|
فروغ محبت | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
"فروغ محبت" يکی از خانه های کودک و نوجوان در شهر مشهده که از سه سال پيش کار خودش رو آغاز کرده خانه ها ی کودک و نوجوان خانه هايی هستند که در اونها به صورت خصوصی و به تعداد کم از بچه های بی سر پرست يا بد سر پرست نگهداری می شن و افراد خير هزينه های نگهداری و تربيت کودکان رو از سنين کودکانی تا نوجوانی و جوانی به عهده می گيرند. مسئولين فروغ محبت خانم غزاله لطفی نويسنده و روزنامه نگار و آقای دکتر ظفری روانپزشک و دبير انجمن موسيقی درمانی خراسان به عهده دارند. اين دو شخصيت سه سال پيش بنا به حرفه های اجتماعی شون با هم اشنا شدن و برای کار موسيقی درمانی روی بچه های آسيب ديده بهزيستی و پرورشگاه به اين مکانها رفتن... اونها مدت شش ماه با بچه ها کار موسيقی درمانی کردن اما بعد از اون فهميدن اگر چه موسيقی درمانی در معالجه بچه های آسيب ديده روحی موثره ولی بعد از اينکه از اين بچه ها دور می شن اونها خودشون رو دوباره در محيط های نا مناسب و نا امن پرورشگاهها می بينن و در کمبود امکانات و فشارهايی که روی اونها هست دوباره نا آرام می شن. همين انگيزه باعث شد تا خانم لطفی و دکتر ظفری به فکر ايجاد خانه فروغ محبت بيفتن... و من مصاحبه ای داشتم با خانم لطفی. خانم لطفی انگيزه شما از تشکيل چنين خانه ای چی بود؟ من جاهای مختلف می رفتم و خيلی دوست داشتم به همنوعانم کمک کنم. از بچگی دقيقا آرزوی يه همچين مکانی رو داشتم. آرزو داشتم آنقدر پول داشته باشم که يه خونه خيلی بزرگ بخرم و بعد سی تا چهل تا بچه رو دقيقا مثل بچه های خودم نگهداری کنم. يعنی نه به صورت پرورشگاه . اونها بچه های من بشن و من مادر خونده اونها و هميشه فکر می کردم که آدم بايد خيلی پول داشته باشه که اينکار رو بکنه اما سه سال پيش که به جاهای مختلفی می رفتم اين احساس که خب اين پراکنده کاری آخرش چی می شه ، لطف خدا و راهنمايی چند تا از دوستانم باعث شد که ما اين موسسه رو به ثبت برسونيم. من هم مثل خيلی از مردم نمی دونستم که می شه به همين راحتی بچه هايی رو حمايت کرد و پدر و مادرشون شد ، تعداد کمی از بچه ها رو از بهزيستی تحويل گرفتيم چون می خواستيم که به صورت خانواده باشه و بعد من ديدم نه اونقدر هم پول زيادی نمی خواد چون اونقدر مردم خوب زياد داريم و کمک می کنند که نيازی نيست حتما ميلياردر باشی. سرپرستی بچه هايی که از خانواده های بی سرپرست يا بد سرپرست اومدن و سالهای خيلی سختی رو گذروندن شرايط زيادی می خواد که خود دولت اونها رو تعيين می کنه شما اين شرايط رو چگونه به دست آورديد؟ خود سازمان بهزيستی يک جدول مخصوصی داره که مثلا چند تا مددکار چند تا خدمه ، روانشناس و يک سری کادر تخصصی حتما مرکز رو اداره کنه يا حد اقل در استخدام باشه . شايد ما اونقدر به صورت جدول و نمودار بهزيستی عمل نکرديم اما پشت ما به يک تيم کاملا تخصصی گرمه و لطف خدا بود که آقای دکتر ظفری دبير انجمن موسيقی درمانی خراسان در کنار ما بودند و مسئوليت امور تربيتی و آموزش اين بچه ها رو بر عهده گرفتن.
