|
سينمای مستند از نگاه مستندسازان | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
هفته سينمای مستند ايران، نه تنها فرصتی برای بازبينی آثار مستندی بود که پيش از اين کمتر ديده شدهاند، بلکه به مستندسازان و منتقدان ايرانی امکان داد تا گرد هم بيايند و در ‘مروری تحليلی بر سينمای مستند ايران’، دغدغهها، اميدها و ديدگاههای خود درباره اين سينما را بازگو کنند. در اين برنامه که از ششم تا دوازدهم دیماه به کوشش انجمن مستندسازان سينمای ايران و با دبيرکلی محمدرضا اصلانی در خانه هنرمندان برگزار شد، 52 فيلم مستند به نمايش درآمدند. دور از چشم تماشاگر بعضي از فيلمهای مستندی که در اين برنامه مرور شدند، مانند پ مثل پليكان و پيرمرد و باغ سنگي اش از پرويزكيمياوي گاهي در سينماتك و يا در مناسبتي فرهنگي نمايش داده شده اند، اما اكثر آنها نمايش داده نشده اند. برای مثال، به گفته روبرت صافاريان، يکی از دبيران همايش، كلا اين سومين بار بود كه مستندي مانند تشييع جنازه اسقف اعظم ارامنه تبريز ساخته جاني باغدارسايان محصول 1327 هجری شمسی پخش مي شد. بعضي از مستندهاي پيش از انقلاب مانند قلعه ( نام محله روسپيخانهها در قبل از انقلاب ) ساخته كامران شيردل و برخي از مستندهاي بعد از انقلاب مثل قضيه شكل اول، قضيه شكل دوم و همشهري ساخته عباس كيارستمي درگير محاقي اعلام نشده اند. حتی آثاری چون اربعين و مشهدقالي ساخته ناصرتقوايي و يا ضامن آهو ساخته پرويز كيمياوي به رغم موضوع مذهبي و نگاه شاعرانه كارگردان نيز چنين سرنوشتی يافتهاند. نخستين مستندهاي ايران يعني فيلم هاي كه مظفرالدين شاه و ميرزا ابراهيم خان عكاس باشي در 1900 و 1901 ميلادي گرفته اند چند سالي پس از انقلاب به طور اتفاقي در صندوقي در عكاسخانه كاخ گلستان پيدا شد. مهرداد زاهديان و ارد عطارپور جريان كشف و ترميم حلقه هاي فيلم ها را با ساخت مستندي به نام حلقه هاي گمشده ثبت كرده اند. سينماي مستند پيش از انقلاب در مقاطعي حاميان پرقدرتي همچون سازمان برنامه، شركت نفت، وزارت فرهنگ وهنر، تلويزيون ملي ايران و كانون پرورش فكري كودكان داشت كه تعدادي از فيلم هاي مطرح و ماندگار مستند ايران به سفارش آنها ساخته شده است. با وجود اين، فيلمی مانند قلعه، پيش از انقلاب هم برای نمايش با مانع و مشکل روبرو شد. محمد تهامینژاد، مستندساز و محقق تاريخ سينما با اشاره به موانعی که در برابر نمايش آثار مستند بوده است، میگويد: وقتي به تصوير، اجازه نمايش داده نمي شود، به ناگهان سينماي مستند تبديل به مقولهاي سياسي مي شود و در شرايطي هم حالت طغياني پيدا مي كند. به همين جهت برنامه ريزان فكر مي كنند سينماي مستند هميشه طغيانگر است."
