پادکست شیرازه (۱) - کتابخانه قرن

    • نویسنده, سام فرزانه
    • شغل, تهیه‌کننده شیرازه

شیرازه، پادکستی از بی‌بی‌سی فارسی، درباره کتاب است. این برنامه در سال ۱۴۰۱ کتاب‌های تاثیرگذار در قرن گذشته را بررسی می‌کند. آنچه در پی‌ می‌آید، متن کامل برنامه است که نسخه‌ شنیداری آن در سرویس‌های ارائه پادکست قابل دسترسی است. فهمیدن بخش‌هایی از متن زیر برای کسی که صدای برنامه را نمی‌شنود شاید آسان نباشد این‌ها مکالمه مجری و کارشناس است که با حروف ضخیم‌تر (سیاه) مشخص شده‌اند. در پادکست، این بخش‌ها در لحن افراد روشن‌تر هستند.

سلام. سال نوی شما مبارک. من سام فرزانه با مجموعه جدیدی از برنامه شیرازه همراه شما هستم. این مجموعه‌ قرار است به صورت هفتگی منتشر شود و در تمام طول سال هم با ما خواهد بود. در فصل جدید شیرازه که اسم آن را «کتابخانه قرن» گذاشته‌ایم، مروری‌خواهیم کرد بر کتاب‌هایی که در قرن چهاردهم هجری شمسی به زبان فارسی منتشر شده و بر جامعه ایران اثرگذاشته‌اند. یعنی آنها که بین ۱۳۰۰ تا ۱۴۰۰ چاپ شده‌اند.

وقتی که صحبت از اثرگذاری می‌شود، منظور ما دو چیز است. اول اثری که یک کتاب بر فرایندهای اجتماعی گذاشته. مثلا انقلاب پنجاه و هفت و تغییر رژیم ایران را در نظر بگیرید. خیلی‌ها می‌گویند خواندن کتاب‌های ضد استعماری بر انقلابیون موثر بود. اثرگذاری دیگری که مورد نظر ماست، تاثیر یک کتاب بر تصور مردم از فرهنگ، دین، زبان، روابط اجتماعی و تاریخ ایران است. مثلا کتابی را در نظر بگیرید که تاریخ ایرانِ باستان را برای ایرانی‌ها مهم کرده باشد.

برای تهیه فهرست کتاب‌های این برنامه، با افراد گوناگون مشورت کردیم. در این بین هم افراد دانشگاهی داشتیم، هم سیاسی، هم معلم، هم کارمند و هم کتاب‌خوان‌های قهار. با جمع‌کردن فهرست‌های فردی، آثاری که بیشترین رای را داشتند مشخص شدند. کتاب‌های برتر هر رشته را کنار هم گذاشتیم و بعد به سراغ کارشناسان رفتیم و از آنها خواستیم تا ضمن بررسی فهرست‌های هر ر شته، کمبودهایش را هم مشخص کنند.

آیا با این همه می‌توان گفت فهرست‌ ما بی‌نقص است؟

خیر. اصلا. ابدا. محاله. حتی حرفش را هم نزن.

دلایل بسیاری هست برای اینکه بگوییم فهرست کتاب‌های تاثیرگذار ما می‌توانست متفاوت با این چیزی باشد که پیش روی شما است.

  • وقتی صحبت از تاثیرگذاری کتاب‌ها در یک سده است، طبیعتا آثاری قدیمی‌تر شانس بیش‌تری برای حضور در فهرست دارند، چون فرصت تاثیرگذاری داشته‌اند.
  • توجه کنیم که ایرانیانی هم به زبان‌های غیر فارسی کتاب‌های تاثیرگذار خوانده‌اند، اما ما در بی‌بی‌سی فارسی، توجهمان به کتاب‌هایی است که به فارسی منتشر شده‌اند.
  • نظر‌خواهی‌ برای ساخت چنین برنامه‌ای - به ناچار- همواره در سطح محدودی امکان‌پذیر است، پس اگر گروه نظرخواهی را گسترده‌تر یا محدودتر کنید، فهرست کتاب‌ها تغییراتی خواهد کرد.
  • این را هم اضافه کنم که در کنار توجه به آرای بیش‌تر هر کتاب، حواسمان به تنوع و گوناگونی رشته‌ها هم بوده.
  • و در آخر اینکه این مجموعه درباره یکی از فهرست‌های ممکن از کتاب‌های تاثیرگذار بر ایران است، نه کامل‌ترین آن‌ها.

و سوال دیگری که شاید به ذهنتان برسد اینکه آیا معرفی کتاب‌های این مجموعه به معنی این است که ما این کتاب‌ها را بهترین کتاب‌ها می‌دانیم و لزوما محتوای آنها را تایید می‌کنیم؟

خیر. اصلا. ابدا. نُچ. محاله. حتی حرفش را هم نزن.

(موسیقی)

در نخستین برنامه از فصل جدید شیرازه اما می‌خواهیم به سال‌های اول قرن چهاردهم برویم که ببینیم ایران و ایرانی‌ها در چه شرایطی بودند و به چه می‌اندیشند و چه آرزوهایی برای مملکت داشتند. در شروع قرن چهاردهم شمسی - معادل ۱۹۲۰ میلادی - ایران جدید در حال شکل گرفتن است. صنعت چاپ در حال گسترش است، دانشگاه تاسیس می‌شود و کتاب‌خوانی در کشور بیشتر می‌شود. آگاهی از اوضاع ایران در آن دوره کمک می‌کند که راحت‌تر متوجه دلیل انتخاب بعضی از کتاب‌ها بشویم.

(موسیقی)

محمد توکلی: مثلاً این یکی از کتاب‌های خیلی… ذوالقرنین نامی که این را مولانا کلام‌الدین آزاد نوشته بوده که…

در شهر تورنتو، به دیدار محمد توکلی طرقی، استاد تاریخ در دانشگاه تورنتو و نویسنده کتاب «تجدد بومی و بازاندیشی تاریخ» رفتم.

سام فرزانه: آهان این همانی است که زنوفون(گزنفون) نوشته این ترجمه آن است؟

محمد توکلی: آره.

روی میزی که قرار بود پشت آن بنشینم و مصاحبه کنیم، چندین و چند کتاب درباره کوروش کبیر گذاشته بود. کتاب‌هایی که در ابتدای قرن چاپ شده بودند و نشان می‌داد چقدر توجه به تاریخ هخامنشی و سرسلسلسه‌اش در آن روزگار مهم بوده است.

در آن دوران، که ایران جدید شکل می‌گرفت، ایرانی‌ها مدتی بود که بیشتر با کمک منابع یونانی از وجود سلسله هخامنشی آگاه شده بودند و داشتن پادشاهی مقتدر و روادار مثل کوروش، آنها را به وجد آورده بود.

