چرا ستارههای فوتبال معلم خصوصی میگیرند؟

منبع تصویر، rh_elitecoaching
- نویسنده, سایمون کاسن
- شغل, بیبیسی
با ورود به هر باشگاه فوتبال سطح بالایی میبینید که بازیکنان زیر نظر مربیان حرفهای با در اختیار داشتن امکاناتی پیشرفته تمرین میکنند.
باشگاهها، تیمهای پشتیبانی گسترده با نقشهای متنوع دارند تا سرمایههای ارزشمندشان را در بهترین وضعیت نگه دارند.
اما با وجود این مراقبت و توجه، بعضی بازیکنان احساس میکنند باید عملکردشان را بهبود دهند و اینجاست که مربیان خصوصی وارد میشوند.
به دنبال برتری
تصاویر بازیکنان فوتبال که زیر نظر مربیان خصوصی تمرین میکنند، به طور فزایندهای در شبکههای اجتماعی دیده میشود.
رایان هاپر یکی از این مربیان است که با برونو فرناندز، کاپیتان منچستریونایتد، و دیوگو دالوت، دیگر بازیکن این تیم، کار کرده است.
هاپر همچنین با مارکوس رشفورد، ستاره یونایتد که الان به طور قرضی در بارسلونا بازی میکند، الا تون، برنده دو دوره قهرمانی اروپا و چندین بازیکن شاغل در چمپیونشیپ (دسته دوم فوتبال انگلیس) کار کرده است.
او یکی از دهها مربی خصوصی بریتانیاست که حرفه خود را به آموزش فوتبالیستهای درجه یک اختصاص دادهاند.
جک گریلیش (مهاجم اورتون)، کول پالمر (مهاجم چلسی) و اولی واتکینز (مهاجم استون ویلا) از دیگر بازیکنان سرشناسی هستند که خارج از باشگاههایشان با مربیان خصوصی تمرین کردهاند.
اما چرا بازیکنانی که به بهترین امکانات و مربیان دسترسی دارند، باز هم به دنبال افرادی مانند هاپر میروند؟
هاپر به بخش ورزشی بیبیسی گفت: «در باشگاههایی مانند منچستریونایتد، تمرینها با هدف کسب سه امتیاز در بازی شنبه طراحی میشوند. مربیان فوقالعادهای آنجا حضور دارند و طبیعی است که اگر مهارت بالایی نداشتند، در چنین باشگاههایی استخدام نمیشدند.»
«اما در تمرینهای گروهی، ممکن است پنج بازیکن پشت سرتان باشند و اگر بخواهید روی یک نکته جزئی تمرکز کنید، باعث میشوید آن پنج نفر فرصت تکرار تمرین را از دست بدهند. در تمرین خصوصی، میتوان روی این جزئیات تمرکز کرد.»
«بازیکنان ممکن است با من روی جنبههای خاصی از بازیشان کار کنند که شاید در مقابل کادر مربیگری و مدیریت باشگاه نتوانند به راحتی آن را انجام دهند.»
مربی خصوصی دقیقاً چه کار میکند؟
هاپر بازیهای مشتریانش را پیش از اینکه وارد زمین تمرین شوند، بهدقت تحلیل میکند. او ساعتها وقت صرف تماشای مسابقات آنها میکند تا موقعیتهایی را که اغلب با آن روبهرو میشوند، شناسایی کند.
او میگوید: «مارکوس رشفورد در یکی از تعطیلات ناشی از بازیهای ملی به من مراجعه کرد، آن هم در حالی که به اردوی تیم ملی انگلیس دعوت نشده بود. دیدم که در زمین موقعیتهای فوقالعادهای پیدا میکند ولی در آن وضعیتها، همیشه نمیتوانست تصمیم درستی برای ضربه زدن، بگیرد.»
«همان موقعیتها را برایش بازسازی کردم و بارها و بارها تمرینش دادم. وقتی به منچستریونایتد برگشت، در دو بازی، سه گل زد. این موضوع برای افزایش اعتمادبهنفس خیلی مهم است؛ نکته اساسی این است که بازیکن روی بخشهایی که خودش میخواهد بهتر شود، کار کند.»
«اگر بعد از یک جلسه کار با من بهتر شود، یعنی کارم را درست انجام دادهام. از آنجا به بعد، خودش باید نکات تمرین را در بازی پیاده کند و اگر موفق شود، همگی سود بردهایم.»