فيلمهايی که میميرند مستندهای سينمای ايران، نه تنها از چشم تماشاگر امروزی دور میمانند بلکه شايد در آينده نيز، زمانی که موانع و مشکلات نمايش کاهش يابد، باز هم فرصتی برای تماشای آنها فراهم نيايد. مستندسازان نگران شرايط نگهداری نگاتيوهای آثارشان هستند و هراس آن دارند که با چنين شرايطی، اين فيلمها پيش از آنکه به دست نسل آينده تماشاگران برسند، به مرور زمان نابود شوند. كامران شيردل، با اشاره به نحوه نامناسب نگهداري نگاتيوهاي سينماي مستند، از بيتفاوتی مسئولان که به اين مسئله اهميتی نمیدهند، انتقاد کرد.آقای شيردل گفت ما شاهد مرگ فيلم هايي هستيم كه در باره آنها صحبت مي كنيم و سپس در اعتراضي نمادين جلسه را ترك كرد. منوچهر طياب، فيلمساز ديگری بود که در اين همايش نگراني خود را از نحوه محافظت نگاتيو مستندهاي ايران ابراز داشت و از وزارت ارشاد خواستار نگهداري سالم آنها شد. او در عين حال، مهجور ماندن سينمای مستند را محدود به ايران ندانست و گفت در همه جاي دنيا، سينماي مستند مهجور است. به عقيده آقای طياب، رسانه هايي مانند تلويزيون وظيفه دارند كه فيلم مستند را براي مردم نمايش دهند.
سينمای مستند ايران که به گفته محمدرضا اصلانی، ريشهای صدساله دارد، بيشترين درخشش و اوج خود را در دهه چهل شمسی داشته است. تا جايی که آقای اصلانی میگويد اگر تاريخ مستندسازی ايران تنها به دهههای چهل و پنجاه محدود میشد، باز هم اين کشور، دارای جايگاه مهمی در سينمای مستند جهان بود. آقای اصلانی، توفيق سينمای مستند ايران در دهه چهل و ساخت آثار معتبر در اين دهه را به دليل ثبات اقتصادي و سياسي میداند که پس از ملي شدن نفت پديد آمد و همچنين عواملی چون گرايش موسسات دولتي مانند شركت نفت، سازمان برنامه و تلويزيون به مستندسازی براي ترويج و تبليغ فعاليت هايشان ،علاقه مندي جوانان به سينما، بازگشت تحصيل كردگان ايراني از خارج كشور و تاسيس كانون فيلم را در اين موفقيت اين دوران رونق، موثر تلقی میکند. آقای اصلانی میگويد: هنرمندان آن دوره دغدغه داشتند كه به سينماي مستند روي بياورند، چون مي خواستند كشف و بيان كنند.
اوج و زوال انديشه اجتماعی اگر محمدرضا اصلانی، به نقش تشويقکننده سازمانهای دولتی در رواج مستندسازی دهه چهل اشاره میکند، در مقابل همايون امامی، که دبير چهارمين روز همايش بود، ديدگاه متفاوتی درباره رابطه مستندسازان با دولت دارد. همايون امامی، به انديشههای انتقادی نسبت به دولت و جامعه در مستندهای آن دوران توجه دارد، نگاهی که يک دهه پس از آن، با برخوردهای دولت و بستهتر شدن فضا، محدود و متوقف شد. به گفته آقای امامی، نخستين حضور انديشههاي اجتماعي انتقادي در سينماي مستند ايران با فيلمهاي ابراهيم گلستان رخ داد. اما با اوج گرفتن "سياست هاي پليسي" در دهه پنجاه، انتقاد حتي به كوچكترين شكلش از سينماي مستند رخت بربست. آقای امامی گفت: پس از انقلاب تجديد حيات مستند اجتماعي از تلويزيون آغاز شد و در اين فيلم ها گستره وسيعي از موضوعات و آسيبهاي اجتماعي مطرح شد.
