BBCPersian.com
  • راهنما
تاجيکستان
پشتو
عربی
آذری
روسی
اردو
به روز شده: 12:43 گرينويچ - يکشنبه 03 دسامبر 2006 - 12 آذر 1385
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيدصفحه بدون عکس
روز جهانی معلولان: فرصتی برای توانستن

بنا بر آمار سازمان جهانی بهداشت هم اکنون بيش از ۶۰۰ ميليون نفر از ساکنان جهان به علل مختلف جسمی، روانی و اجتماعی دچار ناتوانی و معلوليت هستند
بنا بر آمار سازمان جهانی بهداشت هم اکنون بيش از ۶۰۰ ميليون نفر از ساکنان جهان به علل مختلف جسمی، روانی و اجتماعی دچار ناتوانی و معلوليت هستند
"... آدم بودن به اين نيست که من دو پا ندارم و تو دو پا داری. گفتيم: آدم بودن يعنی چشم های من، چشم های تو. دست های تو، دست های من. گفتيم: اينجا ايران است و آرمان زندگی در شهر بدون پله. گفتيم : پله ها را بايد برداشت، حتی اگر چه در ذهن آدمها باشند. خنديديم؛ به موانع، به مشکلات، به همه نه نمی توانيدها... صندلی های چرخدارمان، عصاهايمان را برداشتيم و همراه آن دوست هايی که هم دو دست داشتند، هم دو پا ، و هم روح هايی بلند رفتيم . رفتيم ميان آدمها و گفتيم: زندگی به همين آسانی ست. زندگی، معلول و غير معلول ندارد. به همه مسؤولان ، اصحاب مطبوعات ، معلم ها ، به همه رهگذرهايی که از کوچه ی باور می گذشتند، بله به همه آدمها گفتيم : زندگی نه يک اتفاق، که هنر است! و اين يعنی جشنواره باور."

آنچه آمد، فرازی از بيانيه جشنواره فرهنگی هنری باور بود که اختصاص به هنرمندان معلول ايرانی دارد.

بنا بر آمار، حدود ۱۲ درصد از جمعيت ايران را معلولين تشکيل می دهند که از اين ميزان در حدود ۲ ميليون نفر دارای معلوليت شديد و ۵/۶ ميليون نفر معلول کم توان در ايران زندگی می کنند.

معلولين بزرگترين اقليت جهان هستند.

بنا بر آمار سازمان جهانی بهداشت هم اکنون بيش از ۶۰۰ ميليون نفر از ساکنان جهان به علل مختلف جسمی، روانی و اجتماعی دچار ناتوانی و معلوليت هستند که ۸۰ درصد اين افراد در کشورهای جهان سوم زندگی کرده و يک سوم آنان را کودکان تشکيل می دهند.

آمارها نشان می دهد که از هر ۱۰ کودکی که در جهان متولد می شود يکی معلول به دنيا می آيد و يا بعد به دليل يک اتفاق، معلول می شود.

معلوليت بيش از آنکه جنبه پزشکی داشته باشد پديده ای است که جنبه اجتماعی دارد.

به طور ميانگين ده درصد از افراد هر جامعه را معلولين تشکيل می دهند. در ساده ترين تعريف، آن را "ايجاد اختلال در رابطه بين فرد و محيط" دانسته اند. يعنی وقتی معلول با موانع فرهنگی، اجتماعی يا فيزيکی روبرو می شود، چه بسا بيشترين چيزی که رخ می نمايد نبود يا محدوديت فرصتها در راه مشارکت زندگی اجتماعی در سطحی همانند ديگران است.

آمار منتشره سازمان ملل نشان می دهد که در حدود ده درصد از جوانان دنيا يعنی ۲۰۰ ميليون نفر، دارای معلوليت در شش گروه جسمی، حرکتی، ذهنی، بينايی، شنوايی- گفتاری و روانی هستند. اين ناتوانی ها به دلايل زيادی چون در حين کار، تصادفات رانندگی يا موتور سواری، خشونت، جنگ، فقر و يا علل مادرزادی بر می گردد. همچنين عمده معلوليت ها متوجه دخترانی است که در روستاها زندگی می کنند.

در کنار اين تعاريف، پازل جمعيتی ايران که جوانترين کشور دنيا محسوب می شود، می تواند خزينه انباشته ای از انرژی و هم انواع آسيب پذيريها باشد.

هم اکنون مدارس ناشنوايان در بيشتر شهرهای ايران برپاست و تنها در تهران ۱۸ مدرسه به نام باغچه بان داير است

من تو را دوست دارم

ز انديشه برای خود رهی يافته ام نقش دگری را به ره انداخته ام
از چشم برای ديدن چهره صوت با دست هنر آينه ای ساخته ام

"من تو را دوست دارم"، نشان بين المللی ناشنوايان، سالهاست در اتاق باغچه بان اگر چه در زير گرد زمان، ولی همچنان ايستاده است.

