|
نگاهی به فيلم پنهان ساخته ميشل هانه-که | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
فيلم پنهان (Hidden- Cache) در سال 2005 از سوی آکادمی فيلم اروپا به عنوان فيلم برتر اروپا دست يافت. اين فيلم که ساخته ميشل هانه-که، کارگردانی اتريشی است در بيست و چهارمين جشنواره فيلم فجر در تهران به نمايش در آمد. داستان فيلم: ژرژ يک مجری برنامه های ادبی تلويزيون فرانسه، بسته مرموزی را که حاوی يک نوار ويدئويی در باره او و خانواده اش است، دريافت می کند. اين نوار نشان می دهد که خانه آنها و ورود و خروجشان از خانه توسط کسی که آنها را زير نظر دارد، کنترل می شود. ژرژ چيزی درباره فرستنده نوارها نمی داند. اما حدس می زند که او ممکن است يکی از مهاجران الجزايری باشد که در زمان کودکی با خانواده آنها زندگی می کرده و ژرژ رفتار تحقيرآميزی با او داشته است. ميشل هانه-که فيلمش را با يک تصوير ويديويی شروع می کند. نمای افتتاحيه، يک پلان – سکانس طولانی و غافلگيرکننده است. نمای ثابتی از يک خيابان باريک و تنگ که هر از گاهی عابری يا دوچرخه سواری وارد کادر شده و يا از آن خارج می شود. همينطور صداهايی خارج از کادر به گوش می رسد. آن گاه تصوير به صورت حرکت سريع (Fast Forward) جلو می رود و تازه ما می فهمیِم که سرگرم تماشای يک نوار ويدئويی هستيم که در واقع ژرژ و همسرش در حال تماشای آن هستند و از ديدنش به وحشت افتاده اند. به اين ترتيب فيلم با نمايش عنصری مزاحم و تهدیِد کننده شروع می شود که آرامش و تعادل زندگی يک خانواده مرفه و به ظاهر خوشبخت فرانسوی را به هم می ريزد.
ژرژ مجری يک برنامه تلويزيونی است و زندگی اش به وسيله يک دوربين مخفی تحت کنترل است و تهديد می شود. او مطمئن نِيست که چه کسی آنها را زير نظر دارد. اما از محتوای چيزهايی که برايش فرستاده می شود احساس می کند که عامل تهديد کننده را می شناسد. استفاده از نوار ويدئويی به عنوان يک عامل مزاحم و تهديد آميز برای کانون گرم خانوادگی را پيش از اين در بزرگراه گمشده ديويد لينچ ديده بوديم. اما ميشل هانه-که در فيلم پنهان قصد ندارد جهانی سورئاليستی، وهمناک و سردرگم کننده ای شبيه دنيای لينچ بسازد بلکه با استفاده از دوربين ناظر و سوبژکتيو که از ديد يک ناشناس مخفیانه به حريم خصوصی يک مجری تلويزيونی خيره شده است، به روانکاوی شخصيت های اصلی فيلم و ياد آوری هويت فردی و اجتماعی شان و موقعيت تاريخی متزلزل آنها می پردازد. در واقع هانه-که به طور استعاری و غير مستقِيم به موقعيت رسانه در جامعه امروز غرب نظر دارد. اينکه رسانه ها تا چه حد حقيقت را تحريف می کنند و تا چه حد می توانند تهديد کننده باشند. نوار ويدئو تمثيلی از يک نيروی مهاجم و در واقع هشدار دهنده است که در واقع دارد به جامعه غربی اعلام می کند که من هستم و نمی توانيد مرا ناديده بگيريد چون بخشی از تاريخ، هويت و گذشته شما هستم. همه چيز ظاهرا دريک سطح کوچک خانوادگی جريان دارد اما درواقع بازتابی از يک مسئله پيچيده و بغرنج اجتماعی است که فرانسه و شايد تمام اروپای امروز با آن مواجه و درگير است. فيلم جامعه ای را به تصوير می کشد که مردمانش همه چيز را از هم پنهان می کنند. خانواده ژرژ و روابط بين آنها نمادی از جامعه پنهانکار غرب است که با اين که در معرض ديد انواع دوربين های تلويزيونی قرار دارد و ظاهرا هيچ چيزی برای پنهان کردن ندارد، اما رسانه هايش همه حقيقت را نمی گويند.
