جام جهانی ۱۹۹۰؛ داستان تیمی که فوتبال آمریکا را برای همیشه تغییر داد

جشن پیروزی تیم فوتبال آمریکا پس از راه یافتن به جام جهانی ۱۹۹۰

منبع تصویر، Jon van Woerden

توضیح تصویر، جشن پیروزی تیم فوتبال آمریکا پس از راه یافتن به جام جهانی ۱۹۹۰
    • نویسنده, آدام الدر
    • شغل, نویسنده

در یکی از شنبه شب‌های فوریه ۱۹۹۰، شماری از بهترین فوتبالیست‌های آمریکا به مناسبت حضور در جام جهانی پس از چهل سال، با همکاری برخی از بزرگترین سلبریتی‌های هالیوود، آهنگی به سبک رپ ضبط کردند، با این امید که باعث افزایش شهرت و محبوبیت این ورزش در آمریکا شوند.

زیرا تا اوایل دهه ۱۹۹۰، نه تنها فوتبال در آمریکا محبوب نبود، بلکه بسیاری از آن نفرت داشتند و اگر کسی می‌توانست از این تنفر بکاهد، کار بزرگی انجام داده بود.

آمریکایی‌ها عمدتاً فوتبال را ورزشی بی‌اهمیت می‌دانند و برای آنها بیسبال، فوتبال آمریکایی و بسکتبال «ورزش‌های واقعی» محسوب می‌شوند.

در قرن بیستم، فوتبال در ایالات متحده ورزشی برای دیگران بود، دیگرانی چون مهاجران، رانندگان تاکسی، ظرفشوی‌ها، دانشجویان خارجی، چپ‌ها، روشنفکران و اروپایی‌های فیس و افاده‌ای. حتی امروز نیز فدراسیون فوتبال دائماً به فکر توسعه و افزایش محبوبیت این ورزش در آمریکا است.

ورنر فریکر، رئیس خشن اما رویاپرداز فدراسیون فوتبال آمریکا، با زیرکی فهمید فیفا به دنبال درآمدزایی از محبوب‌ترین ورزش جهان است. بنابراین نامزد میزبانی جام ۱۹۹۴ شد. به این ترتیب آمریکا در سال ۱۹۸۸ با شکست برزیل و مراکش به‌عنوان میزبان جام جهانی ۱۹۹۴ انتخاب شد.

او اما به خوبی می‌دانست میزبانی آنها با شک و تردیدهایی روبرو است. بنابراین تصمیم گرفت ثابت کند علاوه بر امکانات میزبانی، تیمی به اندازه کافی خوب هم در این رقابت‌ها در اختیار خواهند داشت.

برای ساختن یک تیم خوب، آنها در ابتدا باید به جام جهانی ۱۹۹۰ ایتالیا راه‌ می‌یافتند. تلاش‌ آمریکایی‌ها نتیجه داد و موفق شدند چهل سال پس از اولین حضور خود در جام جهانی ۱۹۵۰ برزیل، با کسب مقام دوم در یک گروه سه تیمی، راهی این رقابت‌ها شوند.

فریکر، باب گانسلر را به اولین مربی تمام وقت تیم ملی تبدیل کرد. گانسلر که یک مهاجر آلمانی-مجارستانی سرسخت و در عین حال فرهیخته بود، دانش بسیاری در مورد فوتبال جوانان آمریکا داشت.

تیم منتحب او، متشکل از تازه فارغ‌التحصیلان دانشگاه‌ها که بیشتر از نسل دوم مهاجرین محسوب می‌شدند. تمامی این بازیکنان در روزهای پرافتخار لیگ فوتبال آمریکای شمالی که با حضور پله برگذار می‌شد، کودک بودند و هیچ درکی از ناکامی‌های بزرگ این کشور در رسیدن به جام‌های جهانی قبلی نداشتند.

بیشتر آنها یا در بازی‌های داخل سالن و یا در تیم‌هایی در لیگ‌های محلی بازی می‌کردند. فقط سه بازیکن بودند که در اروپا حضور داشتند.

فدراسیون تصمیم گرفت با بسیاری از آنها قرارداد ببندد تا بتوانند به صورت تمام وقت تمرین کنند. در نتیجه تیمی تشکیل شد که بیشتر شبیه یک تیم باشگاهی بود و تقریباً با هر باشگاه یا کشوری که می‌توانست، بازی می‌کرد.

در مرکز زمین، دو هافبک با نام‌های تاب راموس و جان هارکز بازی می‌کردند که هر دو در زمین‌های سخت و آسفالتی نیوجرسی بزرگ شده بودند.

