شما در حال مشاهده نسخه متنی وبسایت بیبیسی هستید که از داده کمتری استفاده میکند. نسخه اصلی وبسایت را که شامل تمام تصاویر و ویدیوهاست، مشاهده کنید.
بازگشت به وبسایت یا نسخه اصلی
اطلاعات بیشتر درباره نسخه لایت که برای مصرف کمتر حجم دادههاست
کتابخوان؛ راز پرفروش شدن چیست؟
- نویسنده, مجید پاکزاد
- شغل, روزنامهنگار
در چند ماه اخیر، بازار نشر در حوزه ادبیات داستانی با یک پدیده روبهرو بوده است.
اگر از صدرنشینی نویسنده نامداری چون محمود دولتآبادی یا نویسنده پرسروصدایی چون رضا امیرخانی در جدول پرفروشها بگذریم، پای نویسندهای در میان است که تا دو سه سال پیش کمتر کسی او را میشناخت و حالا با دو رمان «پاییز فصل آخر سال است» و «هرس»، پای ثابت پرفروشها در اغلب کتابفروشیهاست. «پاییز فصل آخر سال است» که در سال ۹۳ منتشر شد، اکنون به چاپ سیوسوم رسیده و رمان «هرس» در کمتر از یک سال از چاپ هجدهم گذشته است.
وقتی از «پرفروش بودن» حرف میزنیم، از چه حرف میزنیم؟
یکی از فرمولهای مناسب برای تعریف پرفروش بودن و پرمخاطب بودن آثار ادبی ایرانی را محمدحسن شهسواری، نویسنده و مدرس رماننویسی، در مصاحبهاش با مجله کافه داستان ارائه داده است.
آقای شهسواری نویسندگان را به سه دسته پرمخاطب، دارای مخاطب و بدون مخاطب تقسیم کرده و مقیاس سنجش آن را به عدد درآورده است. او با مقیاس قرار دادن هشتصدهزار تماشاگر فیلم «جدایی نادر از سیمین» پیش از آنکه اسکار بگیرد، مخاطبان بالقوه ادبیات جدی را در دایره همین هشتصدهزار نفر فرض میکند و میگوید:
"نویسندهای که آثارش دستکم ده درصد این رقم، یعنی حدود هشتادهزار نفر مخاطب داشته باشد جزو نویسندگان پرمخاطب ایران است، مثل زویا پیرزاد و تا حدودی مصطفی مستور و رضا امیرخانی. نویسندهای که بیشتر آثارش مخاطبانی بیش از هشت هزار نفر داشته باشد، جزو نویسندگان دارای مخاطب است، مثل بلقیس سلیمانی، فریبا وفی، نسیم مرعشی و... نویسندگانی هم که بیشتر یا تمام آثارشان کمتر از هشت هزار مخاطب داشته باشند جزو نویسندگان بدون مخاطب تلقی میشوند، که تقریباً ۹۹درصد از نویسندگان ایرانی را شامل میشود."
با این وصف، نسیم مرعشی که متولد ۱۳۶۲ است، با اولین کتاب (رمان) خود «پاییز فصل آخر سال است»، خیلی زود به جرگه نویسندگان خوشاقبال پیوست و پرفروش شدن رمان دوم او با عنوان «هرس» نشان داد که موفقیتش اتفاقی نبوده است.
باید در نظر داشت که هیچکدام از این دو رمان نه تنها در جرگه کتابهای معروف به "عامهپسند" قرار نمیگیرند که هر دو ساختار و درونمایهای کاملاً مدرن دارند و عجیبتر آن که به لحاظ مضمونی با آثاری روبهرو هستیم که میتوان آنها را در زمره آثار تلخی قرار داد که در نگاه اول به نظر میرسد مخاطب عام را پس میزنند.
پیشخان
پاییز فصل آخر سال است
«پاییز فصل آخر سال است» رمانی است که در سایه رویدادهای سیاسی سال ۱۳۸۸ نوشته شده و داستان زنانی را روایت میکند که در موقعیتهای دشوار تصمیمگیری در زندگی، به دنبال راهی برای خلاصی از گذشته و پرهیز از هراس آیندهاند. این رمان نه تنها خیلی زود با اقبال مخاطب عام مواجه شد که توانست جایزه ادبی جلال آل احمد را هم نصیب نویسندهاش کند.
جایزه دولتی جلال آل احمد در سال ۱۳۹۳ بهطور مشترک به رمان «پاییز فصل آخر سال است» نوشته نسیم مرعشی و رمان «دختر لوتی» نوشته شهریار عباسی تعلق گرفت و تجربه فروش موفق رمان مرعشی در مقابل فروش کم رمان شهریار عباسی نشان داد که ظاهراً جوایز ادبی تأثیر چندانی در موفقیت یک اثر در بازار کتاب ندارند.
نشر چشمه بهتازگی چاپ سیوسوم رمان «پاییز فصل آخر سال است» را در ۱۸۹ صفحه و با قیمت ۱۹ هزار تومان روانه بازار کرده است.
هرس
«هرس» عنوان دومین رمان نسیم مرعشی است که همچون رمان اول او با اقبال مخاطبان روبهرو شده است. رمانی به لحاظ ادبی قویتر با ساختاری ضدکلاسیک که از نظر مضمونی میتوان آن را در ردیف آثار ضدجنگ قرار داد. مادری که آرزوی داشتن یک پسر داشته، علیرغم رسیدن به آرزویش، خانوادهاش را ترک گفته است.
همین یک سطر کافی است تا با مردی که پی او میگردد همراه شویم، به سالهای پذیرش قطعنامه ۵۹۸ برویم، از آنجا به زمانی دورتر و زمانی نزدیکتر، تا سرانجام او را در مکانی عجیب پیدا کنیم و گره از رازوارگی روایت زن بگشاییم.