هانه-که خود می گويد "اين فيلم چشمهای ما را به روی انواع تحريف های رسانه ای باز می کند." از سوی ديگر پنهان را می توان يک فيلم پسا استعماری دانست که به تاثير پيامدهای ويرانگرانه استعمار در جوامع غربی می پردازد. اين که چگونه انسان های غربی سعی می کنند با ناديده گرفتن حضور قربانيان استعمار در کنارشان و راندن خاطرات گذشته به پس ذهنشان، بخشی از تاريخ و گذشته خود را فراموش يا انکار کنند. در واقع هانه-که از طريق به پرسش کشيدن وجدان فردی شخصيت محوری اش، وجدان جمعی مردم فرانسه را به چالش می طلبد. به نظر می رسد که فرانسه امروز نسبت به جمعيت مهاجرش بی اعتنا و بی تفاوت است. فرانسه هرگز گذشته استعماری اش را نقد نکرده و مرتکب گناهی شده است که فيلم هانه-که می خواهد آن را به او ياد آوری کند. رفتار ژرژ و حدس و گمانهايش نسبت به متهم (مردالجزايری) تمثيلی از رفتار غالب فرانسوی ها نسبت به الجزايری ها و به طور کلی تمثيلی از رفتار استعمارگر نسبت به استعمارشده است. مجيد (مرد الجزايری) در ديدار با ژرژ از حادثه ای حرف می زند که در ۱۹۶۱ اتفاق افتاد و در آن تظاهرات طرفداران استقلال الجزاير در خيابانهای پاريس توسط نيروهای فرانسوی به خون کشيده شد و طی آن ۲۰۰ الجزايری به قتل رسيده و جنازه هايشان به رودخانه سن افکنده شد و خانواده مجيد نيز جزو قربانيان اين حادثه بودند. يکی از تکان دهنده ترين صحنه های فيلم زمانی است که مجيد ژرژ را به آپارتمانش دعوت می کند و در يک حرکت غافلگيرکننده و شوک آور، رگ گردنش را جلوی چشمان او با تيغ می زند. در فلاش بک مربوط به دوران کودکی ژرژ نيز مجيد را می بينيم که با خشونت و بی رحمی حيرت آوری سر يک خروس را با تبر قطع می کند. اين تصاوير خشونت بار فورا ذهن ژرژ وهمراه با او ذهن تماشاگر را معطوف نقاشی های تهديد آميزی می سازد که همراه نوارهای ويدئويی برای ژرژ فرستاده می شود. آيا واقعا مجيد فرستنده آنها بوده است؟ هيچ نشانه قطعی و روشنی در دست نيست. فيلم لايه های متعددی دارد و تنها بر تضادهای قومی و نژادی در جوامع مدرن غرب تکيه نمی کند بلکه به مناسبات فردی و بحران های زندگی زناشويی در دنيای مدرن امروز نيز نظر دارد. هانه-که تنش بين يک زوج و فرزندشان را نشان می دهد اما اين تنش از نوع معمول فيلم های ژانر ملودرام خانوادگی نيست بلکه شکل عميق تر و پيچيده تری دارد. ظاهرا اتفاق مهمی در فيلم نمی افتد اما فيلم به گونه ای پيش می رود که تماشاگر هر لحظه منتظر وقوع يک فاجعه است. ژرژ با ديدن تصاوير نوارهای ويديويی و طرح های به ظاهر ساده و کودکانه تهديد آميز، شوکه شده و به دنبال حدس زدن و به ياد آوردن است. او به جای ريشه يابی مسائل دچار پارانويا می شود و به فکر متهم ساختن ديگران است. آيا تنها اوست که تجربه تلخ و ناراحت کننده ای در گذشته دارد و با وجدانی معذب زندگی می کند يا همسر او نيز از حقيقتی آگاه است که ما از آن بی خبريم ؟ ساختار دراماتيک فيلم و شکل ارائه اطلاعات به گونه ای است که تماشاگر را در موقعيت شخصيت های داستان قرار می دهد تا با آنها بترسد، دچار ترديد شود، به همه شک کند و باديدن برخی صحنه ها بلرزد. تم اشاگر در عين حال که ناظر است، اما يک ناظر منفعل نيست بلکه در موضع يک جستجوگر نيز قرار دارد و سعی می کند همانند ژرژ با چيدن تصاوير مختلف در کنار هم، به نتيجه ای روشن در باره حقيقت ماجرا برسد. اگر چه تا پايان فيلم نيز نه برای او و نه برای ژرژ مشخص نمی شود که ارسال کننده آن نوارها چه کسی است و اصلا علت واقعی جذابيت فيلم در همين رازهای ناگشوده و پنهان است. تصاوير واقعی و تصاوير ويدئويی فرد ناشناس، چنان درهم تنيده شده اند که گاهی تمايز ميان آنها برای تماشاگردشوار می شود. همينطور تغيير زاويه ديد که شکل پيچيده ای به روايت هانه-که بخشيده است. بازی دانيل اتوی در نقش شخصيت درمانده و ترحم برانگيز ژرژ قابل تحسين است و هرچه فيلم جلوترمی رود شخصيت او رقت انگيزتر و درمانده تر می شود. همينطور بازی درونی، خونسرد و کنترل شده ژوليت بينوش در نقش همسر ژرژ به يادماندنی است. |
مطالب مرتبط پنهان، بهترين فيلم سال اروپا04 دسامبر، 2005 | فرهنگ و هنر | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||