http://www.bbcpersian.com

روزنامه ها و جمهوری اسلامی - 2، پس از دوم خرداد

دومين دوره روزنامه نگاری ربع قرن جمهوری اسلامی با فرارسيدن دوم خرداد و روی کار آمدن محمد خاتمی آغاز شد که از ديد بيست ميليون نفری که به او رای داده بودند با توجه به سوابق او در وزارت ارشاد اسلامی به معنای آن بود که دوره ای از آزادی بيان فرارسيده است، رييس جمهور تازه در تمامی مبارزات انتخاباتی خود بر لزوم تضمين آزادی بيان تاکيد کرده بود.

مرداد ماه، رييس جمهور خاتمی هنگام معرفی اعضای کابينه پيشنهادی اش، در مجلس پنجم که محافظه کاران در آن اکثريت داشتند، عطالله مهاجرانی را به عنوان وزير ارشاد معرفی کرد همان جائی که خود پنج سال پيش به عنوان اعتراض به دخالت گروه های فشار استعفا داده بود.

اما در پايان جلسه ای پرتنش که از به يادگارماندنی ترين جلسات مجلس شورای اسلامی خوانده شده، به دنبال سخنرانی وزير پيشنهادی و رييس جمهور که بيش ترين زمان را به دفاع از وی گذاشت، عطالله مهاجرانی، نويسنده ستون ثابتی در روزنامه اطلاعات، با کمترين آرای مجلسيان در جمع وزيران جا گرفت.

موحدی ساوجی يکی از فعال ترين چهره های پارلمانی جناح محافظه کار در عملی بی سابقه هنگام اعلام آرا با صدای بلند گفت انالله و انا اليه راجعون و به اين ترتيب خبر مرگ ارزش های اسلامی را اعلام داشت که به تعبير محافظه کاران و گروه های تندرو، مطبوعات را تهديد می کرد.

تا نشانه ی روشنی از دوران تازه به دست آيد چهار ماه مجلات و نشريات هفتگی تفاوت ها را حمل کردند و در عين حال دو روزنامه سلام و همشهری هم بيش از پيش با آزادی عمل روبرو شدند تا آن آگهی بزرگی در خيابان های تهران و چند شهر ديگر خبر از انتشار اولين روزنامه جامعه مدنی داد: روزنامه جامعه.

نخستين روزنامه مستقل

جامعه اولين روزنامه مستقل تاريخ روزنامه نگاری ايران بود که به تيراژی نزديک به سيصد هزار رسيد.

همچنان که آيندگان اولين روزنامه بود که چهار ماه بعد از انقلاب اسلامی به توقيف رسيد، جامعه نيز اولين روزنامه مستقلی بود که با پيشواز مردم روبرو شد و چهارماه بعد از انتشار توقيف گرديد و همانند آيندگان در همان دوره کوتاه معيارها و سقف تازه ای برای روزنامه نگاری ايران تعريف کرد.

تعطيل جامعه با وجود صف دراز شاکيان صاحب اقتدار به آسانی صورت نگرفت و دادگاهی با هيات منصفه تشکيل شد و حتی بعد از صدور حکم هم مهلت داده شد تا تشکيل دادگاه تجديد نظر منتشر شود.

گروهی از جمع نوانديشان دينی که روزنامه جامعه را تاسيس کرده بودند بعد از لغو امتياز موفق به انتشار توس شدند و گرچه در پايان کار توس به زندان افتادند اما پس از آن نيز با انتشار نشاط و صبح آزادگان در صحنه مطبوعات ماندند تا سرانجام روزی که درگيری جمهوری اسلامی با روزنامه ها به توقيف هشتاد نشريه و دستگيری بيست روزنامه نگار انجاميد.

آغاز توقيفها

فرمان توقيف مطبوعات و دستگيری روزنامه نگاران مستقل و هوادار اصلاحات را به گفته رييس دادگستری تهران آيت الله خامنه ای در يک سخنرانی صادر کرد که در آن روزنامه های تازه را «پايگاه دشمن » خوانده بود، تعبيری که در احکام قضائی هم به کار رفت و در چند اعتراف درون زندان هم تائيد هائی بر آن گرفته شد.

