شما در حال مشاهده نسخه متنی وبسایت بیبیسی هستید که از داده کمتری استفاده میکند. نسخه اصلی وبسایت را که شامل تمام تصاویر و ویدیوهاست، مشاهده کنید.
بازگشت به وبسایت یا نسخه اصلی
اطلاعات بیشتر درباره نسخه لایت که برای مصرف کمتر حجم دادههاست
اجرایی علیه فراموشی؛ روایت دختران دبیرستانی دهه ۶۰، بر روی صحنه تئاتری در سیاتل
- نویسنده, بیتا ملکوتی
- شغل, روزنامهنگار و منتقد فرهنگی هنری
نغمه ثمینی، از هنرمندان باسابقه تئاتر ایران که در دو دهه اخیر نامش به عنوان فیلمنامهنویس آثاری مانند فیلم سینمایی «خونبازی» یا سریال تلویزیونی «شهرزاد» مطرح شد، اخیرا در آمریکا، اثری را به روی صحنه برده که روایتی است از دو دختر دبیرستانی در دهه ۶۰ خورشیدی.
بخش مهمی از این اتفاق بر دوش بازیگران نمایش است. بازیگران نمایش، ترکیبی از بازیگران حرفهای و بازیگرانی هستند که برای اولین بار روی صحنه حرفهای تئاتر رفتهاند.
حمید احیا و مژده رحمانزایی، آزاده زنجانی، نیوشا فراهانی و نوید اسکوییپور از کمپانی تئاتر «صدا» در این نمایش بازی میکنند.
اگرچه این روزها به دلیل اعتراضهای ایران، مساله تبعیض علیه زنان در ایران به شکل فراگیری در رسانههای بینالمللی مطرح است، اما خانم ثمینی نمایشنامه این اثر را با الهام از زندگی رومینا اشرفی نوشته است؛ دختر نوجوانی که پدرش او را به این دلیل که با پسری دوست بوده، با داس به قتل رساند.
نام اثر جدید نغمه ثمینی «مستانه، تاریخ فراموشان» است و اولین اجرای زنده کمپانی تئاتر «صدا» محسوب میشود که خانم ثمینی آن را به همراه پارمیدا ضیایی، طراح صحنه و رقص و رقصنده ایرانی در شهر سیاتل در ایالت واشنگتن آمریکا راهاندازی کرده است.
این نمایش ۹۰ دقیقهای در یکی از سالنهای شهر سیاتل به نام «تاپ روت» در روزهای ۱۰ تا ۱۲ فوریه به روی صحنه رفت. و با اینکه زبان اثر به فارسی بود، توانست با زیرنویس انگلیسی، مخاطبانی از کشور میزبان و دیگر کشورها را به خود جلب کند؛ به طوریکه در تمام این سه اجرا تقریبا نصف مخاطبان، فارسی زبان نبودند اما توانستند در این تجربه متفاوت از زنان ایرانی، شریک شده و در لحظاتی با فارسی زبانان بخندند یا گریه کنند.
روایت پر از رنج مستانه
مستانه در واقع روایتی است بر ضد فراموشی. روایتی از رنج، شرم و خشونت، اما سرشار از امیدواری برای رسیدن به آزادی. داستان این اثر، داستان مبارزه انسانهایی است که برای به دست آوردن حقوق بنیادین خود تلاش میکنند.
سه دختر دبیرستانی در سال ۱۳۶۵، شخصیتهای اصلی این نمایش هستند؛ دخترانی که هر کدام با رازهایی در درون خود، در نهایت در تقابل با مدیر مدرسه که نمادی است از حاکمیت دین و ایدلوژی در ایران، به «حقیقت درون» خود میرسند و آزادی را مییابند.
داستانی که از زبان شخصیت «مستانه»، یکی از این دختران روایت میشود، تجربه مشترک بسیاری از دختران و زنان ایرانی است؛ دخترانی که بعد از انقلاب سال ۵۷ در ایران، در تقابل با خانواده، جامعه و قوانینی بودند که چهار دهه خشونت، تبعیض و نابرابری را بر آنها تحمیل کردهاند.
