|
فتح قله اورست توسط زنان و مردان ایرانی | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
بالاخره بعد از 85 روز مبارزه و دست و پنجه نرم کردن کوهنوردان زن و مرد ایرانی با بزرگترین غول جهان، یعنی قله اورست با ارتفاع 8885 متر، که پا گذاشتن روی آن رویای هر کوهنورد است، به اين قله صعود کردند. در روز نهم خرداد ماه و در آخرین روزهای صعود، دو کوهنورد زن ایرانی و چهار کوهنورد مرد ایرانی موفق شدن پرچم ایران را بر فراز بام جهان به اهتزار درآورند. این صعود در حالی انجام شد که شرایط بد و بی سابقه آب و هوایی اورست در طی بیست سال گذشته باعث شده بود که تیم ایران و تیم های خیلی از کشورهای دیگر از صعود به قله نا امید شوند و قصد برگشت کنند که ناگهان 3 روز هوای نسبتاً مناسب در روزهای آخر صعود باعث شد که کوهنوردان ایران و چند تیم دیگر موفق به فتح قله شوند. از طرف دیگر این صعود یک پیروزی بزرگ برای زنان ایران به حساب می آید، چرا که زنان ایرانی برای اولین بار در تاریخ پا بر روی این قله گذاشتن و نام خود را در تاریخ این کوه افسانه ای ثبت کردند. اما در کنار آنها کوهنوردان مرد ایران برای بار دوم به این قله صعود کردند. کوهنوردان ایرانی بعد از گذشت 85 روز هفته گذشته به ایران بازگشتند و فربد در برنامه ورزشی روز هفتم رادیو بی بی سی با فرخنده صادق و لاله کشاورز، اولین زنان صعود کننده به اورست گفتگویی انجام داد تا برای ما از بلندترین جای زمین بگويند: فرخنده صادق: این صعود تقریبا سه ماه طول کشید که در این مدت ، به خاطر بدی هوای اورست ما 75 روز رو در کمپ گذراندیم ، تیم ما کلا متشکل از هفت خانم و هفت آقا بود که در نهایت در روز نهم خرداد ماه ، 2 خانوم و 6 آقا موفق به صعود قله اورست شدیم.
به عنوان اولین زن ایرانی صعود کننده به اورست چه احساسی داری؟ خوب به عنوان نماینده ایرانی احساس می کنم که بار سنگینی از روی دوشم برداشته شده و خیلی سبک شدم. آیا اورست مثل اسمش ترسناک هست؟ البته اگه با درایت و با اراده به سمتش بری، نه، آنقدر ترسناک نیست ولی اتفاقاتی که قابل پیشبینی نبودن بیشتر ترسناک بود تا خود اورست، مثل فرود آن بهمنی که در کمپ یک اتفاق افتاد، که ما واقعا جان سالم بدر بردیم. راستی جریان اون بهمن چی بود؟ چه ساعتی این اتفاق افتاد؟ ما به کمپ یک رفته بودیم و قصد داشتیم که صبح به کمپ دو بریم، شب خوابیده بودیم و حدوداً ساعت 5 صبح بود که صدای بهمن رو شنیدیم و چون صدا خیلی نزدیک بود زیپ چادر رو باز کردیم که بهمن رو ببینیم که ناگهان دیدیم ناباورانه این بهمن داره به طرف ما میاد، دقیقا مثل یه غول سفید بود که به سمت ما می آمد. تنها کاری که تونستیم بکنیم این بود که رفتیم داخل چادر و زیپ رو کشیدیم، ولی بهمن اومد وفقط دیدیم که داخل چادر پر از برف شده، واقعا وحشتناک بود، من فقط این صحنه رو تو فیلمها دیده بودم! بعد از این اتفاق چیکار کردید؟ اولین کاری که کردیم، این بود که اومدیم بیرون و دیدیم تمام چادرهای تیمهای دیگه از بین رفته اند و سه تا از آقایونی که همراه ما بودن، رفتن به چادرهای دیگه کمک کنن. از جمله دو نفر از اعضای تیم آمریکا که تو کیسه خواباشون مونده بودن و بچه های ما به اونها امداد رساندن. آیا کسی هم کشته شد؟ نه، خوشبختانه کسی کشته نشد. چون اغلب تیمها در چادرهاشون نبودن و چادر ما هم دورتر از دیگر چادرها بود، ولی 6 نفر از اعضای تیم های دیگه زخمی شده بودن. خانم صادق برای صعود به اورست چه مرحله هایی رو باید طی کرد؟ اولین کار رفتن به کمپ اصلی در ارتفاع 5300 متراست که کلا 10 روز طول می کشه تا به اونجا رسید و بعد از آن برای این که بدن کوهنوردها به اون ارتفاعها عادت کنه باید هم هوایی انجام بشه، به همین خاطر باید به ترتیب به 4 کمپی که در اورست هست رفت، که به ترتیب در ارتفاع های 6200،6400،7500،7900 متری قرار دارند و بعد از رفتن به کمپ چهارم، دوباره به کمپ اصلی بر می گردن و چند روزی رو استراحت می کنن و دوباره برای صعود نهایی به ترتیب به کمپ یک، یعد کمپ دو، سپس کمپ سه و چهار و در نهایت ازکمپ چهارم که آخرین کمپ هست، صعود به قله انجام می شه که از کمپ چهارم به بعد اغلب با اکسیژن صعود می کنن.
