BBCPersian.com
  • راهنما
تاجيکستان
پشتو
عربی
آذری
روسی
اردو
به روز شده: 15:01 گرينويچ - چهارشنبه 18 ژانويه 2006
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيدصفحه بدون عکس
نگاهی به 10 فيلم ممنوعه سينمای ايران در سالهای اخير

برای آن که تا حدی تصوير روشنی از ساز و کار نظارت در فضای سينمای ايران به دست آيد، در اين جا 10 فيلم که در سال های اخير، در نمايش عمومی دچار مشکل شده اند و دلايل توقف و توقيف آن ها بيان می شود.

در اين مجموعه سعی شده است که از زوايای مختلف به آثار متنوع سينمای ايران پرداخته شود و جوانب متفاوتی را که موجب منع نمايش فيلم می شود، در برگيرد؛ از دلايل فنی گرفته تا توقف خود خواسته فيلمساز و سرمايه گذار و مشکل مضمون و محتوا. قابل ذکر است که تمامی اين آثار، محصول سال های موسوم به اصلاحات و منع شده آن دوران هستند.

آبادان

شناسنامه فيلم
سال توليد: ۱۳۸۱؛ کارگردان و نويسنده: مانی حقيقی، تهيه کننده: احمدعلی موسوی، مهدی صفوی، فيلمبردار: محمود کلاری، تدوين: مستانه مهاجر، صدابردار: مهران ملکوتی، بازيگران: فاطمه معتمدآريا، هديه تهرانی، جمشيد مشايخی...
اين فيلم در جشنواره هايی چون زاگرب (يوگسلاوی)، ترای وکا (نيويورک ـ آمريکا) و سينما پاراديزو (آمريکا) حاضر بوده است.

خلاصه داستان
پيرمردی که سال هاست عشق رفتن به آبادان را در سر دارد، روزی در خيابان با مردی روبرو می شود که او هم به آبادان عشق می ورزد. اين دو پيرمرد در شهر با هم همراه می شوند. به بهانه گم شدن پيرمرد فيلمی شکل می گيرد که در آن مناسبات شهری و روابط اجتماعی در شهر شلوغی چون تهران بررسی می شود. به صورت موازی در کنار داستان گم شدن پيرمرد، زندگی دختر پيرمرد و زن جديد همسر سابقش، و همسر سابق و دوستش که برای يافتن پيرمرد راهی شده اند تصوير می شود.

علت عدم نمايش
با آن که فيلم در دوره ای ساخته شد که معاونت سينمايی مخالف تبديل فيلم های ويدئويی به ۳۵ ميليمتری بود و مصوبه ای برای ممنوعيت نمايش عمومی اين گونه آثار صادر شده بود، آبادان به لحاظ کيفيت و ترکيب عوامل با مشکلی روبرو نشد.

ساختار و عوامل فيلم، حرفه ای شناخته شدند، اما ظاهراً مشکل اصلی فيلم در محتوای آن ديده شد. اداره نظارت و ارزشيابی در آن دوره اين طور تشخيص داد که پس از صدور مجوز، فيلم در نمايش عمومی با واکنش هايی دردسرساز روبرو خواهد شد. بخش هايی از فيلم که در شهرک وزارت دفاع می گذرد بيش از ساير بخش ها مانع صدور مجوز شده است.

ابجد

شناسنامه فيلم
سال توليد: ۱۳۸۱؛ کارگردان و نويسنده: ابوالفضل جليلی، تهيه کننده: شبکه دوم سيما،Arte فرانسه، ميکادو ايتاليا و ابوالفضل جليلی، فيلمبردار: مهدی مجد وزيری، تدوين: ابوالفضل جليلی
حضور در جشنواره های سائوپائولو، خيخون، سه قاره نانت، ونيز، لندن و هامبورگ.

خلاصه داستان
پسر نوجوانی در خانواده ای سنتی و مذهبی زندگی می کند. خانواده او تحت کنترل نظام مرد سالارانه پدر هستند. پسر به هنر علاقه دارد و اين علاقه بين او و دختر نوجوان يهودی که در همسايگی آن ها زندگی می کند، ارتباط عاطفی به وجود می آورد، در حالی که وی مواجه با سخت گيری های خانواده است. نقل مکان دختر از محله، پسر را در پی دختر روانه می کند، هرچند که در پايان به نظر می رسد پسر تنها در تصور خود دختر را يافته است.

