|
پايان برنامه 'ايران، نگاه مقايسه ای' در پاريس | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
برنامه 'ايران، نگاه های مقايسه ای' مرکز ملی تحقيقات فرانسه که از روز بيستم اکتبر شروع شده بود، با پنج روز کار مداوم و پر ثمر بيست و چهارم اکتبر پايان يافت. در اين جلسات که در موزه مردم شناسی پاريس تشکيل می شد، بيش از 35 فيلم در باره "کوچ عشاير و زندگی چادرنشينی"، "موسيقی"، "مراسم و آئين های مذهبی اقوام ايرانی" نمايش داده شد و بحث و گفتگوهايی که بعد از نمايش فيلم ها بين تماشاگران با کارگردانان فيلم و کارشناسان مرکز تحقيقات صورت می گرفت، نشان داد که چه مقدار کنجکاوی نسبت به فرهنگ و سنن و هنر مردم ايران می تواند وجود داشته باشد. در گزارش قبلی از فيلم های هم دو روز اول مطالبی خوانديد، در اين گزارش به فيلم های سه روز آخر می پردازم. در زمينه آئين های مذهبی، چندين فيلم در باره "تعزيه" نشان داده شد که برخی در سال های قبل از انقلاب تهيه شده بود و برخی در سال های اخير. نمايش اين فيلم ها تفاوت تاسف باری را که ميان تعزيه های اين روزها با تعزيه های سی - چهل سال پيش وجود دارد، نماياند و ديديم که چگونه اشعار نا مناسب و گاهی بی معنا و سخيف يا ميکروفن ها و بلند گوهای دستی در دست شبيه خوان ها و يا آمد و شدهای مکرر دستياران در وسط صحنه تعزيه های سالهای اخير، فضای اندوه بار و وقار احترام برانگيز تعزيه را خدشه دار می کرد. از "حسين طاهری دوست" فيلمساز سالهای قبل از انقلاب تلويزيون ملی ايران چند فيلم در برنامه بود. از جمله فيلم تعزيه حر تهيه شده در سال 1969 و فيلم تعزيه محصول 1978. طاهری دوست خود يک تعزيه شناس است و فيلم های او حاوی جزئياتی است که شگردها و ظرافت های تعزيه را به خوبی نشان ميدهد. فيلم تعزيه، نمايش مذهبی ايرانی، تماشاگران را بسيار تحت تاثير قرار داد. اين فيلم را "ژان بارونه" فرانسوی در1972 با برخورداری از مشاورت "فرخ غفاری" و با همکاری "پرويز صياد" و تلويزيون ملی ايران، از تعزيه شهادت امام حسين تهيه کرد که در نطنز اجرا ميشد و به گمان من سينمائی ترين برداشت از يک تعزيه است. دو فيلم شهادت امام حسين ساخته سهيلا حقدوست و تعزيه به روايتی ديگر ساخته "پرويز جاهد" تعزيه های بعد از انقلاب را نشان ميداد. در فيلم پرويز جاهد، تنی چند از کارشناسان دست اندرکاران تعزيه از جمله بهرام بيضائی، لاله تقييان و پيتر چلکوفسکی از دانشگاه نيويورک، به تجزيه و تحليل جنبه های نمايشی و دراماتيک تعزيه می پردازند و در لابلای صحبت های آنان صحنه هايی در تعزيه نمايش داده می شود که ارتباط چندانی با حرف های زده شده ندارد. در فيلم شهادت امام حسين، سيهلا حقدوست تنها به فيلمبرداری از تعزيه بسنده نمی کند. او با مصاحبه هايی با شبيه خوان ها، به سادگی و مردمی بودن تعزيه می پردازد و با افزودن صحنه هايی از يک نقالی در قهوه خانه، اشاره پرمعنائی به رابطه ميان شهادت امام حسين و سوگ سياوش دارد و همين ها به فيلم او ارزش بيشتری بخشيده است. فيلم دراويش کردستان را که "بريان موزر" فيلمساز بريتانيايی در 1973 در دهکده پاوه کردستان ايران ساخته است، مراسم و آئين های مذهبی و سنتی دراويش را نشان می دهد که گاه آنها را چنان از خود بی خود می کند که کارد تيز بر زبان می کشند و يا ميله ای را از ميان گونه ها و دهان خود می گذرانند- و انگار که هيچ اتفاقی نيافتاده است. بيشتر فيلم های دو روز آخر به موسيقی اختصاص داشت و ضرب زورخانه هم ورزش باستانی را به دنيای موسيقی کشانده بود و دو فيلم زورخانه ساخته 1960 "شارل برايان" و گود مقدس ساخته 1964 "هژير داريوش به نمايش درآمد.