محمد توکلی: مثلاً اولین novel تاریخی ایران در مورد سرگذشت زندگی کوروش بوده و از قرن نوزدهم توجه به کوروش خیلی بیشتر می‌شود و در سال‌های دوره‌ جنگ جهانی دوم کوروش به یک شکلی می‌آید به عنوان بنیانگذار یک ایران چند دین و چند زبان و چند قوم شناخته می‌شود و ایرانی که به یک شکلی در سال ۱۹۴۰ داشت با مشکلات زیادی روبرو می‌شد دیگر مثلاً جنبش آذربایجان، جنبش استقلال کردستان، در گیلان و خیلی ارامنه‌ای که تشویق می‌شدند که بروند به ارمنستان. یهودی‌هایی که داشتند تشویق می‌شدند که بروند به فلسطین که بعداً می‌شود اسرائیل. در این دوره حقوق‌دان‌های ایرانی به این نتیجه می‌رسند که تنها راهی که بشود ایران را از اغتشاشی که وجود داشته و برای حفظ یکپارچگی ایران تنها راهش این است که برگردیم به کورش، کار کوروشی را بکنیم یعنی تسامح کوروشی که چیز استفاده می کند، آقای دکتر زرین‌کوب که به یک شکلی حقوق‌دان‌های ایرانی اولین کسانی هستند که پی می‌برند که یک نوع تسامح کوروشی که در دوره‌ی کوروش بوده، یکی از شرایط تداوم ایران بوده در طول تاریخ و ادوار متفاوت و بعداً می‌خواهند قانونگذاری را بر آن اساس بکنند.

(موسیقی)

اینجا یک پرانتز باز کنم و بگویم که حقوق‌دانانی که آقای توکلی از آنها مثال می‌زند، کسانی هستند مثل علی‌اصغر حکمت، قاسم غنی، نصرالله انتظام، علیقلی اردلان، جلال عبده و دیگران… برگردیم به مصاحبه.

(موسیقی)

سام فرزانه: یعنی در واقع ۱۳۰۰، سال‌های شروع قرن چهاردهم، کوروش یکی از دلایلی که مهم می‌شود این است که ایرانی‌ها فکر می‌کنند که باید یک چسبی پیدا بکنند که همه اقوام، زبان‌ها، ایده‌های مختلف را بتوانند با همدیگر بچسبانند به این خاک.

محمد توکلی: این چسبه وجود داشته. به یک شکلی که مثلاً وقتی که توی شهرهای متفاوت، که می‌رویم مثلاً می‌بینیم که مثلاً شهر تهران محله یهودی‌نشین داشته، ارمنی‌نشین داشته، زردشتی‌نشین داشته، ترک‌نشین داشته… می‌دانید. و بعداً اینها به این نتیجه می‌رسند که برای اینکه این را بشود حفظش کرد، در دوره‌ای که تک‌زبانی می‌آید مهم می‌شود، در زمانی که به اصطلاح تک نژادی می‌آید مهم می‌شود، در زمانی که مثلا اسلام بنیان قانونگذاری در قانون اساسی مشروطه دوره مشروطه محسوب شده بود، در آنجاست که اینها پی می‌برند که باید یک راهی ما پیدا کنیم که بشود این چندگانگی قومی و زبانی و دینی ایران را حفظ بکند وگرنه ایران از هم می‌پاشد.

جالب است که در دهه‌های آغازین قرن چهاردهم، در ایران دو فکر به صورت موازی پیش می‌رفت. از یک طرف، حکومت در حال تبلیغ نوعی از ایرانیت بود که با یک نژاد خاص: نژاد آریایی؛ با یک دین واحد: اسلام شیعی؛ و یک زبان مشترک: زبان فارسی، تعریف می‌شد و هدفش ساخت کشوری متحد با قدرت مرکزی بود. اما از سوی دیگر آقای توکلی می‌گوید که روشنفکران، استادان دانشگاه و مهم‌تر از آن حقوق‌دانانی هم بودند که - در داخل یا خارج از حکومت - به دنبال تقویت ایرانی برای همه بودند.

محمد توکلی: بعداً این منشور کوروش که کشف می‌شود و ایرانی‌ها هم از همان دوره اولش آگاه بودند از این و به اهمیتش پی برده بودند و بعداً می‌آید یک مدلی می‌شود برای یک ایران چند قومی و چند دینی. و در سال ۱۹۴۰ قانون‌گذاران می‌آیند توجه را به این جلب می‌کنند که برای حفظ ایران و پیشگیری از فروپاشی‌اش، باید توجه قانون‌گذاری از اصل یک و دو متمم قانون اساسی می‌آیند این را می‌گذارند روی اصل ۸ قانون اساسی، متمم قانون اساسی. که می‌گوید تمام اهالی مملکت ایران در مقابل قوانین دولتی متساوی‌الحقوق هستند یعنی چی؟ تمام اهالی، زن، مرد متساوی‌الحقوق هستند. تمام ایرانیان، مسلمان، زرتشتی، یهودی، ارمنی متساوی‌الحقوق هستند. تمام اقوام متساوی‌الحقوق هستند. و روحانیت هم در مقابل آن مبارزه با اصل هشت است که می‌آید جنبش اسلامی را می‌تواند بسازد.

از لابه‌لای متون

اصل اول متمم قانونِ اساسی مشروطه: مذهب رسمی ایران اسلام و طریقه حقه جعفریه اثنی عشریه‌است. باید پادشاه ایران دارا و مروج این مذهب باشد.

اصل دوم: مجلس مقدس شورای ملی که به توجه و تأیید حضرت امام عصر عجل الله فرجه و بذل مرحمت اعلیحضرت شاهنشاه اسلام خَلَّدَ الله سلطانهُ و مراقبت حجج اسلامیه کَثَر‌الله امثالَهُم و عامه ملت ایران تأسیس شده است باید در هیچ عصری از اعصار مواد قانونیه آن مخالفتی با قواعد مقدسة اسلام و قوانین موضوعه حضرت خَیْرُالاَنام صلی‌الله علیه و آله و سلّم نداشته باشد و معین است که تشخیص مخالفت قوانین موضوعه با قواعد اسلامیه بر عهده علمای اعلام اَدامَ‌الله بَرَکاتِ وُجودِهِم بوده و هست .لهذا رسماً مقرر است در هر عصری از اعصار هیئتی که کم‌تر از پنج نفر نباشد از مجتهدین و فقهای متدینین (صدا دور تند می‌شود) به سمت عضویت بشناسند تا موادی که در مجلسین عنوان می‌شود به دقت مذاکره و غور رسی نموده هریک از آن مواد معنونه که مخالفت با قواعد مقدسه اسلام داشته باشد طرح و رد نمایند که عنوان قانونیت پیدا نکند و رأی این هیأت علماء در این باب مُطاع و مُتَّبَع خواهد بود و این ماده تا زمان ظهور حضرت حجت ‌عصر عجل‌الله فرجه تغییر پذیر نخواهد بود.

