شهرسازی در ایران مدرن؛ از شهرک سازی تا بالا رفتن از کوه

منبع تصویر، iSna
- نویسنده, صبا زواره ای
- شغل, پژوهشگر هنر
روز شنبه ۲۷ آبانماه، به میزبانی بنیاد میراث ایران ( Iran Heritage Foundation ) همایشی در زمینه طراحی شهری و شهرسازی در ایران دوران مدرن در لندن برگزار شد.
در این همایش یک روزه، سخنرانان به بررسی ابعاد گوناگون طراحی شهرهای ایران پرداختند. این برنامه در سه بخش اصلی و یک پنل نهایی گفتوگو میان شرکتکنندگان برگزار شد.
آغازگر این برنامه دکتر جان کورتیس، پژوهشگر و مدیرعامل بنیاد میراث ایران، تاریخچهای کوتاه و کلی را از ظهور و توسعه نخستین شهرها در فلات ایران، از جمله شهرسوخته، شوش و تپه سیلک بازگو کرد. او با بیان اینکه پی بردن به وجود طرح برای این شهرها کاری دشوار است، چغازنبیل را استثنایی در این میان دانست و گفت که به نظر میآید: "اینجا پلان و نقشه طراحی شهری برای شهر وجود داشته است. طرحی در مقیاس عظیم که در حدود سال ۱۲۵۰ پیش از میلاد با زیگوراتی عظیم در وسط و تعدادی معبد به دست اونتاش ناپیریشا بنیان گذارده شد."
ادامه کنفرانس به مسئله طراحی شهری در ایران در حدود یکصد سال اخیر اختصاص یافت. به جز یک مقاله که درباره تحولات اطراف حرم امام رضا در شهر مشهد بود محور باقی مباحث تحولات شهرسازی در تهران بود.
علی مدنی پور، استاد دانشگاه نیوکاسل و نویسنده کتاب تهران، ظهور یک کلانشهر، عوامل ایجاد تغییرات در تهران را به سه دسته تقسیم کرد. مداخلات مستقیم حکومتی، مقررات شهرسازی و در نهایت، چانه زنی های مرسوم برای یک ساخت و ساز در ایران.

تهران با کشیدن دیوار در سال ۱۵۵۳ میلادی توسط شاه طهماسب صفوی، دوران شهریت خود را آغاز کرد. به تعبیر مدنیپور، از آن به بعد یکی از شیوههای اعمال قدرت حاکمان برای شکل گیری و ایجاد تحول در این شهر، ایجاد باروهای جدید و دروازههایی بود که به زعم او بیشتر نقشی تزیینی داشت تا عملی. پس از آن و در بزنگاههای تاریخی مختلف، ایجاد شبکه راهها، ساختن بناهای خاص و یادبودها، ایجاد میدانها و در آخرین شکل خود، ساختن محلههای جدید، راههای مداخله حاکم در شیوه طراحی و کنترل تغییرات در تهران بوده که تا به امروز ادامه دارد.
ساختن شهرکهایی مثل چهارصد دستگاه، اکباتان یا پردیس، به هدف ایجاد محلههای جدید یا پروژه نواب که آن را نوع جدیدی از برخورد و تعامل همسایگی دانست، از زمان پهلوی تا به امروز ادامه دارد. مدنی پور مجموعه سپهسالار، برج شهیاد (آزادی) و برج میلاد را بناهای یادبود ساخته شده در دروان سه حکومت مختلف برای به نمایش گذاشتن قدرت خودشان نام برد.
بیشتر بخوانید:
حاشیه کلانشهرها در همه جای دنیا مشکلی اساسی برای شهرها ایجاد میکند. چرا که از حیطه اختیارات شهرداری کلانشهر خارج است و با این حال بر روند تحولات و حیات آن بسیار موثر است. به اعتقاد مدنی پور خصوصی سازی، فروش تراکم و تسلط بازار ملک بر ساختوساز، منجر شده که امروز "فضاهای سبز ناپدید شود، شهر از کوه بالا برود تا بتواند پاسخگوی جمعیت فزاینده اش باشد. در این میان حکومت به جای حل این مشکلات، مسئله جابجایی پایتخت را مطرح میکند."
برنارد اورکد، محقق و جغرافیدان فرانسوی، به بحث مرکزیت شهر تهران در سخنرانی اش پرداخت. به گفته او در گذشته و در آغاز شکلگیری، تهران شهری ساده و کوچک با مرکزیت اجتماعی و اقتصادی بازار بود. اما با رشد سریع، شهر اول به دو قسمت بالا و پایین تقسیم شد که ثروتمندان بالای شهر مرکزی برای خودشان داشتند و بازار تبدیل به مرکزی برای اقشار کمدرآمدی شد که در اطراف آن ساکن شدند.
به گفته اورکد، برای مرکز تهران امروز نمیشود به سادگی تعیین تکلیف کرد. این شهر از لحاظ بافت اجتماعی تکه تکه شده و دیگر جایی به مفهوم مرکز در آن معنی نمیدهد. او ظهور طبقه متوسط را که به دنبال جایی برای خودش، و برای ابراز هویت مستقلش بود را عامل در هم شکستن شهر دو قطبی میداند. تهران امروز، شهری چند-مرکزی است که در آن بازار یا میدان توپخانه دیگر نقش گذشتهشان را ندارند. پایتخت اقتصادی ایران اما به زعم او امروز دوبی است. تهران که تمام ظرفیتها را برای تبدیل شدن به پایتخت خاورمیانه در اختیار داشت، به سبب سوء مدیریت این موقعیت را به دوبی واگذار کرده است.