زورخانه که در باشگاه شعبان جعفری تهيه شده و عمليات ورزش باستانی با ميانداری خود او انجام می شود، با صحنه های مختلفی که از تهران چهل و پنج سال پيش دارد، برای تماشاگران - بخصوص تماشاگران ايرانی - جاذبه ويژه ای داشت. حال فيلم 54 دقيقه ای "ايودوپرتی" فيلمساز فرانسوی درباره جمشيد شميرانی نوازنده برجسته تنبک و پسران او بيژن و کيوان است. شميرانی که ساليان درازی است در فرانسه زندگی می کند، به اتفاق پسرانش يک گروه همنوازی تنبک تشکيل داده است و برنامه های موفقی را در کشورهای مختلف به صحنه می آورد. در اين فيلم، کارگردان هوشمندانه به موضوع انتقال سينه به سينه موسيقی ايرانی و نيازی که اين انتقال به آمادگی روحی دارد می پردازد و ما می بينيم که مثلا شميرانی برای آموزش تنبک چگونه از اوزان شعر فارسی بهره می گيرد. در سفری که شميرانی و پسرانش به ايران می کنند، نشان داده می شود که چگونه نقش قالی ها يا نظم کاشيکاری های مساجد و يا حتی صدای غل غل قليان الهام بخش يافتن ريتم های نو برای آنها می شود. در يک صحنه به ياد ماندنی، آنها زير گنبد مسجد شيخ لطف الله اصفهان، با بهره گيری از انعکاس صدا در زيرگنبد، دست کوبان و پاکوبان، يک قطعه شنيدنی خلق می کنند. فيلم دف ساخته "سهيل سپه پور"، در باره ساز دف است که در سال های اخير محبوبيت ويژه ای يافته است. اما در اين فيلم که سال گذشته در کردستان تهيه شده است بيشتر به کاربرد دف در مراسم صوفيانه دراويش آن منطقه پرداخته می شود. درويش نوازنده روستا ساخته "علی بدری" داستان سفر سال گذشته او و برادرش، بعد از بيست سال، به ايران است. آن دو برای تجديد خاطرات به ديدار درويش، نوازنده پير زادگاهشان می روند، ولی درويش که به دليل نگرانی ها و بيم های اوليه انقلاب، سازهای خود را سوزانده و از بين برده است، سالها است که افسرده و منزوی، روزهای بی ثمری را می گذراند. بدری برای درويش سه تار و کمانچه هديه می برد و درويش جان تازه ای می گيرد. آنچه بيش از همه در اين فيلم گيراست استحکام پيوندهای خانوادگی و اهميت روابط انسانی در روستاهای ايران است. فيلم نور ساخته "بهمن کيارستمی" در باره گروهی خواننده ايرانی و اروپايی است که برای ضبط آوازهای مذهبی قرون وسطائی، از کليساهای ارامنه در شمال ايران استفاده می کنند. توجه کارگردان به بنای کليساها و طبيعت و مردم اطراف آن به فيلم جلوه خاصی بخشيده است. زخمه های عشق ساخته مشترک "مجيد حميديان" و "حسين زمانخانی" در باره "حاج قربان سليمانی" "دوتار" نواز معروف است. در اين فيلم که در خانه او در دهکده ای در قوچان تهيه شده است، حاج قربان از زندگی اش می گويد و از موسيقی که گوئی همه زندگی او است. او از سال های نوجوانی اش می گويد که با موسيقی آشنا شد و از پدرش می گويد که نواختن دوتار را به او آموخت. و از ملائی می گويد که او را از نوازندگی منع کرد و او پانزده سال دست به ساز نزد و از ملای ديگری می گويد که به او قبولاند نوازندگی حرام نيست. صحنه هايی که حاج قربان برای خودش دوتار می زند و می خواند يا پک عميقی به سيگارش می زند و به دور دست خيره می شود يا زنش که به گفته حاج قربان شصت سال و شش ماه است با هم زندگی می کنند، برايش چای می برد و نگاه پر مهرش را به او مياندازد، لحظات نابی از زندگی هستند که بر پرده می افتد. |
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||