واکنش باشگاهها و مربیان چیست؟
مربیان خصوصی همیشه هم باب طبع کارفرمایان فوتبالیستها نیستند، چون به هرحال بازیکن سرمایه باشگاه به شمار میرود و حالا در اختیار شخص دیگری قرار گرفته است.
سم آلاردایس، سرمربی پیشین تیمهایی مثل نیوکاسل، بلکبرن و وستهام، معتقد است که باشگاهها باید در جریان چنین فعالیتهایی باشند: «باید به بازیکنی که در زمان آزاد خودش برای بهتر شدن پول خرج میکند، احترام گذاشت.»
«اما اگر این کار یواشکی انجام شود و باشگاه از آن بیخبر باشد، بسیار خطرناک است. ممکن است فشار بیش از حدی به بازیکن وارد شود، انرژی بیشتری مصرف کند و احتمال مصدومیتش بالا برود. من با اصل این موضوع مشکلی ندارم اما باید با هماهنگی باشگاه انجام شود.»
هاپر نیز با این دیدگاه موافق است: «همکاری و هماهنگی بسیار مهم است. اگر باشگاه و کادر فنی همراه باشند، همه سود میبرند. بعضی باشگاهها علاقهای به اطلاع از این موضوع ندارند یا نمیخواهند وارد گفتوگو با ما شوند و اشکالی هم ندارد. تا زمانی که به من اعتماد داشته باشند که بازیکنشان را سالم نگه میدارم و به پیشرفتش کمک میکنم، از این کار نتیجه میگیرند.»
«البته حادثه غیر قابل انتظار هم ممکن است، رخ دهد. شاید عضله بازیکنی هنگام تلاش برای رسیدن به توپ کش بیاید یا مچ پایش پیچ بخورد. اینها اتفاقات نادری هستند اما ممکن است پیش بیایند.»
وقتی اوضاع خراب میشود، چه اتفاقی میافتد؟

منبع تصویر، tom_kpi
تام کینگ بهخوبی با مفهوم «حادثه نادر» آشناست.
او در ماه اوت، پس از مصدومیت دنیل جبیسون در یک جلسه تمرینی خصوصی، مورد انتقاد پل هکینگباتم، مربی پرستون، قرار گرفت.
هکینگباتم وقتی فهمید مچ پای جبیسون آسیبدیده، گفت که «واقعاً عصبانی» شده است: «تمایل بازیکنان به همکاری با افراد خارج از باشگاه بیشتر شده است. میفهمم که این یک حادثه بوده ولی دیگر اجازه نمیدهم هیچکدام از بازیکنان پرستون چنین کاری کند.»
کینگ در پاسخ گفت که این اتفاق «روی کل باشگاه تأثیر میگذارد» و به همین دلیل عصبانیت هکینگباتم را درک میکند: «این یک حادثه ناگوار بود که در اثر برخورد پای بازیکن با یک وسیله تمرینی رخ داد. نمیتوان جلوی مصدومیت در تمرین را گرفت و این مورد خاص هم تقریباً اجتنابناپذیر بود. این مصدومیت بههیچ وجه در نتیجه تمرینات غیرایمن، نامناسب یا اشتباه نبود. سلامت بازیکنان، اولویت نخست من است.»
پیشگیری از مصدومیتها
خوشبختانه، مصدومیت جبیسون جدی نبود.
تام کینگ میگوید: «من فقط با رضایت کامل باشگاه و در هماهنگی کامل با کادر فنی کار میکنم. هر جلسه تمرینی بهگونهای طراحی میشود که مکمل تمرینات و برنامه مسابقات بازیکن باشد، نه اینکه به آن آسیب بزند. من با هیچ فوتبالیست حرفهای کار نمیکنم مگر اینکه باشگاه در جریان باشد و در این روند مشارکت داشته باشد.»
هاپر هم قبول دارد که «بدترین اتفاق ممکن»، یک مصدومیت جدی است: «در چنین حالتی، مسئولیتش را میپذیرم. وظیفه من سالم نگه داشتن این بازیکنان است. فوتبالیستهای چند میلیون پوندی در اختیارم هستند که باید آنها را مدیریت کنم و مراقب سلامتشان باشم.»