انتخاب اعضای تیم صعود کننده به قله به چه نحوی بود؟ خوب در طی مسیر و مراحل مختلف آمادگی بچه ها بررسی می شد و در نهایت تصمیم سرپرست تیم بود که ایشون اغلب رای گیری می کنن و بچه ها با صحبت با هم تصمیم گرفتند که چه کسایی صعود نهایی رو انجام بدن. مشکل اصلی شما در این صعود چی بود؟ مشکلات که زیاد بود، ولی مشکل اصلی ما بدی آب و هوای اورست بود، مثل بارش برفهای طولانی و بادهای شدید که ما تقریباً از صعود نا امید شده بودیم، چون در طی این بیست سال اخیر برای اولین بار بود که هوای اورست اینطوری شده بود! از 24 تیمی که برای صعود قله آمده بودن، تقریبا یک سوم موفق به صعود نشدن و برگشتن، اما در نهایت 102 نفر موفق به صعود شدن که تیم ما جز اولین تیم هایی بود که در روز اول صعود به قله رفتن. فرخنده قبل از صعود، آرزوت این بود که این قله رو فتح کنی و الان به آرزویت رسیدی! حالا چه برنامه ای برای آینده داری؟ البته الان برای آینده تصمیم نگرفتم ولی آنچه مسلم است اینه که کوهنوردی رو ادامه می دم. دوست داری دوباره به اورست صعود کنی؟ بله، اگه دوباره موقعیتش پیش بیاد دوست دارم از جبهه دیگه ای به آن صعود کنم. چه پیامی برای خانمهای ایرانی داری؟ پیامم اینه که یادشون باشه که ما خانمها اگه کاری بخواهیم بکنیم، توانایی شو داریم، فقط اگه خودمون بخواهیم! به غیر از ورزش فعالیت های دیگه ای هم می کنی؟ بله من گرافیست هستم و به صورت حرفه ای این کارو ادامه می دم و می شه گفت کوهنوردی رو در کنار کارم ادامه می دم، در ابتدا فقط برای تفریح کوهنوردی می کردم ولی یواش یواش تبدیل شد به یک کار حرفه ای. شب عید رو با اینکه دور از خانواده بودی چطوری گذراندید؟ اولین بار بود که شب عید کنار خانواده ام نبودم، با بچه ها سفره هفت سین تکمیلی چیدیم، حتی از ایران هم ماهی برده بودیم و کلی خوش گذشت!
ماهی هارو چیکار کردید؟ انداختیمشون داخل یک حوض. در این مدت دلت برای خانواده ات تنگ نشده بود؟ چرا اولش خیلی، ولی این روزهای آخر آنقدر فکرمون مشغول صعود بود که حتی چند روزی بهشون فکر نکرده بودم و کلاً دوبار تونستم باهاشون در طی این 90 روز صحبت کنم! میگن ارتفاع اورست کمتر شده؟ آره! اینطوری میگن. امسال کشورهای نپال و چین هم داشتن دوباره اندازه گیری می کردن. برامون از لحظات صعود بگو، لحظه صعود چطوری بود؟ من فقط قدم بر می داشتم و در حالی که بغض تو گلوم گیر کرده بود و اشک در چشمانم حلقه زده بود، قدم بعدی رو بر می داشتم و وقتی به چند متری قله رسیدم، ایستادم تا لاله کشاورز هم برسه تا با هم قله رو صعود کنیم، چون همیشه به شوخی می گفتیم که کی اولین زن ایرانی فاتح اورست می شه، به همین خاطر منتظر شدم تا لاله هم به من رسید و با هم دوش به دوش هم، پا بر بام جهان گذاشتیم که قابل توصیف نیست! در اون بالا چیکار کردید؟ خوب وقتی ما به قله رسیدیم، چند نفری زودتر از ما اونجا بودن و داشتن عکس می گرفتند. نوک قله اورست چقدر مسافت داره و چطوریه؟ نوک قله چند متر بیشتر مساحت نداره، یه فضای کوچیکیه که فقط هشت نفر می تونن آنجا بایستن و یه سه پایه اونجا هست که پرچم تیمها و کشورهای صعود کننده، دعاها و یادگاری ها رو نگه میداره. ولی یک کم پایین تراز قله یه فضای بیشتری هست که تقریباً حدود بیست نفری می تونن اونجا باشند.
