شما در حال مشاهده نسخه متنی وبسایت بیبیسی هستید که از داده کمتری استفاده میکند. نسخه اصلی وبسایت را که شامل تمام تصاویر و ویدیوهاست، مشاهده کنید.
بازگشت به وبسایت یا نسخه اصلی
اطلاعات بیشتر درباره نسخه لایت که برای مصرف کمتر حجم دادههاست
ملکالشعرای جدید بریتانیا کیست؟
- نویسنده, سهراب سیرت
- شغل, بیبیسی
چهل و شش سال پیش، زمانی که فقط ده سال داشت، نخستین شعرش را به درخواست معلمش نوشت. اما زمانی که بهترین شعر از میان شاگردان روی دیوار کلاس نصب شد، شعر او نبود. شعری که سایمون آرمیتج درباره کریسمس نوشته بود، برنده نشد.
اما او نه تنها که از این اتفاق دلسرد نشد بلکه انگیزه بیشتری برای شناختن و نوشتن شعر گرفت.
سایمون در گفتوگویی با بیبیسی میگوید "نمیدانم، از آن زمان به بعد شاید پیشه انتقامجویی را اختیار کردم. هر باری که شعری را تمام میکنم، شاید ناخودآگاه میگویم، این را بر دیوارت نصب کن، آقا."
سایمون آرمیتج، بیست و یکمین ملکالشعرای بریتانیا، متولد ۱۹۶۳ در روستای "مارزدن" منطقه "یورکشایر غربی" انگلستان است. او هنوز هم در نزدیک همین منطقه در "هادرسفیلد" زندگی میکند.
ملکالشعرا در بریتانیا سمتی افتخاری است که رسما توسط ملکه بریتانیا با توصیه و سفارش نخستوزیر تعیین میشود. این مقام که بالاترین مقام ادبی این کشور است، نخستین بار در قرن هفدهم در زمان پادشاهی جیمز اول، از زمانی شروع شد که این لقب به بن جانسون اعطا شد.
معمولا هر ده سال ملک الشعرای جدید انتخاب میشود. سایمون آرمیتج هم که امسال (۲۰۱۹) در این سمت انتخاب شده، برای ده سال دیگر این سمت را بر عهده خواهد داشت. قبل از او کرول ان دافی، از ۲۰۰۹ تا ۲۰۱۹ ملکالشعرا بود.
این مقام، سایمون آرمیتج را در قطار شاعرانی مثل آلفرد تنیسون، ویلیام وردورث و تد هیوز قرار داد.
قبل از این که آرمیتج چنین لقبی را کسب کند، در جامعه ادبی و رسانههای بریتانیا حرف و حدیثها حاکی از آن بود که ممکن است اینبار شاعری با سابقه و پیشینه متفاوت و از اقلیتهای نژادی در بریتانیا ملکالشعرا انتخاب شود. گزارشهایی هم وجود داشت که ممکن است اینبار، این لقب به امتیاز درکر، شاعر پاکستانی-اسکاتلندی داده شود. اما خانم دارکر قبل از این که پیشنهادی دریافت کند، آن را رد کرد و خودش را از این هماوردی کنار کشید.
ملکالشعرای جدید با آن که یک مرد و یک سفیدپوست است، گفته است میخواهد بلندگویی برای صداهای متنوع و نویسندگانی با سابقه محرومیت باشد.
او میگوید خودش هم از طبقه نخبگان نیامده است و یک فرد روستایی بوده که در گوشهای از تپهای در یورکشایر بزرگ شده است و احساس ممتاز بودن نداشته است.
آموزشها و شغلها
آرمیتج در دوره کارشناسی در دانشگاه "پورثموت" جغرافی خواند، مضمونی که شاید برای یک شاعر شایسته ملکالشعرایی غیرمعمول به نظر برسد. او سپس مدرک کارشناسی ارشدش را از دانشگاه "منچستر" در رشته خدمات اجتماعی گرفت.
مدتی بیکار بود و بعد آموزشهایی دید تا به عنوان مامور ناظر زندان کار کند. در این شغل سر و کار او بیشتر با مجرمان و متهمان بود.
