|
يک نمايش با دو بليت؛ نگاهی به نمايش گلهای شمعدانی | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
نمايش "گلهای شمعدانی" دوگانه ای از محمد يعقوبی است که تا روز جمعه، ۲۵ دی ماه در سالن چهارسوی تئاتر شهر بر روی صحنه بود. "گلهای شمعدانی" داستان يک خانواده شش نفره (پدر، مادر، پسر و سه دختر) است. پدر کارمند بازنشسته ای است که عليرغم ميل خود تنها به در خواست و اصرار خانواده خود از يکی از شهرهای شمال به تهران کوچ می کند. حقوق بازنشستگی او کفاف هزينه های بالا زندگی در تهران و تورم و خواسته های فرزندانش را نمی دهد و همين موضوع او را به موجود باطلی در نظر خانواده اش تبديل کرده است. به ويژه که وضعيت او را با برادر زنش مسعود مقايسه می کنند.(مسعود بعد از انقلاب با کتمان روش زندگی خود در پيش از انقلاب به موقعيت قابل اعتنايی از نظر مادی رسيده است) او که عمری با صداقت کارکرده و همچنان بر سر اصول خود است، برای تحمل اين سختی به الکل پناه برده است. تلاش او برای يافتن کاری جهت کمک به مخارج زندگی به جايی نمی رسد، پس تصميم می گيرد خودکشی کند تا شايد بيمه عمرش مشکلی از خانواده اش حل کند. پيش از اين عمل نوار کاستی برای بازگو کردن دلايل اين کاربرای خانواده اش ضبط می کند و از آنها می خواهد که اين نوار را در حضور کسی گوش ندهند و بعد از آنکه گوش کردند، آن را نابود کنند تا مانعی در راه گرفتن بيمه عمرش نباشد.
برای مهتاب مفهوم گذشت زمان از دست رفته است و او بعد از دو سال از مرگ پدرش، تصور می کند که اين اتفاق تازه افتاده است. افراد خانواده تلاش می کنند واقعيت را به او بگويند و از گفتن اخبار ناخوشايند به او پرهيز می کنند. در همين مدت مادر مهتاب نيز فوت می کند، و او از طريق يادداشتهای روزانه خواهر کوچکش از ماجرا آگاه می شود. پس او نيز تصميم به خودکشی می گيرد و يادداشتی از خود به جا می گذارد. يادداشتی که تماشاگر هنگام خروج از سالن نمايش نسخه ای از آن را دريافت می کند. اين نمايش در دو بخش به طور همزمان اجرا می شود. سالن چهارسوی تئاترشهر، دو قسمت شده که در يک سو داستان قبل از خودکشی پدر، و در سوی ديگر ماجرای بعد از خودکشی او اجرا می شود. تماشاگر بنا به ميل خود می تواند انتخاب کند که از گذشته شروع و آينده را پيش بينی کند و يا از حال شروع کند و گذشته را حدس بزند.
محمد يعقوبی روند کاری خود را از واقع گرايی شروع کرده است و تمايل به سوی واقع گرايی مستندگونه دارد. رگه هايی از اين روش در نمايش "يک دقيقه سکوت" شروع شد و در "قرمز و ديگران" کاملاً جا افتاد. ولی مشکل نوع بازيگری اين روش همانند نمايش "قرمز وديگران" کماکان پابرجاست. محمد يعقوبی روند کاری خود را از واقع گرايی شروع کرده است و تمايل به سوی واقع گرايی مستندگونه دارد. رگه هايی از اين روش در نمايش "يک دقيقه سکوت" شروع شد و در "قرمز و ديگران" کاملاً جا افتاد. ولی مشکل نوع بازيگری اين روش همانند نمايش "قرمز وديگران" کماکان پابرجاست. بعضی بازيگران، يک بازی واقع گرايانه به معنای رايج آن انجام می دهند (گويايی بيش از حد حس نسبت به زندگی واقعی). ولی ديگران به روش مورد نياز سبک نمايش نزديک هستند. اين بخشی است که نسبت به نمايش "قرمز و ديگران" روند رو به رشدی را در کار محمد يعقوبی نشان می دهد. ناهيد مسلمی در نقش ملوک مادر خانواده نقش خود را بسيار راحت بازی می کند که معنای بازی کردن درآن گم است، و پرستو گلستانی (مهتاب) نقش متفاوتی را تجربه می کند که درآن موفق است و بازيگران جوان نمايش جواد مولايی والهام شکيب بسيار به روش بازی نمايش نزديک هستند. خط داستان با جامعه ايرانی بيگانه نيست، چون در زندگی روزمره خود بسياری با مشکلات مادی دست به گريبان هستند و حاضر نيستند به خاطر آن اصول خود را ناديده بگيرند. برش های محمد يعقوبی از اين زندگی در اجرای صحنه که جزيی از روش کارگردانی اوست، سبب می شود که از يکنواختی روند نمايش جلوگيری کند. بهرحال محمد يعقوبی در کارنامه اجرايی خود نشان داده است دارای ابتکارات اجرايی بسياری است. ولی اين ابتکارات گاهی باعث می شوند که معنای عميق موضوع نمايش از دست برود. شناسنامه نمايش نويسنده وکارگردان: محمد يعقوبی موسيقی: آيدين کيخای (تار)، امير کلهر(تار)، امير مخملی (تنبک) |
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||