|
نگاهی به 'سارتر که مینوشت' نوشته بابک احمدی | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
سارتر که مینوشت، نوشته بابک احمدی، يکی از مهمترين آثاری است که امسال،يکصدمين سالروز تولد ژان پل سارتر، به زبان فارسی تأليف و منتشر شده است؛ حتی شايد بتوان گفت اين کتاب، چشمگيرترين اثری است که يک ايرانی درباره فيلسوف و نويسنده پرآوازه سده بيستم فرانسه نگاشته است. سارتر که مینوشت، در واقع، زندگینامه فکری ژان پل سارتر است که با قرار دادن انديشههای اين روشنفکر در متن و سياق زمانه خود، میکوشد آرا و نظريهها و نوشتههای ادبیاش را از نگاهی انتقادی شرح و بررسی کند. بابک احمدی با تکيه بر نويسنده بودن سارتر، در مقام يکی از پرنويس ترين فيلسوفان و ادبيان سده پيشين، تحولات فکری و فلسفی سارتر را تبيين میکند. فصل نخست، "سارتر در دنيا"، حکايتی است روان و چالاک از سوانح احوال اين انديشهگر پرتاب و تب. فصلهای بعدی به مبانی فلسفی سارتر در زمينه هستیشناسی پديدارشناختی، نقد خرد ديالکتيکی و نيز ايدههای او درباره مقولههای چون اخلاق، عمل سياسی و نظريه ادبی میپردازد. با آنکه ايرانيان در زمان حيات سارتر با نام او آشنا شدند، با انديشههای وی – به ويژه ديدگاههای فلسفیاش – آگاهی عميق نيافتند. جز يکی دو رساله کوتاه و ساده سارتر درباره اگزيستانسياليسم و نيز ترجمه بخشهايی از کتاب ادبيات چيست، آثار نظری مهم سارتر (مانند امر خيالی، هستی و نيستی؛ جستاری در هستیشناسی پديدارشناختی، نقد عقل ديالکتيکی) به فارسی برگردانده نشد و تنها چند رمان و نمايشنامه معروف سارتر مانند تهوع يا دستهای آلوده در دسترس فارسیزبانان قرار گرفت.
با اين همه، سارتر در دهه چهل و پنجاه در ايران – مانند بسياری کشورهای غربی و غيرغربی ديگر – نماد روشنفکر متعهد و درگير با پيرامون شناخته شد. از اين چشمانداز، سارتر که مینوشت اثری است که برای نخستين بار طرحی کلی و تصويری تمامنما از سارتر به دست میدهد. بابک احمدی که در ايران، به ويژه با کتاب ساختار و تأويل متن آوازهای بلند يافت، در سالهای گذشته به تکنگاری چند فيلسوف روی آورده که در زبان فارسی کممانند است؛ يکی درباره کارل مارکس با عنوان مارکس و سياست مدرن و ديگری اثری سهگانهای درباره مارتين هايدگر (هايدگر و تاريخ هستی، هايدگر و پرسش بنيادين، و بخش سوم که درباره تأثير هايدگر بر انديشه فلسفی، اجتماعی و هنری پس از اوست و هنوز نشرنيافته است). بابک احمدی که در آثار نخستين خود کوشيد شمايی فراگير از جريانهای معاصر نقد ادبی، هرمنوتيک و زيباشناسی فراروی فارسیزبانان بنهد، به سرعت با استقبال دانشجويان رشتههای هنر، ادبيات و علوم انسانی روياروشد و به طرزی گسترده در شکل دادن به آنچه گفتار پست مدرن در ايران خوانده میشود اثر نهاد. با آنکه فهم ايرانيان از پست مدرنيسم تا اندازه بسياری وامدار بابک احمدی است، نه تنها مخالفان پست مدرنيسم، که شماری از اهل فلسفه بر نوشتههای او خرده گرفتند و آن را فاقد دقت و اعتبار فلسفی خواندند. از اين ميان، مراد فرهادپور و محمدرضا نيک فر نقدهای نيرومندی بر ساختار و تأويل متن در مجلههای کيان و نگاه نو نگاشتند. به رغم نقدهای ژرفکاوانه بر نوشتههای بابک احمدی، کتابهای او همگانی و سخت اثرگذار شد و طی بيش از يک دهه گذشته، در صدرپرفروشترين کتابهای فلسفی در ايران قرار گرفت.