در موقع صعود آقایون هم همراه شما بودند؟ بله، ما دو گروه 4 نفره بودیم که گروه اول من بودم و لاله کشاورز و دو نفر آقا که اول صعود کردیم و گروه دوم هم 4 آقا بودن که یک ساعت بعد از ما صعود کردن. وقتی بر روی بام جهان ایستاده بودید چه منظره هایی دیدید؟ از اون بالا دیگر کوه های مرتفع دیده میشه و همچنین سرزمین تبت، واقعا غیر قابل توصیف است انگار آدم تو آسمونه. چه درسی از این صعود گرفتی؟ این صعود به من صبر و تحمل یاد داد، قبل از رفتن به خودم می گفتم آیا من واقعاً می تونم سه ماه در این کوه باشم یا نه که اینطور هم شد، و این درس رو گرفتم که انسان هر کاری که بخواهد میتونه انجام بده. آیا در این مدت هم با دیگر اعضای تیم اختلاف پیدا کردید؟ خوب به قول بچه ها بین اعضای هر خانواده ای هم اختلاف نظر و دعوا پیش می یاد و بالطبع در بین ما هم این اختلافات بود ولی در نهایت بچه ها با صبر و گذشت از این اختلافات می گذشتن. وضعیت غذا چطور بود؟ برای تهیه غذا چیکار می کردید؟ خوب شرکت طرف قرارداد تیم ما برامون آشپز و آشپزخونه آورده بود، ولی بعضی وقتها دیگه از غذای نپالی خسته می شدیم و با چیزهایی که با خودمون آورده بودیم غذا درست می کردیم. الان چه فرقی بین خودت و دخترای دیگه حس می کنی؟ خوب فکر می کنم من چیزی رو تجربه کردم که اونها تجربه نکردن ولی در کل هیچ ارجحیتی در خودم نسبت به دیگران نمی بینم ، چون هر کسی در زندگی صعودهای مختلفی دارد. در اوقات فراغت چیکار می کردید؟ ما چون مدت زیادی در داخل کمپ بودیم برای اینکه حوصله مون سر نره با هم بحث و صحبت می کردیم، بازی می کردیم و گاهی هم سر به سر هم می گذاشتیم . در ادامه با لاله کشاورز هم گفتگوی کوتاهی داشتیم و احساس او رو هم به عنوان یکی از اولین زنان فاتح اورست جویا شدیم.
لاله کشاورز، دندانپزشک: من خیلی خوشحالم که تونستم به عنوان یک زن ایرانی به این موفقیت برسم و احساس خیلی خوبی دارم که به نمایندگی از زنان ایران این پیروزی رو بدست آوردیم و زحماتی که کشیده بودیم نتیجه داد. عکس العمل دیگر تیم ها با دیدن شما چی بود؟ ما از همون روزهای اول که به کمپ رفتیم تقریباً اکثر زمانها مهمان داشتیم و از دیگر تیمها پیش ما می آمدن تا با ما بیشتر آشنا بشن و بودن ما در آنجا براشون خیلی جالب بود! چرا جالب بود؟ خوب اونها شناخت نادرستی از زنان ایران داشتن و فکر می کردن که زنان ایران اصلاً فعالیت های اجتماعی و ورزشی ندارن و بیشتر به خانه داری و آشپزی مشغولن ولی دیدن و شنیدن صحبتهای ما براشون خیلی جالب بود، مخصوصاً وقتی فهمیدن که اغلب خانمهای تیم ایران تحصیلکرده هستند و برای اولین باره که به اورست آمده ایم. کلاً چه تعداد زن برای صعود در آنجا بودن؟ حدوداً چهل، پنجاه نفر خانم در تیم ها بودن که در نهایت فقط هفت خانم که من و خانم صادق هم جزو آنها بودیم موفق به صعود شدیم. با تشکر از خانم فرخنده صادق و لاله کشاورز |
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||