BBCPersian.com
  • راهنما
تاجيکستان
پشتو
عربی
آذری
روسی
اردو
به روز شده: 20:52 گرينويچ - جمعه 20 ژانويه 2006
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيدصفحه بدون عکس
سرزمین عجایب

تاجیکستان

داشتیم می رفتیم عروسی که صدرالدین همکارمون در تاجيکستان و دوستاش گفتن که : ایرانی ها فکر می کنن ما هنوز با نیزه می ریم شکار یا توی غار زندگی می کنیم . یک چیزهائی از آدم می پرسن که آدم شاخ در میاره. مثلا می پرسن " کوکا هم دارین؟ نه بابا، چه جالب"!

دایناسورهای درنده

البته ناگفته نماند که بعضی چیزهائی که تو شهر دوشنبه دیدم منو یاد دایناسورها انداخت.
تاکسی هائی که از بس کهنه و داغون شده بود به تابوت متحرک شباهت داشت.
یا بستنی ای که شبیه لاستیک نرم بود.
و یا شوفاژهائی که از بس یخ بود؛ شیر تا یکهفته تازه روش می موند.
یا افکار ماقبل تاریخ بعضی ها که از یک فیلم ترسناک دلهره آورتر بود.
تو این حالت بود که رفتم دیدن بچه های دانشجوی رشته مطبوعات دانشگاه دولتی ملی تاجیکستان.

تاجیکستان

جزیره دانشجوها

تو شهر دوشنبه ( پایتخت) به محله دانشجوئی شون می گن "جزیره" ، چون مابین دو رودخانه است. البته دو رود یخ زده. تو ساختمونهای دانشکده که نه برق داره نه گرما ، با دماغ یخ زده و دست تو جیب، با یکعده از داشنجو تو یک کلاس گرم صحبت شدیم . بچه هائی که باهاشون حرف زدم 17 تا 20 سال داشتن. با این بچه ها پشت درهای بسته و پشت گوشی تلفن، درباره زندگی حرف زدم. یعنی رابطه ها چه جوریه؟ آژیر خطره یا پارتیه!

جالبه که تا آمدم با دخترها و پسرها روبوسی کنم، دخترها خودشونو کشیدن عقب!
گفتم چرا؟ گفتن: اینجا دختر پسرها همدیگر رو تو خیابون روبوسی نمی کنن.
دیگه با لپ سرخ و گردن کج سر حرف رو باز کردم.
رقیه بانو ( امتحان داشت) تهمینه، مهینه ، منظومه ، فیروز، فرزانه و حمیرا و عبدل القیوم ( دی جی قیوم) و محمود و دو سه نفر دیگه که آمدن و رفتن و چند کلمه ای گفتن.

اگه دو نفر از همدیگه خوششون بیاد همديگر رو کجا می بينن و چیکار می کنن؟

تاجیکستان

عبدالقیوم:اینجا جوونها آزاد هستن. دختر پسرها همدیگر رو در خیابون می بینن و مسئله ای نیست.البته باید جاهائی باشه که براشون حرف در نیارن.
حمیرا: پسرها دنبال آدم راه می افتن و ولمون نمی کنن.
فرزانه: دخترها یا به پسره دشنام می دن یا شماره تلفن!
مهینه: بچه ها اینجا باید زود برن خونه و گرنه پدر مادرها حسابی بازخواستشون می کنن.
بنابراین همدیگر رو وسط روز ملاقات می کنن.

برای من عجیب بود که بچه های تاجیک آزادی دارن ولی باید زود برن خونه و پنهانی همدیگر رو ببینن!

تاجیکستان

البته خودشون می گن که این یک مقداری تقصیر دوران جنگهای داخلیه ( ده سال پیش) که در خیابانها امنیت نبود و هوا که تاریک می شد همه می رفتن خونه. آزادی زنان، حتی پس از روی کار آمدن دوران کمونیستی بهای سختی داشته. گفته می شه که در سالهای اول ( حدود 80 سال پیش) مذهبیون زنان بی حجاب رو آزار می دادن و حتی در ملا عام به دار زده بودن. برخلاف تصور یا توقع جامعه تاجیک سنتی تر از اونی بود که تصور می کردم ولی. . .

