ ييمو با چرخش پيشبينی باشدنی ديگری قهرمان(2002) و خانه خنجرهای پرنده(2004) را ساخت که داستانهای حماسی چين را بازگو می کردند. در اين دو فيلم که پيش درآمدی برای فيلم اخيرش نفرين گل طلايی به حساب میآيند او با ظرافت و زيبايی بینظيری به بازسازی تاريخ و فولکلور کشورش میپردازد و تاريخ باشکوه هفت هزارساله ملتش را به رخ میکشاند. اما اين که چرا فيلمسازی چنين ملیگرا و آگاه از تاريخ و فرهنگ کشورش اين گونه مورد بیمهری دولتش قرار میگيرد داستان تازهای نيست، دستکم نه برای ما ايرانیها. آنچه که نسل پنجم فيلمسازان چينی را از پيشينيانشان جدا میکند پا درازتر کردن از گليمی است که دولت برایشان پهن کرده است. اين را بخصوص در ساختههای ييمو میتوان ديد. جنسيت و موقعيت اجتماعی زن در جامعه چين نقطه مشترک آثار ييمو است. در شرايطی که سنت های چينی با تکيه بر تعليمات کنفسيوس زن را خانهدار و فرمانبردار از مرد و بخصوص بدون تمايلات جنسی میخواهد؛ فيلمهای ييمو تصويری مطلقا متفاوت از اين سنتها ارائه میدهد. در تريلوژی اولش ذرت سرخ، جودو، و فانوس قرمز را بيفروز شخصيتهای زن هيچکدام منفعل نيستند و سرنوشتشان را خودشان تعيين میکنند. در اين سه فيلم ييمو تابوهای اجتماعی را يکسره در هم میريزد و لذت جنسی و توان بارآوری زن را بر پرده سينما نشان میدهد.
اين اروتيسم اگرچه با عريان شدن زن همراه نيست اما صريح و جسورانه است. اما اين ديدگاه تنها بر جنسيت زن تکيه نمیکند. زنان در اين تريلوژی با سرنوشتی که جامعه و سنت برایشان طراحی کرده درمیافتند و به دنبال آنچه خود میپسندند میروند، هرچند فرجام خوشی در انتظارشان نباشد. جيو درذرت سرخ همسر و پدر آينده فرزندش را خودش انتخاب میکند و شوهر پيرش را میکشد. جودو در جودو همراه با معشوقش و پسرش از دست شوهر عقيم و وحشیاش فرار میکند و بلاخره سونگ ليان در فانوس قرمز را بيفروز با تظاهر به بارداری و اينکه فرزندش پسر خواهد بود شوهر قدرتمند و هووهايش را بازی میدهد. در اين تريلوژی زن نمادی از جامعه چين است در حالیکه مردان طبقه حاکم را نمايندگی میکنند. شايد نزديکترين فيلمساز ايرانی به ژانگ ييمو به لحاظ فکری بهرام بيضايی باشد که به همان اندازه به بازسازی پرغرور هويت فرهنگی ايران علاقه نشان میدهد و به همان اندازه مسئله حضور موثر زن در جامعه برايش اهميت دارد. با اين حال سنتشکنی ژانگ ييمو به معنی تيشه زدن بر ريشههای فرهنگی و تاريخی جامعهاش نيست. برعکس، او با بازگشت به خويشتن و بازسازی عناصر فرهنگی_تاريخی جامعهاش سعی در دست يافتن به يک هويت ماندگار دارد، هويتی که جوابگوی نيازهای امروزين جامعهاش باشد. اين تلاش نه تنها قدرتمداران دولتی را آشفته میکند بلکه ديدگاههای پستکلنياليستی (نو استعماری) غرب را هم میآشوبد. همانقدر که قدرتمداران چينی با هرنوع تجزيه و تحليل سنتها مخالف هستند پستکلنياليستهای غرب هم با بازسازی هويت ناسازگارند که نمونهاش را پيش از اين در برخورد ژيل ژاکوب مدير جشنواره کان با ژانگ ييمو دیدیم. اگرچه ژانگ ييمو شهرت اوليهاش را مديون زيبايیشناسی اين سه فيلم است اما خودش را در اين سبک زندانی نمیکند و دردوره دوم فيلمسازیاش آن را يکسره دگرگون میکند. دو فيلم بعدی او يعنی افسانه کيوجو و زيستن اگرچه هنوز در روستاهای چين میگذرند اما زمانشان به حال نزديکتر شده است. در نغمههای شانگهای ييمو برای اولين بار وارد شهر میشود. در اين سه فيلم دوربين همچنان سنگين و ميزانسن به دقت از پيش طراحی شده هستند اما ديگر از آن فرماليسم روايی اوليه خبری نيست و تصاوير به رئاليسم نزديکتر میشوند. دو سال بعد، ژانگ ييمو بار ديگر با سبک جديدی بازمیگردد و تماشاچی آشنا با آثار قبلیاش را باز غافلگير میکند؛ فيلم جدايی سخت استکه متاسفانه به رغم زيبايیهای بینظيرش در غرب با سردی استقبال شد( چه به لحاظ ساختاری و چه روايی) ومطلقا متفاوت با ساختههای پيشين ژانگ ييمو است. در اينجا نه از آن رنگهای مسحور کننده خبری هست و نه از آن حرکتهای سنگين دوربين و نه آن داستانهای تراژيک قديمی. فيلم تصويری از زندگی شلوغ و پرجنب و جوش امروزين در پکن چند ميليونی است.