با آغاز توقيف مطبوعات، علاوه بر قوه قضاييه، مجلس تحت تسلط محافظه کاران هم به راه افتاد و قانونی تازه با محدوديت های تازه نوشت که فورا به تصويب شورای نگهبان هم رسيد و دو بار آن را سخت تر کرد چندان که بتواند امکان کنترل مطبوعات را در دست قوه قضاييه بگذارد.

سال ۲۰۰۰ ميلادی جمهوری اسلامی در نتيجه آزادی بيانی که بعد از دوم خرداد به آن تن داده بود و به بهای توقف آن در راس کشورهای نقص کننده آزادی بيان در جهان قرار گرفت و رهبرش بزرگترين دشمن آزادی مطبوعات خوانده شد و خودش بزرگترين زندان روزنامه نگاران در جهان.

علاوه بر توقيف و دستگيری روزنامه نگاران، دوره دو ساله آزادی نسبی بيان در روزنامه ها دو حادثه بزرگ ديگر هم از خود به يادگار گذاشت اول ترور سعيد حجاريان مدير روزنامه صبح امروز بود که وی را تا آستانه مرگ برد و ديگر محاکمه و زندانی کردن عبدالله نوری وزيرکشور سابق در مقام تازه اش مدير روزنامه خرداد.

تاثير تازه

اما تا داستان روياروئی حکومت دينی با روزنامه ها به توقيف هشتاد نشريه برسد در جريان قتل های زنجيره ای که به اعتراف وزارت اطلاعات توسط عده ای از کارکنان دستگاه های امنيتی صورت گرفته بود، روزنامه های تازه تاثيری بر جا گذاشتند که نگرانی محافظه کاران را در مورد ادامه آن روند به دنبال آورد.

.
دومين دوره روزنامه نگاری ربع قرن جمهوری اسلامی با فرارسيدن دوم خرداد و روی کار آمدن محمد خاتمی آغاز شد

بالاترين نشانه نفوذ روزنامه ها زمانی بود که در آستانه انتخابات مجلس، مديران و سردبيران هفت روزنامه فهرستی برای تهران انتشار دادند که همگی آن ها توسط مردم به نمايندگی مجلس ششم برگزيده شدند.

نشانه ای ديگر بر اهميت روزنامه ها در جنبش اصلاح طلبی دوم خرداد زمانی آشکار شد که مجلس جديد در اولين روزهای کاری خود تغيير قانون مطبوعات را در دستور قرار دادند، همان قانونی که محافظه کاران در آخرين روزهای تسلط خود بر مجلس تصويب کرده بودند.

نمايندگان اصلاح طلب در تنظيم قانون جديد مطبوعات که دست قوه قضاييه را برای توقيف های بعدی می بست تا جائی پافشاری کردند که سرانجام آيت الله خامنه ای با استفاده از حکم حکومتی اين طرح را از دستور مجلس خارج کرد و اين نخستين درگيری مجلس ششم با بخش انتصابی حکومت بود.

فشارهای محافظه کاران و روحانيون سنت گرا به شدت نگران نفوذ روزنامه های اصلاح طلب شده بودند که فضائی ديگر را بر کشور حاکم کرده بودند سرانجام رهبری جمهوری اسلامی را قانع کرد و به اشاره وی عطالله مهاجرانی را – که يک بار استيضاح محافظه کاران را هم از سر گذرانده بود - از وزارت ارشاد دور شد و با تغييراتی در ترکيب هيات نظارت بر مطبوعات به روند صدور مجوزهای پی در پی برای روزنامه نگاران اصلاح طلب پايان دادند.

نشانه ای ديگر بر اهميت اين دور از روزنامه نگاری ايران را آن جا بايد ديد که ناظران سياسی نوشته اند مهم ترين اثری که از هفت سال حضور اصلاح طلبان در دولت و مجلس در حافظه تاريخی مردم ايران می ماند افشای راز قتل های زنجيره ای و روشنگری روزنامه هاست که در اولی نيز مطبوعات نقش اصلی را ايفا کردند.