این دو اصل، در شروع متمم قانون اساسی بر اسلامی بودن قوانین کشور تاکید دارند، اما اصل هشتم چیز دیگری می‌گوید.

از لابه‌لای متون

اصل هشتم: اهالی مملکت ایران در مقابل قانون دولتی متساوی الحقوق خواهند بود.

پانزده سالی پیش از شروع قرن چهاردهم بود که مظفرالدین شاه قاجار فرمان مشروطه را صادر کرد و چندی بعد درگذشت. پسرش، محمدعلی شاه، یک سال بعد از آن متمم قانون اساسی را امضا کرد. از آن پس تصویب قانون در ایران سامانی گرفت و دیگر این طور نبود که شاه یا یکی از حاکمان ایالت‌ها یک شبه برای خودش قانونی وضع کند و فردایش هم آن را لغو کند. حالا قوانین باید طبق اصولی - هرچند متضاد - در مجلس تصویب می‌شد.

محمد توکلی: انقلاب مشروطیت مخصوصاً توی این متمم قانون اساسی و این اصولی که بهتان گفتم و اینها، دو چشم‌انداز متفاوت را به ایرانیان می‌دهند. یکی یک حکومت اسلامی را چشم‌انداز آینده حکومت قانونی می بیند، یکی دیگر حکومت برابری، برادر یا خواهر برادرانه، اقوام و ادیان چندگانه را چشم‌انداز آینده ایران می‌بینند. و خیلی مهم است که این دو تا را ما در کنار همدیگر بتوانیم ببینیم برای اینکه این گفتگو و جنگ و جدل بین این دو چشم‌انداز هستش که خیلی از پیامدهای قرن ۱۴ ایران را شکل داده.

سام فرزانه: فکر می‌کنید این جدالی است که ایرانی‌ها در قران پانزدهم هم با آن درگیرند؟

محمد توکلی: بی‌شک. بی‌شک. یعنی این هستش که آیا می‌شود راهی پیدا کرد که از این جدال گذشت و یا اینکه راه حل بهتری برایش پیدا کرد؟ من فکر می‌کنم این حقوقدان‌های… حقوق‌دان‌های سال‌های ۱۳۲۰ که به کوروش توجه می‌کردند، به قانونگذاری توجه می‌کردند و اینها، یک چیز دیگر را هم توجه کردند بهش و آن این بود که به جای اینکه ایران را یک طوری تقسیم‌بندی کنیم که پیش و پس از اسلام باشد، یک نوع تاریخ‌نگاری باشد که تداوم ایران را و فرهنگ ایرانی و حکومت‌مداری ایرانی را در طول تاریخ می‌بیند یعنی یک چیزی باشد که هم اسلام ایرانی باشد و هم زرتشتی و بهایی و یهودی و ارمنی و اقوام متفاوت ایرانی باشند و همه‌شان در یک بستر مشترک قرار بگیرند. و یک دلیلی هم که کوروش می‌آید مهم می‌شود این است که کوروش پادشاهی است که هم‌زیستی اقوام و ادیان متفاوت را شیوه حکومتی‌اش بوده. این شاید یک کمی fictional هم باشد البته.

سام فرزانه: در واقع روایت پذیرفته شده بوده.

محمد توکلی: روایت پذیرفته شده‌ای بوده و ایرانیان هم که وقتی توی منطقه خودشان، توی شهر خودشان نگاه می‌کردند، اقوام متفاوت در کنار همدیگر می‌دیدند، می‌خواستند که به جای اینکه آریاگرایی به اصلاح نژاد پاک آریایی باشد، یا اسلام ناب محمدی باشد، یک هم‌زیستی قومی فرهنگی به وجود بیاورند. به یک شکلی این کشاکش بین اسلام و یک ایران پیش از اسلامی ناب… این جنگ و جدل شکل‌دهنده فرهنگ ایرانی قرن بیست بوده و همان‌طوری هم که شما گفتید می‌تواند تعیین‌کننده آینده ما هم باشد.

در این فصل از برنامه شیرازه از جمله با کتاب‌هایی که در دو سوی این کشمکش بوده‌اند، آشنا می‌شویم. کتاب‌هایی که تاریخ ایران را یک موجودیت به هم پیوسته از دوره مادها تا امروز تصور کرده‌اند و کتاب‌هایی که بر اصالت اسلام‌گرایی در زیست فردی و اجتماعی تاکید کرده‌اند.

(موسیقی)

نهضت مشروطه با هدف ایجاد عدلیه شروع شد. بعد از آنکه مظفرالدین شاه قاجار مشروطه شدن حکومت ایران را پذیرفت، قانون اساسی نوشته شد و مجلس تشکیل شد. حالا نمایندگان برای دستگاه جدید دادگستری - که به عدلیه شناخته می‌شد - باید قوانینی بر اساس قانون اساسی مشروطه می‌نوشتند. اختلاف نظر بر سر برابری حقوق یا ارجحیت داشتن اسلامیت در تصویب قوانین از همین‌جا شروع می‌شود. علی‌رغمِ این اختلاف، آقای توکلی معتقد است که تشکیل مجلس نقطه عطفی در تاریخ معاصر ایران است.

محمد توکلی: انقلاب مشروطه هم خوب یک جنبش انقلابی خیلی بزرگ است که پیامد و همزمان است با انقلاب ۱۹۰۵ روسیه. یعنی این دو تا را باید در در یک سامانه جهانی و منطقه‌ای با هم‌دیگر دید. از یک طرف روسیه است که با انقلاب روبرو شده است. از طرف دیگر هم انگلیس است که می‌خواهد مستعمراتش را مخصوصاً در هند و اینها را ازش دفاع بکند و اینها… در آن زمانه است که انقلاب مشروطه در ایران شکل می‌گیرد و هدفش این بوده که استقلال ملی را حفظ کند و در عین حال یک حکومت قانونی به وجود بیاورد و نتیجه انقلاب‌ مشروطه به یک شکلی یکی از دستاوردهای بزرگ و مهمش قانون اساسی است و پیدایش مجلس. مجلس در طول قرن بیستم یعنی از آغاز تشکیل مجلس، در چند دوره استثنایی است که مجلس بسته می‌شود. وگرنه مجلس همیشه ادامه داشته و اساس قانون‌گذاری در ایران می‌شود یعنی هر قانون، هر دولتی، چه به زور، پرزور یا کم‌زور، همیشه توجهش به مجلس بوده و بنابراین مجلس یکی از این نهادهای خیلی مهمی است که تاریخ‌نگاری و آشنایی با اینکه چه نقشی در پیدایش ایران قرن چهاردهم داشته و اینها به نظر من ناشناخته است.