«هرس» با اینکه رمانی است ضد جنگ، روایتی چنان متفاوت از برخی زاویههای کور جنگ و پیامدهای آن با محوریت زنان ارائه میدهد که جز تلخی و زهرکامی نصیب خواننده نمیکند. شگفت آنکه این تلخی عمیق، برخلاف آنکه به قاعده بازار رمان باید به فرار خواننده بینجامد، در جلب مخاطب عام نیز کاملاً موفق بوده است.
دختر لوتی
رمان «دختر لوتی» نوشته شهریار عباسی که در سال ۱۳۹۳ منتشر شد، تا آن اندازه مورد توجه قرار گرفت که بهطور مشترک برنده جایزه جلال آل احمد شد. «دختر لوتی» داستان معلمی است که برای فرار از خدمت سربازی، عازم جایی دوردست در منطقه پلدختر میشود برای تدریس. در کشاکش حاشیههای جنگ و وسوسههای هیجانی شخصیت اصلی برای پیوستن به جنگ، او دلباخته دختری از میان کولیها میشود و از دل این گمگشتگی به دنبال هویت خودش میگردد.
در نگاه اول به نظر میرسد که اغلب معیارهای لازم برای موفق بودن این رمان در بازار ادبیات نیز فراهم است، هم به لحاظ موضوع هم مضمون و هم برنده شدن آن در جایزه جلال آل احمد، یعنی جایزهای که میان او و نویسنده رمان «پاییز فصل آخر سال است» تقسیم شد. اتفاق عجیب اما همینجا رخ میدهد.
«دختر لوتی» در این چند سال حتی به چاپ دوم هم نمیرسد. این همان نقطه ابهامی است که میتوان از آن به شکاف میان ادبیات نخبهگرایانه و عامهپسند یاد کرد. شکافی که نویسندگان اغلب جوان در حال سعی و خطا برای پر کردن آن تلاش میکنند. با این حال، مطالعه رمان «دختر لوتی» نوشته شهریار عباسی را که نشر مروارید ناشر آن است نیز میتوان به خوانندگان ادبیات داستانی پیشنهاد کرد.
شاید برایتان جالب باشد:
پسخان
من یک نویسندهام
در بخش «پسخان»، از میان رویدادهای حاشیه دنیای کتاب و ادبیات در ایران، به نظر میرسد یادداشت انتقادی و افشاگرانه یکی از سازندگان برنامه تلویزیونی توقیفشده «من یک نویسندهام» دارای اهمیت باشد. در زمستان سال ۹۶ خبر رسید که قرار است شبکه چهار تلویزیون، در اقدامی کمسابقه، مجموعه برنامهای گفتوگو محور برای پخش شبانه در ماه رمضان بسازد با عنوان «من یک نویسندهام».
نویسندگان مستقل اغلب به دلیل رفتار صداوسیما در نادیده گرفتن و حتی منکوب کردن روشنفکران، میانه خوبی با آن ندارند. به همین دلیل طبیعی بود که از همان ابتدا، سازندگان برنامه از دو طرف با مشکلاتی روبهرو شوند. یک طرف، نویسندگانی که حاضر به شرکت در برنامه نبودند و طرف دیگر، مدیرانی که سعی داشتند شماری از نویسندگان معروف به «خودی» را در فهرست مهمانان بگنجانند.
این برنامه سرانجام با تلاش کارشناس برنامه، علیرضا کیوانینژاد، ساخته و آماده پخش شد. اما تنها سه قسمت از مجموعه در ماه رمضان پخش و اعلام شد که "به دلیل فشردگی جدول پخش شبکه، پخش این مجموعه به بعد از ماه رمضان موکول شده است."
اخیراً کیوانینژاد یادداشتی را در خبرگزاری ایسنا منتشر کرده که در آن از توقیف برنامه در سکوت خبری داده است.
وی در این یادداشت اعلام کرده که انجام مصاحبهها به او سپرده شد تا بتواند چند نویسنده مستقل را به حضور در مجموعه راضی کند، اما پس از تهیه فهرست، فهرست دومی در اختیار او قرار گرفت و "قرار شد مصاحبه با چند نفر دیگر (زهرا حسینی، محسن مومنیشریف، صادق کرمیار، راضیه تجار، ناصر کشاورز، منیژه آرمین و خسرو عباسی خودلان)" بر عهده او نباشد. نویسندگان نامبرده از جمله نویسندگانی هستند که از آنها به عنوان نویسندگان متعهد و خودی یاد میشود.
بنا به آنچه کیوانینژاد نوشته است، مصاحبهها انجام شد ولی بعد مهر توقیف خورد به این دلیل که "فهرست را مدیریت قبلی تایید کرده بود و مدیریت بعدی وقتی دید آن فهرست با نظراتش همخوانی ندارد ـ و به زعم آنها نویسندههای غیرِخودی در برنامه حضور دارند ـ اولین کاری که کرد، سادهترین کار بود: توقیف."
با انتشار این یادداشت روشن شد که این برنامه به کلی غیرقابل پخش اعلام شده است. این اتفاق برای اهل ادبیات جای شگفتی یا غافلگیری نداشته است و نویسندگان مستقل، آن را در کنار سایر رفتارهای مدیران تلویزیون در مواجهه با آثار مستقل و پدیدآورندگان آن طی چند دهه اخیر ارزیابی میکنند. همچنانکه یادداشت کیوانینژاد با این جمله تمام شده است که: "مهم نیست. ما کماکان کتاب میخوانیم. ما اگر پا نداشته باشیم روی دستهایمان راه میرویم."