|
'ايران، نگاه مقايسه ای' در پاريس | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
به ابتکار کميته فيلم بخش قوم شناسی مرکز ملی تحقيقات فرانسه، يک برنامه پنج روزه از بيستم تا بيست و چهارم اکتبر، زير عنوان 'ايران، نگاه های مقايسه ای' برای نمايش 37 فيلم مستند در باره زندگی چادر نشينی، موسيقی و مراسم و آئين های اقوام ايرانی، در موزه مردم شناسی پاريس ترتيب يافته است. اين فيلم ها که از ميان آثاری محصول هشتاد سال پيش تا امسال برگزيده شده اند، ساخته فيلمسازانی از ايالات متحده آمريکا، فرانسه، ايران، عراق و بريتانيا است و در پايان هر فيلم کارشناسان مرکز ملی تحقيقات فرانسه و کارگردان فيلم، اگر حضور داشته باشند، به سئولات تماشاگران پاسخ می دهند. در نخستين روز از جمله سه فيلم آرشيوی بسيار ديدنی نمايش داده شد که فيلم يک دقيقه ای تهيه نان در ايران يکی از آنها بود. در اين فيلم که هفتاد و پنج سال پيش تهيه شده، تمام مراحل خرمن کوبی، غربال کردن گندم و آرد کردن آن تا خميرگيری و پختن نان سنگک و حتی خوردن آن، در يک تدوين هوشمندانه، در يک دقيقه نشان داده می شود. فيلمی که هر مدرسه سينما نيازمند يک نسخه آن است. فيلم ديگر فيلم معروف کاروان زرد بود. فيلم را که "لئون پوواريه" فرانسوی هفتاد و پنج سال پيش ساخته است، حرکت کاروانی از اتوموبيل های سيتروئن را نشان می دهد که از لبنان راه می افتند و با عبور از عراق و ايران و افغانستان بطرف چين می روند. عنوان "کاروان زرد" هم نشان از نژاد و رنگ پوست چينی ها دارد. در اين برنامه فقط قسمت مربوط به ايران نمايش داده شد که حاوی صحنه های جالب توجهی بود که فيلمبرداران در مسير سفرشان گرفته بودند.
از جمله اينها، عبور از ميان چادرهای ايل قشقايی که در حال کوچ به سردسير بودند و صحنه های بسيار ديدنی از کار و زندگی و دامداری آنها. از تهران قديم دروازه های شهر را نشان دادند و مراسمی که در ميدانی وسيع با حضور انبوه زنان با چاقچور و روينده سياه برپا بود و در آن يک شتر را قربانی کردند. همينطور صحنه هايی ديدنی از ورزش باستانی که احتمالا به دليل عدم روشنايی کافی در زورخانه، در هوای آزاد و زير سايه درختان انجام می شد، با عملياتی که در چهل پنجاه سال اخير متروک شده است. يک صحنه ديدنی کاروان زرد ديدار محمدرضا پهلوی وليعهد خرد سال آن زمان باتفاق فروغی نخست وزير از اتوموبيل ها بود. آنها بر يکی از اتوموبيل ها که رو باز هم بود سوار می شوند و به گردش می پردازند. گفتنی است که نمايش صحنه هايی از زندگی فقيرانه مردم ايران و ژنده پوشی آنان در فيلم کاروان زرد ايرانيان مقيم اروپا را آزرد و اعتراض آنها همان زمان در روز نامه های تهران انعکاس يافت. فيلم ديدنی ديگر، فيلم بسيار مهم علفزار بود که هشتاد سال پيش در 1925 توسط دو فيلمساز آمريکايی، "مريان کوپر" و " ارنست شودزاک" از کوچ پنجاه هزار نفره ايل بختياری تهيه شد و تاکنون هرگز نظيری پيدا نکرده است. فيلم نمايش خيره کننده ای از تلاش شگفت انگيز مردان و زنان ايل بختياری برای بقای خود و فرزندان و احشام شان است. صحنه های گذر آنها از رود خروشان کارون و يا عبور آنها از ميان صخره های پر برف و يخزده "زرد کوه" تا رسين به آنسوی کوه ، فيلم را به راستی يک اثر حماسی کرده است. از فيلم های ديگر يکی شقايق سوزان بود که "هوشنگ شفتی" آن را سی و پنج سال بعد از فيلم علفزار از همان کوچ ايل بختياری ساخت. نسخه نمايش داده شده فرسوده و رنگ پريده بود و سرخی شقايق و سبزی علف همگی قهوه ای شده بودند. يک قوم چادر نشين ساخته "مهران بزرگ نيا" باز همان کوچ ايل بختياری بود، اما بزرگ نيا بدليل استفاده از دوربين ويدئو توانسته بود بهتر به ميان مردمان و احشام ايل برود و بيشتر به موضوع نزديک شود و فيلم صميمانه ای بسازد.
آمنه، يک دوستی ايلياتی ساخته "سهيل سپه پور" ديدار تصادفی و دو سه ساعته فيلمساز از يک خانوار قشقائی در حال کوچ است. فيلمی که بدون زمينه سازی قبلی گرفته شده ولی از يک برداشت توريستی فراتر می رود. تارهای پشم فيلم ديگری از هوشنگ شفتی بود که چهل و پنج سال پيش برای هنرهای زيبای آن زمان ساخته است. فيلم به قالی بافی می پردازد و با توجه خاصی که به امر طراحی و رنگ آميزی آنها شده است آن را اثری متمايز از کار در آورده است. کچه ساخته "عليرضا جهانيفر" محصول خوش ساخت سينمای جوانان گرگان، زنان ترکمن را در کار توليد يک فرش نمدی نشان می دهد. فيلم محصول 2004 است. چادر نشينان زاگرس يک گزارش تلويزيونی فرانسوی است. فيلمساز دو سال پيش همراه با "ستار نصيری" که زندگی چادر نشينی ايل بختياری را رها کرده و شهرنشين شده است به ايل می روند و از زندگی در طبيعت می گويند. سفر ايرانی ساخته "ميسان پاشاچی" از عراق داستان زندگی و کار معصومه نخستين زن راننده اتوبوس در ايران است. فيلمساز سفری طولانی را با او از تهران تا بندر عباس طی می کند و در گذر از شهر های قم- کاشان-يزد- کرمان تا بندر عباس و حتی رفتن به جزيره قشم برای خريد، صحنه هايی را در فيلمش آورده است. بهشت زهرا: مادران شهدا در باره مادرانی است که نوجوانان خود را در جنگ ايران و عراق از دست داده اند و حالا بيست و يکسال است که مرتبا هر هفته به بهشت زهرا می روند، سنگ قبر را می شويند، خود را بر آن می اندازند و به ياد عزيزان از دست داده می گريند. بسياری از آنها را می بينيم که در اين ديدار ها با هم دوست شده اند و سفره ناهارشان را با هم می اندازند و برای هم درد دل می کنند. صحنه هايی که بعد از بيست و يک سال هر چند که گاه دلخراش است اما بيستر تفکر برانگيز است. |
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||