(موسیقی)

محمد توکلی: انقراض سلطنت قاجاریه، خودش یکی از پیامدهای خیلی جالب تاریخی این قرن جدید هستش که در آبان ۱۳۰۴ مجلس یک ماده واحده رو می‌گذراند که براساس آن می‌گوید که مجلس شورای ملی به نام سعادت ملت انقراض سلطنت قاجاریه را ابلاغ می‌کند و خب دولتی موقتی را به وجود می‌آورد. یعنی اولین باری که این انتقال از یک سلطنت به یک سلطنت دیگر از طریق جنگ و خون‌ریزی و خون‌خواری صورت نمی‌گیرد. از طریق مجلس شورای ملی صورت می‌گیرد و به نظر من این دوباره یکی از مهمترین پیامدهای انقلاب مشروطه است.

روزنامه کوشش به صاحب امتیازی شکرالله صفوی در روز نهم آبان ماهِ ۱۳۰۴ شماره فوق‌العاده‌ای منتشر می‌کند که در آن خبر از تصویب یک ماده واحده به رای هشتاد نفر از هشتاد و پنج نماینده مجلس را بدهد.

از لابه‌لای متون

مجلس شورای ملی به نام سعادت ملت، انقراض سلطنت قاجاریه را اعلام نموده و حکومت موقتی را در حدود قانون اساسی و قوانین موضوعه مملکتی به شخص آقای رضا خانِ پهلوی واگذار می‌کند.

تعیین تکلیف حکومت قطعی موکول به نظر مجلس موسسان است که از تغییر مواد ۳۶ و ۳۷ و ۳۸ و ۴۰ متمم قانون اساسی تکمیل می‌شود.

شروع به کار مجلس در ایران البته بدون اشکال هم نبود. بعضی از این اشکالات به چشم منتقدان چندان کوچک نبوده و نیستند.

  • مثلا اینکه همه امکان رای دادن نداشتند؛ مثل دهقان‌ها و زن‌ها.
  • همه هم امکان انتخاب شدن به نمایندگی نداشتند؛ مثلا زنان.
  • قدرتمندان در انتخابات دخالت می‌کردند.
  • یک عده می‌خواستند به سرعت همه‌چیز تغییر کند و خوب شود.
  • عده‌ای هم که دارند موقعیت‌شان را از دست می‌دهند، برای همین در مسیر مجلس ومشروطیت سنگ‌اندازی می‌کردند.

ناخشنودی از مسیری که ایرانِ مشروطه در پیش گرفته بود، باعث دلخوری‌ها، سرخوردگی‌ها و ناامیدی‌ها شده بود. بسیاری انتظار داشتند که با تشکیل مجلس همه مشکلات یک شبه، حل شود. میرزاده عشقی، در همان سال‌های آغازین قرن چهاردهم که تازه ده - بیست سالی از مشروطه شدن حکومت ایران گذشته بود، احساساتش درباره اوضاع مملکت را در مسمطی به نام «باور مکن» چنین سروده:

(موسیقی)

از لابه‌لای متون

جان پسر، گوش به هر خر مکن / بشنو و باور مکن

تجربه را باز مکرر مکن / بشنو و باور مکن

مملکت ما شده امن و امان / از همدان تا طبس و سیستان

مشهد و تبریز و ری و اصفهان / شُشْتر و کرمانشَه و مازندران

امن بُوَد، شِکوه دگر، سر مکن / بشنو و باور مکن

یافته اِجحاف و ستم خاتمه / نیست کسی را ز کِسی واهمه

هست مجازات برای همه / حاکم مطلق چو بود محکمه:

محکمه را مسخره دیگر مکن / بشنو و باور مکن

—-

نَسْخ شد آئینِ ستم گستری / هیچ دخالت نکند لشکری

در عمل مذهبی و کشوری/ نیست به قانون شکنی کس جری

شکوه سپس بر سر منبر مکن / بشنو و باور مکن

(موسیقی)

محمد توکلی: ببینید کسانی که مشروطه‌طلب بودند و اینها، مشروطه‌خواه بودند و این‌ها، بعد از یک مدتی می‌آیند و می‌بینند حکومت مشروطه به جای اینکه یک حکومت قانونی را به وجود بیاورد، باعث هرج و مرج شده و کسانی بودند که یک زمانی مشروطه‌خواه بودند، بعداً می‌آیند در مقابل مثلاً مشروطه‌خواهی قرار می‌گیرند، برای اینکه مشروطه یک گاو هزارشاخی می‌شود که دیگر نمی‌شود جلویش را گرفت. ولی آن شیرازه انقلاب مشروطیت، نهاد مجلس بود به عنوان یک نهاد قانونگذاری و در عین حال پیدایش یک حکومتی که می‌بایستی که قوانینش بر اساس قوانینی باشد که از مجلس گذشته بود و پذیرفته شده بوده. بنابراین به یک شکلی آن کسانی که می‌گویند که مشروطه ایرانی که وجود نداشته، واقعیت و اهمیت مهم اینی که انقلاب مشروطیت می‌آید یک نهاد قانونگذاری را به وجود می‌آورد که پایه حکومت حتی مثلاً رضاشاه و حکومت‌های دیکتاتوری، هرطوری که بخواهید اسمش را بگذارید مجبور می‌شوند که با آن قوانین کار بکنند.

سام فرزانه: حتی اگر آن مجالس مجالس فرمایشی هم بودند شما فکر می‌کنید که تاثیر داشته؟

محمد توکلی: ببینید فرمایشی بودنش هم به این شکل است دیگر. وقتی شما می‌خواهید انتخاب بشی توی مجلس، مثل مثلاً کنگره آمریکا می‌روی هر ابزاری که وجود دارد استفاده می‌کنی و دیدیم در دوره ترامپ. آدم‌ها استفاده می‌کنند. بنابراین ابزارهایی که در دست افرادی بودند که می‌خواستند انتخاب بشوند و بروند مجلس، آن ابزارها را استفاده کردند. حالا آیا این به این معنی می‌شود که حکومت مشروطه موفق نبود؟ به نظر من خیلی هم موفق بود. آره آدم‌ها برای اینکه راه پیدا کنند به مجلس و اینها، از هزار کلک استفاده کردند ولی به هرحال می‌بایست که رای بیاورند.

سام فرزانه: اما خیلی از کسانی که در شروع قرن می‌نوشتند، مایوس بودند از آن مشروطه. ۱۵ سال ۱۰ سال گذشته بود و فکر می‌کردند به هیچ کدام از آرمان‌های خودشان نرسیده‌اند.