از اون وقت تا حالا چند تا بچه سرپرستی کرديد؟ در حال حاضر ما ده بچه نگهداری می کنيم اما اگر خدا بخواد قصد داريم که اينکار رو توسعه بديم و به زودی شايد حدود ده بچه ديگه به جمع ما اضافه بشه. اين بچه ها دقيقا چه خصوصياتی دارن و از کدام قشر جامعه هستن؟ اين بچه ها صد در صد آسيب ديده هستند اکثرا بچه های اعتياد هستند و اغلب بچه های طلاق که اون طلاق هم ناشی از اعتياد و فقر بوده. اينجا چه محيطی براشون فراهم کرديد و چه کارهايی برای اونها انجام می شه؟ اينجا بچه ها در محيطی دقيقا مانند محيط خانواده زندگی می کنن ، محيط خانوادگی برای اينها تشکيل داديم شامل پدر، مادر، عمه ، عمو، خاله و بچه ها همه خيرين رو با اين عناوين می شناسن و از خيرين هم هميشه تقاضا داشتم که بياييم و به خانواده فروغ محبت بپيونديم و بچه ها رو جزء خانواده خودتون بدونين چون بچه ها احتياج به محبت دارند نه ترحم. همچنين ما زير نظر دکتر ظفری روی اين بچه ها کارهای موسيقی درمانی و روان درمانی انجام می ديم ، از نظر درسی به مدرسه می رن و مربی افتخاری داريم که به درس های بچه ها کمک می کنند. کلاسهای زبان و نقاشی دارن و در تابستون هم بنا به استعدادهايی که خود بچه ها دارن به ورزشهای مختلف مثل شنا، فوتبال و غيره مشغول می شن. شما تا چه وقت قصد نگهداری از اين بچه ها رو دارين؟ اگه ما از نظر قانونی و بهزيستی نگاه کنيم اين بچه ها تا سن هجده سال زير نظر بهزيستی هستن و بهزيستی تا هجده سال بابت بچه ها ما رو حمايت قانونی می کنه اما از هجده سال به بالا اينها بچه هايی می شن که خودشون بايد زندگی خودشون رو اداره کنند. امامن خودم شخصا از ابتدا نيتم اين بوده که اين بچه ها بچه های من هستند و من به اندازه بچه واقعی خودم نسبت به اونها مسئوليت دارم، قرار نيست يک مدتی وقتی بگذارم ، بچه ای رو به يک سنی برسونم وبعد اون رو رها کنم می خوام دامادشون بکنم به ياری خدا بچه هايی که استعداد دارن درس بخونن و ادامه بدهند ما حتما اونها رو حمايت می کنيم و بعد هم براشون حتما اشتغال زايی خواهيم کرد. نگاه آدمهای جامعه به مرکز و خانه ای مثل خانه شما چی هست؟ نگاهها متفاوته ، بعضی ها تاييد می کنن ، بعضی ها رد می کنن، بعضی ها فکر می کنند کار عبثی هست و با يک گل بهار نمی شه و بعضی ها هم می گن يک گل آغاز يک بهاره، و حتی خيلی ها می تونن سرمشق بگيرن و کار مارو ادامه بدن و هدف ما اينه که ايران به يه روزی برسه که ديگه بچه ای کنار خيابون گدايی نکنه. خانم لطفی اضافه می کنه برای اين پسرها رو برای بزرگ کردن انتخاب کرده که جامعه ايران امروز وقتی به پرورشگاهها می رن بيشتر دخترها رو به دليل جذابيتشون برای سرپرستی انتخاب می کنند يا به مکانهای ديگه می برن تا اونها رو بزرگ کنن و اون هدفش اين بوده که شوهرانی برای آينده اين دختران که اين مشکلات رو داشتن تربيت کنه تا اونها بتونن در آينده زندگيهای سالم و شادی داشته باشن. سه سال از ابتدای کار اين خانه گذشته و امروز کودکان در اين خانه آرام تر شادتر با سوادتر و با انگيزه تر هستند و البته با موسيقی خيلی عجين شدن ... که اين بيشتر به اونها آرامش می ده ...
|
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||