BBCPersian.com
  • راهنما
تاجيکستان
پشتو
عربی
آذری
روسی
اردو
به روز شده: 15:16 گرينويچ - پنج شنبه 13 آوريل 2006
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيدصفحه بدون عکس
بخش کوتاهی از داستان 'مالون می ميرد' نوشته ساموئل بکت

روی جلد چاپ دوم کتاب مالون می ميرد
روی جلد چاپ دوم کتاب مالون می ميرد
ساموئل بکت داستان مالون می ميرد را ابتدا در سال 1951 به زبان فرانسه نوشت ( Malone Meurt) و در پاريس چاپ کرد. چند سال بعد بکت خودش آن را به انگليسی برگرداند. ( Malone Dies -1956).

در برگردان انگليسی چون خود صاحب داستان بوده، تغييرات زيادی به آن داده است.

مالون می ميرد نخستين بار توسط محمود کيانوش از روی نسخه انگليسی در سال 1347 به فارسی ترجمه و از سوی انتشارات نيل منتشر شد.

نوشته زير بخش کوتاهی از ابتدای داستان مالون می ميرد ترجمه محمود کيانوش است.

عاقبت با همه حرفها من به زودی خواهم مرد. شايد ماه ديگر. آنوقت يا ماه آوريل خواهد بود يا ماه مه. چون هنوز اول های سال است، من اين را از هزار نشانه کوچک می فهمم. شايد اشتباه می کنم، شايد تا روز يحيای تعميد دهنده، يا حتی چهارده ژوئيه، روز جشن آزادی، زنده بمانم.

البته من آرزوی تجلی (1) را از حد خودم دور نمی دانم، حالا صحبت عروج (2) به کنار. اما خيال نمی کنم ، خيال نمی کنم در گفتن اينکه امسال در غياب من اين شادمانی ها خواهد شد، در اشتباه باشم. اين احساس من است، چند روز است که اين احساس را داشته ام، و به آن اعتقاد هم دارم.

اما اين فرقش با آنهايی که از موقع تولدم تا به حال مرا فريب داده، در چيست؟ نه، اين از آن جور طعمه هاست که من ديگر به طرفشان کشيده نمی شوم، نياز من به گيرايی از بين رفته است. اگر می خواستم می توانستم امروز، فقط با کمی کوشش بميرم، اگر می توانستم بخواهم، اگر می توانستم کوششی بکنم. ولی ضمنا می شود که بگذارم آرام و بدون تعجيل بميرم. حتما يک چيز تغيير کرده است. ديگر از هيچ طرف پا فشاری نمی کنم. خنثی و بی اثر می مانم.

در اين اشکالی نيست. اما الان کمتر اسير سکرات هستم، از وقتی که اينجا آمده ام اينطور است. البته هنوز هم گاهگاه به آن بيقراری جزيی دچار می شوم، بايد در دو، سه هفته آينده مواظب اين سکرات باشم.

البته بدون غلو کردن، با گريه و خنده ای آرام، بدون اينکه حالتی در خودم بر بينگيزم. بله، بالاخره خنثی می شوم، گاه بيشتر رنج می برم، گاه کمتر، بدون گرفتن نتيجه ای، کمتر به خودم اعتنا می کنم، ديگر نه پر حرارت خواهم بود نه سرد، ولرم خواهم بود، ولرم خواهم بود، بدون شور.

مراقب مردنم نخواهم بود، اين کار همه چيز را ضايع می کند. مگر مراقب زندگی کردنم بوده ام؟ هيچوقت شکايت کرده ام؟ پس چرا حالا بايد به وجد بيايم. من راضی ام، ناچار راضی ام، اما نه تا حدی که هلهله لکنم.

من هميشه راضی بودم، چون می دانستم که حقم داده می شود. اين است بدهککار قديمی من! حالا يخه اش را بگيرم؟ ديگر به سوالی جواب نمی دهم. حتی سعی می کنم ديگر از خودم هم سوال نکنم. مدتی را که انتظار می کشم برای خودم داستان خواهم گفت، اگر بتوانم. نه از آن جور داستانهايی که تا به حال بوده، والسلام. نه زيبا خواهد بود نه زشت، آرام خواهد بود، ديگر در آنها زشتی يا زيتايی يا هيجان نخواهد بود، تقريبل فاقد حيات خواهد بود، ديگر در آنها زشتی يا زيبايی يا هيجان نخواهد بود، تقريبا فاقد حيان خواهد بود، مثل گوينده آنها.

چه گفتم؟ مهم نيست. انتظار دارم که اين داستان ها به من رضايت خاطر زيادی بدهد، رضايت خاطری دهد. من راضی ام، بله، به اندازه کفايت دارم، حقم را گرفته ام، ديگر به چيزی احتياج ندارم. بگذاريد پيش از آنکه جلوتر بروم اين را بگويم که من هيچکس را نمی بخشم. برای همه شان زندگی نکبت آميز آرزو می کنم و بعد هم آتش ها و يخ جهنم را و در نسل های پليد آينده، يک اسم افتخار آميز. رای امشب بس است.



1- Transfiguration: تجلی مسيح، تغيير ماهيت

2- Assumption: عروج و صعود جشم، صعود مسيح

بکتيادبود
ساموئل بکت، نمايشنامه نويس ايرلندی صد ساله شد
بکتصد سالگی بکت
ساموئل بکت و هنرمندان تئاتر ايران
اخبار روز
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيدصفحه بدون عکس
BBC Copyright Logo بالا ^^
صفحه نخست|جهان|ايران|افغانستان|تاجيکستان|ورزش|دانش و فن|اقتصاد و بازرگانی|فرهنگ و هنر|ویدیو
روز هفتم|نگاه ژرف|صدای شما|آموزش انگليسی
BBC News >>|BBC Sport >>|BBC Weather >>|BBC World Service >>|BBC Languages >>
راهنما | تماس با ما | اخبار و اطلاعات به زبانهای ديگر | نحوه استفاده از اطلاعات شخصی کاربران