محمد توکلی: نرسیدند برای اینکه انقلاب مشروطه ایران را فقط نمی‌شود به عنوان یک جنبش ملی داخل ایران و بدون در نظر گرفتن شرایط جهانی بررسی کرد. اولاً که مثلاً در انقلاب مشروطه ایران همزمان با انقلاب روسیه که شکست می‌خورد، بعداً روس‌ها به یک شکلی از نیروهای امپریالی به اصطلاح خیلی مهم بودند. ایران یکی از مراکز حساس این جنگ و جدل نیروهای، قدرت‌های جهانی آن دوره بوده. بنابراین حکومت ایران و روشنفکرهای ایرانی، مشروطه‌خواهان ایرانی نمی‌توانستند فقط براساس معیارها و توان‌های درون مملکت چیز بکنند. برای این که این دو دوتا شاخ بزرگ خارجی هم بوده که همیشه اینها را این‌ور آن‌ور هل می‌داده.

سام فرزانه: انگلیس‌ها از جنوب و شرق و روس‌ها از شمال.

محمد توکلی: بله. بنابراین وقتی که صحبت از مایوس بودن هم می‌کنیم این مایوس بودن از شرایط جهانی‌ای است که تاثیر گذاشته روی انقلاب مشروطیت. و من فکر می‌کنم ما توی تاریخ‌نگاری‌ای که از انقلاب مشروطیت داشته‌ایم و اینها، خیلی توجهمان فقط یک توجه ملی بوده و شرایط بین‌المللی و جهانی‌اش را در نظر نگرفتیم. مثلاً آن قرارداد روس و انگلیس در سال ۱۹۰۷، خیلی مهم بوده. آمده‌اند ایران را تفکیک کردند و یک منطقه مستقل را گذاشتند و بعداً روی نقشه‌ای است که، این نقشه که نقشه روسی بوده، روس‌ها آمده بودند توی نقشه تمام خراسان و بخش تهران و اینها شده بود جزو نقشه روس‌ها و با همکاری با انگلیس‌ها. یعنی روس و انگلیس به یک شکلی توجهشان روی ایران بوده، مخصوصاً هم بعد از کشف نفت در ایران روس‌ها فقط می‌خواستند آن منطقه نفت‌خیز را در اختیار داشته باشند.

سام فرزانه: در واقع این سرخوردگی‌ای که وجود داشته در شروع قرن، دلایل خارجی هم داشته. فقط این نبوده که مشروطه‌ای که می‌خواستیم و عدالتخانه‌ای که می‌خواستیم و یک کم نظم دادن به امور به خاطر مسائل شخصی خودمان اتفاق نیفتاد. قدرت‌های خارجی هم بودند که اینها باعث شدند که این سرخوردگی بیشتر بشود. مردم ایران فکر می‌کردند احتمالا خیلی نقشی هم در اتفاقات زندگی خودشان ندارند.

محمد توکلی: ایران وقتی که به عنوان یک ملت- دولت با مرزهای مشخص و اینها به وجود می‌آید، این معنی نیست که همه کارا را می‌تواند داخلی خودش انجام بدهد بدون توجه به نیروهای خارجی که هستند. اتفاقاً نیروهای خارجی خیلی مهم می‌شوند برای اینکه می‌توانند روی دولت مرکزی و اینها فشار بیاورند و بعداً می‌توانند مثلاً جنبش‌هایی را که می‌خواهند مستقل بشوند از مرکز و اینها، را هم ازشان حمایت بکنند. بنابراین من فکر می‌کنم یکی از معجزه‌های قرن ۲۰ ایران در همین ‌سده چهاردهم این بود که ایران توانست تمامیت مرزی‌اش را حفظ کند. جنگ جهانی اول بود، جنگ جهانی دوم بود، و ایران توانست به عنوان یک کشور یکپارچه‌ای باقی بماند. می‌دانید؟ و یک دلیلش هم این است که همین مجلس وجود داشت. اگر به شاه فشار می‌آوردی شاه می‌گفت باید مجلس تصمیم بگیرد. یعنی دقیقا اهمیت اینکه یک حکومت پارلمانی داری، یک نهاد قانونگذاری وجود دارد این است که هر بار که خارجی‌ها به شاه حالا یا احمدشاه باشد یا رضا شاه یا محمدرضا شاه می‌گفتند که مجلس ایران باید تصمیم بگیرد.

سام فرزانه: بازی کی بود کی بود من نبودم.

محمد توکلی: خب خیلی مهم است یعنی توی بازی جهانی است که می‌آیند به شما فشار می‌آورند می‌گویند مثلاً این کار را باید بکنید، می‌گویید من نمی‌توانم و مجلس باید تصمیم بگیرد.

سام فرزانه: بروید ۲۰۰ نفر را بخرید و بهشان فشار بیاورید.

محمد توکلی: بله اگر بتوانند بخرند آره. و اتفاقاً آن جالبش می‌کند. یعنی اگر فقط توجمان را روی انقلاب مشروطه و دستاوردهای انقلاب مشروطیت و کاستی‌های انقلاب مشروطیت به شرایط بین‌المللی‌اش توجه کنیم، می‌بینیم اتفاقاً انقلاب مشروطه خیلی موفق بود.

(موسیقی)

همین امروز هم بسیاری از دولت‌ها وقتی نخواهند کاری را انجام دهند، دیگران را به مجلس یا دستگاه قضایی خود حواله می‌دهند.

(موسیقی)

با شروع کشورگشایی‌های اروپایی‌ها در جهان از چند قرن پیش، درگیری‌های ایران دیگر محدود به همسایگانش نبود. حالا مثلا قاجارها باید با انگلیسی‌ها هم دست و پنجه نرم می‌کردند. در شروع قرن چهاردهم شمسی - قرن بیستم میلادی - چند سده از شروع استعمارگری گذشته بود. ایرانی‌ها به خوبی با اروپا آشنا بودند و می‌خواستند در قدرت، ثروت و منزلت به پای اروپاییان برسند.

در شروع قرن چهاردهم مدتی بود که امپراتوری‌ها در حال تبدیل شدن به دولت - ملت‌ها بودند. یکی از مهم‌ترین ارکان دولت - ملت‌ها، یا ملت - کشورها، داشتن هویت مستقل و برجسته‌ای است که بتوان با آن خود را از بقیه جدا کرد. ایرانی‌ها در شروع قرن با نگاهی به آنچه که در اروپا و جاهای دیگر جهان می‌گذشت به دنبال تعیین شاخصه‌هایی بودند که با آن بتوانند ایرانی‌ بودن را تعریف کنند. در این مجموعه از برنامه‌های شیرازه، از جمله کتاب‌هایی را به شما معرفی می‌کنیم که نویسندگانشان سعی کرده‌اند هویت ایرانی را تعریف کنند.

ایران برای تبدیل شدن به کشوری مدرن با هویت و دستگاه اجرایی مدرن از جو جهانی، به خصوص اروپایی‌ها متاثر بود. جالب آن که به گفته محمد توکلی این باعث حفظ ایران در مقابل دست‌اندازی‌های اروپایی‌ها هم می‌شود.

