|
فراری و منصور (1) | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
بعد از دوسال آلبوم جديد منصور(از شرکت ترانه) بيرون آمد که شامل يک CD و يک DVD هستش. منصور ، بعد از سفرش به تاجيکستان برگشت لس آنجلس و کار ضبط آلبوم رو تموم کرد.
قبل از کنسرتهای نوروزی که بايد از اين قاره به اون قاره و از اون قاره به اين قاره سفر می کرد، قرارمون رو گذاشتيم. قراری با ترس و لرز! که مابين بی خوابی ها و هيجانها و هتل و صحنه و تاکسی و هواپيما با هم چند دقيقه ای رو خلوت کنيم و از آلبومش حرف بزنيم و از زندگيش در اين چند ماه گذشته. گفتگو با منصور : بالاخره بعد از برنامه تحويل سال بی بی سی خودمو رسوندم سالن کنسرت نوروزی که ببينم مصاحبه به کجا می رسه؟ ساعت ۱۲ شب لندن
تو اتاق کوچک و شرجيه پشت صحنه کنسرت در لندن با منصور روبوسيه عيد کرديم، ولی لحظه ای طول نکشيد که مردم فرياد زنان ريختن ( نمی دونم از کجا؟) "منصورامضا بده." حرارت اتاق بالا می رفت و صدای جيغ و دست زدن مردم از پشت درهای بسته پشت صحنه بلندتر می شد که يکدفعه صدای آهنگ" وقتی نيستی" از روی صحنه بلند شد. اين يعنی کنسرت شروع شد. منصور هم رفت تو راهرو قبل از اينکه در رو باز کنه و بره آواز بخونه گفت :" بهزاد مصاحبه رو می ندازيم منچستر". من هم رنگم پريد، هم خيالم راحت شد! می دونستم که می شه ولی نه الان! خلاصه منصوربعد از کنسرت برگشت و با گروهش رفتن هتل و ما هم انگل بازی! تا ساعتهای ۴ صبح حرف زديم و قرار شد تو راه سفر به منچستر که با قطار حدود دو ساعت طول می کشه، از جديدترين آلبومش " فراری" حرف بزنيم.
ولی هر دو خوابمون برد حتی افشين هم که با دوربين منتظر بود يک چرتی زد. ديگه تصور کنين که بعد از کنسرتهای نوروزی در کشورهای اروپايی و آمريکا و قبل از سفر به دوبی چقدر خواب می چسبه! اول فروردين ساعت ۹ شب تو هتل ( بيرون بارون داخل نور فلوروسنت) منصور خوبی ؟
منصور آلبوم فراريت چند شب قبل از نوروز وارد بازار شد. آلبومی بود که خيلی غوغا کرد. دربارش يک مقدار برامون صحبت می کنی؟ يک آهنگ ديگه هم هست به اسم "دروغگو" که ساخته مشترک آقای منوچهر چشم آذر و خودم هست. شعر ۷ تا از ترانه ها از کارهای بسيار زيبای بابک روزبه و يکی هم از بابک صحرايی و خانم هما ميرافشاره. تنظيم آهنگ های اين آلبوم رو هم آقای منوچهر چشم آذر، فرد ميرزا و فرخ آهی انجام دادن. توی اين چند سال گذشته خيلی زحمت کشيديم که بتونيم از ملودی و ترانه های خاصی استفاده بکنيم که اين آلبوم جلوه تازه تری داشته باشه.
ويديوی آهنگ آزادی رو چند ماه پيش بيرون دادی؟ که تو در اون فيلم در يک سوپرمارکت کار می کردی، درسته؟
پشت تلفن آهنگ رو براش گذاشتم و اولين عکس العملش نسبت به اين آهنگ اين بود که گفت: من می بينم تو داری به سمت يک صندلی الکتريکی راه ميری. از روز اول ايده صندلی الکتريکی توی سر بابک بود. به هر حال ما يک استوديوی مجهز در اينگل وود در لس آنجلس پيدا کرديم و کار رو شروع کرديم. اونجا فيلم برداری صحنه زندان و دادگاه رو شروع کرديم و در يک کار ۱۴ ساعته اون رو تموم کرديم. که البته اين کار با کارهای قبليت خيلی فرق داره. توی کارهای قبليت معمولاً يک دختری هست و ماجرا عاشقانه... اما اين کار خيلی جدی هست و آخر سر کار به مرگ ميکشه! تم آهنگ هم آشناست. فکر کنم شبيه به کار اندرو لويد وبر، آْهنگساز بريتانيايی باشه.
وقتی روی صندلی الکتريکی نشسته بودی چه احساسی داشتی؟ می تونی حساب کنی تا حالا چند تا کنسرت دادی؟ و يکی از علت هايی که آلبوم فراری دير به بازار اومد همين ازدحام کنسرت هات بود، نه؟
منصور درباره آهنگ جديدت "ميخوامت" برامون توضيح ميدی؟ منصور جان لطفاً درباره آهنگ "آرزومه" برامون بگو. توی شعر اين آهنگ ميگی "آرزومه که در رو وا بکنی بيای تو خونه"... آرزوی خيلی از عاشق ها هست که همچين اتفاقی بيافته، نه؟
يک موضوع جالب ديگه هم درباره تو متوجه شدم و اون اينه که می بينم موهات رو کوتاه کردی! جريان چيه؟ بهزاد: اما ماجرايی که از چشم همه پنهان بود، بعد از کنسرت اتفاق افتاد. منصور گفت: " بهزاد ديگه بسه می خوام ريشاتو درست کنم." ساعت سه و نيم صبح، ريش تراشش رو برداشت و با افشين ( خواننده ) من رو نشوندن جلوی آينه و تيغ حيثيت رو به صورتم کشيدن. ريشهای من از اون روز حالت ديگه ای به خودشون گرفتن. بعد از ۲۵ سال قيافه منو عوض کردن. عکسهای اين امر خير منصور و طرح ريش افشين، بزودی در همين صفحه به چاپ می رسه.
|
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||