"يکی از کار های روزانه من مبارزه با کچلی شاگردانم بود. چون از خود پولی نداشتم از آشنايان اعانه می گرفتم. صابون می خريدم و همراه دستور های بهداشتی برای مادران شاگردان فقير خود (می) فرستادم تا سر و لباس بچه هايشان را بشويند... در مدرسه مرند هم سر بچه ها را با دست خود می شستم و دوا می زدم. از نه تومان حقوق لااقل ماهی ده تا پانزده ريال صرف خريد دوا و سلمانی و الکل و پنبه می شد..."

اينها بخشی از خاطرات مرحوم جبار عسگرزاده معروف به باغچه بان است. هنگامی که او در شهر تبريز کودکستانی به نام باغچه اطفال برای ناشنوايان تاسيس کرد با تمسخرعده ای روبرو شد. اما کودکان ناشنوای ايرانی بعدها در سايه اراده او نخستين ناشنوايان با سواد ايرانی شدند.

باغچه بان بعدها در حسن آباد تهران با آموزش پنج کودک ناشنوا، مجوز ساخت مدرسه ويژه ناشنوايان را گرفت و بدينسان مدرسه کر و لالها در يوسف آباد تهران با نظارت مستقيم او ساخته شد.

اين مدرسه به باغچه بان شماره يک مشهور است و برروی سنگ نوشته ديوار آن حک شده است:" آموزشگاه کرولال ها- تاسيس ۱۳۱۲"

هم اکنون مدارس ناشنوايان در بيشتر شهرهای ايران برپاست و تنها در تهران ۱۸ مدرسه به نام باغچه بان داير است.

باغچه بان کارهای بزرگی برای جامعه ناشنوايان انجام داد. از ابداعات وی می توان به استفاده از روش شفاهی در تعليم ناشنوايان، اختراع گوشی استخوانی يا تلفن گنگ، ‌کشف خواص صوتها وتقسيم بندی آنها،‌ اختراع گاه نما و طراحی وسايل مختلف بصری برای تدريس ناشنوايان اشاره کرد.

باغچه بان وصف الحال خود را اينگونه واگويه می کند: " من مانند يک علف صحرايی به وسيله باد و باران و تابش نور خورشيد و آسمان ايران سبز شده ام و به رنگ و بوی ايرانيت خود افتخار دارم: قدرت من، فکر من و ايمان من، همه ايرانی است."

چه کسی مسئول است

در بيشتر کشورها مسئوليت نهايی ارتقای کيفيت زندگی معلولين به دولتها واگذار شده است

اگر چه فعاليتهای فردی در زمينه بهبود شرايط زندگی جوانان معلول امری مهم بشمار می رود، اما در بيشتر کشورها مسئوليت نهايی ارتقای کيفيت زندگی معلولين به دولتها واگذار شده است. البته نه بدان معنا که نقش ساير ارگانها و سازمانهای غير دولتی کم رنگ شود.

ولی چيزی هست که در اين رابطه در اولويت است: ايجاد بسترهای مناسب برای مشارکت ديگر اقشار جامعه در راه کاهش مشکلات معلولين نياز به سرمايه گذاری همه جانبه دارد که اين امر، در گرو عزم دولتها در از بين بردن موانع زندگی معلولين است. اينجاست که بايد نگاهی فراتر از مليت، جنسيت، دين و نژاد به معلوليت داشت تا بتوان مثلث پيشگيری، توانبخشی و برابری فرصتها را در جامعه نهادينه کرد.

با بال شکسته پريدن

"با هدف آشنايی و دسترسی آسان معلولان به احکام و دستورات شرعی، مجموعه کتاب احکام معلولان توسط بهزيستی منتشر شد. در جلد اول اين مجموعه، احکام مربوط به وضو و جلد دوم آن دستورات نماز، تيمم و زکات معلولان با توجه به شرايط جسمی و ذهنی اين افراد و با استفاده از منابع فقهی و فتاوی تنظيم شده است و معلولان می توانند با بهره گيری از مطالب اين کتاب از دستورات شرعی مربوط به نماز آگاه شوند. جلد سوم اين مجموعه به زودی منتشر خواهد شد."

بخشی از نياز جامعه معلول می تواند اعتقادات مذهبی و فرامين آن باشد. اما ضرورتهای ديگری هم وجود دارد.

به عنوان نمونه، مناسب سازی محيط شهری برای معلولان عنوان ماده ۱۹۳ برنامه سوم توسعه اجتماعی اقتصادی است.