نسل ديگر

مشخصه ديگر روزنامه نگاری سه ساله بعد از دوم خرداد در سطح مطالب و گزارش ها و مقالات آن ها بود که در سه دوره آزادی بيان که در قرن بيستم نصيب روزنامه نگاران ايران شد بی سابقه توصيف شده است.

نسلی از دختران و پسران جوانی که در اين زمان به حرفه روزنامه نگاری درآمدند جانی تازه به اين حرفه در ايران دادند که اثر آن پس از تعطيل روزنامه های مشهور هوادار اصلاحات هم پايان نيافت و هنوز هم در نشريات مختلف – حتی نشريات وابسته به محافظه کاران – به تهيه گزارش ها و نوشتن مقالاتی اشتغال دارند که پيش از آن هيچ گاه در روزنامه نويسی ايران سابقه نداشته است.

پس از توقيف جمعی روزنامه های نو، عده ای از روزنامه نگاران پس از پايان دوران زندان با مهاجرت به خارج از کشور و يا تهيه سايت های اينترنتی به کار خود ادامه دادند و از همين رو می توان گفت فضای اطلاع رسانی در کشور با توقيف نشريات و زندانی شدن روزنامه نگاران هم بسته نشد.

همزمان با به انتشار روزنامه های هوادار اصلاحات، تحول نشريات وابسته به محافظه کاران را نيز ديگرگون کرد و نسل تازه خبرنگاران و عکاسان با استفاده از حاشيه امنی که کار در نشريات محافظه کاران به آن ها می دهد شکل و محتوای آن دست از مطبوعات را هم دگرگون کردند.

با اين همه، دولت اصلاحات در زمانی به هفت سالگی می رسد که سلام ارگان قديمی جناحی که دولت و مجلس را در دست دارد سه سال است تعطيل شده و هشمهری پرتيراژترين روزنامه کشور بعد از پيروزی محافظه کاران در انتخابات شوراهای شهر در دست اصلاح طلبان خارج شده و از روزنامه های هوادار اصلاحات چيزی بر روی ميز روزنامه فروشی ها نمانده است.

روزنامه نگاران در زندان

از روزهای تند روياروئی حکومت با روزنامه نگاران، با پايان محکوميت عبدالله نوری، عمادالدين باقی، شمس الواعظين، لطيف صفری واحمدزيدآبادی تنها اکبر گنجی در زندان مانده که پنجمين سال محکوميت خود را به خاطر نوشتن مقالات افشاگری درباره قتل های زنجيره ای در زندان می گذراند.

عباس عبدی، سيامک پورزند، ايرج جمشيدی و – دو ماه پيش – انصافعلی هدايت روزنامه نگار آذری آخرين روزنامه نگارانی هستند که به زندان افتاده اند در حالی که هاشم آغاجری و ناصرزرافشان نيز گرچه به اتهامات ديگری به زندانند اما در حقيقت زندانی قلم و بيان به حساب می آيند و نهادهای بين المللی مدافع حقوق بشر و آزادی بيان آن ها را از ياد نمی برند.

با گذر هفت سال از دوم خرداد، اگر ماهواره ها و موج های کوتاه نبودند و اينترنت چنين گسترده نبود که هست، محافظه کاران پس از توقيف هشتاد نشريه می توانستند ادعا کنند که فضای اطلاع رسانی ايران را چنان بسته اند که خبرهای مربوط به انتخابات مجلس هفتم، تحصن ها و استعفا ها و اعتراض ها به هيچ جا نمی رسد اما چنين نبود و با وجود آن که تنها دو روزنامه آن هم با تيراژهای محدود اطلاع رسانی از اعتراض ها به دخالت شورای نگهبان در انتخابات را بر عهده داشتند، بيش تر مردم ايران و جهان از آن چه در پائيز و زمستان در مقدمه انتخابات گذشت با خبر شدند.

ناظران سياسی معتقدند با همه فشارهائی که در شش سال گذشته بر روزنامه های اصلاح طلب و مستقل ايران وارد آمده است اما تغيير ذائقه مردم و روزنامه نگاران حرفه ای فضائی ديگری را در عالم اطلاع رسانی ايران موجب شده که مخالفان اصلاحات نه تنها قادر به بازگرداندن آن به سابق نشده اند که خود نيز به نوعی در آن نقش پذيرفته اند.