حراج تهران، حراجی که همه آثارش به فروش رفت

منبع تصویر، fararu
- نویسنده, مینا جهانشاهی
- شغل, منتقد هنری
"رقم کل فروش: صد و چهل و نه میلیارد و پانصد و بیست میلیون ریال". این جمله را در صفحه اول سایت رسمی هشتمین حراج تهران میبینید؛ هشتمین حراج تهران که در روز جمعه ۲۲ دی ماه ۱۳۹۶در هتل پارسیان تهران برگزار شد و در مقایسه با حراج آثار هنری معاصر سال گذشته رشد قابل توجهی داشته است. پیش از این بالاترین مبلغ فروش متعلق حراج پنجم، در خرداد ماه ۱۳۹۵ بوده است با دویست و هفتاد و پنج میلیارد و هشتصد و هفتاد میلیون ریال.
مجموعه حراج تهران در سال ۱۳۹۱ به صورت نهادی مستقل و خصوصی شکل گرفته و به نقل از وبسایت رسمی آن "معرفی بهترین نمونههای هنر مدرن و معاصر ایران، از هنرمندان پیشگام و نامآشنا گرفته تا جوانان، به مجموعهداران هنری و مخاطبان جهانی را هدف اصلی خود قرار داده است".
این حراج سالانه در دو بخش جداگانه برگزار میشود: هنرکلاسیک و مدرن و هنر معاصر؛ گرچه تفاوت این دو بخش چندان مرز مشخصی ندارد و آثاری از دوران مدرنیسم ایرانی و انواع نقاشیخط در هر دو حراج حضور دارند. در حراج معاصر نه تنها به لحاظ مضمون و زیباییشناسی تفاوت معاصر و مدرن بودن مشخص نیست که حتی از مدیومهای جدیدتر هنر مانند ویدئوآرت خبری نیست.
در هشتمین حراج تهران صد و بیست اثر ارائه شد که در این میان آثار زیادی از هنرمندان کلاسیک و مدرنیست ایرانی به چشم میخورد، از جمله ژازه طباطبایی، منصور قندریز، مارکو گریگوریان و حسین زندهرودی که در بخش هنر مدرن و کلاسیک هم همچنان حضور داشتند. از منیر فرمانفرمایان هنرمند ۹۵ ساله ایرانی، گرانترین اثر حراج به قیمت ده میلیاردو سیصد میلیون ریال به فروش رفت. او که ساکن تهران است به آثاری مدرن ملهم از آیینهکاری سنتی ایرانی مشهور است و در سال۱۳۹۳ نمایشگاهی از آثارش در موزه گوگنهایم برپا شد. اثر سهلتهای فروش رفته در حراج تهران نیز اثری متعلق به سال ۱۳۵۵ از همان مجموعه آینهکاریهاست که گرانترین اثر ارائه شده در هشتمین حراج تهران بود.
اما پدیده حراج اخیر اثری از کامی وای.زد (کامران یوسفزاده)، هنرمند مقیم نیویورک است. او که متولد ۱۳۳۵ است که با یکی از مهمترین گالری های دنیا، گالری گاگوزیان کار میکند آثارش از جمله گرانترین آثار هنرمندان ایرانی در جهان محسوب میشود. اثر او بعد از اثری از منیر فرمانفرمایان به گرانترین قیمت ده میلیارد ریال به فروش رفت. در حالیکه کارشناسان انتظار داشتند با توجه به شهرت جهانی او به قیمت بیشتری به فروش برسد
اثری از فرهاد مشیری نیز به مبلغ مشابه یعنی ده میلیارد ریال فروخته شد که با کامی وای زد، دومین مقام قیمت را کسب کردند. فرهاد مشیری که به واسطه خطنوشتههایی از کلمات نستعلیق با جواهرات سواروفسکی و آثاری با رویکرد کیچ نامی آشنا در حراجیهای کریستیز و سادبیزدر دوبی است هرسال جزو پرفروشترینهای حراج محسوب میشود.

منبع تصویر، fararu
هنرمندانی مانند منیر فرمانفرمایان، کامی وای زد و فرهاد مشیری در بازار جهانی نیز قیمتی مشابه و گاهی بالاتر دارند.
حفظ و ادامه این قیمت ها برای مجموعهدارها و گالریهای آنها کار سختی نیست. اما برای یک هنرمند جوان که برای اولین بار با قیمت چهارصد تا ششصد میلیون ریال در حراج شرکت میکند بسیار دشوار خواهد بود؛ چالشی که میتواند زندگی یک هنرمند را برای همیشه عوض کند. از این گونه نامهای جوان در حراج تهران کم نیست. این که آیا امجموعهداران قادر خواهند بود این قیمت را در بازار ایران و جهان حفظ کرده یا افزایش دهند مشخص نیست. اما آنچه به گواه دورههای پیشین حراج مشخص است اینکه بسیاری از قیمتهای هنرمندان جوان در حراج تهران کاذب است و جریانی ادامهدار نیست؛ اتفاقی که ستارگان جوان یکشبه و سرخورده از خود به جا میگذارد.
بیشتر بخوانید:
در حراج تهران صد در صد آثار به فروش میرود، حتی آن یکی دو اثری هم که طرفدار ندارند بلافاصله بعد از اتمام حراج فروخته می شوند؛ به این معنی حراجی رو به رشد است.
حضور هرساله سلبریتیهای سینما و ورزش، تهیه کنندگان سینمایی و تلویزیونی و چهرههای آشنای کشوری و لشگری در حراج تهران همیشه با واکنشهای متضادی روبرو بوده و شائبه فساد مالی و گردش غیر شفاف در اقتصاد هنر به سمت پاک کردن دستهای آلوده را سرزبان میاندازد که ارقام نه چندان بزرگ حراج هنر به نسبت ارقام مورد اختلاف در حیطههای اقتصادی و صنعتی آن را با شک مواجه میکند.
به جرأت میتوان گفت که حراج تهران جوانترین خریداران هنر را در دنیا دارد. اکثر خریداران جوانانی از خانوادههای بسیار متمول گاه گمنام و گاه منسوب به بدنه قدرت هستند که بعد از تحصیل یا اقامتی کوتاه در اروپا و آمریکا به ایران بازگشتهاند؛ جوانانی که آشنایی چندانی با هنر ندارند و به طور معمول مخاطب گالریها و فعالیتهای هنری نیستند.
به نظر میرسد ذائقه این خریداران نوظهور بسیار جوان در گیر تب داغ مد روز جهان یعنی هنر معاصر است در برابر تمایل نسل پیشین خود به سرمایهگذاری روی فرش و عتیقه و زمین که چندان مد روز تلقی نمیشود. وجود مجموعهدارانی غیر حرفهای ادعای حراج تهران را در معرفی و سرمایهگذاری و اشاعه آثار برتر از هنرمندان خوب دچار ابهام و شکی جدی میکند.