در خط حمله، پیتر ورمس سخت کوش و بروس مورای قدرتمند اما بی‌تکنیک حضور داشتند. خط دفاع نیز جان استولمایر و مایک ویندیشمان، متولد آلمان و کاپیتان تیم بازی ‌می‌کردند. دوست بیست ساله راموس و هارکز به نام تونی میولا هم دروازه‌بان اصلی بود.

شاید هیچ‌کدام از بازیکنان در آن موقع نمی‌دانستند تیمشان بنیانگذار فوتبال مدرن در آمریکا خواهد شد. به گفته مدافع این تیم، پل کرومپه: «هیچ یک از ما در سال ۱۹۵۰ به دنیا نیامده بودیم. اما پس از ما در سال ۱۹۹۰ بود که آمریکا توانست تقریباً هر دوره، به استثنای سال ۲۰۱۸، راهی مسابقات جام جهانی شود.»

انتصاب باب گانسلر بخشی از تلاش فدراسیون فوتبال آمریکا در اثبات شایستگی میزبانی و رقابت در جام جهانی ۱۹۹۴ بود

منبع تصویر، Getty Images

توضیح تصویر، انتصاب باب گانسلر بخشی از تلاش فدراسیون فوتبال آمریکا در اثبات شایستگی میزبانی و رقابت در جام جهانی ۱۹۹۴ بود

ورمس می‌گوید: «از اتوبوس که خارج می‌شدیم، به سمت ما کیسه‌های حاوی ادرار پرتاب می‌کردند. به یاد دارم در اولین بازی‌ام در تیم ملی در سال ۱۹۸۸ برابر گواتمالا، تماشاچیان اشیا مختلفی مانند باتری به سمت ما پرتاب کردند، حتی به روی ما تف می‌انداختند. دوره کاملاً متفاوتی بود.»

آمریکا باید در دور مقدماتی جام جهانی ۱۹۹۰ در منطقه آمریکای مرکزی، سه بازی انجام می‌داد. از نظر ژئوپلیتیکی، در اوج دوران مداخله آژانس اطلاعات مرکزی و وزارت دفاع در آمریکای مرکزی بود و همین برگزاری این بازی‌ها را پیچیده‌ترکرده بود.

جدای از مشکلات سیاسی، بازی در آمریکای مرکزی هرگز برای آنها آسان نبود. طرفداران تیم‌های رقیب بیرون هتل محل اقامتشان سر و صدا یا آتش‌بازی می‌کردند. تهویه مطبوع شب قبل از بازی با گواتمالا به طرز مرموزی از کار افتاد و زمین تمرین نامناسبی در اختیارشان قرار دادند.

پس از هفت ماه مسابقات مقدماتی، همه چیز به بازی خارج از خانه مقابل ترینیداد و توباگو بستگی داشت. آمریکا به برد نیاز داشت. اما ترینیداد و توباگو تنها با یک تساوی می‌توانست کوچکترین کشوری شود که تا به حال به جام جهانی رسیده است؛ این تیم نزدیک به دو سال بود که در خانه شکست نخورده بود.

علاوه بر این، پیش از بازی شایعه شده بود که اگر آمریکا موفق به صعود نشود، فیفا ممکن است حق میزبانی سال ۱۹۹۴ را از آنها بگیرد و این به معنای پایان فوتبال در ایالات متحده و در نتیجه خاتمه قرارداد بازیکنان بود. به‌عبارتی همه آنها باید شغل دیگری پیدا می‌کردند.

در جو وحشتناک تماشاچیان میزبان و زیر آفتاب شدید، بازی با حملات ترینیداد و توباگو آغاز شد. اما در دقیقه ۳۲ و برخلاف جریان بازی، پل کالیجیوری توانست گل اول را وارد دروازه میزبان کند، مهم‌ترین گل آمریکا در دهه‌های اخیر و شاید تمام دوران.

ترینیداد در نیمه دوم چند موقعیت برای تساوی داشت، اما آمریکا به خوبی دفاع کرد و بازی با همان یک گل به سود این تیم تمام شد تا پس از چهل سال بار دیگر به جام جهانی صعود کند. این در حالی بود که تقریباً هیچ کس از آنها انتظار چنین نتیجه‌ای را نداشت.

