|
سيمای فيلم ايرانی در جشنواره فيلم لندن | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
پنجشنبه 27 اکتبر در آغاز هفته دوم چهل و نهمين دوره جشنواره فيلم لندن، فيلمهای بيدار شو آرزو و سيمای زنی در دور دست، نمايندگان سينمای ايران در اين دوره جشنواره به نمايش در آمدند. دو فيلم چرخی (Man Push Cart) ساخته رامين بحرانی، کارگردانی ايرانی - آمريکايی و سکس و فلسفه ساخته محسن مخملباف نيز در اين دوره حضور داشتند که البته هيچ يک به واقع نماينده سينمای ايران نيستند. با اينحال فيلم سکس و فلسفه يک فيلم ايرانی در جشنواره معرفی شده، اما اين فيلم با توجه به اينکه نه در ايران، نه با داستانی ايرانی و نه برای نمايش ايران ساخته شده، به سختی می توان آن را به عنوان نماينده ای از سينمای ايران در کنار دو فيلم جشنواره جای داد. شايد کم تعداد بودن فيلمهای ايرانی در جشنواره لندن نسبت به دوره های قبل و همينطور حضور نه چندان درخشان سينمای ايران در جشنواره معتبر دنيا نسبت به سالهای گذشته، نشان از آن دارد که برگزار کنندگان جشنواره های فيلم در اروپا چندان مانند گذشته از فيلمهای ايرانی استقبال نمی کنند. شايد بخشی از اين موضوع به کم کاری فيلمسازان معتبر ايران بنا به دلايل مختلف از جمله توقيف فيلمهای شان در ايران، نداشتن بودجه کافی برای ساخت فيلم بعدی و ... برمی گردد. از سويی ديگر نگاه برخی فيلمسازان ايرانی به بازار گيشه و بازار داخلی سبب شده که توجه شان برای ساخت فيلمهای جشنواره پسند کمتر شده باشد. بيدار شو آرزو
روز پنجشنبه نخست فيلم بيدار شو آرزو ساخته کيانوش عياری در مجموعه "نشنال فيلم تيه تر" لندن به نمايش در آمد. فيلم لحظه های مرگبار و غم انگيز پس از وقوع زلزله بم را که در سال 1382 اتفاق افتاد، به تصوير می کشد. معلم جوانی (بهناز جعفری) از اهالی شمال کشور که در يکی از روستاهای اطراف بم تدريس می کند، پس از زلزله از زير آوار بيرون می آيد و برای کمک گرفتن به سوی شهر می رود. وضعيت فاجعه بار شهر دست کمی از روستا ندارد و او به يک روحانی کمک می کند که کشته شدگان اين فاجعه را پيش از دفن بجای غسل ميت، تيمم دهند. از سويی ديگر حبيب (مهران رجبی) که در زندان بم در حبس بوده، پس از زلزله از زندان فرار می کند و زمانی که به خانه اش می رسد، دختر، همسر و مادرش را مرده از زير آوار بيرون می کشد. معلم جوان و حبيب تمام تلاش خود را بکار می گيرند که به زلزله زدگان و بازماندگان قربانيان کمک کنند. تمام صحنه های بيدار شو آرزو در محيط زلزله زده بم اطراف آن می گذرد. تمام فيلم درگير اتفاقات پس از وقوع زلزله است. فيلم به خوبی مصيبت مردم بم پس از زلزله را بازسازی می کند و فضايی مستندگونه از ابعاد گسترده اين فاجعه بدست می دهد. صحنه هايی از قربانيان زلزله که می تواند بسيار خشن و زننده جلوه کند بجای اينکه رقت تماشاگر را برانگيزد، حس همدلی آنها را در پی دارد. فيلم بيش از آنکه بر داستان تکيه کند و قصه ای را در حاشيه زلزله روايت کند (مانند فيلم زندگی و ديگر هيچ ساخته عباس کيارستمی) به خود ماجرا می پردازد و به همين جهت زلزله و عواقب خود را مانند يک شخصيت در طول فيلم برجسته می کند. سيمای زنی در دور دست
احمد، مهندس ميانسالی است ( همايون ارشادی) که به تنهايی زندگی می کند. روزی پيغام تلفنی مرموزی از سوی زنی ناشناس که می خواهد خود را بکشد او را به محل زندگی آن زن می کشاند. احمد در آنجا با دختر بازيگری (ليلا حاتمی) آشنا می شود که خود را دوست زن صاحب صدا معرفی می کند. آن دو به جستجوی زن ناشناس در بيمارستان های تهران می گردند. احمد به تدريج در می يابد که زن ناشناس و دختر هر دو يکی اند. آنها در سفر شبانه خود در خيابانهای شهر به گذشته خود نيز سفر می کنند و بخشی از تنهايی شان را با هم تقسيم کنند. احمد مرد تنهايی است که نمونه شبيه به اين شخصيت در سينمای سالهای اخير ايران بارها به تصوير کشيده شده است. نزديکترين آن شايد شخصيت دکتر در فيلم خانه ای روی آب (ساخته بهمن فرمان آرا) باشد. مهمترين ضعف فيلم سيمای زنی در دور دست، (درست مانند خانه ای روی آب) داستانهای فرعی قصه اند که نه تنها کمکی به برجسته شدن شخصيت اصلی نمی کنند، بلکه به کشدار شدن داستان اصلی و سردرگمی تماشاگر نيز می افزايند. فصل خانه پدر و مادر پير احمد، ارتباط او با پسر نوجوانش که همراه مادرش در خارج است و فصل نمايشگاه شبانه با تعدد شخصيتهای فرعی و ريز در آنجا، روند روايت قصه را دچار سکته می کنند و بی جهت ذهن بيننده را بدون اينکه کمکی به پيشرفت قصه کرده باشند، درگير می سازند. فصل مصاحبه با خورشيد، زن افغان با بازی زهرا حاتمی (زری خوشکام) که لهجه اش بيشتر به شيرازی نزديک است تا افغانی و گفتار طولانی او که در لابه لای فصل های مختلف فيلم می آيد و کمکی هم به داستان نمی کند، نيز از عناصری است که ظاهرا به قصد پيچيده کردن قصه آمده اما بيشتر مانند قصه گويی فيلم را با دست انداز روبرو می کند. سيمای زنی در دور دست نخستين ساخته بلند علی مصفا بازيگر نام آشنای سينمای ايران است که در فيلمهايی چون پری، ليلا، برج مينو و مجموعه تلويزيونی کيف انگليسی بازی کرده است. اين فيلم روز پنجشنبه در سينمای مجموعه آی سی ای در بخش سينمای جهان به نمايش در آمد. |
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||