سو رابرت، همسر سایمون آرمیتج در گفتوگویی با بیبیسی میگوید او در این شغل خیلی متعهد بود و آن را مهم میدانست. به گفته خانم رابرت، سایمون باور دارد که به عنوان بخشی از جامعه، همه باید در چنین شغلهایی سهم داشته باشند.
سایمون اما در سال ۱۹۹۴ تصمیم گرفت شغلش به عنوان مامور ناظر مجرمان را ترک کند.
در ۲۰۰۹ مدتی را به عنوان "نویسنده مهمان" در مرکز فرهنگی "ساوثبنک" لندن گذراند. اما طوری که به نظر میرسد از لندن خوشش نمیآمد. چنان که در بخشی از شعری که در قالب یک نامه است نوشته:
"لندن عزیز/ از دادگاه درخواست حکمی کردهام/ که همیشه ۲۰۰مایل از هادرسفیلد دور بمانی"
در ۲۰۱۱ که دیگر به عنوان یک شاعر موفق در مجامع ادبی مطرح بود، آموزگار شعر در دانشگاه "شیفیلد" شد و در سالهای پس از آن هم چنین سمتی را در دانشگاههای "لیدز" و "آکسفورد" اختیار کرد.
شاعری پرکار
نخستین گزیده شعرهای آرمیتج در سال ۱۹۸۸ زیر نام "جغرافیای انسان" منتشر شد. اما کتابی که او را مورد توجه جامعه ادبی انگلیسیزبان قرار داد، مجموعه دوم او "زوم!" بود که یک سال بعد از نخستین کتابش منتشر کرد و با استقبال زیادی مواجه شد.
پس از آن او کتابهای زیاد دیگری نوشت و به نویسندهای پرکاری مبدل شد. از سایمون ۲۸ گزیده شعر و چندین نمایشنامه و داستان چاپ و منتشر شده است.
تلاش پیگیر و نوع نگاه خاص او به مسایل باعث شد در مدت فعالیت ادبیاش، جوایز زیادی از نهادهای مختلف را نیز به نام خود رقم بزند.
تنها پنج ماه قبل از این که او به عنوان ملک الشعرا انتخاب شود، برنده جایزه طلای شعر ملکه شد. جایزهای معتبرترین جایزه شعر در بریتانیا خوانده میشود.
از نظر شخصیتی دوستان و خانوادهاش او را به عنوان انسانی به شدت فروتن توصیف میکنند.
همسرش درباره چگونگی زندگی با یک شاعر میگوید: "وقتی شعر مینویسید، باید خیلی عمیق در درون خویش بروید. لحظاتی است که روی شعری کار میکند و خیلی در فکر غرق است. در بیشتر مواقع دوباره از آن حالت بیرون میآید ولی من درکش میکنم که او در همان وضع داغ خودش است که به چیزی دست پیدا کند."
دیجی که ملکالشعرا شد
شاید تصورش را هم نکنید که شاعری با چنین دستآوردهایی در یک مرحله بیاید و بخشی از یک گروه موسیقی نیز شود.
همسرش میگوید "بعدترها وقتی اندکی دچار بحران میانسالی شده بودیم، سایمون و دوستش کریگ گروه موسیقی را شکل دادند با نام اسکرمانگرز (هراسآفرینان). از من خواستند که بخشی از این گروه باشم. هم آواز میخواندم و هم گیتار میزدم."
این گروه موسیقی آلبومی هم بیرون داد که بعضی از آهنگهایش را سایمون و همسرش خوانده است.
خانم رابرت همچنین میگوید که او مدتی هم در برخی از برنامهها در لندن دیجی بوده است. به این ترتیب شاید او اولین ملکشعرای بریتانیاست که دیجی هم بوده است.
