|
تجدد و تجددخواهی در ايران: گفتگو با بابک احمدی | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
کارش نویسندگی است و فهرست بلند آثارش گواه این مدعاست. سالهاست که به دعوت دانشجویان دانشگاههای مختلف ایران درباره مسائل - بیشتر - فلسفی، هنری و سیاسی سخنرانی می کند. گاه کلاس هایی هم در برخی انجمن ها و دانشگاهها مانند انجمن حکمت و فلسفه و دانشکده های حقوق و علوم اجتماعی و دانشگاه امیر کبیر (پلی تکنیتک) دایر کرده که موضوع درس و بحث پاره ای از آنها به صورت کتاب چاپ شده است. بابک احمدی اگرچه از سخنرانی برای دانشجویان دریغ نمی ورزد، اما اهل مصاحبه نیست و کمتر گفتگویی با وی در مطبوعات دیده شده است. برای این گفتگو نیز فقط زمانی اعلام آمادگی کرد که سوال و جوابها به صورت مکتوب باشد. اصرار من به اینکه مصاحبه مکتوب روح و گرمی مصاحبه های رو در رو را پیدا نمی کند، کارگر نیفتاد. او به دقت پرسش و پاسخ ها بیش از جذابیت آن می اندیشد. وقتی پاسخ سوالهای خود را از او دریافت کردم دیدم مقدمه ای نوشته تا مقصود خود را از معنای روشنفکر و روشنفکری و کار روشنفکرانه که این گفتگو اساساً با سوالهای مربوط به آن شروع می شود، و حول آن می گردد روشن کند. آن مقدمه را همینجا می آورم تا ابتدا خوانندگان با برداشت او از این مقوله آشنایی یابند و بعد وارد مباحث گفتگو شوند. « با مرور پرسش های شما متوجه شدم که بهتر است نخست در مقدمه ای کوتاه روشن کنم که مفهوم "روشنفکر" را به چه معنایی به کار می برم. در جریان پژوهش هایم در دو سال اخیر به این نتیجه رسیده ام که کاربرد اصطلاح روشنفکر موجب خطاهای نظری فراوانی در علوم اجتماعی شده است. اگر این اصطلاح به معنای تعیین هویت فرد باشد و مثل برچسبی به او بچسبد و ادعای روشنگری خواص و مشخصات کار فکری او را داشته باشد ناصواب است. زیرا این اصطلاح در چنین معنایی امکان فهم دگرسانی های ( پیشرفت ها یا پسرفت های ) کار فکری و نظری فرد و نیز تفاوت های مواضع اجتماعی و سیاسی ای را که او در طول سالها فعالیت فکری خود اعلام می کند از بین می برد، و او را در موقعیت از پیش تعریف شده ای قرار می دهد.» « از سوی دیگر، با فرض وجود یک لایه اجتماعی به نام روشنفکری تفاوت های اصلی میان کارهای فکری افراد کم رنگ می شوند، و به تدریج منش فردی و خاص کار فکری که به سهم خود اهمیت فراوانی دارد گم می شود.» «تعریف های رایج از روشنفکر در علوم اجتماعی تعریف هایی ذات باورانه هستند که بیشتر به صورت تعاریفی عینی گرایانه ظاهر می شوند. من در کتاب کار روشنفکری که "نشر مرکز" در آینده ای نزدیک آن را در تهران منتشر خواهد کرد دلایل مخالفت خود را با این نوع تعریف ها برشمرده ام و پیشنهاد کرده ام که به جای "روشنفکری" از "کار و فعالیت روشنفکری" بحث کنیم.» «پرسش اصلی کتاب این است: چه کاری را می توان روشنفکرانه خواند؟ دقیق تر بگویم: کجا کار فکری فرد تبدیل به کار روشنفکرانه می شود؟ خودم در این مورد تعریف موقتی از کار روشنفکری را ( که نهایی و ذات باورانه هم نیست ) پیش کشیده ام که باید در معرض بحث و انتقاد قرار گیرد. اگر این تعریف قانع کننده باشد آن گاه می شود گفت که کسی به اعتبار یک فعالیت خاص و مشخص فکری کاری روشنفکرانه انجام داده است، اما درست به این دلیل که این فعالیت خاص و مشخص است همیشگی نیست، و ماهیت آن شخص را به عنوان "یک روشنفکر" تعیین نمی کند.» « کاملاً امکان دارد شخصی که در این موضوع خاص، و در این لحظه، کاری روشنفکرانه انجام داده در موردی دیگر و زمانی دیگر چنین نکند. از آنجا که فعالیت روشنفکرانه (همچون فعالیت فکری دیگر) در قالب صورت بندی های گفتمانی شکل می گیرد و پیش می رود، تعریف موقتی من نیز با توجه به شکل گیری و تکوین گفتمان های فرهنگی مطرح است.» «تعریف من چنین است: هر کس که در جریان یک فعالیت فکری بکوشد و موفق شود که سه وظیفه زیر را انجام دهد کاری روشنفکرانه کرده است: 1 ) فعالیت فکری اش را در جهت گسترش افق گفتمانی خاص قرار دهد، و قلمرو کارکردی آن گفتمان را دقیق تر کند. یعنی با روشن کردن امکانات بیانی آن گفتمان، و نشان دادن اینکه در گستره اش چه می توان گفت و چه نمی توان گفت، بر دامنه امکانات بیان بیفزاید؛ 2 ) ارتباط گفتمان را با زندگی اجتماعی و با "صورت بندی دانایی" و سامان حقیقت، و نیز با ساز و کار قدرت ( شبکه پیچیده قدرت اجتماعی ) تا حدودی روشن تر کند و این نکته را به بحث بگذارد؛ 3 ) حلقه های ارتباط گفتمان خاصی را با برخی از دیگر گفتمان های رایج مستحکم کند، و در حالتی بهتر موجب پیدایش حلقه هایی تازه شود. یعنی به استدلال در گفتمان های گوناگون، و استنتاج نکته ها از مدارهای گفتمانی نوظهور توانا باشد.» «اینجا باید دو نکته مهم را تذکر بدهم. نخست اینکه گوهر این کار روشنفکرانه یا جنبه مرکزی و بنیادین آن کردار نقادانه ( فعالیت عملی و نظریِ انتقادی ) است. زیرا هیچ یک از سه جنبه تعریف بالا بدون کردار نقادانه شکل نخواهند یافت. انتقاد روح اصلی کار روشنفکری است، و این کار بدون آن معنا نخواهد داشت. دومین نکته مهم این است که سه وظیفه ای که در بالا از آنها یاد شده به هم پیوسته اند، و هرگاه کار فکری ای واجد هر سه جنبه باشد روشنفکرانه خواهد بود.» «کافی نیست که بگوییم کسی در جریان کار فکری و پژوهش هایش موجب گسترش گفتمانی خاص شده است. اکثر دانشمندان، فیلسوفان، هنرمندان و حتی بسیاری از کسانی که به کارهای تولیدی مشغول اند در جریان فعالیت های شان موفق به انجام چنین کاری می شوند، حتی اگر خود چندان از جزییات آن با خبر نباشند. برای اینکه بگوییم کار فکری کسی روشنفکرانه شده او باید بتواند جز گسترش گفتمان خاص مورد نظرش دو وظیفه دیگر را نیز انجام دهد.» «اکنون با تکیه بر نکته هایی که در این مقدمه ناگزیر آمد می توانم به پرسش های شما دقت کنم.» |
مطالب مرتبط تجددخواهی و روشنفکران دينی؛ گفتگو با حسن يوسفی اشکوری12 اوت، 2005 | فرهنگ و هنر تجدد و تجددخواهی در ايران: گفتگو با هوشنگ ماهرويان13 ژوئيه، 2005 | فرهنگ و هنر گفتگو با داريوش آشوری07 ژوئن، 2005 | فرهنگ و هنر تجدد و تجددخواهی در ايران: گفتگو با دکتر ماشاءالله آجودانی13 مه، 2005 | فرهنگ و هنر 'مدرنيته بايد از درون جامعه ظهور کند'22 آوريل، 2005 | فرهنگ و هنر | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||