نغمه ثمینی در گفتگو با نشریه سیاتل تایمز میگوید: «برای نوشتن نسخه اول یک نمایشنامه معمولا دو تا سه ماه وقت لازم دارم. اما این کار را تنها در ۷ یا ۸ ساعت نوشتم. در حالی که غرق اشک و اندوه بودم.»
در زمانی که نمایشنامه به نسخه نهایی خود نزدیک بوده، مهسا امینی، دختر ۲۲ ساله سقزی در تهران، کشته میشود. کشته شدن او به سرعت موجب اعتراضاتی در ایران شد که بعد از گذشت حدود چهار ماه، همچنان ادامه دارد.
خانم ثمینی در گفتگو با سیاتل تایمز میگوید: «با هر بازنویسی نمایشنامه، سعی کردم ارتباط داستان را با آنچه در ایران اتفاق میافتاد، بیشتر کنم. اتفاقاتی که هم زمان بسیار تکاندهنده اما امیدوارکننده بودند.»
این اتفاق با نوع سبکی که خانم ثمینی برای اجرا برگزیده، میسر شده است. یعنی استفاده از «قرارداد تئاتری» بین اجرا و مخاطبین؛ ترفندی که از آن به عنوان «جادوی تئاتر» نیز نام میبرند و وامدار سنتهای تئاتری شرق، مثل تعزیه، اپرای پکن و کابوکی ژاپنی است.
این سبک به این معناست که اشیا میتوانند در لحظه جای خود را به اشیای دیگری دهند و صحنه نمایش در لحظه، تغییر مکان دهد. از کوچه به خانه، از خیابان به مدرسه و از مدرسه به زیرزمینی که پناهگاه مردمی است که در دوران جنگ ایران و عراق به کرات به آن پناه بردهاند.
در اجرای «مستانه، تاریخ فراموشان» مخاطب با مکان و زمانهای سیالی روبروست. نمایش از کابوس به رویا، از زمان حال به چهل سال قبل، از آرزو به ترس و از خشونت به آغوش امن یک دوست، در نوسان است. همه چیز سیال است و بیننده دائما در میان کابوسها و رویاها و البته واقعیات میچرخد و در این حرکت دوار، به درکی مشترک از تلاش انسان برای بدست آوردن آزادیهای مشروع خود میرسد. در داستانی که خیالی است اما آکنده از تجربیات همه دخترانی که در دهه ۶۰ ایران، نوجوان بودند.
اما در عین حال تجربه دختران در دهه ۶۰ ایران که همچنان تا زمان حال هم ادامه پیدا کرده، میتواند تجربه هر انسانی باشد که در زمان یا مکانی متفاوت، خشونت در خانه و جامعه، نابرابری جنسیتی و اجرای قوانین ظالمانه را تجربه کردهاست.
از سوی دیگر ثمینی با انتخاب «تئاتر فرم و ژست»، با طراحی دقیق حرکات بدن و حتی نگاه بازیگران که عاری از حرکات اضافی است، موفق می شود مخاطب را در این گذر دائم میان واقعیت و کابوس، از سردگمی نجات دهد و او را همراه داستان کند.
اما به لطف کارگردانی دقیق و هوشمندانه ثمینی، بازیها یکدست درآمده و تشخیص بازیگران باسابقه با آنها که برای اولین بار به روی یک صحنه بزرگ تئاتر رفتهاند، ممکن نیست.
گروه تئاتر «صدا»، صدایی برای شنیدن مهاجران
نغمه ثمینی که کارنامه طولانی و پرباری در زمینه نوشتن نمایشنامه در ایران دارد، در سال ۲۰۱۹، گروه تئاتر «صدا» را همراه با پارمیدا ضیایی، بنیاد نهاد. با هدف شناساندن تئاتر ایران به مخاطبین آمریکایی، رساندن صدای مهاجران دور از وطن و کسب تجربه مشترک با مخاطبین غیر فارسی زبان.
