|
ترجمه های آلمانی قرآن | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
ترجمه شاعرانه فريدريش روکرت Friedrich Rückert بهرغم قدمت آن، تازهترين ترجمهای است که در کشورهای آلمانیزبان منتشر شده است. در ميان اروپائيان شايد آلمانیزبانان بيشترين توجه را بهترجمه قرآن و تحقيق درباره آن مبذول داشتهاند. اصولاً سنت مطعالعات شرقشناسی و اسلامشناسی و پژوهشهای ايرانشناختی در سرزمينهای آلمانیزبان و بهويژه در کشور آلمان، پيشينهای طولانی دارد. قرآن تاکنون چندين بار بهزبان آلمانی ترجمه شده است. اما ترجمه روکرت از همان آغاز با اقبال محافل علمی و دانشگاهی و اعجاب قرآنپژوهان و اسلامشناسان مواجه گشت و اين در حالی است که تاريخ اين ترجمه بهبيش از صد و پنجاه سال پيش از اين برمیگردد و در اين مدت تقريباً بهدست فراموشی سپرده شده بود. مشکل ترجمه قرآن برای اروپاييان و بهطور کلی آن دسته از مردمان مغربزمين که از سويی تاريخ معاصر سرزمينهای اسلامی را با دقت و نيز با دغدغه خاطر پيگيری میکنند و از سوی ديگر نمیخواهند بر اساس رويدادهای دو سه دهه گذشته، بهويژه وقايع سالهای اخير در کشورهای اسلامی، درباره اسلام و مسلمانان داوری کنند مشکل و مانع بزرگی وجود دارد. کسانی که مبنای شناخت خود را بر اخبار و گزارشهای جنجالبرانگيز خبرنگاران و روزنامهنگاران و نوشتههای سطحی و کتابهای کممايهای که دربارهی اسلام منتشر میشود، قرار نمیدهند؛ و حتی مطالعه آثار و تحقيقات پرمايه اسلامشناسان و شرقشناسان را نيز بهتنهايی برای شناخت بنيادين از اسلام کافی نمیدانند، میخواهند با مراجعه مستقيم و بیواسطه بهسرچشمه اصلی اسلام، يعنی قرآن، اين دين را بشناسند و از تأثير شگفت آن بر مسلمانان و حيات اجتماعی و زندگی شخصی آنان آگاهی يابند. اما مشکل بزرگ عدم دسترسی بهترجمهای گويا و رسا و جذاب و حتیالامکان نزديک بهمتن اصلی قرآن است که در آن نه تنها درونمايه قرآن بهبهترين وجه بازگو شده باشد، بلکه قادر باشد برونمايه قرآن و بهخصوص جنبههای زيباشناسانه آن را نيز بهخوبی بنماياند؛ ترجمهای که خواننده را هم با معنا و مضمون و محتوای قرآن و هم با اعجاز زبانی قرآن و با سبک و زبان شعرگونهی آن آشنا و دمساز کند. البته مشکل ترجمه قرآن، مشکلی نيست که تنها مردمان مغربزمين برای شناخت بلاواسطه از اسلام با آن درگيرند؛ مسلمانانی نيز که زبان مادريشان غير از زبان عربی است، همواره در تلاش بودهاند تا ترجمهای هر چه نزديکتر به کلامالله بهدست آورند. معجزه ترجمه ناپذيری؟ از اينرو شگفتآور نيست وقتی میبينيم که بهرغم آنکه ترجمههايی گوناگون از قرآن بهزبانهای بسياری يافت میشود، هنوز مترجمان میکوشند تا با بهدست دادن ترجمهای تازه از کتاب مقدس مسلمانان، بهمتن و محتوا و زبان قرآن نزديکتر شوند. با اين همه هنوز هم ترجمهای که تمام رمز و رازهای زبانی قرآن و اشارات عرفانی آن را بتواند بازگو کند، بههيچ زبانی در دست نيست و شايد هرگز نيز – همانگونه که قرآنپژوهان و نيز عامه مردم مسلمان معتقدند – ترجمهای درست و واقعی از قرآن امکانپذير نباشد. آيا اين امر را نيز بايد در شمار «معجزات اين کتاب آسمانی» بهشمار آورد؟ ناگفته پيداست که مسايل و مشکلات مربوط بهتفسير و تأويل معنوی قرآن و بهدست دادن قرائتهايی تازه از آن، در همه حال بهمشکل ترجمه افزوده میشود؛ اما ترجمهای جامعالااطراف، بیگمان بهفهم معنای حقيقی و باطنی قرآن و تأويل و تفسير تازه آن میتواند ياری رساند. "انجيل ترکی" از قرآن ترجمههای بسياری بهاغلب زبانهای اروپايی صورت گرفته که نخستين آنها ترجمهای است بهزبان لاتين که «روبرت فون کتون» انگليسی بهسفارش راهب بزرگ «پتروس ونرابليس» بهانجام رساند و در سال 1134 ميلادی (538 هجری قمری) در اسپانيا منتشر شد. اين ترجمه اما فقط در دسترس عدهای خاص قرار داشت. درست چهار قرن بعد، يعنی در سال 1543 ميلادی، اين ترجمه با نظرخواهی و نيز با مقدمهای از «مارتين لوتر»، مصلح دينی کليسای عيسوی و بانی مذهب پروتستان، در شهر بازل سوئيس بهچاپ رسيد و در دسترس عالمان علوم دينی قرار گرفت. بعدها نيز ترجمههايی بهزبانهای ايتاليايی، هلندی، فرانسوی، انگليسی و آلمان انتشار يافت که در ابتدا اساس کار مترجمان همين متن لاتين قرآن بود. در سال 1746 ميلادی، ترجمهای از قرآن با عنوان «انجيل ترکی» با ترجمهی «تئودور آرنولد» بهآلمانی در شهر فرانکفورت انتشار يافت. اساس اين ترجمه اما، ترجمهای بهزبان انگليسی بود که «ژرژ سال» به سال 1734 بهانجام رسانده بود. ترجمه آرنولد تنها از آنرو با اهميت تلقی میشود که «وولفگانگ فون گوته» بههنگام تحقيق درباره اسلام و نگارش مؤخره «ديوان غربی- شرقی» اين ترجمه را در اختيار داشت و هموست که پس از مطالعه قرآن و تحت تأثير زبان قرآن، در فصل «يادداشتهايی برای درک بهتر ديوان غربی- شرقی» نوشت که با در نظر داشتن سبک قرآن که با مضمون و مقصود آن هماهنگی دارد، نبايد از تأثير عظيم آن بهشگفت آمد. ترجمه برای تحقير بههر حال، اولين ترجمهای که از زبان عربی مستقيماً بهآلمانی صورت گرفت، در سال 1772 ميلادی بود که «داويد فريدريش مگرلين» بهانجام رساند و اين بار نام «انجيل ترکی يا قرآن» بر آن گذارده شد. اين ترجمه که گوته در نقدی، آن را «دستاوردی نکبتبار» مینامد، با نقشی از پيامبر اسلام بر مسِ قلمزده مزين شده که بر آن نوشته شده بود «محمد، پيامبر دروغين». اين ترجمه که بيشتر بهمنظور تحقير مسلمانان و نيز توهين آشکار بهپيامبر اسلام صورت گرفته بود در واقع در تداوم سنتی قرار داشت که از کليسای قرون وسطی در مغربزمين بهيادگار مانده بود. از آن زمان تاکنون و بهويژه در پی پژوهشهای گستردهای که در اواخر قرن نوزده و نيمهی اول قرن بيستم ميلادی درباره اسلام صورت پذيرفت، ترجمههای بسياری بهزبانهای اروپايی از قرآن صورت گرفته است. ترجمه های معتبر در حال حاضر جز ترجمه روکرت، سه ترجمهی معتبر از قرآن بهزبان آلمانی در کتابفروشیهای کشورهای آلمانیزبان يافت میشود: 1- ترجمهی «ماکس هِنينگ» که نخستين بار در سال 1901 ميلادی انتشار يافت و چندين بار بازچاپ شده است. 2- ترجمهی «رودی پارت» که چاپ اول آن بهسال 1963 ميلادی منتشر شد و بيشتر مورد استفاده دانشجويان و دانشپژوهان قرار میگيرد. 