|
نمایشگاه نقاشی معلولان در فرهنگسرای ارسباران | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
به مناسبت دوازدهم آذر روز جهانی معلولين، نمايشگاهی از آثار نقاشی معلولين در فرهنگسرای ارسباران توسط مسئولين بهزيستی افتتاح شد. در اين نمايشگاه 75 اثر از 21 نقاش معلول به نمايش گذاشته شده است. اين هنرمندان ناشنوا، نابينا، ناتوان جسمی- حرکتی و کم توان ذهنی اند. هنرمندان اين نمايشگاه از شهرهای مختلف ايران- به جز حاشيه خليج فارس برای شرکت در نمايشگاه به تهران آمده اند. برای معلولين حاشيه خليج فارس از نهم تا دوازدهم آذر جشنواره ای در بندرعباس برگزار شد. جشنواره شامل نمايشگاه های عکس، نقاشی، تئاتر و موسيقی بود. بيست و چهارم آذر نيز نمايشگاهی اختصاصی نابينايان در اهواز برگزار خواهد شد. در نمايشگاه تهران 12 نقاش مرد و 9 نقاش زن آثار خود را به نمايش گذاشته اند. در نمايشگاه چه می گذرد؟ سالن نمايشگاه در خيابان پشتی فرهنگسرای ارسباران و در کمرکش يک سربالايی سخت است. چند معلول روی ميزی که در وسط سالن قرار دارد، مشغول کشيدن نقاشی اند و توانبخشان بهزيستی آنان را ياری می کنند. برخی از معلولين با صندلی چرخدار و يکی دو نفر با عصا حرکت می کنند. از خانم افسانه فخری که مسئول برگزاری نمايشگاه است در اين باره می پرسم. می گويد: اکثر مراکز فرهنگی هنری مناسب معلولين نيست و حقوق شهروندی آنها ناديده گرفته شده است. ما فضايی بوجود آورديم تا مسئولين بيايند و شرايط دشوار ما را ببينند تا به ما کمک کنند. سازمان بهزيستی به تنهايی نمی تواند در همه زمينه ها اقدام کند. افرادی که برای بازديد آمده اند در نقل و انتقال معلولين به مسئولين بهزيستی ياری می رسانند.
پسر آقای صادقی از کم توان های ذهنی است و به کمک پدر نقاشی اموخته و دو نمايشگاه انفرادی نيز داشته است. برخی از هنرمندان از رنگ و روغن، بعضی پاستل و مداد طراحی استفاده کرده اند. علی راشکی 35 سال دارد. او معلول جسمی-حرکتی است و ليسانس و فوق ليسانس خود را در رشته نقاشی از دانشگاه هنر گرفته و اکنون عضو هيات علمی دانشگاه هنر زاهدان است و در آنجا نقاشی تدريس می کند. او چند سال پيش جايزه نخست مسابقه ای که از طرف يونسکو برای معلولين جهان برگزار شد را از آن خود کرد و چهار ماه به هزينه يونسکو در داشگاه ادينبورگ اسکاتلند دوره ديد. از آقای راشکی دو طراحی – کولاژ در اين نمايشگاه به نمايش گذاشته شده است. او می گويد اين دو کار بخشی از مجموعه ای ای به نام آب، باد، خاک و آتش است و در توضيح با اشاره به وضعيت جغرافيايی متلاطم و بادهای 120 روزه سيستان و توفان های شن می افزايد من در اين نقاشی ها روی باد، خاک و آتش تاکيد بيشتری داشتم. چرا که ما در سيستان يا درگير خشکسالی و گرما هستيم يا در برابر بادها و توفان ها. بادهايی که گاه مناظر بسيار زيبا و بديعی ايجاد می کند. دختر جوان زيبايی به نقاشی های آقای راشکی نزديک می شود و با دقت و آرامی با نوک انگشتانش نقاشی ها را لمس می کند. او تهانی عباسی است، نابيناست و 22 سال دارد، با پاستل کار می کند و شاگرد آقای بدری بوده است. او از اهواز آمده و اين هشتمين نمايشگاهی است که در آن شرکت کرده است. دو نمايشگاه در پاريس و نورماندی نيز داشته است. نقاشی هايش فضای ساده و پر اميدی دارند. او می گويد با نقاشی آرزوها، احساسات و موقعيت خودم و آن حسی را که نسبت به محيط دارم، بيان می کنم و می افزايد با ديدن آثار ديگر معلولين ايده های جديدی به ذهنش خطور می کند.