علت عدم نمايش
ابجد را تلويزيون ايران توليد کرده و خودش هم از نمايش عمومی آن جلوگيری کرده است. اساساً اين رويه در تلويزيون و برخی نهادهای ديگر دولتی که به توليد فيلم می پردازند، سالهاست که سابقه دارد؛ از اولين سال های حکومت جمهوری اسلامی. تلويزيون برای توليد کاری سرمايه گذاری می کند، اما بی آن که برای اکران آن اقدامی کند، خود خواسته نمايش عمومی آن را (دست کم در سطح ايران) منع می کند و سرمايه اش می خوابد. اغلب ساخته های ابوالفضل جليلی با همکاری تلويزيون ساخته شده و سرنوشتی از اين دست داشته اند.

به رنگ ارغوان

شناسنامه فيلم
سال توليد: ۱۳۸۳؛ نويسنده و کارگردان: ابراهيم حاتمی کيا، تهيه کننده: سيد جمال ساداتيان، فيلمبردار: حسن کريمی، تدوين: ابراهيم حاتمی کيا، مهرداد خسروی، بازيگران: حميد فرخ نژاد، کوروش تهامی، خزر معصومی...

خلاصه داستان
شفق، عضو يکی از گروه های سياسی که اوايل انقلاب از کشور گريخته، پس از سال ها تصميم می گيرد برای ديدن دخترش ارغوان، که دانشجوی دانشکده جنگلداری است، مخفيانه به ايران بازگردد. يکی از ماموران امنيتی به نام بهزاد، به عنوان دانشجو وارد دانشکده می شود تا با کنترل ارغوان، شفق را به دام بياندازد. در اين ميان بين او و ارغوان رابطه ای عاطفی به وجود می آيد. از سوی ديگر همکاران سياسی شفق تصميم دارند او را ترور کنند تا به دست ماموران امنيتی نيفتد. بهزاد که به ارغوان دل داده، فرصتی را فراهم می کند که شفق با ارغوان ديداری داشته باشد، اين مساله موقعيت بهزاد را تغيير می دهد.

علت عدم نمايش
تا زمانی که خلاصه داستان فيلم منتشر نشده بود، به رنگ ارغوان شرايط طبيعی داشت، اما پس از آن وضعيت تازه ای برای فيلم به وجود آمد. به رنگ ارغوان در جدول جشنواره بيست و سوم فيلم فجر قرار گرفت، اما نمايش خصوصی فيلم برای نمايندگان وزارت اطلاعات و قوه قضاييه سرنوشت آن را تغيير داد.

حاتمی کيا پس از اين نمايش خصوصی و هياهوی متعاقب آن، طی ارسال نامه ای به علی يونسی(وزير اطلاعات وقت) عنوان کرد: «برادرم، بدانيد که من و شما در يک قبيله ايم ... شهادت می دهم که به عنوان پدر معنوی به رنگ ارغوان، با ميل و خواست خودم فيلم را از شرکت در جشنواره فيلم فجر محروم می کنم.»

جدا از اين که اين بار نيز توقيف خود خواسته فيلم توسط فيلمساز، باز هم در پيروی از توصيه های برادرانه صورت می گرفت، آن چه موجب حيرت بود اين که چرا حاتمی کيا برای ممانعت از نمايش فيلم خود، از وزير اطلاعات رخصت می گيرد و نه وزير ارشاد يا مديران فرهنگی کشور. اکنون فيلم دارای پروانه نمايش است، اما همچنان امکانی برای اکران عمومی فيلم، حداقل در جشنواره بيست و چهارم فجر بوجود نيامده است.

