کنفرانس امنیتی مونیخ؛ «توپ تخریب» آمریکا در زمین نظم جهانی و غیبت ایران

منبع تصویر، EPA
- نویسنده, شبنم شعبانی
- شغل, در محل کنفرانس امنیتی مونیخ
- زمان مطالعه: ۶ دقیقه
«این وظیفهای است بر عهده همه ما متحدان غربی… و اجازه دهید، به عنوان کسی که در زمان مسئولیتم روابط نزدیکی با ایران داشتیم، اجازه دهید بگویم این روابط نه بر اساس ترجیح شخصی نسبت به نهادهای داخلی خاصی در ایران، بلکه بر مبنای این باور شکل گرفته بود که ایرانی قدرتمند، که در منطقه در پی منافع ملی خود است، در راستای منافع آمریکا قرار دارد و این انتخاب باید برای هر دولتی که آمادگی مذاکره با ما را دارد، باز بماند.»
این بخشی از سخنان هنری کیسینجر درباره برنامه هستهای ایران است، این جا در هتل بایریشر هوف، محل برگزاری چهل و پنجمین کنفرانس امنیتی مونیخ در سال ۲۰۰۹. آقای کیسینجر در دهه هفتاد میلادی وزیر خارجه آمریکا بود.
هفده سال پیش، جایی که کشمکشهای ایران و قدرتهای جهانی بر سر برنامه هستهایاش چند سالی بود که آغاز شده بود، زمانی که شاید بدبینترین تحلیلگران روابط بینالملل هم تصور نمیکردند که نزدیک به دو دهه بعد، هنوز مذاکره برای حل و فصل مناقشه هستهای ایران ادامه داشته باشد.
ادامه این مذاکرات، پس از حملات بیسابقه اسرائیل و سپس آمریکا به ایران و ویرانی اهم مراکز هستهای ایران است، در عملیاتی که چکش نیمهشب نام گرفت و رئیس جمهور آمریکا بارها به آن بالید.
حالا تنها چند ماه پس از آن حملات دولت همان رئیس جمهور پای میز مذاکره با ایران نشسته، همزمان با آرایش نظامی ویژه و تهدیدی کمسابقه، به حمله دوباره به ایران در صورت شکست خوردن مذاکرات.

منبع تصویر، MSC
کنفرانس مونیخ: بستر غیررسمی گفتوگوهای امنیتی برای بیش از نیم قرن
کنفرانس امنیتی مونیخ یکی از مهمترین نشستهای سالانه امنیتی و سیاست خارجی در جهان است که در شهر مونیخ آلمان برگزار میشود. برگزاری این کنفرانس در سال ۱۹۶۳ آغاز شد: با هدف ایجاد یک بستر غیررسمی برای گفتوگوی امنیتی میان کشورهای غربی و متحدانشان که رفته رفته به تریبونی جهانی برای بحث درباره بحرانها و روندهای امنیتی تبدیل شد. امروز، کنفرانس امنیتی مونیخ که معمولا هر سال در میانه زمستان برگزار میشود، میزبان رهبران کشورها، وزیران خارجه و دفاع، مقامهای امنیتی، فرماندهان نظامی، مدیران سازمانهای بینالمللی، اعضای اندیشکدهها، شرکتهای فنآوری و انرژی و نمایندگان جامعه مدنی است.
رسالت اصلی کنفرانس این است که فضایی فراهم کند تا بازیگران کلیدی، رو در رو و گاه پشت درهای بسته، درباره چالشهای امنیتی روز گفتوگو کنند: از جنگها و بحرانهای منطقهای گرفته تا رقابت قدرتهای بزرگ، امنیت اروپا، کنترل تسلیحات و موضوعات هستهای، تروریسم، امنیت سایبری، هوش مصنوعی و فناوریهای نو، امنیت انرژی و پیامدهای تغییرات اقلیمی. در کنفرانس امنیتی مونیخ تصمیمی الزامآور اتخاذ و یا توافقی رسمی منعقد نمیشود اما این کنفرانس در هماهنگی و همراستا کردن مواضع، باز کردن کانالهای ارتباطی، و ایجاد ابتکارهای دیپلماتیک نقشی مهم دارد.
علاوه بر نشست اصلی، این مجموعه معمولاً گزارشهای تحلیلی، از جمله گزارش سالانه امنیتی مونیخ را منتشر میکند و نشستهای جانبی و منطقهای نیز در حاشیه آن برگزار میشود تا گفتوگوها در طول سال ادامه پیدا کند.