محمد توکلی: تشکیل این ملت-کشورهای متفاوتی که الآن ما در جهان می شناسیم و اینها، اینها همه‌شان پیامد یک فرایند همزمان جهانی شدن و ملی‌شدن است. یعنی اینها را بدون هم‌دیگر نمی‌شود شناخت. این است که یک روندهایی مخصوصاً با پیدایش مثلاً سرمایه‌داری و استعمار اروپایی و اینها که برای دست آوردن به منابع خام از یک طرف، فروش کالاهایشان، جای گرم‌تر و بهتر و اینها، که به سرزمین‌های دیگر چشم انداخته بودند و اینها، و با توانایی تکنولوژیکی که کم کم به دست آورده بودند و اینها، این خودش باعث می‌شود که جنگ و جدالی که بین اروپایی‌ها بوده، باعث بشود که این به اصطلاح مرزبندی کشورها بیشتر و بیشتر مشخص و مشخص‌تر بشود و در عین حال در خارج هم، وقتی یک کشور-ملتی به وجود آمد، دیگر این جنگ و دعواها، ساده نمی‌توانی بروی ساده یک مملکتی را همینطوری بروی و بقاپی و در بروی. یا تویش بنشینی. آنجا یک دولتی، یک حکومتی هست و پیدایش آن حکومت‌ها به یک شکلی فرآیند همین جهانی شدن هستش. و در ایران حکومت همیشه به یک شکلی بوده و وقتی که می‌آید از یک حالت خاصه و خصوصی، که درباری و دربارنشین و تصمیمات درباری بوده، تبدیل می‌شود به تصمیم‌گیری که براساس مشروطه است، به نظر من این از تحولات بزرگ این قرن گذشته است.

سام فرزانه: و بعد الگوها را هم ما می‌گرفتیم دیگر.

محمد توکلی: این روند جهانی‌شدن یک روند جهانی‌شدنی است که مثلاً از طریق تجارت و کالاها و اینها صورت می‌گیرد، از یک طرف دیگر هم یک روند جهانی شدن و دادوستد فکری است که این دادوستد فکری همیشه یک طرفه، یک جانبه نبوده. در گفتگوی با تمدن‌های آسیایی و با شیوه زندگی آسیایی است که اروپاییان خودشان یک نوع اروپایی بودن را اختراع می‌کنند. یعنی به یک شکلی ملی بودن، وطن و ملت چه در اروپا چه در ایران، به یک شکلی از اختراعات قرن هجده، نوزده و بیست هستش. و این اختراعات هم همیشه یک چشمی هم به آن فرآورده‌های جاهای دیگر داشته، که ایتالیا چطوری این کار را کرده، انگلیس‌ها چطوری انگلیسی بودند، فرانسوی‌ها چطور فرانسوی بودند.

سام فرزانه: و در واقع انگلیسی و فرانسوی و پرتغالی هم برای اینکه بگوید من انگلیسی، فرانسوی یا پرتغالی هستم مجبور می‌شوند که خودشان را هم تعریف کنند.

محمد توکلی: دقیقاً

سام فرزانه: و این باعث می‌شود که هم آنها ملیت و این کشور بودنشان بیشتر تعریف بشود، هم مثلاً کشوری مثل ایران، کشوری مثل هند یا جاهای دیگر، اینها مجبور می‌شوند هویت خودشان را کم کم بسازند.

محمد توکلی: در همین زمینه مثلاً تحقیق‌هایی که کسانی که روی هویت اروپایی و اینها کار کردند، نشان می‌دهند که چطور آسیا و آفریقا برای اروپایی‌ها، لابراتوری اروپایی بودن بوده. یعنی برای اینکه چطوری اروپایی باشید، رفتنه‌اند جاهای دیگر را دیده‌اند، چیزهایی را گرفته‌اند، چیزایی را رد کرده‌اند و خودشان را به یک شکلی آراسته‌اند و پیراسته‌اند. و این کاری است که ایرانیان کرده‌اند، ترک‌ها کرده‌اند، هندی‌های کرده‌اند ژاپنی‌ها کرده‌اند، چینی‌ها هم کرده‌اند.

سام فرزانه: اشاره کردید به اینکه خب این داد و ستد انجام می‌شود. چقدر حضور ایرانی‌ها، دانشجوهای ایرانی در خارج از کشور تاثیر می‌گذارند توی کل این روندی که ما در اول قرن داریم شروع می‌کنیم و تبدیل می‌شویم به یک دولت-ملت؟

محمد توکلی: خب آنها هم خیلی مهم بودند برای اینکه با علم جدید، تکنولوژی جدید، روش‌های جدید، شیوه‌های دانشگاهی آموزشی جدید آشنا می‌شوند و خیلی‌هایشان هم اینها را می‌آورند و با محدودیت‌ها و امکاناتی که در ایران بوده به اشکال متفاوت اجرایش می‌کنند. و خیلی از کسانی که جزو نزدیکان رضا خان و بعداً رضاشاه بودند، اکثر قریب به اتفاقشان کسانی بودند که یک تجربه دانشگاهی و آموزش و اروپادیده بودند و هم با امکانات جدیدی را که اروپا به وجود آورده آشنا بودند و هم با محدودیت‌هایی را که برای یک کشوری مثل ایران به وجود می‌آورد و به یک شکلی اینها می‌آیند ناسیونالیست‌هایی می‌شوند که می‌خواهند ایران را، فرهنگ ایرانی را، و تمدن ایرانی را بتوانند حفظ کنند از طریق مثلاً آوردن علم جدید، تکنولوژی جدید، شیوه‌های اداری جدید، شیوه‌های قانون‌گذاری جدید.

(موسیقی)

مروری بکنیم بر آنچه تا به حال درباره ایران در آغاز قرن چهاردهم شنیدیم:

یک - با مشروطه شدن حکومت ایران و تشکیل مجلس، هم دخالت مردم در تعیین سرنوشتشان بیشتر شد و هم دخالت خارجی ها در امور این کشور سخت‌تر از قبل شد.

دو - مجلس و نقش قانون‌گذاری‌اش سبب شد که تغییر حکومت از قاجار به پهلوی بدون خون‌ریزی انجام شود.

سه - تضاد بین سه اصل از متمم قانون اساسی مشروطه که یکی ایران را اسلامی و دیگری ایران را برای همه ایرانی‌ها می‌خواهد، سرآغاز کشمکش‌هایی شد که تا پایان قرن هنوز ایران با آن درگیر است.

چهار - ایرانی‌ها با تعیین ویژگی‌های ایرانی بودن، با نگاه به اروپایی‌ها کوشیدند دولت - ملت ایران را بنا کنند.

پنج - بسیاری از ایرانی‌هایی که در خارج از این کشور درس خوانده بودند به ساخته شدن ایران نوین کمک کردند.