جزيره آهنی

شناسنامه فيلم
سال توليد: ۱۳۸۳؛ نويسنده و کارگردان: محمد رسول اف، تهيه کننده: ابوالحسن داودی، محصول: بنياد سينمايی فارابی، فيلمبردار: رضا جلالی، بازيگران:علی نصيريان...
جايزه بهترين فيلم از نگاه منتقدان در جشنواره هامبورگ، جايزه بهترين فيلم از نگاه منتقدان و جايزه بهترين فيلم نامه از جشنواره مونترال، جايزه ويژه هيئت داوران جشنواره خيخون اسپانيا، جايزه بهترين اثر هنری از جشنواه هند

خلاصه داستان
تعدادی خانوار در يک نفتکش به گل نشسته زندگی می کنند. آنها در اين کشتی زاد و ولد می کنند، عاشق می شوند، کار می کنند و حتی به اختيار و برای خود نفت استخراج می کنند، ازدواج می کنند و می ميرند. اشکال بدوی و غيررسمی سازمان و خدمات اجتماعی در اين کشتی و اطراف آن مستقر است: از کلاس درس بگير تا ساز و کار امنيتی، پليس، قاضی، حاکم... نظام ويژه کشتی به روش خود از پس مشکلات اداره جامعه بر می آيد.

مردی موسوم به ناخدا حاکم و صاحب اختيار اهالی اين اجتماع است. با چنين ويژگی هايی اين کشتی، عجيب نمادی از يک جامعه بسته است. دست آخر ناخدا تن به فروش کشتی و تخليه آن می دهد، مردم خود را به بيابان خالی می برد و وعده آبادانی آن زمين را می دهد.

علت عدم نمايش
جزيره آهنی با کسب پروانه ساخت توليد شد و پس از پايان يافتن مراحل توليد، ابتدا برای حضور در جشنواره کن مجوز نمايش بين المللی را به دست آورد و سپس اواسط تابستان ۸۴ پروانه نمايش عمومی کسب کرد. اما نمايش فيلم در تهران، حتی درحد نمايش خصوصی هم با مشکلاتی روبروست که کارگردان فيلم، آن را ناشی از اعمال نظر فارابی به عنوان يکی از صاحبان حقوق فيلم می داند. به گفته سازنده فيلم، جزيره آهنی نيز يکی ديگر از آثاری است که با اجبار در پذيرفتن توصيه های دوستانه از اکران عمومی باز مانده است.

دايره


شناسنامه فيلم
سال توليد: ۱۳۷۸؛ کارگردان، تهيه کننده و تدوينگر: جعفر پناهی، نويسنده: کامبوزيا پرتوی، فيلمبردار: بهرام بدخشانی، صدابردار: بهمن اردلان، بازيگران: فاطمه نقوی، فرشته صدر عرفايی، مائده طهماسبی ...
جايزه يونيسف، شيرطلايی ونيز، سرجوترازاتی و تقديرنامه سازمان جهانی کاتوليک از پنجاه و هفتمين دوره جشنواره ونيز، جايزه فيپرشی از چهل و نهمين دوره جشنواره سن سباستين اسپانيا، جايزه بهترين فيلم از سوی منتقدان و تماشاگران و تقديرنامه کليسای جهانی از نوزدهيمن دوره جشنواره اوروگوئه.

خلاصه داستان
دايره روايت شش زن است که در ميان شرايط اجتماعی پيرامون خود گرفتار شده اند. فرشته، مائده، الهام و نرگس از زندان گريخته اند. مائده خيلی زود توسط پليس دستگير می شود. نرگس و الهام به دنبال پناهگاهی برای خود هستند. يکی راهی برای پناه خود نمی يابد و ديگری که قصد گريز به شهر کوچک خود را دارد از هر طرف با مانعی روبرو می شود. فرشته رانده شده از خانواده، به دنبال راهی برای سقط جنينی است که پدرش در زندان اعدام شده است. در گوشه ای از شهر، زنی مصيبت زده و ناچار بچه اش را سر راه می گذارد و آخری زنی روسپی است که به نظر می رسد سردی بازداشتگاه را به آزادی خيابان ها ترجيح می دهد.

علت عدم نمايش
فيلم با کسب پروانه ساخت از سوی ادراه نظارت و ارزشيابی ساخته شد. پس از پايان مراحل توليد و ارائه فيلم برای اخذ پروانه نمايش و کسب آن ، فيلم مستقيماً توسط معاون سينمايی وقت (سيف الله داد)، در سال ۱۳۸۰ توقيف شد.

بر اساس بندی که در آيين نامه صدور پروانه ها وجود دارد، معاون سينمايی وزارت ارشاد می تواند بنا به تشخيص خود و مصلحت فرهنگی جامعه از نمايش فيلمی جلوگيری کند. دايره در سال ۸۰ يک نوبت نمايش خصوصی در سينما سپيده داشت و در اکثر کشورهايی که جايزه ای به دست آورده روی پرده رفته است، از جمله: ايتاليا و فرانسه.