3- و سرانجام ترجمه «عادل خوری» که در سال 1987 منتشر شد. اما آنچه درباره اين ترجمهها بايد مورد تأکيد قرار گيرد، آن است که تمامی آنها بهمنظور انتقال معنا و محتوای ظاهری قرآن صورت گرفته که گاه با اشارات تاريخی نيز همراه است. از اينرو، بهرغم دقت در برگرداندن متن اصلی، گاه خشک و بیروح و خستهکنندهاند و بيشتر بهدقت و تلاششان در نزديکی بهمتن اصلی شهرت دارند؛ ولی مترجمان سبک و زبان قرآن و جنبههای زيباشناسی آن و روح نهفته در آن را يا بههيچوجه در نظر نگرفتهاند و يا بهآن کمتر توجه داشتهاند. ترجمه شاعرانه روکرت ترجمه شاعر و زبانشناس و شرقشناس آلمانی فريدريش روکرت از قرآن اما درست نقطه مقابل ترجمههايی است که تاکنون بهزبان آلمانی منتشر شده است. اين ترجمه که بهخودی خود از حيث زبانشناسی و بهلحاظ زيباشناسی شاهکاری در زبان آلمانی محسوب میشود، هر چند در اينجا و آنجا کاملاً دقيق و عيناً مطابق با متن اصلی نيست، اما برای نخستين بار سبک قرآن و زيبايی و شکوه آن را بهخواننده آلمانیزبان مینماياند و او را بهشگفت و تحسين وامیدارد. نبوغ روکرت در فراگيری زبانهای گوناگون، زبانزد خاص و عام بود. او که بهزبانهای يونانی کهن، لاتين، سنسکريت، فارسی، عربی و ترکی تسلط داشت، خيلی زود خود را با قرآن و ترجمه آياتی از آن مشغول داشت و با آن انس و الفت گرفت. او نخست پارهای از ترجمههای شاعرانه خود را از آيات قرآن در سال 1824 ميلادی منتشر کرد. مجموعه دستنوشتههای روکرت از ترجمه قرآن – که متأسفانه دربرگيرنده تمام متن اصلی نيست – پس از مرگش و در سال 1888 ميلادی، بهمناسبت صدمين سالگرد تولد او و بهخواست خاندانش، بهکوشش شرقشناس آلمانی «آگوست مولر» بهچاپ رسيد. اما از آن زمان تا کنون اين ترجمه بینظير و ارزشمند گمنام و مهجور مانده بود. اکنون پس از گذشت بيش از صد سال از اولين چاپ آن، بهصورتی نفيس و با کمال زيبندگی و پاکيزگی بهکوشش «هارتموت بوبتزين» و با توضيحات و اشارات سودمند «وولف ديتريش فيشر» منتشر شده است. روکرت از همان آغاز کارِ ترجمه قرآن، در صدد ترجمه متن کامل قرآن نبود و از اينرو در دستنوشتههای او گاه آياتی و گاه حتی سورهای از قلم افتاده است. زيبايی کلام خدا و توانايی روکرت در بازآفرينش آن بهزبان آلمانی را در «سورة الاخلاص»، يکی از کوتاهترين سورههای قرآن بهخوبی میتوان مشاهده کرد: Sprich: Gott ist Einer کتابشناخت: | مطالب مرتبط 'قديمی ترين' قرآن جهان در تاشکند08 ژانويه، 2006 | فرهنگ و هنر ترجمه 'ساده' قرآن به زبان پشتو04 مارس، 2005 | افغانستان آلبوم عکس از نمايشگاه بين المللی قرآن25 اکتبر, 2005 | Your Photos | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||