داستان درباره کتاب فروشی است که دوست دخترش او را تنها میگذارد و با مرد پولداری روی هم میريزد. اما کتاب فروش دست بردار نيست و همه تلاشش را میکند تا عشق دختر را باز بدست آورد. تمام فيلم با دوربين روی دست و هر صحنه بدون قطع فيلمبرداری شده و همه ديالوگها سر صحنه بديهه سازی شدهاند. ساختار فيلم سبک دگما۹۵را که لارس فون تريه يکی دو سال پيشتر طراحی کرده بود را به ياد میآورد. از سوی ديگر داستانپردازی ژانگ ييمو در اين فيلم بسيار شبيه وونگ کار وای بخصوص در چانگ کينگ اکسپرس بود و مثلا همان طور که شخصيت اصلی فيلم چانگ کينگ اکسپرس در نيمههای فيلم بی هيچ توضيح يا دليلی جای خود را به شخصيت ديگری میداد درجدايی سخت است هم کتاب فروش در نيمههای فيلم به زندان میافتاد و باقی فيلم بدون قهرمان اصلی پيش میرفت. در يکی هم کمتر نه و راه خانه (2000) ژانگ ييمو سبک جديدش را با اعتدال بيشتری دنبال میکند. در اين دو فيلم او به سينمای کيارستمی نزديک میشود. استفاده از بچهها و نابازيگران، داستان سادهای که اتفاق مهمی در آن نمیافتد، نورپردازی و حرکات ساده دوربين، و تصويرپردازی از زاويه ديد انسان المانهايی از سينمای کيارستمی هستند که در اين فيلمها بچشم میخورند. آخرين و تازهترين دوران سينمای ژانگ ييمو شامل سه فيلم اخيرش يعنی قهرمان(۲۰۰۲) ، خانه خنجرهای پرنده، و آخرين فيلمش نفرين گل طلايی(۲۰۰۶) میشود. در اين دوران ژانگ ييمو به سراغ هنرهای رزمی چين میرود و از اين چارچوب برای بازسازی و بازگويی داستانها و حماسهها و تاريخ غنی کشورش استفاده میکند که پيش از اين در غرب مخاطبی پيدا نکرده بودند. اگرچه بهکارگيری هنرهای رزمی در سينمای اخير دنيا با "ببر غران، اژدهای پنهان" ساخته انگ لی شروع شد اما تريلوژی اخير ييمو به دليل غنای تصويری آنها ارزش متفاوتی يافتند. مشخصههای اصلی اين سه فيلم بکارگيری دوباره فضاسازی مطلقگرای تريلوژی اوليه او برای داستانسرايی از اسطورههای تاريخی است. بار ديگر رنگها در فيلم غوغا میکنند. داستان بر اساس ميزانسنهايی به دقت از پيش طراحی شده پيش میرود، و برای اولين بار موسيقی از ستونهای اصلی فيلم میشود. دکورها و لباسهای باشکوه برای بازسازی کاخهای امپراطوران چينی به دقت طراحی میشوند. تفاوت اصلی تريلوژی آخر ييمو با تريلوژی اول او در پيام آنها است.
