|
يک شب دیسکو در سمرقند | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
بريم ديسکو - بخش اول همه می گفتن که يک ديسکوی جديدی تو سمرقند باز شده که حرف نداره. منهم به خودم گفتم جون خودتون سمرقند و ديسکو! مگه می شه؟ سوار تاکسی شديم و بالاخره رفتيم يک جای ديگه، ديسکو شرق. از بيرون شبيه يک باشگاه ورزشی يا يکجور سينما بود.
ورودی ، جائی که گيشه بود رو با ميله های فلزی از بقيه ديسکو جدا کرده بودن. خيلی ها هم می خواستن که مجانی بيان تو و دربون راهشون نداده بود و با حصرت با دوستاشون پشت ميله ها درد و دل می کردن. صحنه عجيب شبيه به عيادت زندانی ها و خانواده هاشون بود!
دم گيشه پول داديم. خانمها کمتر از يک دلار و آقايان حدود ۲ دلار. که برای بچه های محل پول کمی نبود.
يکی از بچه محلها به من گفت که حتما خيلی ها پول تو جيبی يکهفته شون رو خرج امشب کردن ( بليط + دو يا سه تا آبجو ).
بالاخره بليط روخريديم و از لای ميله ها رد شديم رفتيم از پله ها بالا بعد پائين داخل محوطه ديسکو.
نورهای رنگی و رديف رديف صندلی و ميز که پله پله می رفتن تا نزديک صحنه رقص.
دو چيز فوری توجه منو که ازلندن آمده بودم جلب کرد.
1- هوای قابل تنفس ( چون لندن پر از دود سيگاره) و
دخترها خيلی شيک بودن ولی پسرها نه ! علتش رو فرداش فهميدم ! لباس مد روز برای پسرها پيدا نمی شه. همه چيز تو شهر معمولی با رنگهای مرده است. تک و توک پسری بود که تيپش تو چشم بخوره. از هر نژادی هم اونجا بود: بور، آسيائی ؛ تيپ ازبکی.
جو خوبی بود. حتی من ديدم که يک مادری که حدودای بيست و خورده ای داشت بچه خوردسالشو آورده ديسکو و داره با دوستاش می رقصه!
اين بچه وسط پيست رقص همينطوری يکساعتی نشسته بود. شبيه فيلمهای ترسناک هاليوودی بود ولی بعدش خوشبختانه مادر ، بچه رو برد. |
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||