حالا بگذارید نگاهی بکنیم به چندتا از کتاب‌هایی که در شروع قرن در ایران خوانده شدند و احتمالا بر شکل‌گیری طرز تفکر غالب روشنفکران، حقوق‌دان‌ها و سیاسیون اثر گذاشته بودند.

سام فرزانه: یک کتابچه‌ای دست آقای توکلی است، من باید این را بگویم که فکر کنم هر برگش جدا از دیگه، به شیرازه خودش وصل نیست. کتاب بسیار نازکی هم هست: «علل بدبختی ما و علاج آن» درست است؟

محمد توکلی: بله. محتشم‌الدوله که در سال ۱۳۰۰ چاپ شده. صحبت از این می‌کند که این بدبختی ایرانی را چطور می‌شود علاج کنیم. و صحبت از این می‌کند که الآن ۱۷ سالی است که از حکومت شوروی ایران می‌گذرد.

سام فرزانه: منظور مشروطه است.

محمد توکلی: مشروطه یعنی یک نکته جالب این است که حکومت شوروی دقیقاً حکومت شورایی بوده حکومت مجلسی بوده، حکومت قانونی پارلمانی بوده ، بعداً وقتی، کشور روسیه به عنوان کشور شوروی شناخته می‌شود، ایرانی‌ها کم کم این حکومت شوروی را می‌گذارند کنار و حکومت مشروطه را صحبت ازش می‌کنند. اینجا یکی از نکته‌هایی که در موردش خیلی توجه می‌کند این است که به علت انقلاب مشروطیت، روحانیت بسیج شده. یعنی سیاسی شده‌اند و با سیاسی شدن آنها، دولت با یک مشکل خیلی بزرگی روبروست و این مشکل را باید حل کنیم. راه‌حلی که برای این مشکل می‌دهد این است که باید روحانیت را در زمینه‌های خاصی جذب دولت کرد و این می‌آید اساس، این پیشنهادی که ایشان داشت، بعداً در دوره داور می‌آید اساس تاسیس محضرها و دفاتر رسمی ثبت اسناد و احوال و بعدش هم ازدواج و طلاق می‌شود. محضرداری به یک شکلی می‌شود Non Govermental Organization. می‌شود دفترهایی که کارهای دولتی را با دریافت حق‌الزحمه از کسانی که می‌آیند می‌خواهند اسنادشان را تایید بکنند، ازدواج و طلاقشان را رسمی بکنند یا می‌خواهند ملکی را بخرند و بفروشند.

محتشم السلطنه که بعدا با الغای القاب قاجاری، «حسن اسفندیاری» نامیده می‌شود، از رجال سیاسی اواخر قاجار و اوایل پهلوی است که در کارنامه‌اش هم پست سفارت دیده می‌شود، هم وزارت و هم ریاست مجلس. یکی از راه‌های علاجی که او در کتابش برای اصلاح ایران بر می‌شمرد، تاسیس عدلیه، به شکلی است که «موجب اطمینان عموم» باشد. برای این کار هم می‌گوید که جز عدلیه، مرجعی نباید در مملکت حکم قضایی صادر کند. حالا چطور می‌توان عدلیه‌ای داشت که هیچ کس روی حرفش حرف نزند؟ و همه حکم آن را بپذیرند؟

از لابه‌لای متون

اولا، مجلس از چند نفر مجتهدین جامع‌الشرایط و متخصصین حقوق و قانون تشکیل شده و بدون فوت وقت قوانین لازمه عدلیه را به فارسی تدوین و به موقع انتشار گذارند.

دلیل تاکید اسفندیاری بر زبان فارسی این است که تا پیش از مشروطه، قوانین شرعی در کتاب‌هایی به زبان عربی نوشته می‌شدند که عموم مردم نمی‌توانستند به آسانی متوجه محتوای آن شوند.

از لابه‌لای متون

ثانیا، معلوم است که عدلیه عبارت از دو رشته است. یکی اداری و دیگری قضایی. آنچه اداری است، اجزا آن مثل سایر ادارات می‌توانند داخل خدمت شوند. ولی آنچه قضایی است، اعضای آن اگر بدون شرایط قضاوت باشند، مخالف شرع و عرف هر دو است و این فقره اختصاص به ایران ندارد.

محمد توکلی: طرحی را که محتشم‌السلطنه، آقای اسفندیاری می‌دهد بعداً در دوره داور می‌آید اساس عدلیه جدید و دادگستری جدید می‌شود که از یک طرف هم می‌آیند قوانین شرعی را، شرع را تبدیل به قانون مملکتی می‌کنند. و به یک شکلی مجتهدین دیگر نمی‌توانستند توی هر حوزه‌ای برای خودشان، رای بدهند و تصمیم‌های خاص خودشان را بگیرند.

در یکی از برنامه‌های این فصل از شیرازه به موضوع قانون و نگارش قانون در شروع قرن می‌پردازیم.

(موسیقی)

محمد توکلی: یکی از کتاب‌های خیلی مهم این قرن بیستم یکی‌اش کتاب «کاپیتولاسیون و ایران» هستش که چندین سال قبل از قرن چهاردهم، توسط محمد مصدق‌السلطنه، محمد مصدق معروف نوشته شده. از کتاب‌هایی است که صحبت از این می‌کند که برای حفظ استقلال ایران باید یک استقلال حقوقی به وجود بیاید. یعنی به جای اینکه کاپیتولاسیونی باشد که روس‌ها در ایران براساس قانون روسیه، انگلیس‌ها براساس قانون انگلیس، و فرانسوی‌ها براساس قانون فرانسه محاکمه بشوند، می‌بایستی که همه‌شان براساس قانون واحد ایران باشد و برای اینکه یک چنین قانونی را به وجود بیاوریم، باید قانونی باشد که براساس برابری شهروندان است.

در نظام قدیم ایران، هروقت بین دو نفر اختلافی در می‌گرفت، آنها برای حل اختلاف نزد یک حاکم شرع می‌رفتند. رای آن مجتهد، در آن مورد خاص ممکن بود که با رای مجتهد دیگری فرق داشته باشد. قدرت‌های جهانی برای اینکه بتوانند منافع خود و اتباعشان را در کشورهایی مانند ایران تامین کنند، آنها را مجبور به پذیرش کاپیتولاسیون کرده بودند. بر اساس کاپیتولاسیون، پرونده‌هایی که یک طرف آن یک تبعه خارجی بود، بر اساس قوانین داخلی آن کشور بررسی می‌شد و نه قوانین ایران.