"چرا نقاشی های ما را نمی خرند؟" آثار يک نقاش حرفه ای معلول هم در نمايشگاه به نمايش گذاشته شده است. جهانبخش صادقی معلول جسمی- حرکتی است و نقاشی تدريس می کند و 120 هنرجو دارد. ذوالفقار ذوالفقاری از اروميه آمده و در حالی که به عصاهايش تکيه کرده با خنده می گويد دو پرتره از چهره زنان داشتم که به دليل بی حجابی سوژه ها، اجازه ندادند نمايش داده شود. کيومرث زارعی دو پايش را در تصادف با ماشين سنگين از دست داده است. از 15 سال پيش نقاشی می کند. با هيجان می گويد من نقاشی مدرن کار می کنم و سعی می کنم عناصر نو راتجربه کنم. او در سه جشنواره شرکت کرده، در دو جشنواره سراسری و يک جشنواره مربوط به غرب کشور مقام اول را کسب و بهزيستی 15 اثر او را خريداری کرده است. آقای زارعی می گويد از وقتی تصادف کردم، تلخی های زيادی را تجربه کردم و به نقاشی وابسته شدم. نقاشی همدم و هم صحبت من است. از وقتی نقاشی با من دوست شد، آرامش پيدا کردم. او شعر هم می گويد، اما به قول خودش هنوز تازه کار است. شهين بارور روی صندلی چرخدارش در کنار تابلوهايش نشسته است. او معلول جسمی- حرکتی است. از سال 67 نقاشی می کند، 16 نمايشگاه انفرادی داشته و در بيش از 50 نمايشگاه گروهی شرکت کرده است. بارور 46 سال دارد و از بندرانزلی آمده است. تاکنون دو دفتر شعر به نام های تبسم تلخ و تقديم با سکوت از او منتشر شده است. او می گويد متاسفانه آدم ها هيچکدام تابلو نمی خرند و از ما حمايت نمی کنند. در نمايشگاهی که در آلمان داشتم بازديد کنندگان 17 نقاشی را به قيمت خوبی خريدند. خانم افسانه فخری مسئول نمايشگاه نقاشی معلولين می گويد هنوز مسئولان بهزيستی به ما اجازه فروش آثار را نداده اند.
هدا شهاب انداز در دی 57 و در روزهايی که پزشکان بيمارستان های مشهد در اعتصاب بودند، به دنيا آمده و به دليل عدم مراقبت های اوليه دچار فلج مغزی شده است. مادرش مولود ظفريان قصه درمان او را شرح می دهد. او اکنون ناشنواست، اما قدرت حرکت های بدنی را به دست آورده است. هدا زير نقاشی اش يادداشتی به خط خودش چسبانده با اين مضمون: من وقتی به دنيا آمدم مريض شدم زرد شدم ناشنوا و فلج مغزی شدم پدرم يک قفس و دو مرغ عشق خريد هرسال مرغ عشق زياد و قفس بزرگ شد. چند سال بعد پدرم يک قفس بزرگ خريد و من رفتم توی قفس و در را قفل کردم. به پدرم گفتم من برابر مرغ عشق بايد حرف بزنم. مادر همه مرغ عشق ها را آزاد کرد، برای خدا تا کمک کند من خوب بشوم. اين نمايشگاه تا 18 آذر از 9 صبح تا 7 بعداز ظهر در فرهنگسرای ارسباران داير خواهد بود. |
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||