|
برگزاری شبی به ياد اوسيپ ماندلشتام در خانه هنرمندان ايران | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
همزمان با انتشار ويژه نامه مجله بخارا در باره اوسيپ ماندلشتام عصر پنجشنبه هفتم ارديبهشت با حضور جمع زيادی از نويسندگان، مترجمان و دوستداران ادبيات، شب ماندلشتام در خانه هنرمندان ايران برگزار شد. نام ماندلشتام از اوايل دهه هفتاد با چاپ ترجمه چند شعر او در مجله کلک و مقالاتی در مجله گردون در ايران شناخته شد و ويژه نامه بخارا کامل ترين و بيشترين مطلب را در باره او منتشر کرده است. مراسم با قرائت آخرين نامه نادژدا همسر ماندلشتام توسط علی دهباشی سردبير مجله بخارا آغاز شد. سپس رضا سيد حسينی مترجم نامدار که آغازگر ترجمه اشعار ماندلشتام در ايران است درباره ماندلشتام و سبک ادبی او سخن گفت. او اواخر قرن نوزده را دوران عجيب و غريب مکتب های جديد در دنيا ناميد و از مارينتی و فوتوريسم ايتاليا، پايان دوران سمبوليسم و طغيان دادئيسم و بدنبال آن سورئاليسم در فرانسه سخن گفت. آقای سيد حسينی سپس توضيح داد که اين مکتب های جديد به دليل تجربه غنی ادبيات در روسيه،
او گفت: "برخی از شاعران اين حد را هم قبول نداشتند و به نوعی اوج معتقد بودند. و شش نفری که مکتب آکمه ايسم (آکمه در يونانی به معنای کمال است) را تشکيل دادند، از نظر کمال گرايی حيرت آور بودند. شعرشان گذشته از قالب بی نظير می توانست محتوای جهانی داشته باشد. رضا سيد حسينی با خواندن نخستين شعری که از ماندلشتام در ايران با ترجمه او منتشرشد، سخنانش را پايان داد. سپس يادداشت آنا آخماتوا در باره ماندلشتام قرائت شد که در بخشی از آن آمده بود: "سرچشمههای احساسات شاعرانهاش ناشناخته بود. از اين نظر در عالم شعر همتايی برای او نمی شناسم. ما از بنمايههای پوشکين و الکساندربلوک آگاهيم اما چه کسی می تواند به ما بگويد اشعار نو و آميخته به هارمونی ملکوتی ماندلشتام از کجا سرچشمه میگرفت؟" بعد احمد پوری مترجمی که در حوزه ترجمه شعر فعال است، چند شعر ماندلشتام و از آن جمله شعری چاپ نشده که ماندلشتام پيش از سفری پنهانی همراه با همسرش برای ديدار مخفيانه آخماتوا سروده بود را خواند. تو ومن چند لحظه ای در آشپزخانه می نشينيم سپس حورا ياوری که در مرکز مطالعات ايرانی دانشگاه کلمبيا در نيويورک فعاليت می کند، و پس از سال ها برای مدت کوتاهی به وطن بازگشته سخن گفت.
او اقدامات و فعاليت هايی را که در زمينه های مختلف فرهنگی و ادبی در ايران صورت می گيرد از آن جمله تهيه و تنظيم مجموعه هايی در باره اهل ادب و فرهنگ و دانش را ستود و برجسته ترين نکات قدرت مجموعه ماندلشتام را برشمرد و مهم ترين آنها را ناهمسانی و استواربودن مقاله های مختلف بر تفکر و انديشه و ايدئولوژی های متفاوت دانست. خانم ياوری در توضيح اين ناهمسانی با اشاره به مقاله ميلوش زاويه و چشم اندازی را که به زندگی و شعر يک شاعر نگاه می کنيم بسيار با اهميت تلقی کرد و گفت ماندلشتام در دوره ای که روسيه بزرگ و باعظمت وجود دارد، زندگی می کرد و آن را می ستود. حال آنکه در همان زمان در لهستان آزادی و استقلال لهستان توسط روسيه تهديد می شد و ساکنان لهستان در باره روسيه طور ديگری می انديشيدند. خانم ياوری تفاوت بين اين دو نحوه نگاه به کار يک شاعر را بنيانی و زمينه ساز نگاه انتقادی گسترده به کار او دانست. او سپس از جلسه انجمن قلم آمريکا به رياست سوزان سونتاگ برای معرفی ماندلشتام سخن گفت و به نقل از سوزان سونتاگ، از ماندلشتام به عنوان شاعری ياد کرد که خودش را در مرکز بنيانی ترين پرسش هايش زمانه اش قرار داده و از اين توانايی و حساسيت برخوردار بوده که روايت زندگی شخصی خود را به روايت بسيار گسترده فرهنگ و اجتماع سرزمينش و به اعتباری همه جهان پيوند بزند. در عين حال شاعری آنچنان شاعر و آنچنان توانا که صدا و انديشه و کلام خودش را در پای رويدادهای سياسی زمانه و روزگارش قربانی نکند.
شاعری که بيش از هر چيز به خود زندگی و به خلوص واژه هايی که در توصيف و تبيين اين زندگی بکار می گرفت، می انديشيد، علاقمند بود و وفادار باقی ماند و اين توفيق را پيدا کرد که در حافظه شاعرانه او عمقی ترين جريان هايی که در فرهنگ و ادب سرزمينش گذر می کردند به ثبت برسند و در برابر چشم خوانندگانش قرار بگيرند. خانم ياوری ماندلشتام را نماد آوارگی و سرگردانی ناميد و آوارگی های به ظاهر گسسته او را در اعماق ذهن و انديشه ماندلشتام مانند واژه هايی که در پيوند با همديگر قصه ای به هم پيوسته می سازند، دانست. او با اشاره به زندگی سراسر در اضطراب و نگرانی، در فقر و گرسنگی ماندلشتام گفت آدمی مثل او از اين تکه های پراکنده که هرکدامشان می توانند موجبات شکست و از پا درآمدن را فراهم کنند، حماسه های پيروزی آفريد. حورا ياوری در پايان برگزاری اين مراسم را سپاس از انسانی که به اعتباری در رنج و تعب زيست و به اعتباری در نهايت شادمانی و سرخوشی و شعفی که از بوجود آوردن و آفريدن کارهای درخشان پا می گيرد، دانست. پس از قرائت بخش هايی از خاطرات نادژدا همسر ماندلشتام که رضا رضايی به فارسی برگردانده بود، علی بهبهانی مترجم کتاب تاريخ ادبيات روس نوشته ويکتور تراس در گفتاری به بررسی زندگی ادبی ماندلشتام پرداخت. مراسم شب ماندلشتام با قرائت شعر سکه طلايی او توسط نعيم بزاز عطايی مترجم کتاب برگزيده اشعار اوسيپ ماندلشتام پايان يافت. به رغم اشارات سخنرانان به شعری که ماندلتشام در هجو استالين سروده و بهای سنگينی که با جانش پرداخت، اين شعر در مراسم ماندلتشام خوانده نشد. در اين مراسم که در سالن بتهوون و سالن فريدون ناصری خانه هنرمندان برگزار شد چهره های فرهنگی و ادبی چون سيمين بهبهانی، حسن کامشاد، حسن ميرعابدينی، احمد پوری، ناهيد کبيری، مهين خديوی، سيروس ابراهيم زاده، اميرحسن حسن چهل تن و سيروس علی نژاد حضور داشتند. |
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||