«قانون مونیخ» برای تعامل: از هم بیاموزید و یکدیگر را نادیده نگیرید
کل رویداد کنفرانس امنیتی مونیخ ۲۰۲۶ مانند همه دورههای پیشین و تمامی بخشهای آن بر اساس «قانون مونیخ» اداره میشود: با یکدیگر تعامل و گفتوگو کنید، برای هم داد سخن ندهید و یکدیگر را نادیده نگیرید. چه بر روی صحنه و چه خارج از آن، کنفرانس امنیتی مونیخ مهمانان خود را تشویق میکند که با یکدیگر وارد گفتوگو شوند و از یکدیگر بیاموزند و از تمامی سخنرانان انتظار دارند آماده پاسخگویی به پرسشها باشند و در سطحی برابر و رو در رو با مخاطبان تعامل کنند.
مونیخ ۲۰۲۶: سیاستهای «ویرانگر» و خطر افول نظم جاری جهانی
کنفرانس امنیتی مونیخ در گزارش امسال خود میگوید که جهان وارد دورهای از «سیاستهای ویرانگرانه» شده است. تخریب گسترده، به جای اصلاحات سنجیده و بهبود مسیرهای سیاستگذاری، به رویه غالب روز بدل شده است.
برجستهترین چهره در میان کسانی که وعده میدهند کشور خود را از محدودیتهای نظم موجود رها کرده و ملتی قویتر و مرفهتر بازسازی کنند، دولت کنونی ایالات متحده است. در نتیجه، بیش از ۸۰ سال پس از آغاز شکلگیری آن، نظم بینالمللی پس از ۱۹۴۵ که به رهبری ایالات متحده بنا شده بود، اکنون در معرض تخریب قرار گرفته است.
منظور از نظم پس از ۱۹۴۵ به زبان ساده همان مجموعهای از نهادها، قواعد و ائتلافهاست که پس از جنگ جهانی دوم با محوریت ایالات متحده شکل گرفت: از جمله سازمان ملل، ناتو، رژیمهای کنترل تسلیحات، نظام تجارت آزاد و شبکهای از اتحادهای امنیتی.
دونالد ترامپ به ویژه در دوره دوم ریاست جمهوریاش به نظر در حال به چالش کشیدن این نظم است.
خروج یا تضعیف توافقهای بینالمللی، عدم پایبندی به رعایت توافقهای چندجانبه پیشین و نگاه اولویت دادن به آمریکا در ائتلافها این نظم را با سرعت بیشتری در دوره جدید ریاست جمهوری او به چالش کشیده است.
دونالد ترامپ حتی بارها ناتو را به دلیل «هزینهکرد ناکافی» اعضا مورد انتقاد شدید قرار داد و حتی تعهد آمریکا به دفاع جمعی را مشروط جلوه داد. چیزی که پایگاه رای دونالد ترامپ از او انتظار داشت اما برای بسیاری از متحدان اروپایی نشانهای از تزلزل در ستون اصلی نظم امنیتی غرب بود.
استفاده گسترده از تحریم و جنگ تعرفهای و در راس آن، جنگ تجاری با چین و اعمال تعرفههای گسترده حتی علیه شرکای اقتصادی، از جمله اروپا، نمونهای از ترجیح اقدامات یکجانبه بر سازوکارهای حل اختلاف چندجانبه مانند سازمان تجارت جهانی بود.
و البته، شخصیسازی سیاست خارجی: تعامل مستقیم و غیرمتعارف با رهبر کره شمالی، یا نحوه مواجهه با روسیه و چین و حتی ایران نشان میداد که سیاست خارجی بیش از پیش به اراده فردی رئیس جمهوری وابسته است، نه به سیاق گذشته به فرآیندهای تثبیت شده نهادی.
این نوع سیاستورزی «توپ تخریب؟» (wrecking-ball politics) نه فقط قواعد را تضعیف میکند، بلکه پیشبینیپذیری را نیز کاهش میدهد: در نتیجه، کشورها بیشتر به سمت رقابت قدرتهای بزرگ، بازدارندگی سخت و حتی مسابقه تسلیحاتی سوق پیدا میکنند.