کمپانی تئاتر صدا که اولین کمپانی تئاتر ایرانی در سیاتل آمریکاست، در سایت خود علت انتخاب عنوان «صدا» را اینگونه شرح میدهد: «عنوان صدا را برگزیدیم چرا که باور داریم هر انسانی صدایی دارد و صدای هر انسان، ارزش شنیده شدن. عنوان صدا را برگزیدیم چرا که این کمپانی میخواهد امکانی فراهم کند برای شنیدن صداهای مهاجرانی که دور از سرزمین های خویشند و فرصت محدود تری برای شنیده شدن دارند.»
این کمپانی کار خود را با فراخوان یک کارگاه هنری شروع کرد؛ فراخوانی که حدود صد نفر به آن جواب مثبت دادند.
با شروع کارگاهها، گروه صدا در آستانه یک اجرای عمومی بود که با شروع همهگیری بیماری کرونا، آن اجرا متوقف شد. اما در نهایت این گروه توانست نمایش «جشن تولد کاوه» را به صورت آنلاین اجرا کند.
در زمان کرونا، کارگاههای کمپانی به صورت آنلاین ادامه پیدا کرد که حاصل آن ژورنال تصویری، فیلم کوتاه و فیلم تئاتر بود. نمایش «مستانه: تاریخ فراموشان» اولین اجرای زنده این کمپانی محسوب میشود.
تئاتریهای ایران که عموما با سانسور شدیدی در داخل کشور روبهرو هستند، در چهار دهه اخیر بارها تلاش کردهاند که با راهاندازی گروههای تئاتر در اروپا و آمریکا، به خلق آثار هنری ادامه دهند. اما عموما وضعیت اقتصادی ویژه هنر تئاتر در تفاوت با دیگر هنرهای نمایشی، کار این گروهها را با مشکلاتی جدی روبهرو میکند و موجب میشود تا هنرمندان تبعیدی تئاتر، با دشواری مضاعفی برای ادامه خلق آثارشان روبهرو باشند.
یکی از موفقترین نمونهها از این دست، گروه تئاتر «داروگ» در برکلی سانفرانسیسکو است؛ گروهی از علاقمندان تئاتر مقیم این شهر که با وجود تمام سختیها و نداشتن حمایت مالی، در طول بیش از سه دهه، نمایشهای بسیاری را روی صحنه بردند. حمید احیا، بازیگر، کارگردان و مترجم، یکی از اعضای قدیمی این گروه، در نمایش «مستانه: تاریخ فراموش» نیز حضور دارد.
کارنامه پربار نغمه ثمینی
نغمه ثمینی، نویسنده، نمایشنامه نویس، مترجم، فیلمنامهنویس، منتقد فیلم، روزنامهنگار و استاد دانشگاه، دارای مدرک کارشناسی ادبیات نمایشی و کارشناسی ارشد سینما از دانشکده هنرهای زیبا و درجه دکترا در رشته پژوهش هنر از دانشگاه تربیت مدرس تهران است.
او که از سال ۱۳۷۱، وارد عرصه نمایشنامه نویسی تئاتر ایران شد، نمایشنامههای مطرح و موفق بسیاری را نوشته که در ایران منتشر و به روی صحنه رفته است. از جمله نمایشهای «شکلک»، «خواب در فنجان خالی»، «تلخ بازی قمر در عقرب»، «متولد هزاروسیصد وشصت ویک» و«اسبهای آسمان خاکستر میبارند».
او همچنین فیلمنامه سریال پرمخاطب «شهرزاد» و فیلم «خونبازی» را نوشته که برای نوشتن فیلمنامه «خونبازی» موفق به کسب سیمرغ بلورین بهترین فیلمنامه در جشنواره فیلم فجر در سال ۱۳۸۵ شد.
از آثار تحقیقی منتشر شده خانم ثمینی میتوان به«کتاب عشق و شعبده، پژوهشی در هزار و یکشب» اشاره کرد که در سال ۱۳۷۹ توسط نشر مرکز منتشر شد و همچنین «تماشاخانه اساطیر: اسطوره و کهننمونه در ادبیات نمایشی»، که توسط نشر نی منتشر شده و توانست جایزه آلاحمد در بخش نقد ادبی را کسب کرده و برگزیده کتاب سال در سال ۱۳۷۸ شود.
او همچنین سالها در دانشکده هنرهای زیبای تهران به تدریس پرداخته و شاگردان بسیاری را تربیت کرده است.