دهه چهل در برابر دهه هفتاد "چرا تجربهها و اتفاقهايي كه در دهه چهل با چند مستندساز رخ داد، در فيلمهاي كنوني نيست؟" اين پرسشی است که سعيد عقيقی، منتقد و فيلمنامهنويس طرح میکند تا به آسيبشناسی سينمای مستند بپردازد. به نظر او مشكل در نبود نگاه مستقل فيلمسازانی است که در قيد و بند موضوع هستند. آقای عقيقی میگويد: "در مستند سازان دهه هفتاد نگاه مستقل و ذهنيت منسجم وجود ندارد. فيلم هاي اين دوره فرم و قالب خاص و هارموني زيبا شناسي ندارند." به عقيده او ويديو و آسان شدن مستندسازي ارزش تصوير را كم كرده و به دليل دشواري پژوهش، فيلم هاي اين دوره فاقد تحليلي ويژه از موضوع هستند و بيشتر حاوي خبر و رخدادي تكان دهنده اند. اما برخلاف مستندسازان و منتقدانی که دهه چهل را دوران طلايی سينمای مستند میدانند، يک پژوهشگر از فقدان نگاه تحقيقی و پژوهشی در اين دهه انتقاد میکند. سهراب فرسيو مردم شناس و پژوهشگر میگويد که مستندهاي دهههای چهل و پنجاه، فاقد زمينه آرشيوي هستند و فيلمهاي قوم شناسانه اين دوره نگاه پژوهشگرانه ندارند. او ويژگی ديگر فيلمهای مستند در دهه چهل را فقدان عنصر طنز میداند و در اين ميان، نگاه طنزآميز فيلم اون شب كه بارون اومد را ناشی از ساختار اين اثر تلقی میکند. فيلم اون شب که بارون اومد، ساخته کامران شيردل، به دليل لحن طنزآميز و روايت هجوگونه آن شهرت دارد. صدابردار: مهدی اخوان ثالث هفت روز همنشينی سينماگران مستند، جدا از بحثهای تحليلی، مجالی برای بازگويی خاطرات و ياد کردن از گذشته نيز بود. در اين خاطرات، گاه نامی از چهرههای نامدار به ميان میآمد که شهرت خود را بيرون از حيطه سينمای مستند کسب کردهاند اما سابقهای در مستندسازی نيز دارند. محمد تهامینژاد، به همکاری مهدی اخوان ثالث، شاعر سرشناس ايرانی با يکی از فيلمهای مستند ابراهيم گلستان اشاره کرد. هرچند که پيش از او، شاعران ديگری چون احمد شاملو هم در سينمای مستند فعاليت داشتهاند اما اخوان ثالث (م. اميد) نه به عنوان فيلمساز، فيلمنامهنويس يا گوينده متن، بلکه با يک سمت فنی در مستندسازی حضور داشته است. به گفته آقای تهامینژاد، اخوان ثالث صدابردار نخستين مستندی بود که ابراهيم گلستان ساخته است. سخنران ديگری در اين همايش، به سابقه مستندسازی فيلمساز مشهوری اشاره کرد که شهرتش را با ساخت فيلمهای داستانی پرفروش يا نمايندگی مجلس دارد. بهروز افخمی، سالها پيش از آنکه با فيلم جهانپهلوان، طرح ناتمام علی حاتمی را در قالب يک اثر مستند به تصوير بکشد، مستندسازی را تجربه کرده بود. منوچهر مشيري با اشاره به گروه فيلم سازي جهاد سازندگي از بهروز افخمي ياد کرد كه در اين گروه حضور داشت. او درباره تهيه فيلمهايي از انقلاب گفت: "قبل از 17 شهريور و در بحبوحه انقلاب، من و زنده ياد محمد بهاري دوربينهايمان را از تلويزيون بيرون آورديم و از وقايع آن دوره فيلم گرفتيم. در آبان 57 شهدوست هم به ما پيوست. از مجموعه اين فيلم ها 40 ساعت نگاتيو به دست آمد."
سازندگان و منتقدان فيلمهای مستند، تنها هفت روز فرصت داشتند تا تا با بحث و گفتگو، بازگويی خاطرهها يا بازبينی فيلمهای برگزيده، فراموش کنند که سينمای مورد علاقهشان به حاشيه رانده شده است. اين هفته هم با تمام تب و تابش و با تمام شور و هيجاني كه در مخاطبان، به ويژه دوستداران جوان سينمای مستند برانگيخت، گذشت. بينندگان آثار مستند، دوباره بايد به نمايش هفتگی فيلمهاي مستند ايران و جهان در باشگاه مستندسازان قناعت کنند که روزهای سهشنبه در خانه هنرمندان برپا میشود. اما علاقهمندانی که يک قرن سينمای مستند را در هفت روز مرور کردند، مشتاقانه به اين اميد نشستهاند که در مهرماه 1384 شاهد نخستين جشنواره فيلمهای مستند باشند، وعدهای که محمدرضا اصلانی در نخستين روز، هفته فيلم مستند را با بيان آن آغاز کرد. |
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||