|
گزارشی از نهمين جشن سينمای ايران | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
اولين جشن خانه سينما پس از پايان دوره رياست جمهوری محمد خاتمی شنبه،۱۹ شهريور ۱۳۸۴ در تالار وحدت تهران، و با اولين حضور رسمی معاون جديد سينمايی، محمدرضا جعفری جلوه، در جمع سينماگران، برگزار شد. عنايت ويژه در اين مراسم به فيلم خيلی دور خيلی نزديک رضا ميرکريمی، پيشاپيش قابل تصور بود. اين فيلم در ۱۳ رشته نامزد دريافت جايزه از نهمين جشن سينمای ايران بود. پس از آن دوئل احمدرضا درويش در ۱۰ رشته و ما همه خوبيم بيژن ميرباقری در ۸ رشته نامزد دريافت جايزه بودند. در نهايت خيلی دور خيلی نزديک همچون جشنواره بيست و سوم فجر با دريافت ۸ جايزه، ستاره جشن شد. رضا ميرکريمی جوايز بهترين فيلم، بهترين کارگردانی و فيلم منتخب منتقدان و نويسندگان سينمايی را به خود اختصاص داد. تنديس ويژه بهترين بازيگر نقش اول مرد(مسعود رايگان)، بهترين بازيگر نقش مکمل زن(الهام حميدی)، بهترين چهره پردازی(محمدرضا قمی) و بهترين کيفيت لابراتواری(شرکت فيلمساز) از ديگر دستاوردهای اين فيلم بود. پس از اين فيلم، دوئل احمدرضا درويش، با دريافت ۴ تنديس، موفقترين اثر جشن بود؛ بهترين تدوين(مصطفی خرقه پوش)، بهترين طراحی صحنه و لباس(امير اثباتی)، بهترين صدابرداری(بهمن اردلان)، بهترين صداگذاری(مسعود بهنام و حميد نقيبی).
در پی اين دو، فيلم کافه ترانزيت کامبوزيا پرتوی، با دريافت تنديس بهترين بازيگر نقش اول زن(فرشته صدر عرفايی) و بهترين فيلمنامه(کامبوزيا پرتوی) قرار گرفت. تنديس بهترين بازيگر نقش مکمل مرد به محسن قاضی مرادی برای فيلم ما همه خوبيم اهدا شد. محمود کلاری جايزه بهترين فيلمبرداری را به خاطر فيلم ماهیها عاشق میشوند دريافت کرد. و تنها دستاورد بيد مجنون مجيد مجيدی، از جشن سينمای ايران، دريافت تنديس بهترين موسيقی متن(احمد پژمان) بود. از پس برقع ساخته مهرداد اسکويی به عنوان بهترين فيلم مستند شناخته شد، و کمی بالاتر ساخته مهدی جعفری، بهترين فيلم داستانی کوتاه. و سرانجام، چت ايرونی، اثر امير سحرخيز، تنديس بهترين انيميشن را دريافت کرد. داوری آثار در اين جشن، به عهده آکادمی داوری، متشکل از ۱۷۰ نفر از دست اندرکاران سينمای ايران بود، که اين داوری از ميان ۵۱ فيلم سينمايی، ۲۱۱ فيلم کوتاه، ۱۶۶ مستند، و ۵ انيميشن صورت گرفت. جشن محتاطانه هشتمين جشن خانه سينما در شهريور ۸۳ ، موجب حملات و اعتراضات شديد از طرف برخی جناحهای تندرو ـ ظاهراً بهبهانه بعضی امور ظاهری در ميان تماشاگران و اجزای جشن بود، که در ادامه به بازداشت رييس هیأت مديره وقت (ابوالحسن داودی) و برخی اعضای خانه سينما، و در پی آن استعفای جمعی هیأت مديره، تشکيل مديريت بحران و انتخاب هیأت مديرهای ديگر تنها پس از چند ماه(در آذر ۸۳) منجر شد.