ده

شناسنامه فيلم
سال توليد: ۱۳۸۲؛ نويسنده، تهيه کننده، کارگردان، تدوينگر: عباس کيارستمی، محصول: ايران و فرانسه، پخش از شرکت MK۲
مهمترين حضور بين المللی ده، نمايش در بخش مسابقه جشنواره کن است. البته فيلم دو سئانس نمايش در ايران هم داشته؛ نمايش اول در سينما تک موزه هنرهای معاصر و نمايش دوم در مرور آثار کيارستمی در دانشگاه تهران.

خلاصه داستان
هر ۱۰ اپيزود فيلم ده در اتومبيلی می گذرد که داستان های اين اپيزودها در ارتباط با راننده اتومبيل اتفاق می افتد. زن راننده اتومبيل از همسر خود جدا شده و بخشی از داستان مربوط به ارتباط اين زن با پسرش است که در رفت و آمد بين خانه پدر و مادر خود سرگردان است. داستان زندگی خواهر راننده، يک زن روسپی و دختری که به ياد عشق از دست داده خود راهی امامزاده می شود موضوع ساير اپيزودها است.

علت عدم نمايش
در چهار اپيزود از فيلم ده طبق قوانين نظارت مواردی از جمله بی حجابی و يا بيان يک جمله وجود دارد که در صورت حذف آن ها پروانه نمايش عمومی فيلم صادر می شد. اما اين تعديل که در حد چهار، پنج دقيقه است با واکنش کيارستمی روبرو شد. او در مورد تغييری که قرار بود بر فيلمش اعمال شود گفت: «با اعمال تغييرات عنوان شده، اين فيلم شش می شود و ديگر ده نخواهد بود.»

رأی باز

شناسنامه فيلم
سال توليد: ۱۳۸۱؛ کارگردان، تهيه کننده و تدوينگر: مهدی نوربخش، نويسنده: مهدی نوربخش، رضا کيانيان، فيلمبردار: فرشاد بشيرزاده، صدابردار: سيامک نيازی، بازيگران: رضا کيانيان، مهدی احمدی...
تنديس بهترين چهره پردازی از جشن خانه سينما.
رأی باز با مشارکت بنياد سينمايی فارابی ساخته شده و به گفته کارگردان فيلم، مسئوليت پخش بين المللی فيلم را اين بنياد برعهده دارد. اما فيلم از سوی پخش کننده به هيچ جشنواره خارجی ارسال نشده است.

خلاصه داستان
رأی باز صابر، جوان جنگ زده جنوبی پس از نه سال صادر می شود. او طی ۴۸ ساعت مرخصی قصد دارد همراه آنکل، همبند سابقش، از همکار قديمی اش شريف که در تهران زندگی می کند انتقام بگيرد و بعد با نامزدش راحله کشور را ترک کند. اما در اين ميان ملاقات غير منتظره صابر با خواهر ناتنی اش او را با واقعيت های تازه ای روبرو می کند؛ واقعيت هايی که باعث می شود صابر، زندان را به فرار و رهايی ترجيح دهد.

علت عدم نمايش
در سال ۱۳۸۱، به دليل رواج دوربين های ديجيتال، ساخت فيلم با اين دوربين ها افزايش يافته بود. معاونت سينمايی برای جلوگيری از افزايش تعداد فيلم هايی که با دوربين ديجيتال ساخته وسپس تبديل به ۳۵ ميليمتری می شوند، با توجيه کيفيت فنی، مصوبه ای داخلی برای ممنوعيت نمايش عمومی اين آثار صادر می کند.

رأی باز در جشنواره بيست و دوم فيلم فجر به نمايش در آمد، فيلم مجوز نمايش در محيط های فرهنگی را هم دارد، اما مجوز نمايش عمومی با عنوان پايين بودن کيفيت تصويری صادر نشده است. البته اين دلايل در حالی عنوان می شود که بر اساس گفته مهدی نوربخش به نظر می رسد بيشتر مضمون فيلم مانع صدور مجوز است.

