|
نگاهی به زندگی و فیلم های رابرت آلتمن | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
رابرت آلتمن، که چند روز پیش درگذشت؛ یکی از مشهورترین، تاثیرگذارترین و مستقل ترین کارگردان هایی بود که با وجود فیلمسازی در هالیوود، همواره از این "کارخانه رویا سازی" کناره می گرفت. با مرگ آلتمن، سینمای جهان یکی از آخرین بازماندگان کارگردان های بزرگ سینما را از دست داد. در واقع او یکی از تجربه گرا ترین فیلمسازانی بود که هالیوود می توانست او را تحمل کند، منتقدان فیلم همواره توجه خاصی به فیلم های آلتمن نشان داده اند و برخی چون پالین کیل، فیلم های او را وجه دیگری از سینمای غیرهالیوودی خوانده اند. تجربه گرایی و درک متفاوت و منحصر به فرد مخاطب از روایت سیال برای وی از اهمیت بسیاری برخوردار بود و در فیلم های اخیرش، نافرمانی از ساختار روایی سینمای هالیوود خود را آشکارا نشان می داد. زندگی نامه رابرت برنارد آلتمن در خانواده ای آلمانی تبار که ریشه هایی انگلیسی و ایرلندی نیز داشت، در کانزاس و در بیستم فوریه 1925 سال به دنیا آمد. در جوانی به مدرسه نظامی فرستاده شد و در سن هجده سالگی درهنگامه جنگ جهانی دوم وارد نیروی هوایی آمریکا شد و کمک خلبان بمب افکن های ب-24 شد. وقتی وی برای آموزش های هوایی به کالیفرینا فرستاده شد، هالیوود را کشف کرد و تصمیم گرفت در لس آنجلس ماندگار شود و از همان وقت وی تلاش کرد که به دنیای سینما راه پیدا کند. با شروع به کار بازیگری در کلوب های شبانه، راهها بر رویش گشوده شد و او بلافاصله شروع به نوشتن فیلمنامه کرد. "شب کریسمس" اولین فیلمنامه نوشته وی را هالیوود از وی خرید و فیلمی با عنوان"محافظ" در سال 1948 بر اساس آن ساخته شد که ریچارد فلیشر نیز در نوشتن فیلمنامه آن با وی همکاری کرد.
این موفقیت زود هنگام، آلتمن را برآن داشت تا به عنوان نویسنده به نیویورک نقل مکان کند که در آنجا به نمایشنامه نویسی، روزنامه نگاری، و داستان نویسی مشغول شد. بعد از مدتی وی دوباره به هالیوود بازگشت ولی با سرعتی که انتظارش را داشت موفقیت های قابل توجهی نیافت، درنتیجه برای مدتی نزد خانواده اش در کانزاس برگشت. تنها راهی که برای ورود به سینما به نظر آلتمن رسید، آن بود که وارد یک دوره آموزش فیلمسازی در کمپانی کالوین، یک شرکت فیلمسازی صنعتی در کانزاس شود وبه زودی در همین کمپانی که بزرگترین شرکت فیلمسازی صنعتی جهان خوانده می شد، به عنوان کارگردان استخدام شد. وی تا سال 1955 در این شرکت بیش از شصت فیلم کوتاه صنعتی با دستمزد هفته ای 250 دلار، ساخت و با این حال باز تلاش کرد که برای هالیوود فیلمنامه بنویسد که توفیقی در این زمینه به دست نیاورد و در این شرکت ماندگار شد. در سال 1955 وی توانست اولین فیلم بلندش را با بودجه شصت و سه هزار دلاری در باره جرائم نوجوانان با عنوان"خلافکار" برای یک شرکت فیلمسازی دیگر کانزاس بسازد که تنها دو هفته فیلمبرداری آن به طول انجامید. پس از فیلمبرداری این فیلم، آلتمن به همراه دستیارش رضا بدیعی به هالیوود رفت تا تدوین فیلمش را در آنجا انجام دهد و یونایتد آرتیستز آن را به قیمت 150 هزار دلار خریداری کرد که به فروشی معادل یک میلیون دلار دست یافت وبه این ترتیب بار دیگر آلتمن در نزدیکی استودیوهای هالیوود سکنی گزید. کارگردانی سریالهای محبوب تلویزیونی اولین فیلم آلتمن، توجه آلفرد هیچکاک را جلب کرد و از او درخواست کرد تا چند قسمت از مجموعه تلویزیونی "آلفرد هیچکاک تقدیم می کند" را کارگردانی کند که وی از سال 1958 تا 1964 به کارگردانی این مجموعه مشغول بود. در همین حال به کارگردانی و نویسندگی سایر سریال ها و مجموعه های معروف تلویزیونی از جمله"ایستگاه اتوبوس" و "ماوریک" پرداخت و در همین حال موسیقی محلی را نیز پی می گرفت که منجر به ساخت ترانه "کشتی سیاه" به خوانندگی جان آندرسون شد. با وجود آنکه وی پس از نخستین فیلمش، دو فیلم مستقل دیگر نیز ساخت ولی این فیلم ها توفیقی برای جلب نظر هالیوود نیافتند که دیدگاه های ضد هالیوودی وی را در همین سال ها شکل داد.