سرويس دهی حمل و نقل عمومی شهری متناسب با وضعيت معلولان از ابتدايی ترين نيازهای زندگی اجتماعی جامعه معلولان ايرانی است.

سابقه اين طرح در ايران به سال ۶۲ بر می گردد که در سميناری، اين درخواست مطرح شد تا در بازسازی مناطق جنگزده رعايت شود.

بهزيستی و امور جانبازان مواردی را به اجرا رساندند اما به عنوان ضرورت در طرحهای شهرسازی و معماری قرار نگرفت چنانکه هنوز دسترسی معلولان به مترو مشکل است. همچنين ورودی بيشتر ساختمانهای دولتی ايران نيز تغيير کاربری متناسب با نيازهای معلولين نداشته است.

در حالی که بر اساس ماده ۲ قانون جامع حمايت از حقوق معلولان مورخ ۱۶/۲/۱۳۸۳ مجلس شورای اسلامی، ‌کليه وزارتخانه‌ها، سازمان‌ها و موسسات و شرکت‌های دولتی و نهادهای عمومی و انقلابی موظف بودند در طراحی، توليد و احداث ساختمان‌ها و اماکن عمومی و معابر و وسايل خدماتی به نحوی عمل کنند که امکان دسترسی و بهره‌مندی از آنها برای معلولان همچون افراد عادی فراهم گردد.

توانياب
وحيد: اصولا معلولان را نبايد از جامعه جدا دانست،‌ بلکه آنها را بايد در جريان پرشتاب جامعه شرکت داد

با اين حال مهمترين درگيری جوانان معلول در جامعه ، فرهنگ سازی در حوزه معلوليت است.

وحيد نابيناست و سالهاست می نويسد. حميد از اختصاصی کردن برنامه ها برای معلولان زياد خوشحال نيست.

"اختصاصی کردن برنامه های معلولان نتيجه مثبتی دربر نداشته. اصولاً معلولان را نبايد از جامعه جدا دانست،‌ بلکه آنها را بايد در جريان پرشتاب جامعه شرکت داد، نه اينکه جدا از جامعه فرض کرد."

فرداد دوستش می گويد: "به نظر من ناتوانان واقعی کسانی هستند که از دريچه تنگ نگاهشان تنها بخش ناتوان فرد معلول را می نگرند و از درک بخش زيادی از تواناييهای يک معلول عاجزند." او جمله اش را اينگونه به پايان می برد: "با بال شکسته پريدن هنرماست."

معلوليت پنهان

در اين ميان برخی از جوانان معلوليت هايی دارند که علت آنها سررشته پيچيده ای دارد. مجموعه درهمی از شرايط فرهنگی ، سنتها، محدوديت های اجتماعی و اقتصادی ، معلوليت های نا بهنگام را به وجود می آورد.

مورمور شدن، بی حس شدن و يا کرخت شدن بعضی انگشت های دست يا پا، حالت برق گرفتگی لحظه ای در بدن، يخ زدگی قسمتی از بدن، ‌ عدم هماهنگی اعضاء‌ خصوصاً پاها هنگام راه رفتن، عدم هماهنگی بين کلمات در سخن گفتن و... از نخستين علائم بيماری ام اس هستند که به دليل اختلال در سيستم اعصاب مرکزی (مغز و نخاع ) به وجود می آيد.

رييس انجمن ام اس ايران اين بيماری را بعد از ضربه مغزی بر اثر تصادف، از شايع ترين دلايل معلوليت در جوانان بيان می کند. تعداد مبتلايان به اين بيماری به طور رسمی ۳۰ تا ۴۰ نفر در بين يکصد هزار نفر است . بروز اين بيماری بيشتر در ميان زنان است. تعداد مبتلايان زن نسبت به مرد حدود ۳ به يک است و بيشتر هم در سنين ۲۰ تا ۴۰ سالگی شايع است. رييس اين انجمن، فراونی اين بيماری درمناطق ايران را بسته به اين می داند که اين افراد ۱۰سال اول عمرشان را در کدام منطقه زندگی کرده اند.

با اين حال در يک مشاهده ميدانی ديگر، بيشترين فراوانی ام اس در مناطق مرکزی ايران تخمين زده شده است.

قواعد پيچيده و سخت تر اجتماعی، عرفی و دينی در شهرهای مرکزی ايران تمرکز بيشتری دارد و معلوليت های عصبی معمولاً پس از زمينه افسردگی و افسردگی در پی مجموعه ای از فعل و انفعالات اجتماعی و شرايط محيطی پديدار می شود.

به هر حال برای توانبخشی جوانانی که از معلوليت های عصبی رنج می برند نياز به مجموعه ای از عوامل محيطی است.