از لابه‌لای متون

وقتی که بین تبعۀ خارجه و داخله مناقشه هست، و در محکمه وزارت خارجه حل مناقشه با حضور نماینده دولت متبوع تبعه خارجه می‌شود، محکمه از روی چه قانون حکم می‌کند که تبعه خارجه بداند حقیقتاً به هوا و هوس قاضی نیست، بلکه مطیع قانون است؟

در حقوق عمومی دول خارجه نمی‌توانند بگویند که چرا دولت به اتباع آن‌ها تحمیل مالیاتی می‌کند به دلیل این که به اتباع ایران هم آن‌ها همان تحمیلات را می‌نمایند، ولی این تحمیلات به هوا و هوس ادارات نباید باشند بلکه باید بر حسب قانون صراحتاً معلوم و معین باشند.

بخش‌هایی بود از کتاب «کاپیتولاسیون و ایران» نوشته محمد مصدق.

کتاب بعدی در حوزه تعلیم و تربیت کودکان است که حسین کاظم‌زاده ایرانشهر آن را با نگاه به منابع مختلف غیرفارسی نوشته است.

محمد توکلی: نوشته‌های کاظم‌زاده ایرانشهر که بنیانگذار و سردبیر مجله ایرانشهر بود و به این علت است که بهش ایرانشهر می‌گویند، اسم اصلی‌اش کاظم‌زاده بوده، یکی‌اش «راه نو در تعلیم و تربیت» هستش. یعنی این کسانی که به اروپا رفته بودند و فکر می‌کنم کاظم‌زاده در برلن برای یک مدتی زندگی می‌کرد و اینها و در آنجا به دانشگاه رفته بود و اینها، به اهمیت آموزش و پرورش و آموزش همگانی پی می‌برد و اهمیتی را که ایشان روی آموزش و پرورش و آموزش همگانی می‌گذارد از کتاب‌های خیلی مهم این قرن چهاردهم است.

از لابه‌لای متون

به عقیده من برای تجدد و ترقی سریع، ایرانِ ما محتاج یک انقلاب فکری و روحی است و آن هم جز از راه معارف ممکن نیست. نژاد نو و نیرومند جز در آغوش یک تعلیم و تربیت صحیح پرورش نمی‌یابد و از عهده وظیفه تاریخی خود بر نمی‌آید. پس اصلاح معارف،‌ نخستین وظیفه و مفید‌ترین قدمی است در نجات ملت.

یکی از معانی قدیمی‌تر و در روزگار ما کم کاربردترِ واژه «نژاد»، «نسل» است. یعنی اینجا صحبت از نسل جدید است.

از لابه‌لای متون

سختی کار در اینجاست که از یک طرف جلوگیری از زناشویی نمی‌توان کرد و تولد بچه‌ها را که افراد نژاد نو هستند نمی‌توان توقیف نمود و یا تا روزی که یک محیط صالح و پاک تهیه نشده به تاخیر انداخت و از طرف دیگر همین بچه‌ها به ناچار داخل همین محیط کنونی می‌گردند و در آغوش فساد‌آلود آن پرورش می‌یابند و کسی هم در فکر آنها نیست و در تربیت آنان قدمی بر نمی‌دارد و زحمتی نمی‌کشد.

برای تربیت نژاد نو از راه معارف، دو وسیله و دو وظیفه داریم: یکی اصلاح مدارس موجود و دیگری تاسیس مدارس صحیح و تازه.

کاظم‌زاده در این اثرش علاوه بر تاکید بر اهمیت حقوق کودکان به مسئله آموزش زنان و وضعیت زنان در ایران هم توجه دارد.

از لابه‌لای متون

در مملکت ما پس از طبقه نسوان، طبقه بچگان مظلوم‌ترین مخلوقات هستند چون که حفظ حقوق اینها بر عهده همین نسوان و مادران است که خودشان محروم می‌باشند. پس از چندین قرن زیستن در بند جهالت و ظلم و اسارت، امروز تازه چند نفری در میان ملت ایران پیدا شده که صدای اعتراض بر غضب حقوق زن بلند کرده و گاهی فهمیده و یا نفهمیده دم از تساوی حقوق مرد و زن می‌زنند و وضع حالیه زنان ایران را مخالف انسانیت و دیانت و عدالت می‌شمارند! نمی‌دانم چند قرن دیگر باید طول بکشد تا چند نفری هم پی به حقوق بچگان ببرند و منافع طبیعی و حقوق انسانی این نونهالان معصوم را مدافعه کنند.

محمد توکلی: یکی از نکاتی که خیلی مورد توجه قرار می‌گیرد در دوره انقلاب مشروطیت و پس از آن، یکی‌اش این است که زنان هم از شرکت‌کنندگان در انقلاب مشروطیت بودند و در خیلی از نامه‌هایی که زنان در روزنامه‌ها و مجله‌های متفاوت نوشته‌اند و اینها، می‌آیند دلسوزی می‌کنند برای وطن، نمی‌دانم النگوهایشان را، گلوبندهایشان را، و چیزهایشان هدیه می‌کنند برای دفاع از وطن و بعداً از پیشگامان پیدایش مدارس دخترانه و اینها بودند و تمام اینها بر اساس اصل هشت متمم قانون اساسی است که می‌گوید اهالی مملکت ایران در مقابل قانون دولتی متساوی‌الحقوق خواهند بود یعنی متساوی‌الحقوق نیستند و این متساوی‌الحقوقی یک چشم‌انداز آینده می‌شود. و این چشم‌انداز آینده انقلاب مشروطیت، یعنی اصل هشت متمم قانون اساسی که به آینده می‌نگرد باعث می‌شود که نوشته‌ها و نشریات و اشعار بسیاری در مورد برابری حقوقی زن و مرد هم نوشته بشود.

(موسیقی)

رسیدن به تساوی حقوقی زن و مرد در ایران، یکی از اهدافی است که همچنان مردم این کشور و به خصوص زنان آن را دنبال می‌کنند.

(موسیقی پایانی)

این نخستین پادکست از فصل جدید شیرازه بود که با عنوان «کتابخانه قرن» ساخته می‌شود. بقیه قسمت‌های این پادکست کوتاه‌تر و حدود ده دقیقه خواهد بود. در قسمت اول به مروری بر وضعیت ایران در شروع سده چهاردهم پرداختیم و در قسمت‌های بعدی شروع می‌کنیم به معرفی کتاب‌هایی که بر جامعه ایران در قرنی که گذشت اثرگذار بودند.

از قسمت‌های بعدی، در هر شیرازه شما شنونده بحث و گفت‌وگو درباره یک کتاب خواهید بود.

نوازندگی سه‌تار در این برنامه کار بهراد توکلی و موسیقی پایانی کار بهروز شادفر است.

مهسا خلیفه، در اجرای برنامه کمک می‌کند و همکار من در بخش پژوهش روزبه کمالی است.

سیما علینژاد سردبیر شیرازه است و من، سام فرزانه تهیه‌کننده این برنامه هستم که برای شما آرزوی شب‌ها و روزهای خوشی دارم.

نقطه.