|
ساموئل بکت و هنرمندان تئاتر ايران | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
مارتين اِسلين تئاترشناس انگليسی برای نخستين بار در سال ۱٩۶۴در کتاب خود 'تئاتر ابسورد' ساموئل بکت، اوژن يونسکو، آرتور آداموف، هارولد پينتر، اسواومير مروژک، ژان ترديو و برخی نمايشنامه نويس ديگر را به عنوان پايه گذاران اين سبک نمايشی معرفی کرد. در ايران واژه "ابسورد"، به معنای عجيب، باورنکردنی و نامفهوم است به پوچ که توخالی و بيهوده است ترجمه شد. اوژن يونسکو، که درسال ۱۳۵٠ به دعوت تلويزيون به ايران آمده بود در تالار مولوی گفت:"هريک ازما در جهت ديگر و در سبک خاص خودمان می نوشتيم. مارتين اسلين با کتابش راه ما را به تئاترجهان بازکرد". و در پاييز سال بعد، در ديداری که با مروژک در جشن هنر شيراز داشتم، گفت: "ما همديگر را نمی شناختيم و آثارهم را نخوانده بوديم، تنها وجه مشترک مان اين بود که شيوه معمول در تئاترها را برای بيان واقعيت ها کافی و رسا نمی دانستيم، می خواستيم راهی و شيوه ای تازه خلق کنيم". در سال های جنگ جهانی دوم شيوه غالب در صحنه های اروپا تئاتر بولوار، نمايش های شاد و سرگرم کننده بود. در سال های خرابی و بازسازی در اروپای پس ازجنگ جهانی دوم ساموئل بکت که خود عضو نهضت ملی مبارزه با فاشيسم بود و همکاران او، هر يک با بيانی ديگر و در شيوه ای نو و خاص خود نگرانی ها، بی سامانی ها و تنگناهای حاصل از جنگ را به گونه ای مضحکه به نمايش آوردند.
آثاری چون "به انتظار گودو" تئاتراتفاق و وضعيت بود، نه قصه ای داشت، نه آغازی، نه اوجی و نه پايانی، به اين جهت برای بسياری ازدست اندرکاران تئاتر آن زمان و تماشاگران اش عجيب وباور نکردنی بود، چنانکه رُژه بلن، نخستين کارگردان در انتظار گودو در جهان (پاريس، ۱۹۵۳)، نتوانست موافقت هنرپيشگان مشهور کشورش را برای بازی در اين اثر کسب کند. بلن درباره اين اجرا می نويسد آرزويش اين بود که دراجرايش چارلی چاپلين و باسترکيتون دونقش ولاديمير و استراگون را بازی می کردند. دوسال بعد درنخستين اجرای لندن دوهنرپيشه بزرگ بريتانيا: لارنس اليويه و آلک گينس هم حاضر به بازی در اين نمايشنامه نشدند. در انتظار گودو در ايران در ايران نخستين تئاترشناس و مترجمی که ساموئل بکت و آثارش را به گروهی ازشاگردانش چون علی نصيريان، جعفروالی، فهيمه راستکار، بهمن فرسی، جمشيد لايق و حميد سمندريان شناسانيد شاهين سرکيسيان بود.
او در سال ١٣٣٩(١٩٦٠) در انتظار گودو را ترجمه و کارگردانی کرد، طراح صحنه آن نمايش آربی اوانسيان بود. قرار بود اين نمايشنامه درتالار سنگلج روی صحنه بيايد. متأسفانه برخی از هنرمندان تئاتر آن زمان که ارزشهای نمايشنامه را نفهميده بودند مانع از اجرای آن شدند. جمشيدلايق هنرپيشه باسابقه ايران و شاگرد او کتابی درباره استاد خود و خدمات او برای ارتقاء فرهنگ تئاتر ايران نوشته است که به زودی منتشرمی شود. داود رشيدی در سال ١٣٤٧ در انتظارگودو را به ترجمه سعيد ايمانی کارگردانی و بازی کرد و در انجمن ايران و آمريکا روی صحنه آورد، ديگر همکاران بازيگر وی: پرويزصياد، پرويزکاردان، سيروس افهمی و سعيد ساعتچی بودند. آربی اوانسيان درسال ١٣٤٩(١٩٦٠) پنجگانه های بکت (بدون حرف های شماره يک و دو، بازی، رفت و آمد و نفس) را برای نخستين بار ترجمه کرد (نخستين اجرای اين اثر در نيويورک در سال١٩٦١بود) و با هنرپيشگان: اسماعيل خلج، شمسی فضل الهی، غلامرضا ژيان، هوشنگ توکلی، سهيل سوزنی و مهوش افشارپناه درکارگاه نمايش روی صحنه برد. او همچنين روزهای خوش بکت را با ترجمه بهرامی و بازيگران: فهيمه راستکار و صدرالدين زاهد درسال ١٣٥٢ درهمان تئاتربه نمايش گذاشت. مترجمان و ناشران آثار بکت در تهران: درتدوين اين فهرست ازدو کتاب: نمايشنامه و فيلمنامه درايران، نوشته حميد شعاعی، چاپخانه: شرکت هرمينکو، نيمه دوم 1355 و کتابشناسی تئاتر، نوشته لاله تقيان، ناشر دفتر پژوهشهای تئاتری، مرکزهنرهای نمايشی، ١٩٩٢بهره گرفته شده است. |
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||