در مجموع، گزارش امنیتی مونیخ ۲۰۲۶ به یک گذار ساختاری اشاره دارد و دربارهاش زنهار می دهد: جهان در حال حرکت از نظمی مبتنی بر چندجانبهگرایی لیبرال به سوی نظمی سیالتر، رقابتیتر و کمتر قاعدهمند است، روندی که نقش و رفتار ایالات متحده در آن تعیینکننده است.
ایران: انزوای جهانی، محاصره نظامی و غیبت از محافل دیپلماتیک
شاهزاده رضا پهلوی، از سخنرانان روز اول اجلاس است.
کنفرانس مونیخ، پیشتر دعوت خود را از عباس عراقچی، وزیر خارجه ایران، پس گرفت.
رئیس کنفرانس امنیتی مونیخ پیشتر گفته بود که «با توجه به شرایط کلی و در پی رویدادهایی مثل کشتار در ایران»، هیچ نماینده ای از جمهوری اسلامی حضور نخواهد داشت اما وعده داده بود نمایندگان مخالف حکومت و جامعه مدنی ایران در کنفرانس امسل تریبون خواهند داشت.
هفت ماه پس از حملات غافلگیرانه اسرائیل و آمریکا به خاک ایران و جنگ دوازده روزه، فرو ریختن چهارچوب نحیف باقیمانده از برجام با فعال شدن مکانیسم ماشه از طرف امضاکنندگان اروپایی آن، فرسودگی اقتصادی چند دههای زیر سایه تحریمها و اقتصاد بیمار و مهمتر از همه نارضایتی فراگیر مردمی و اعتراضات اخیر و شمار انبوه کشتههای آن، ایران را در یکی از شکنندهترین شرایط خود قرار داده است.
حالا با آرایش نظامی آمریکا در منطقه که کاخ سفید وعده گسترش آن را هم داده به نظر تنها راه جلوگیری از حمله مجدد آمریکا از راه حصول یک توافق است: برای توافق اما باید مذاکره کرد.
انزوای هر چه بیشتر ایران اما مسیر مذاکره را هم باریک کرده است. قرار بود عباس عراقچی، وزیر خارجه ایران امسال در کنفرانس امنیتی مونیخ حاضر باشد، محفلی که امکان گفتوگوهای غیررسمی اما نزدیک مقامات بلندپایه را با طرف ایرانی فراهم میکرد.
کنفرانس امنیتی مونیخ اما دعوت خود را از وزیر خارجه ایران پس گرفت. دلیل آن به نظر فشارها بر جامعه جهانی برای واکنش به اعتراضات خونبار اخیر بود، هرچند در تهران آن را ناشی از فشار واشنگتن برای تنگتر کردن عرصه بر ایران میدانند.
فشاری که حالا با اظهار نظرهای اخیر دونالد ترامپ حین اعتراضهای ایران، روشن نیست برای فروپاشی حکومت است یا کشاندن زورآزمایی سیاسی بر لبه پرتگاه برای دریافت امتیاز حداکثری از ایران در توافق احتمالی.
هر چه هست، حالا هرچند کشورهای منطقه در تکاپوی تبادل پیام بین ایران و آمریکا برای رفع تنش هستند، اما تهران عملا تنها با آمریکا مذاکره میکند.
خود دونالد ترامپ در روزهای گذشته بارها تاکید کرده که ایران به دنبال توافق است و «تنها» با او در این باره صحبت میکند و تنها اوست که از جزئیات میداند، هرچند که هنوز نمیداند توافق قابل حصول باشد.
ایران با غیبت از این دوره کنفرانس امنیتی مونیخ، بستر رایزنیهای فشرده امنیتی را در یکی از خطیرترین گذرگاههایی که در حال عبور است از دست داد. پرونده ایران اما این جا برای بسیاری از رهبران جهان باز است: از کشورهای منطقه که نگران پیامدهای مستقیم تنش نظامی با ایران هستند تا اروپاییها که جنگ احتمالی در خاورمیانه پیامدهای اقتصادی و اجتماعی و امنیتی بر کشورهایشان باقی خواهد گذاشت.
از همین رو رایزنی در غیاب ایران درباره ایران ادامه خواهد داشت، حتی در پشت درهای بسته و همه با احترام به روح «قانون مونیخ»: «از نزدیک و رودررو تعامل و رایزنی کنید و یکدیگر را نادیده نگیرید، شاید راه حلها پشت همین تبادل افکار باشد.»