تونی میولا و جان هارکز، دوستان دوران کودکی از نیوجرسی، در جشن پیروزی مقابل ترینیداد و توباگو و صعود به جام جهانی

منبع تصویر، Getty Images

توضیح تصویر، تونی میولا و جان هارکز، دوستان دوران کودکی از نیوجرسی، در جشن پیروزی مقابل ترینیداد و توباگو و صعود به جام جهانی

صعود آمریکا به جام جهانی پس از چهل سال، چندان توجهی را در رسانه‌های آمریکا جلب نکرد. حتی بازی به طور مستقیم از تلویزیون پخش نشد و بعد از یک بازی فوتبال آمریکایی با تاخیر پخش شد و تنها ۴۳۲ هزار نفر از جمعیت ۲۴۸ میلیونی آمریکا آن را تماشا کردند.

چند هفته بعد، در مراسم قرعه کشی جام جهانی در رم، سوفیا لورن، هنرپیشه سرشناس ایتالیایی، گوی قرعه‌کشی را بیرون آورد و به سپ بلاتر، دبیر کل فیفا، داد. آمریکا با ایتالیای میزبان که هفت سال قبل قهرمان جام جهانی شده بود و دو تیم اروپایی چکسلواکی و اتریش در یک گروه قرار گرفت.

 سوفیا لورن (با لباس قرمز) و سپ بلاتر در مراسم قرعه کشی جام جهانی ۱۹۹۰

منبع تصویر، Getty Images

توضیح تصویر، سوفیا لورن (با لباس قرمز) و سپ بلاتر در مراسم قرعه کشی جام جهانی ۱۹۹۰

هنگامی که اتوبوس تیم آمریکا وارد کمپ تمرین تیم در ایتالیا شد، برای بازیکنان بیشتر شبیه یک پایگاه نظامی به نظر می‌رسید. کمپی که با حصارهای بلند از سیم خاردار و سالن غذاخوری شبیه زندان، در تیرنیا، در حومه پیزا قرار داشت و تنها نکته مثبت آن زمین تمرین خوب بود.

برای تیم آمریکا که از رسیدن به جام جهانی بسیار خوشحال بودند، ماندن در آن کمپ مانند مجازات بود. به این اضافه کنید که سرمربی تیم، گانسلر نیز قبل از اولین بازی مقابل چکسلواکی، طوری شدت تمرین را افزایش داد، که گویی برای جنگ آماده می‌شوند.

با تمام این سختی‌ها، اولین بازی آنها فاجعه‌آمیز بود. آمریکا در ۲۰ دقیقه ابتدایی پر تلاش ظاهر شد، اما چکسلواکی متوجه سادگی تاکتیک‌های آنها شد و براحتی بر بازی مسلط شد. در اوایل نیمه دوم نیز اریک واینالدا، مهاجم آمریکا، یک روز پس از تولد ۲۱ سالگی، از زمین مسابقه اخراج شد.

هرچند کالیجیوری گلی هیجان انگیز برای آمریکا زد، اما این گل در سایه سنگین شکست ۵-۱ مقابل چکسلواکی به فراموشی سپرده شد.

آمریکا، جام جهانی ۱۹۹۰ ایتالیا را با شکست سنگین برابر چکسلواکی آغاز کرد

منبع تصویر، Getty Images

توضیح تصویر، آمریکا، جام جهانی ۱۹۹۰ ایتالیا را با شکست سنگین برابر چکسلواکی آغاز کرد

بعد از چهل سال دوری از جام جهانی، تیترهای روزنامه‌های صبح روز بعد چندان با آمریکایی‌ها مهربان نبودند. کوریره دلا سرا نوشت: «ایالات متحده آمریکا: عجب توهمی». گازتادلا اسپورت هم با تیتر «یک قرن اختلاف» به شکست آمریکا برابر چکسلواکی واکنش نشان داد.

دیدار بعدی مقابل ایتالیا میزبان در شهر رم بود و آمریکایی‌ها سه روز فرصت داشتند تا خود را جمع کنند. آنها تمرینات خود را شدیدتر کردند. اما بازیکنان تعویضی از اینکه مجبور بودند نقش حریف تمرینی برای بازیکنان اصلی که بازی اول را بسیار بد بازی کرده بودند، داشته باشند بسیار ناراحت بودند. حتی برخوردهایی هم بین بازیکنان انجام شد.

اما آن شکست باعث شد فشار از روی تیم برداشته شود و با آرامش بیشتری روی حریف بعدی خود تمرکز کنند.

قبل از بازی، مطبوعات جهان در مورد تعداد گل‌های خورده آمریکا از ایتالیا گمانه‌زنی می‌کردند و حتی برخی پیش‌بینی شکست با ۱۰ گل یا بیشتر را کرده بودند. مطبوعات ایتالیایی نیز پس از پیروزی یک بر صفر ایتالیا در اولین بازی مقابل اتریش، آمریکا را قربانی بعدی تیم خود می‌دانستند.