نقش و مسئولیتی که ملکالشعرا در بریتانیا دارد
در دهههای اخیر نقش و کار ملکالشعرا در بریتانیا تغییر کرده است. ملکالشعرا دیگر فقط و فقط در بند و در خدمت دربار سلطنتی نیست که هم و غمش نوشتن شعر برای رویدادهای سلطنتی و توصیف و توجیه کارهای سلطنتی باشد. ملکالشعرا آزاد است و اگر خودش بخواهد برای رویدادهای سلطنتی مینویسد و اگر نخواهد التزام قطعی در این مورد وجود ندارد.
از این سمت بیشتر به عنوان فرصتی برای ترویج شعر و انعکاس گستردهتری از زندگی بریتانیایی استفاده میشود.
اما شاعرانی هم تحت تاثیر این مقام رسمی بسیار مهم و مسئولیت سنگین آن قرار گرفتهاند و باعث شده نتوانند به کاری که دل خود شان میخواهد، انجام دهند و یا هم آزادی قبلی در نوشتن را از دست دادهاند.
اندرو موشن که ملکالشعرای بریتانیا از ۱۹۹۹ تا ۲۰۰۹ بود، درباره مسئولیتهای یک ملکالشعرا در این کشور میگوید:"باید آماده باشی که به نحوی تمام زندگیات تحت بررسی و نظارت دقیق مردم قرار بگیرد. همچنین از تو انتظار میرود که شعرهای سفارشی بنویسی که فکر میکنم میتواند تاثیر مخربی بر روال عادی نوشتن بگذارد."
تاثیر فشار ناشی از همین مسأله که باید به شعرهای سفارشی هم توجه کنی بر کار آقای موشن این بوده که برای مدتی نتوانسته شعرهایی را که خودش میخواسته بنویسید.
او میگوید:"امیدوارم این کار چنین تاثیری روی سایمون نگذارد."
سایمون آرمیتج اما با اطمینان میگوید:"برای شاعران در طول تاریخ به خاطر شعر شان هم مقام شوالیه داده شده و هم سربریده شدهاند. اما برای من روشن ساخته شده که با وجود آن که ملکه، رئیس من است، هیچ التزام و انتظاری از من وجود ندارد."
همسر سایمون میگوید، او با استفاده از شهرت و موقعیتی که به دستآورده، میتواند برای اهداف خودش از آن استفاده کند. به گفته خانم رابرت، حوزه علاقه ملک الشعرای جدید، مسایل محیط زیستی و آینده نسل نو است.
آرمیتج میگوید به یمن شعر چیزهای زیادی به دست آورده است و میخواهد به عنوان ملک الشعرا کاری هم برای شعر و ادبیات انجام بدهد. در مدت ده سالی که این مقام به او تعلق دارد میخواهد جوانان و نوجوانان را به نوشتن و شناخت شعر تشویق کند.
او همچنین تصمیم دارد برنامههایی را برای ترویج نوشتن درباره تغییرات اقلیمی و محیط زیست راهاندازی کند و همچنین رویای ساختن مرکز ملی شعر را در سر دارد.
برای آرمیتج :"امروز، شعر بیش از هر زمان دیگری باارزش و گویای زمان حال است."
شعری از سایمون آرمیتج
در ستایش هوا
در ستایش هوا مینویسم.
پنج یا شش ساله بودم
که شعبدهسازی گره مشتم را باز کرد
و تمامی آسمان را بر کف دستم گرفتم
و از آن زمان همیشه همراه خود داشتهام.
بگذار هوا از بزرگ ایزدان باشد، بودنش و
تماسش، شیر پستانش
یک بر به سوی لبانم. هم سنجاقک و هم هواپیمای بوئینگ
معلق در هیچی زلالش...
در میان خرت و پرتهایم صندوق گنجی دارم
قفلی محکم زده بر آن، انباشته از فضای تهی،
و روزهایی که مه-دود افکارمان را منگ میکند
یا تمدن دستمالی سفید گرفته بر دهان
از خیابان میگذرد
و خودروها برای لبانمان از لبهاشان بوسهها میفرستند
کلید قفل را میچرخانم، در صندوقچه را به تکانی باز می کنم، و نفس عمیق میکشم.
اولین واژه من، و از آن دیگران، هوا بود.