منبع تصویر، Getty Images
اما یک جا در تهران هست که هنوز به نوعی مرکزیت پویایی اجتماعی و سیاسی را دارد و آن به اعتقاد اورکد، دانشگاه تهران است. جایی که در آن علم و دانش تولید میشود، اما همین طور به گواه وقایع دهههای گذشته، سرچشمه اعتراضها و فعالیتهای مدنی و محل گردهمایی های اجتماعی و سیاسی است.
این جغرافیدان فرانسوی که زمینه تخصصی اش ایران است، همچنین به شبکه وسیع و قدرتمند حرکتی اشاره کرد. "وقتی به نقشه امروز تهران نگاه میکنیم، شبکه بزرگراهها را میبینیم. تهران شهری است که مدام در حرکت است. مردم در تهران تمام مدت در حرکت اند و فضایی برای یک جا ماندن ندارند."
در بزنگاههای حساس اجتماعی و سیاسی، به نظر اورکد "مردم بر خلاف خیلی جاهای دیگر در دنیا، در میدانها دیدار و تجمع نمیکنند بلکه در خیابانها حرکت میکنند و راه میروند." او این مسئله را بسیار حائز اهمیت میداند چرا که وقتی مردم با بدن خود در خیابان راه میروند، "شهر و کنترل بر فضا را در دست خودت می گیرند و آن را برای خود اشغال میکنند." اما امروز آنچه بیشتر مشهود است، این است که شهر تبدیل به جایی برای مرکز خریدهای بزرگ و مکانهای تفریحی پراکنده برای ماشینسوارها شده است که مکانی برای تعاملات اجتماعی میان مردم نیست.
در بخشی دیگر از این برنامه، سیمین داوودی استاد دانشگاه نیوکاسل به معرفی مختصر مهمترین رویکردها در طراحی شهرها پرداخت که در نهایت بیشترین تاکید او بر نقش بستر اجتماعی و پروسه دموکراتیک و مردمی در تولید شهرها بود. به اعتقاد خانم داوودی گرچه هر کدام از این رویکردها در ظاهر و در عالم نظری نوید شهری ایدهآل را میدهد، بدون در نظر گرفتن بستر اجتماعی برخاسته از آن و حضور شهروندان، عواقب وخیمی از جهات مختلف به دنبال خواهد داشت.

داریوش بوربور، از برگزار کنندگان کنفرانس و پژوهشگر، معمار و شهرساز، تاریخچه مختصری از شهرسازی در ایران قرن بیستم را ارائه داد و آن را به سه دوره اصلی تقسیم کرد: دوره اول از آغاز قرن بیست تا سال ۱۹۶۶، دوره دوم از ۱۹۶۶ تا ۱۹۷۸ و دوره سوم از انقلاب تا به امروز. به اعتقاد او "در مجموع تجربه صد سال طراحی شهری و به طور خاص پنجاه سال طرح جامع، بسیار مهم است و باعث شده که مردم با این نگاه به فضای شهر آشنا هستند امروز."
سخنران دیگر فرناز عارفیان، استاد دانشگاه یو.سی.ال بود که درباره مدیریت بحران و شهرسازی صحبت کرد و اینکه چهطور در ایران به جای پیشگیری از بروز مشکلات، تمرکز عمدتا بر مدیریت بعد از بحران گذاشته شده است.
او همچنین توضیح داد که در شرایط بعد از بحران، بسیار مهم است که به مردم کمک شود خودشان شهر و زندگیشان را بازسازی کنند. به گفته او، زلزله و باقی بلایای طبیعی، مثل جراحی میماند که شکم بیمار را باز میکند و مشکلات ساختاری را نشان میدهد که در آن محیط به صورت پنهان وجود داشته است.
کنفرانس با پنلی از همه سخنرانان و پرسش و پاسخ با شرکتکنندگان به پایان رسید.