افسر ارجمند، مددکار اجتماعی، معتقد است : "در معلوليت های روانی، دارو درمانی يا بستری کردن بيمار به مدت طولانی و ساير روش های معالجه وقتی کاملاً موثر است که همراه با تغييرات لازم ديگر در محيط اجتماعی و خانوادگی همراه باشد."

توانمندان فراموش شده

يک ربع مانده به ساعت ۷ بعدازظهر يک روز پاييزی، مهمان ايمان در کلاسی در طبقه دوم موسسه موسيقی آهنگ هستيم.عصايش را می گذارد و سازش را برمی دارد. از قبل گفته بود من حرفی ندارم اجازه بدهيد ويولن همه چيز را برای شما خواهد گفت. اين بود که گفتگوی ما و ايمان ۱۵ دقيقه بيشتر طول نکشيد.

جوانترين مدرس موسيقی موسسه، نابيناست. اما مادرش معلم بازنشسته ای است که از همان کودکی ساز را تبديل به چشمان جديد پسرک کوچکش کرد.

توانيابان
چنانچه زمينه مساعد فراهم شود، جوانان معلول ايرانی می توانند با بروز توانمندی های ارزشمند خود، سهم ارزنده ای را در پيشرفت جامعه ايفا نمايند

ايمان از يک خانواده متوسط شهريست. نه تنها طرد نشده بلکه پذيرفته و شناسايی شده. اما همين نمونه در شهرستانها و روستاها و مناطق محروم به حاصل ضرب دردناکی از معلوليت و نا آگاهی و محروميت تبديل می شود که نه تنها در آنجا سازی کوک نمی شود بلکه به داستان های افسانه ای و مردم گريز آن نيز دامن می زند.

چنانچه زمينه مساعد فراهم شود، جوانان معلول ايرانی می توانند با بروز توانمندی های ارزشمند خود، سهم ارزنده ای را در پيشرفت جامعه ايفا نمايند.

در حال حاضر، بخش گسترده ای از توانمنديهای جوانان معلول در زير گرد وغبار کم توجهی و کمبود امکانات خاک می خورد و آنان رنج های زيادی برای فائق آمدن به مشکلات روزمره خود متحمل می شوند.

مهدی ناصری شاعر جوانی که از يک ضايعه نخاعی رنج می برد در وبلاگ خود به نام "خاطرات من و ويلچرم" درخصوص رنج های زندگيش چنين درد و دل ميکند: "نمی دانم تا حالا منت کشی کردين يا نه. اگر پول پرستار خصوصی دارين که خوش به حالتون. اگر برادر و خواهر يا دوست خيلی با مرامی دارين بازم خوش به حالتون. اگر تا حالا کسانی که باهاشون خيلی شرم داريد کارای تميز کردن دفع ادرار و مدفوع را انجام نداده اين دفعه خيلی خوش بحالتون. اگر تا حالا زنگ زدين به کسی برای کمک کردن يا انجام کارهای شخصی و مامان يا خواهر يا زنش به دروغ بهت نگفتن : "والا همين الان رفت بيرون" و يه جوری دست به سرت کرد بدون که آخرش (دست بسر) می کنه. اگر مامانتون هنوز از دستتون خسته نشده بدون اونم يه روز خسته ميشه. وقتی نوجوان بودم هميشه شعر عقاب پرويز ناتل خانلری را می خواندم. اگه خونده باشين می دونيد چی می گم. يا می گفتيم: يا رب تو چنان کن که پريشان نشوم محتاج به بيگانه و خويشان نشوم. يا از احمد شاملو که ميگه : بگذار آفتاب هم بر ما نتابد اگر بر ماش منّتی ست. خلاصه حالا فهميديم که همش کشک بود. و روزگار آئينه را محتاج خاکستر می کند."

در جای ديگر اين شاعر جوان با همه اين مشکلات طاقت فرسا، به زيبايی و با اميد می سرايد:

من شايد بدون عشقی،
مجنونم.
ولی درد را بخوبی می شناسم
و در حواشی آن
به آرامش رسيده ام
و شعر گفته ام

معلولنظرات شما
روز جهانی معلولان
مطالب مرتبط
اخبار روز
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيدصفحه بدون عکس
BBC Copyright Logo بالا ^^
صفحه نخست|جهان|ايران|افغانستان|تاجيکستان|ورزش|دانش و فن|اقتصاد و بازرگانی|فرهنگ و هنر|ویدیو
روز هفتم|نگاه ژرف|صدای شما|آموزش انگليسی
BBC News >>|BBC Sport >>|BBC Weather >>|BBC World Service >>|BBC Languages >>
راهنما | تماس با ما | اخبار و اطلاعات به زبانهای ديگر | نحوه استفاده از اطلاعات شخصی کاربران