اما نهمين جشن سينمای ايران پس از تجربه هشت دوره، توقع اهالی سينما را برآورده نمی کند. به نظر می رسد احتياط بيش از پيش، پس از جشن جنجال آفرين سال گذشته، رونق و خلاقيت جشن امسال را تحت تأثير قرار داده است. به نظر می رسد خانه سينما در دوره هشت ساله اصلاحات نه تنها رهاورد چشمگيری در جهت اهداف طبيعی اين خانه نداشته است، بلکه با تداوم اختلافات درونی و انفعال اهالی سينما در دستيابی گروهی به حقوق خود، حتی گامی به عقب نيز نهاده است. خانه سينما در مواجهه تکراری با ناراضيان
آنچه در سالهای گذشته، ضربه مهلکی به تشکل خانه سينما وارد کرده بود، تشتت و ناهماهنگی در اداره اين نهاد بود، که منجر به چندين استعفا و انحلال شد. پس از آرامشی که با ورود سيد ضياء هاشمی، مدير عامل جديد اين تشکيلات، در خانه سينما حاکم شده بود، انتظار می رفت که جشن نهم نيز با هماهنگی و تعادل بيشتری انجام گيرد، ولی مسائل پيش آمده، آن را بيش از پيش متشتت و نامتعادل نشان داد. در آغاز اختلافات قابل انتظاری در معرفی و حضور آثار در ميان آمد. سپس هنگام اعلام نامزدها، جای خالی برخی آثار و نام آوران اين عرصه بحث برانگيز شد. در ادامه، تداوم ناهماهنگی ها، موجب تعبير "رفتار گزينشی" در مطالب رسانه ها شد. خبرگزاری ايرنا در اين مورد نوشت: "رفتارهای گزينشی و تلقی صرف در قالب روابط عمومی از رسانه ها، پيشتر کارنامه مديريت اصناف سينمايی را کدر کرده و تجربه مديران فعلی خانه سينما، شيوه ای نخ نما شده برای طرح مطالبات گروهی در قالب جشن سينما است." سپس داوری ها و داوران موجب برانگيختن اعترضات فراوانی شد. از جمله، مجتبی راعی، کارگردان، اعتراض خود را چنين بيان کرد:"عملکرد برخی داوران جشن خانه سينما، باعث لطمه خوردن به اعتبار صنف سينماگران در ميان مردم شده است." و در پی آن گروهی از فيلمبرداران صاحب نام و پيش کسوت سينمای ايران با اين واژگان اعتراض خود را بيان کردند: "به شدت معترضيم به اين داوريها و شأنی برای آن قائل نيستيم." و خواستار حذف بخش فيلمبرداری، از داوری شدند. دست آخر، محمد مهدی عسگرپور، دبير نهمين جشن سينما، با پذيرفتن برخی خطاها گفت: "به معترضان اعلام کردم، به عنوان دبير، من هم مثل شما فکر می کنم و در اين بخش مشکلات زيادی می بينم." خانه سينما دولتی تر می شود در نهايت اما، آن چه از آرا و گزينشهای جشن حاصل آمد، همسويی و همگرايی بيش از پيش خانه سينما با گزينشها و سياستهای رسمی و دولتی بود. هرچند ارزشها و جذابيتهای آثار مقبول و پذيرفته شده جشنواره، در خور اعتنا بود، اما کم توجهی و حتی بی اعتنايی به برخی ساخته های سينمای ايران، همچون بيدار شو آرزو اثر کيانوش عياری، باغهای کندلوس ايرج کريمی، و حتی بيد مجنون مجيد مجيدی و ... سؤال برانگيز است. جالب آن که حتی بازی استثنايی پرويز پرستويی در بيد مجنون نيز ناديده گرفته شد. به نظر می رسد، بعد از وقايع پيش آمده برای خانه سينما، و شايد ناتوانی اهالی سينما در خودگردانی مستقل صنوف خود، باز هم نقش دولت در اين نهاد پررنگتر شده است. هماهنگی در خور اعتنای منتخبان اين جشن با برگزيدگان جشنواره دولتی فجر، اولين چشم اندازی است که از بيرون در اين جشن ديده می شود. آراء حاصل آمده، تلويحا نشانگر اين نکته است که خانه سينما در بنيان، از استقلال کامل برخوردار نيست. خانه سينما، در پی هويت با نگاهی به تاريخچه اين تشکيلات، موج گاه نرم و گاه متلاطمی را در طول حيات اين نهاد، در دوری و نزديکی با برنامه های دولتی شاهديم. تولد و موجوديت اين خانه در آغاز، نه برآيند خواسته های اجتماعی و صنفی دست اندرکاران اين حوزه، بلکه با لقاح مصنوعی دولت و تصميم حکومت حاصل شد. در پی آن، نخستين مديران و مؤسسان اين نهاد اصلاً از دولتمردان بودند. در ميانه راه، گاه اهل اين وادی، موفق شده اند خود اداره امور خود را به دست گيرند، اما ناهماهنگی و عدم اعتماد به نفس کافی از سويی، و نظارت نامحسوس دولتی از سوی ديگر، امکان نداد تا استقلال اين تشکل کامل شود. |
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||