در سهگانه اول، ييمو با زبانی تلخ به انتقاد از سنتهای اجتماعی چين میپرداخت که اغلب مورد حمايت حزب کمونيست اين کشور هم بودند. اما در سهگانه اخير، او با زبانی شيرين عظمت تاريخ و فرهنگ کشورش را به رخ جهانيان میکشاند. و آنچه در اين سه فيلم با تمامی ساختههای قبلی او مشترک است نقش تعيين کننده و تاثيرگذاری است که زنان در برابری با مردان دارند. قهرمان داستانی افسانهای دارد. پادشاه چين حکمروايی ظالم است که بسياری در فکر از بين بردنش هستند. او پهلوانی را به خدمت میگيرد تا مخالفانش را از بين ببرد. داستان فيلم چندين بار از ديدگاه چندين شخصيت تکرار میشود و هربار پايانی متفاوت به خود میگيرد. آخرين اين ديدگاهها پايانی خوش را برای فيلم برجا میگذارد. ييمو هر صحنه از فيلم را با دقت و ظرافت يک نقاش رنگآميزی میکند. صحنههای خيرهکننده شمشيربازی و رزمآوری قهرمانان فيلم به آن هويتی افسانهای میبخشند. به دليل همين هويت افسانهای است که چنين صحنههايی برخلاف فيلمهای مشابهش تصاويری مشمئز کننده نيستند. به عنوان مثال در تمام طول فيلم قطرهای خون ريخته نمیشود حتا اگر شمشيری تا دسته در سينه کسی فرو رفته باشد. خودنمايی باشکوه قهرمان در خانه خنجرهای پرنده هم ادامه پيدا میکند با اين تفاوت که همان قدر که قهرمان فانتزی و افسانهای است خانه خنجرهای پرنده حماسی است. به دليل همين تفاوت است که ساخت اين دو فيلم به رغم شباهتهای ظاهریشان با هم متفاوت هستند. قهرمان به دليل افسانهای بودنش پر است از صحنههای دور از واقع مثل راه رفتن روی آب و پرواز آدمها. چنين صحنههايی در خانه خنجرهای پرنده به دليل حماسی بودنش معتدلتر و نزديکتر به واقعيت شدهاند. داستان فيلم برمیگردد به قرن نهم ميلادی. حکومتی فاسد بر چين حکمروايی میکند که زندگی را بر مردم تنگ کرده است. خنجرهای پرنده نام يک گروهی چريکی است که سعی در سرنگونی اين حکومت دارد. عشق بين دختری چريک و ماموری دولتی که سعی در رخنه کردن در اين گروه دارد داستان فيلم را به سمتی غير قابل پيشبينی سوق میدهد. اين حماسه عشقی محکوم شرايطی غير انسانی است که درگيریهای سياسی بر مردم تحميل کرده است. در يک سو حکومتی خونريز است و در سوی ديگر نيرويی انقلابی که بنابر شرايط سخت مبارزه بسياری از همان ارزشهای انسانی را که به خاطرش میجنگد را خود زيرپا میگذارد. توانايی ژانگ ييمو در تصويرپردازی در اين فيلم به اوج میرسد. خانه خنجرهای پرنده به يک شعر بلند حماسی میماند که بوسيله يک نقاش در قالب فيلم سروده شده باشد. نفرين گل طلايی تازهترين ساخته ييمو در چارچوب بازسازی هويت تاريخی چين است. اين فيلم که پرهزينهترين فيلم تاريخ سينمای چين است به قرن دوازده ميلادی، يعنی چند صد سال بعد از دوران خانه خنجرهای پرنده باز میگردد و داستان از هم پاشيدن درونی سلسله تانگ در چين را بيان میکند.
همسر امپراطور به پسر بزرگ او از ازدواج قبلیاش چشم دارد. امپراطور همسرش را با سمی که به آهستگی تاثير میکند دارد به ديوانگی میکشاند. پسر دوم امپراطور به تلافی مرگ تدريجی مادر با پدر در میافتد. پسر سوم و آخر هم در اين ميان به دليل تنها افتادن و مورد توجه نبودن توطئهای ديگر در سر دارد. اين جنگی است که در آن هيچکس نمیتواند پيروز شود. فيلم نسبت به دو ساخته قبلی ييمو بسيار تلخ است و به لحاظ روايی به تراژدیهای شکسپير نزديک میشود. داستان در آغاز بسيار کند پيش میرود و ناگهان جان میگيرد و پر میشود از صحنههای خشونتآميز و کشتارهای بيرحمانه. زنان باز در اين فيلم جايگاهی برابر با مردان دارند و همگی جنگجو و مبارز هستند و داستان فيلم را به دنبال خود میکشانند. مثل فيلمهای قبلی دکورها و لباسهای باشکوه تمام صحنهها را پر کردهاند و رنگها- که اينبار مغلوب رنگ طلايی هستند- هر تصوير را به يک مينياتور ظريف چينی شبيه کردهاند. اگر ژانگ ييمو با همين روند سبک فيلمسازیاش را تغيير دهد در فيلم بعدی بايد منتظر شگفتی جديدی باشيم. پيشدرآمد اين تغيير سبک را در فيلم هزاران مايل تنها رفتن ميشد ديد که در فاصله خانه خنجرهای پرنده و نفرين گل طلايی ساخت و بازگشتی بود به فيلمهای کمخرجش در دهه گذشته. |
مطالب مرتبط اعتراض گروه های مايا به فيلم تازه مل گيبسون 07 دسامبر، 2006 | فرهنگ و هنر نگاهی به فیلم "مرکز تجارت جهانی" ساخته الیور استون13 اکتبر، 2006 | فرهنگ و هنر جلوگيری از ادامه کار سينماگر چينی 04 سپتامبر، 2006 | فرهنگ و هنر فيلم جنجال برانگيز مصری بازبينی می شود05 ژوئيه، 2006 | فرهنگ و هنر رنجهای مسيح: بحث انگيزترين فيلم تاريخ سينما10 ژوئن، 2006 | فرهنگ و هنر پنجاه و نهمين جشنواره فيلم کن؛ بدون فيلم ايرانی24 آوريل، 2006 | فرهنگ و هنر عرضه نسخه کامل فيلم های سينمايی در اينترنت24 مارس، 2006 | فرهنگ و هنر ساختار حکومت چين03 مارس، 2005 | صفحه نخست | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||