فرزانه: دخترها تا ازدواج با پسرها دوستی نمی کنن. اگه پدر و مادر بفهمن دخترشون با کسی دوسته خیلی بد می شه.
حمیرا:آخه اینجا برای دختر هائی که دوست پسر داشته باشن حرف درمیارن. خود پسرها هم اینجورین. با دختری ازدواج می کنن که سابقه نداشته باشه!

تاجیکستان

تو اون چند روزی که دوشنبه بودم متوجه شدم که بچه ها بیشتر موقع ناهار با هم ملاقات می کنن.
بدی شهر دوشنبه اینه که کافه تریا نداره و بچه ها تو پیاده رو راه می رن و حرف میزنن.

فیروز: برای دیدن همدیگه همه جا با هم می ریم.
عبدالقیوم: در پارک مرکزی بیشتر قرار می ذاریم .
فرزانه: من وقتی که می رم خواهر کوچکم رو از مهد کودک بردارم می بینم که تو" پارک کودکان" دختر و پسرها پنهانی وا می خورن ( ملاقات می کنن) و حتی همدیگر رو می بوسن.

تاجیکستان

عشق

اینجا بحث داغ شد جوری که دخترها پریدن به سر و کله پسرها!

مهینه: دختر تاجیک حق عاشق شدن نداره . دختر که عشقش رو به پسر ابراز می کنه پسر اشتباه می گیره و ازش سوء استفاده می کنه و فریبش می ده.
عبدالقیوم: نه دخترها باید به ما اطمینان کنن. این تجربه است هم برای دختر هم پسر.
مهینه: نخیر تجربه برای پسره نه برای دختر. اگه تجربه کنه دیگه شانس ازدواج نداره و به ضررش می شه.
حمیرا: خود پسرهای تاجیک با اون دختری که قرار می ذارن نمی خوان ازدواج کنن . دیگه انتظار دارین که ما دخترها چیکار کنیم. فریبشون رو بخوریم.
منظومه: آره اگه مردم بفهمن که دختری دوست پسر داره به چشم دیگری بهش نگاه می کنن.
عبدالقیوم: من خودم دوست دختر دارم و همه می دونن و پنهانی نیست.
مهینه: پسرهای تاجیک با یک دختر قرار می ذارن و لی با دختر دیگه ای ازدواج می کنن.

تاجیکستان

ازدواج

در تاجیکستان اکثر مرد م اوایل بیست سالگی ازدواج می کنن و بچه دار می شن. من با اکثر کسانی که برخوردم دو یا سه تا بچه داشتن.
می خواستم ببینم که این بچه ها چی فکر می کنن.

عبدالقیوم: من قصد ندارم که زود ازدواج کنم .شايد 25 سالگی.
محمود: من 30 سالگی زودتر ازدواج نمی کنم.
فیروز: 40 سالگی .
مهینه: باید دانشگاه برم بعد کار بگیرم و بعد ازدواج کنم.
حمیرا: بستگی به تقدیر داره. بشه ازدواج می کنم، نشه نمی کنم.
فرزانه: من فکر می کنم که عشق و عاشقی بی فایده است و اگر پدر مادرم مجبورم نکنن اصلا قصد ازدواج ندارم.

موج زندگی نو و تفکر " تشکیل خانواده بعدأ" نشون می ده که بافت فرهنگی در بین نسل نوی تاجیک در حال تغییره و جوونها می خوان از سنتهای گذشته جدا بشن و سنتهای جدید خودشون رو شکل بدن.

بقیه حرفها. . . هفته بعد.

بازگشت به روز هفتم

تاجیکستانشب اول و شب ژانويه
در تاجیکستان
دلنازهدلنازه
خواننده معروف تاجيک
گلرخسارگلرخسار صفی اوا
مادر ملت تاجیک
مد لباسآلبوم عکس:
مد لباس در تاجيسکتان
اخبار روز
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيدصفحه بدون عکس
BBC Copyright Logo بالا ^^
صفحه نخست|جهان|ايران|افغانستان|تاجيکستان|ورزش|دانش و فن|اقتصاد و بازرگانی|فرهنگ و هنر|ویدیو
روز هفتم|نگاه ژرف|صدای شما|آموزش انگليسی
BBC News >>|BBC Sport >>|BBC Weather >>|BBC World Service >>|BBC Languages >>
راهنما | تماس با ما | اخبار و اطلاعات به زبانهای ديگر | نحوه استفاده از اطلاعات شخصی کاربران