«آتزوری» اسطوره‌هایی مانند والتر زنگا، فرانکو بارزی، پائولو مالدینی، جان‌لوکا ویالی، روبرتو دونادونی و روبرتو باجو را در اختیار داشت و در مقابل بسیاری از بازیکنان آمریکا با دستمزدی چند صد دلاری در آخر هفته‌ها در لیگ‌های فوتبال منطقه‌ای و فقط در مقابل چند صد تماشاگر بازی کرده بودند.

یک روز قبل از بازی، آمریکا با اتوبوس به رم رفت. همه در خیابان با دیدن اتوبوس تیم دو دست خود را بالا بردند. در داخل اتوبوس، آرمسترانگ هم برای آنها دست تکان داد. اما مترجم تیم به آرمسترانگ گفت: «می‌دانی چه می‌گویند، نه؟»

«آنها می‌گویند که شما با ده گل شکست خواهید خورد و تو به آنها می‌گویی که فقط با پنج گل شکست خواهید خورد.»

حتی پاپ ژان پل دوم، دعای کورپوس دومینی را یک ساعت جلو کشید تا ایتالیایی‌ها حتی یک گل را هم از دست ندهند. تمام ایتالیا علیه آمریکایی‌ها بودند. ۷۳ هزار نفر در ورزشگاه شهر رم منتظر حمام خون بودند.

ترکیب اصلی تیم پر ستاره ایتالیا شامل پائولو مالدینی ۲۱ ساله (ردیف عقب، نفر دوم از سمت چپ)، هم تیمی او در میلان، فرانکو بارزی (ردیف جلو، وسط) و جان‌لوکا ویالی (ردیف جلو، نفر دوم از سمت راست)

منبع تصویر، Getty Images

توضیح تصویر، ترکیب اصلی تیم پر ستاره ایتالیا شامل پائولو مالدینی ۲۱ ساله (ردیف عقب، نفر دوم از سمت چپ)، هم تیمی او در میلان، فرانکو بارزی (ردیف جلو، وسط) و جان‌لوکا ویالی (ردیف جلو، نفر دوم از سمت راست)

در تونل، دونادونی به سمت مدافع آمریکا، جان دویل که در جلوی صف آمریکا بود رفت و او را تشویق کرد تا ابتدا آنها وارد زمین شوند. دویل هم ساده‌لوحانه گمان کرد که حرکت او از روی حسن نیت است، غافل از اینکه در حقیقت این یک ترفند از سوی ایتالیایی‌ها بود، زیرا با ورود به زمین گویی وارد جهنمی از سروصدای بسیار شده بودند و تماشاگران با شدت تمام آنها را هو کردند.

این بیشترین جمعیتی بود که تیم آمریکا تا آن موقع مقابلش بازی کرده بود. اما گانسلر طبق معمول برنامه‌ای داشت. آمریکا به جای اینکه مثل همیشه در هنگام مالکیت توپ به فکر یک ضد حمله سریع باشد، سعی می‌کرد سرعت بازی را کاهش دهد. او به تیمش گفت که مالکیت توپ را حفظ کنید تا باعث ناامیدی ایتالیایی‌ها و هوادارانش شوید.

چند دقیقه اول آمریکایی‌ها بسیار سردرگم بودند و تنها پس از گذشت یازده دقیقه، ایتالیا در یک سکانس ویرانگر با چهار پاس از دفاع آمریکا عبور کرد و نتیجه را ۱-۰ کرد. همه چیز آنقدر سریع بود که آمریکا متوجه نشد چگونه گل خورده است.

پس از گل، به خود مسلط شدند و توانستند مالکیت توپ را برای دقایقی از ایتالیا بگیرند. هر زمان که توپ در اختیار آنها بود، جمعیت سوت می‌زد. اما با طولانی شدن این روند، جو ورزشگاه المپیکو کم کم علیه ایتالیا شد و به نظر رسید نقشه گانسلر جواب داده است.

در دقیقه ۳۳ ایتالیا صاحب یک پنالتی شد. تماشاگران بار دیگر امیدوار شدند، اما توپ ویالی به تیرک دروازه برخورد کرد و کمی بعد هم نیمه اول به پایان رسید. در نیمه دوم، آمریکا روحیه بهتری داشت و به بازی خود ادامه داد و منتظر فرصت بود.

