تاسی که الهامبخش الفبا شد
- نویسنده, ندا آذر
- شغل, گزارشگر هنری
احتمالا خیلیها با اسم بریل آشنا هستند، اما فقط به عنوان الفبای نابینایان و شاید هم به عنوان مخترع این خط ولی ممکن از زندگی لوئی بریل چیز زیادی ندانند.
سباستین لنکرونون نویسنده و ترانه سرای نمایشنامه موزیکال "میراث بریل" که در سالن چرینگ کراس لندن به روی صحنه رفت، برای اولین بارزندگی واقعی لوئی بریل و موقعیت اجتماعی نابینایان قرن نوزده فرانسه را با استفاده از زبان تئاتر و موسیقی به نمایش گذاشت.

به گفته سباستین: "تمام دنیا بریل رو میشناسند اما فقط به عنوان یک اسم و یا یک برند و از داستان زندگی و مبارزاتش برای آزادی، برابری و برادری یعنی ارزشهای جهانی چیزی نمیدانند."
او در مصاحبهاش گفت که این یک داستان استثنائی، زیبا و حماسی در مورد اراده، شجاعت و بزرگواری است و هیچ فیلم یا کتابی هم تا به حال در این مورد نوشته نشده و برای همین خاطر بود که او تصمیم گرفت این اثر که کاری کاملا بکر هست رو خلق کند.
سباستین اضافه کرد: "که صحنههای تراژدی دیگهای هم در این نمایشنامه گنجانده شده بودند که با اینکه در زمان لوئی بریل اتفاق نیافتادند اما از نظر تاریخی وجود داشتند مثل صحنههای برخورد محافل علمی آن زمان با نابینائی به عنوان یک بیماری و آزمایشات پزشکی که به منظور مداوای این بیماری انجام میشد، اما نهایتا منجر به مرگ نابینایان میشد."
الی ساوتوود مدیر انجمن نابینایان بریتانیا نظر خودش در مورد این نمایشنامه را این طور مطرح کرد: "که تصویری که عمدتا از نابینایان ساخته میشود یا یک شخصیت قهرمان و یا یک شخصیت مظلوم است، اما لوئی بریل ، در این نمایش یک شخصیت کاملا متعادل داشت."

منبع تصویر، Scott Rylander
خلاصه داستان
لوئی بریل در سال ۱۸۰۹ در دهکده کوچکی در نزدیکی پاریس به دنیا آمد. پدرش زین ساز بود و لوئی هم از همان کودکی دوست داشت مثل پدرش باشد، اما سه ساله بود که در حادثه ای در کارگاه پدرش نابینا شد.
لوئی هیچوقت پیامدهای ناشی از این حادثه را قبول نکرد و همیشه معتقد بود که او هم میتواند مثل هر انسان عادی دیگری زندگی کند. به همین خاطر تصمیم گرفت برای فراگیری خواندن و نوشتن خانه و خانوادهاش را ترک کند و به موسسه نابینایان پاریس برود.
خواندن و نوشتن با حروف برجسته برای نابینایان بسیار مشکل و وقت گیر بود و از همان ابتدا لوئی به صورت شبانه روزی تلاش میکرد که سیستم خواندن و نوشتنی درست کند که قابل دسترسی برای تمام نابینایان باشد و سرانجام در سن ۱۵ سالگی با الهام از تاسی که یادگار پدرش بود توانست الفبای شش نقطه را اختراع کند.

منبع تصویر، Scott Rylander
ولی به خاطر سخت گیریهای مقامات دولتی اختراع بریل تائید نشد و بودجهای به آن تعلق نگرفت. با این حال لوئی تسلیم نشد و به راه خود برای آموزش خواندن و نوشتن به نابینایان و همچنین تبدیل کتابها به خط ابداعی خودش ادامه داد. لوئی در سن بیست سالگی به عنوان معلم در موسسه نابینایان پاریس شروع به کار کرد و شاگردان موسسه همگی به فراگیری خواندن و نوشتن با استفاده از خط ابداعی لوئی بریل پرداختند. خطی که امروزه در سرتاسر دنیا به عنوان خط بریل شناخته شده.

منبع تصویر، Scott Rylander
لوئی بریل خط خودش را به نگارش نت موسیقی و ریاضیات هم بسط داد و در کنار فعالیتهاش در موسسه نابینایان موزیسین قابلی هم شد که در کلیساهای پاریس در روزهای یکشنبه به نواختن ارگ میپرداخت. او درضمن نوازنده ویلنسل خیلی خوبی هم بود.
سرانجام لوئی بریل در تاریخ ۶ ژانویه ۱۸۵۲ در سن ۴۳ سالگی در اثر ابتلا به بیماری سل که به خاطر شرایط بد زندگی در موسسه نابینایان بود چشم از جهان فرو بست. لوئی بریل عمر کوتاه اما بسیار پرثمری داشت و با اختراع خودش زندگی میلیونها انسان در سرتاسر دنیا را عوض کرد. خط ابداعی بریل بیش از شصت سال بعد از مرگش به عنوان خط رسمی نابینایان شناخته شد.

منبع تصویر، Scott Rylander
اختراع خط بریل بیشباهت به اختراع سرنوشت ساز برق نیست، اما لوئی بریل به عنوان یکی از بزرگترین مخترعین تاریخ بشری تنها پس از گذشت صد سال از زمان مرگش از طرف دولت فرانسه به رسمیت شناخته شد و جسد وی از دهکدهاش به پانتئون، آرامگاه بزرگ مردان تاریخ فرانسه انتقال داده شد و در کنار بزرگانی همچون ولتر، ویکتور هوگو، امیل زولا و …. به خاک سپرده شد. بر سر در پانتئون این جمله نقش بسته : سپاس از بزرگان از جانب سرزمین سپاسگذار.