در سال 1969 او فیلمنامه MASH را برای جک وارنر نوشت و او با کارگردانی این فیلم توسط وی موافقت کرد. این فیلم در واقع سرآغاز موفقیت آلتمن در سینما محسوب می شود که با استقبال بسیار تماشاگران روبرو شد و منتقدان نیز نقدهای ستایش آمیزی در باره آن نوشتند. سبک آلتمنی دومین فیلم آلتمن که سر و صدای بسیاری به پا کرد"نشویل" بود، فیلمی انتقادی در باره موسیقی محلی. وی همچنین اپیزودی از فیلم مشهور"آریا" که کارگردان های نامداری چون ژان لوک گدار اپیزودهای خود را در آن ساختند، کارگردانی کرد. یکی از مشهورترین فیلم های او،"بازیگر"، در سال 1992 فیلمی ضد هالیوودی خوانده شد که سازوکارهای سینمای تجاری را در فضای هجو آمیز به نمایش در می آورد. این فیلم نامزد سه جایزه اسکار از جمله بهترین کارگردانی شد. همچنین برای همین فیلم جایزه بهترین کارگردانی را از جشنواره فیلم کن، آکادمی فیلم و تلویزیون بریتانیا و کانون منتقدان فیلم نیویورک را دریافت کرد. پس از موفقیت چشمگیراین فیلم وی براساس قصه ای از ریموند کارور، نویسنده مینی مالیست آمریکایی، فیلم "راه های میان بر" را ساخت که زندگی چند زوج لس آنجلسی را در طول چند روز به یکدیگر پیوند می زند، این فیلم یکی از فیلم های محبوب منتقدان بوده است و در برخی از نظرخواهی ها، منتقدان از آن به عنوان یکی از صد فیلم برجسته تاریخ سینما یاد کرده اند. فیلم بعدی وی "لباس حاضری" هجویه ای علیه دنیای مد و رسانه ها بود و بازیگران مشهوری در آن نقش آفرینی می کردند، نیز با استقبال گرم منتقدان روبرو شد. فیلمساز تبعیدی علیه جرج بوش
رابرت آلتمن در سال های اخیر، با صراحت بیشتری مواضع سیاسی خود را اعلام می کرد و از جمله در زمان انتخابات ریاست جمهوری آمریکا، گفته بود که اگر بار دیگر جرج بوش رئیس جمهور شود به فرانسه نقل مکان خواهد کرد زیرا حاضر نیست کشوری تحت زمامداری وی را تحمل کند ولی وی به این گفته خود عمل نکرد و چندی بعد حرف خود را چنین تصحیح کرد که منظورش شهرک پاریس در تکزاس بوده است زیرا زندگی در این شهر وقتی دیگر جرج بوش فرماندار ایالتش نیست، بهتر است. دیدگاه های رادیکال آلتمن و نیش و کنایه های آشکارش به هالیوود سبب شد که کارگزاران هالیوود چندان روی خوشی به وی نشان ندهند. به فیلم های او با وجود نامزدی برای اسکار، هیچ گاه اسکاری تعلق نگرفت و گاه برخی از سینمایی نویسان از آلتمن به عنوان "تبعیدی" یاد کردند. آلتمن خود در واکنش به این عنوان می گوید که اگر چه هالیوود هیچ گاه وی را تاب نیاورده است ولی او همیشه در یک گوشه کار خودش را می کرده است. وی شانزده سال پیش در گفتگو با بی بی سی، گفت که نه هالیوود از او خوشش می آمده و نه او از هالیوود بنابراین هیچ گاه زیر بار تولید فیلم هایی که هالیوود دوست داشته نرفته است. اما سرانجام هالیوود، اسکار یک عمر فعالیت سینمایی خود را در سال 2006 به وی تقدیم کرد. وی هنگامی که برای دریافت این جایزه بر روی صحنه رفت، گفت:" عشق به فیلمسازی در من بینشی دگرگونه به جهان و بشریت بخشیده است."
فیلم شناسی برخی از مشهورترین فیلم های آلتمن: مش(1970) |
مطالب مرتبط رابرت آلتمن درگذشت 21 نوامبر، 2006 | فرهنگ و هنر آلتمن در 'گاسفورد پارک' به ملاقات آگاتا کريستی می رودگرينويچ 23/03/2002 | فرهنگ و هنر | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||