سکوت

سال توليد: ۱۳۷۶؛ نويسنده، تدوينگر، کارگردان: محسن مخملباف، مدير فيلمبرداری: ابراهيم غفوری، مدير صدابرداری: بهروز شهامت، تهيه کننده: خانه فيلم مخملباف و MK۲.
برنده جايزه طلای پارلمان ايتاليا و جايزه انسان، هنر، طبيعت ـ جشنواره ونيز ايتاليا ۱۹۹۸

خلاصه داستان
خورشيد، با وجود چشمان نابينايش، گوشهای حساسی نسبت به موسيقی و صداهای اطرافش دارد. او در يک کارگاه به کار کوک کردن ساز مشغول است. مادرش که نگران حساسيت غيرعادی شنوايی اوست، از پسرش خواسته که در فاصله خانه و کارگاه گوشهايش را بگيرد، تا صداهای اطراف او را وسوسه نکند و راهش را به بيراهه نکشاند. اما او گويی قادر به مقابله با جاذبه صداها نيست و هر روز سر از مکانهايی غريب درمی آورد.

علت عدم نمايش
سکوت از جمله فيلم هايی است که ظاهراً سليقه و رأی مديران، مرور زمان و تغيير شرايط اجتماعی، در وضعيت نمايش يا عدم نمايش آن کاملاً تاثير گذار بود. اين فيلم در سال ۱۳۷۶، قبل از آغاز به کار دولت خاتمی، و در دوره ای که حبيب الله کاسه ساز به عنوان رئيس اداره کل نظارت و ارزشيابی معاونت سينمايی حضور داشت پروانه ساخت دريافت کرد، اما در کسب مجوز نمايش ناموفق ماند.

وجود حرکات فرم گونه در صحنه ای از بازی بازيگر فيلم، باعث شد صدور پروانه نمايش آن حدود يک سال به تعويق افتد. در نهايت با تغيير و تحولاتی که در طول سال در دولت و اداره نظارت و ارزشيابی رخ داد، مجوز فيلم بدون آن که هيچ تغييری در اصل ماجرا داده شود، صادر شد و فيلم به نمايش عمومی در آمد.

طلای سرخ

شناسنامه فيلم
سال توليد: ۱۳۸۲؛ کارگردان، تهيه کننده، تدوينگر: جعفر پناهی، نويسنده: عباس کيارستمی، فيلمبردار: حسين جعفريان، صدابردار: دانا فرزانه پور.
هوگوی طلايی بهترين فيلم از سی ونهمين جشنواره شيکاگو، تقدير در پنجاه و ششمين جشنواره کن، خوشه طلايی بهترين فيلم از چهل و هشتمين جشنواره وايادوليد اسپانيا

خلاصه داستان
پناهی آخر فيلم را در ابتدا می گويد و بار ديگر دايره ای رسم می کند: حسين يک جواهر فروش را می کشد و بعد خودکشی می کند.
حسين که پيشتر چند سالی در جبهه بوده ، حالا روی موتور برای يک پيتزا فروشی کار می کند. فيلم حکايت دو سه روزی از زندگی اوست. جواهر فروشی که حتی حسين رالايق آن نمی داند که قيمت کالايش را به او بگويد. هم رزم سابق او که حالا زندگی تقريباً مرفهی به هم زده و از اين بابت از حسين شرمنده است. او برای يک مهمانی غذا می برد، اما پيش از او مأموران انتظامی خانه را محاصره کرده و در حال بازداشت و شکار مخفيانه تک تک مهمانان و همراهان آنان هستند. حسين با نامزدش و برادر او، بار ديگر با ظاهری آراسته به جواهر فروشی می روند و اين بار نيز جواهرفروش او را شايسته معامله نمی داند. به خانه مرد متمولی می رود و مست می کند... در انتها، آغاز فيلم را يکبار ديگر می بينيم. حسين اين بار به قصد دزدی به جواهرفروشی می رود و ناکام می ماند. جواهر فروش را می کشد و گلوله ای به شقيقه خود شليک می کند.