با اين همه، بابک احمدی با روی آوردن به نوشتن تکنگاری درباره سه فيلسوف تأثيرگذار غرب، مارکس، هايدگر و سارتر، تلاش کرد به دقت فلسفی و پرهيز از کلیگويی و سادهسازی پيشين روی آورد. اما هنوز هم برخی از فلسفهدانان ايرانی آثار او را تا اندازهای گمراهکننده میدانند و باور دارند وی با گرتهبرداری از کتابهای منتشرشده در باره زمينههای مورد بحث، درواقع ترجمه و تفسيری ناراست از فلسفه و فيلسوفان معاصر به دست میدهد. سارتر که مینوشت، با همه اينها، اثری است از نظر فلسفی، دقيقتر. نويسنده با بهرهگيری از شيوه شرح حال نويسی فلسفی غربيان، روايتی جاندار از سرگذشت فکری فيلسوف – اديب پيش میگذارد. نثر بابک احمدی که پيشتر به ابهام و بيهودهگويی متهم شده، روان، زنده و گيراست و در بخشهايی از کتاب بیهيچ گير و گرفتی، مفاهيم فلسفی را خوشگوار در ذهن خواننده مینشاند. هر سه فيلسوفی که بابک احمدی در سالهای اخير بدانها پرداخته در ايران نه تنها شناخته شدهاند که موضوع مناقشه و جدل هم بودهاند. نه تنها سارتر، که مارکس و هايدگر در ايران هوادارانی سفت و سخت دارند و در نتيجه نوشتن درباره آنها به ويژه از پايگاه تاريخ نگاری انتقادی انديشه آسان نيست. بابک احمدی با وجود دلبستگی به سارتر، در پی توجيه اعمال و آثار او نيست – و حتی چندان در پی ساده کردن آنها هم نيست – بلکه نيت او روشن کردن آن ايدهها و کنشها و قراردادن آنها در زمينه تاريخی، برای فهم بهتر، است. طرح بابک احمدی برای بازکاوی انديشههای فيلسوفی که چند دهه پيش درگذشت، کامياب است، زيرا بيش از هر چيز استوار بر پرسشی امروزی است که سارتر امروزه به چه کار ما میآيد. کار بابک احمدی درباره مارکس و هايدگر نيز با همين پرسش آغاز میشود و نوارهای نوری که بر چهره انديشه آنان میافکند، برای آشکارکردن و پاسخ دادن به همين پرسش است. برای نويسنده سارتر که مینوشت، آزادی در کانون کار فکری ژان پل سارتر قرار داشت: «معضلهايی چون تعهد، نياز، شرايط ساختاری (عملی)، ديالکتيک زندگی و تاريخ، منش تصادفی (و ممکن، نه ضروری) وجودمان، «فاصله درونی»ای که هر کوششی در جهت ساختن هويت خودمان را بازمیآفريند، همه ما را نيازمتد بررسی انديشههای سارتر میکند». و سرانجام اين درس اخلاقی سارتر که «آنچه ديگران از تو میخواهند بسازند، بنبستی در زندگی نيست؛ هميشه راهی است...عوضشدن به ياری نيروی خودانگيخته خويش: اين آزادی است». و به فرجام، شايد بهتر بود بابک احمدی فصلی پايانی مینوشت درباره شيوه فهم ايرانیها در دهههای گذشته از ژان پل سارتر و دامنه اثرگذاری او در ميان روشنفکران و نويسندگان ايرانی. گرچه سراسر کتاب تا اندازهای میکوشد دريافتی به نسبت متفاوت از اين روشنفکر فرانسوی و در تقابل با برخی سادهانگاریها در شناخت او پيش بکشد، فصل پايانی کتاب میتوانست سازوکار تفسيری را که از سارتر در ايران پديدآمد بپژوهد و نشان دهد در چه بستر ايدئولوژيک و فکری سارتر فهم شد و چرا امروزه بايد سارتر را به گونهای ديگر دريافت. احمدی، بابک، سارتر که مینوشت، نشر مرکز، تهران، 1384 |
مطالب مرتبط استقبال جوانان ايرانی از مباحث فلسفی 05 ژوئن، 2004 | فرهنگ و هنر | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||