در دقیقه ۷۰، ریکاردو فری، مدافع ایتالیا، با آرنج به صورت مورای زد و آمریکا این شانس را داشت تا از روی ضربه ایستگاهی بازی را به تساوی بکشاند. اما زنگا توانست با دو واکنش استثنایی ضربه آزاد و شوت بعدی حاصل از توپ برگشتی را مهار کند.

جیمی بنکس، مدافع آمریکا، در تعقیب سالواتوره 'توتو' اسکیلاچی، آقای گل جام جهانی ۱۹۹۰ در دیدار مقابل ایتالیا در رم

منبع تصویر، Getty Images

توضیح تصویر، جیمی بنکس، مدافع آمریکا، در تعقیب سالواتوره 'توتو' اسکیلاچی، آقای گل جام جهانی ۱۹۹۰ در دیدار مقابل ایتالیا در رم

ایتالیا چند موقعیت دیگر ایجاد کرد، که یکی از آنها را تونی میولا به طرز ماهرانه‌ای دفع کرد. اما وقتی سوت پایان بازی به صدا درآمد، نتیجه نه ده بر صفر که یک بر هیچ بود. واکنش اولیه تماشاچیان هو و سوت بود، اما خیلی زود آن سر و صدا تبدیل به تشویق شد، زیرا متوجه شدند فوق ستاره‌های ایتالیا تمام تلاش خود را در زمین انجام داده‌اند.

آمریکایی‌ها با وجود شکست، احساس عجیبی داشتند. زمانی که به رختکن رسیدند، ابتدا باجو و سپس بارزی، مالدینی و فرناندو د ناپولی به رختکن آنها آمدند و گفتند: «می‌خواهیم بدانید کشورتان باید به شما افتخار کند.»

۹۰ دقیقه قبل، آمریکایی‌ها مایه خنده دنیای فوتبال بودند، اما اکنون بزرگ‌ترین ستاره‌های لاجوردی‌پوشان شخصاً به آنها تبریک می‌گفتند.

آمریکا در سومین بازی خود و در یک بازی خشن و پر از کارت مقابل اتریش شکست خورد و در رده آخر گروه خود قرار گرفت و به این ترتیب اولین جام جهانی آنها در چهل سال گذشته پس از سه بازی پر حادثه و پرحاشیه به پایان رسید.

اما ماجراجویی آنها در سال ۱۹۹۰ اولین گام برای بازگشت به فوتبال جام جهانی بود. آنها یاد گرفتند از میزبانی مسابقات چهار سال بعد، چه انتظاری داشته باشند، چگونه آماده شوند، کجا بمانند و چگونه در بالاترین سطح بازی کنند.

تونی میولا و جان هارکز (سمت راست) با پس‌زمینه‌ای از برج‌های تینزلی در شفیلد. آنها پس از حضور در جام جهانی ۱۹۹۰ ایتالیا به تیم شفیلد ونزدی پیوستند و هارکز سه فصل برای این تیم بازی کرد

منبع تصویر، Getty Images

توضیح تصویر، تونی میولا و جان هارکز (سمت راست) با پس‌زمینه‌ای از برج‌های تینزلی در شفیلد. آنها پس از حضور در جام جهانی ۱۹۹۰ ایتالیا به تیم شفیلد ونزدی پیوستند و هارکز سه فصل برای این تیم بازی کرد

قبل از جام جهانی فقط سه آمریکایی در اروپا بازی می‌کردند. اما سال بعد، ده نفر از اعضای تیم با باشگاه‌های اروپایی یا آمریکای جنوبی قرارداد امضا کردند، از جمله هارکز که به شفیلد ونزدی پیوست و اولین بازیکن آمریکایی لیگ برتر شد. مورای و کیسی کلر هم به میلوال و میولا به برایتون رفتند.

تاب راموس، با سابقه حضور در سه جام جهانی، می‌گوید: «در تیم‌های بهتری بازی کرده‌ام. اما باید بگویم، تیم ۱۹۹۰ مهم‌ترین تیم است. تیم بسیار خاصی بود و شخصیت متفاوتی داشت و زمانی که واقعاً به آن نیاز داشتیم، جریان سازی کرد.»

رشد مستمر و پایدار فوتبال در آمریکا بدون شک نتیجه عملکرد تیم ۱۹۹۰ است. حضور در آمریکای مرکزی، پیروزی در ترینیداد و رستگاری در رم، داستان دسته‌ای از بازیکنان است که نه برای شهرت، بلکه فقط برای فرصتی برای ادامه فوتبال و در نتیجه برای زندگی خود مبارزه کردند.

آدام الدر، نویسنده کتاب بچه‌های جدید در جام جهانی است. داستان تیمی که فوتبال آمریکا را برای همیشه تغییر داد.