علت عدم نمايش
ظاهراً فيلم از نگاه مسئولان اداره نظارت در سال ۸۲، مشکل مضمونی نداشته است. شورای صدور پروانه نمايش، دادن پروانه را به حذف حدود سه دقيقه از فيلم مشروط کرده که پذيرفته نشدن اين شرط از سوی کارگردان، طلای سرخ را در ميان فيلم هايی که امکان نمايش عمومی ندارند قرار داده است. از جمله بخش هايی که بايد تعديل شود، فصل مشروب خوری حسين در خانه مرد ثروتمند است.

مارمولک

شناسنامه فيلم
سال توليد: ۱۳۸۲؛ کارگردان: کمال تبريزی، نويسنده: پيمان قاسم خانی، تهيه کننده: منوچهر محمدی، محصول: موسسه فرهنگی هنری فراديس، مدير فيلمبرداری: حميد خضوعی ابيانه، تدوين: حسين زندباف، صدابردار: محمود سماک باشی، بازيگران: پرويز پرستويی، مائده طهماسبی...
جايزه زينت طلايی جشنواره مونترال( دوره بيست و هشتم) به عنوان بهترين فيلم آسيايی، جايزه بهترين فليم از نگاه منتقدان، سيمرغ محبوب ترين فيلم تماشاگران، سيمرغ بين المذاهب، سيمرغ بهترين بازيگر مرد و سيمرغ بهترين فيلمنامه از بيست و دومين جشنواره فيلم فجر، حضور در جشنواره های: لندن( چهل و هشتم)، فوکوئوکا ژاپن( سيزدهم)، هامبورگ(سيزدهم)

خلاصه داستان
رضا مارمولک با لباس يک روحانی از بيمارستان زندان می گريزد. در يک روستای مرزی اهالی او را با امام جماعت تازه وارد شهر اشتباه می گيرند. در گير و دار داستان و مراوده با اهالی او چنان در قالب آن روحانی فرو می رود که کم کم شخصيت او تحت تاثير قرار گرفته و دست آخر به يک منجی افسانه ای تبديل می شود.

علت عدم نمايش
مارمولک پس از سه هفته نمايش در تهران و مدت زمانی نسبتا کوتاهتر (سه روز، يک سانس، يک هفته) در ساير شهرها در اوج استقبال از پرده پايين کشيده شد. هيچ دليل رسمی مبنی بر توقيف فيلم وجود ندارد و تنها بر پايه توصيه مسئولان به سازندگان فيلم، اين اتفاق با خواسته آنان رخ داده است. ظاهراً اجبار در پذيرش توصيه ها يکی از مشکلات سينمای ايران است. هيچ حکم رسمی ابلاغ نمی شود و فيلمساز در شرايطی خود خواسته تن به پذيرش توقيف اثر خود می دهد.

جسارت نويسنده برای انتخاب لباس روحانی برای يک سارق سابقه دار، اين احتمال را ايجاد کرده بود که فيلم برای اکران با مشکلاتی روبرو شود. زمانی که پس از يک ماه تبليغات، نمايش مارمولک در اکران نوروز ۸۳ لغو شد، آن چه حدس زده می شد رخ داد ودر نهايت فيلم از اوايل ارديبهشت ۸۳ روی پرده رفت. مقابله با نمايش فيلم در شهرهايی چون مشهد و کرمان آغاز شد و کم کم به ساير شهر ها از جمله تهران رسيد و در حالی که فروش آن از مرز ۷۰۰ ميليون تومان گذشته بود از پرده پايين آمد.

مميزیميوه ممنوع
کاوشی در پرونده غبار گرفته مميزی فيلم در ايران
درجه بندیپرونده مميزی فيلم در ايران
چرا يک فيلم ' سانسور' می شود
مميزیميوه ممنوع
تاريخچه مميزی فيلم در ايران
دايرهپرونده مميزی فيلم در ايران
اهداف و انگيزه های مميزی
اخبار روز
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيدصفحه بدون عکس
BBC Copyright Logo بالا ^^
صفحه نخست|جهان|ايران|افغانستان|تاجيکستان|ورزش|دانش و فن|اقتصاد و بازرگانی|فرهنگ و هنر|ویدیو
روز هفتم|نگاه ژرف|صدای شما|آموزش انگليسی
BBC News >>|BBC Sport >>|BBC Weather >>|BBC World Service >>|BBC Languages >>
راهنما | تماس با ما | اخبار و اطلاعات به زبانهای ديگر | نحوه استفاده از اطلاعات شخصی کاربران