طبله‌نوازی که با احمد ظاهر در حضور شاه ایران اجرا کرد

    • نویسنده, سهراب سیرت
    • شغل, بی‌بی‌سی

در اواخر دهه چهل خورشیدی وقتی آصف محمود برای نخستین‌بار با احمد ظاهر آشنا شد،‌ یک روز معمولی در رادیوی ملی افغانستان بود.

نوازندگان هر کدام در جای خود قرار گرفته و آماده اجرا بودند، از جمله آصف جوان که مدتی بود به عنوان نوازنده طبله در رادیو استخدام شده بود. همه منتظر خواننده‌ای بودند که نوبتش رسیده بود.

احمد ظاهر با آکوردئون خود وارد شد، تک به تک با همه احوال‌پرسی کرد و شروع به اجرای آهنگ خود کرد. در این روز آغاز آشنایی دو جوان هم‌سن و سال رقم خورد، آشنایی که رفته رفته به دوستی نزدیک و همسفری مبدل شد.

آصف محمود که اکنون ۷۸ ساله است و در غرب لندن زندگی‌ می‌کند، می‌گوید وقتی احمد ظاهر در رادیو اجرا می‌کرد، همه برای شنیدن و تماشای او پشت شیشه استودیوی رادیو جمع می‌شدند:

«در آن زمان رادیو پخش مستقیم داشت و آهنگ‌ها ضبط نمی‌شد. بعدترها رادیو افغانستان امکان ضبط را پیدا کرد. همه احمد ظاهر جان را دوست داشتند، کارمندان فنی و اداری و همه کار خود را توقف داده و نزدیک استودیو جمع می‌شدند و تا وقتی که آهنگ‌هایش تمام می‌شد به او گوش می‌دادند. او هم به موسیقی عشق داشت و آکاردئون خود را ماچ می‌کرد و می‌گفت همین شوقم است.»

در همان اوان و پس از آن، آهنگ‌های احمد ظاهر شیفتگان زیادی پیدا کرد و تا امروز که ۴۵ سال از مرگ مرموزش می‌گذرد، او محبوب‌ترین خواننده تاریخ افغانستان است.

در زمانی که احمد ظاهر در اوج شهرت بود، آصف محمود در آهنگ‌های زیادی از او چه در رادیو و چه در مجالس، طبله نواخته است. او با تسلطی که بر نواختن طبله پیدا کرد، «استاد» این ساز شد و در سال‌های پسین لقب «آفتاب موسیقی افغانستان» هم به او داده شد.

طبله سازی کوبه‌ای است که در آغاز از هند وارد موسیقی رسمی و درباری افغانستان شد و اکنون از ابزار جدایی‌ناپذیر موسیقی کلاسیک این کشور است.

خاطرات سفر ایران و میهمانی شاه

به دیدار «استاد آصف» به خانه‌اش در منطقه «نورثولت» لندن رفتم. او آلبومی از عکس‌های قدیمی‌اش را ورق زد و خاطراتی از آن «دوره طلایی» موسیقی افغانستان را روایت کرد.

سفر به ایران با احمد ظاهر و شماری دیگر از اهالی موسیقی افغانستان و اجرا در میهمانی محمدرضا شاه پهلوی به مناسبت جشن تولد ولیعهد، از جمله خاطرات اوست که هیچ‌گاه فراموشش نشد.

در دهه پنجاه خورشیدی احمد ظاهر، استاد مهوش، آصف محمود و چند نوازنده دیگر به ایران دعوت شدند تا در جشن تولد ولیعهد ایران (رضا پهلوی) اجرا داشته باشند.

آصف محمود می‌گوید اول باور شان نمی‌شد که در حضور شاه ایران قرار است اجرا کنند.

او به یاد می‌آورد: «به تهران رفتیم و من و احمد ظاهر در هتلی در یک اتاق مشترک بودیم. احمد ظاهر یک دریشی (کت و شلوار) سیاه با خود از کابل آورده بود ولی آن را به من داد که بپوشم و خودش رفت از بازار یکی دیگر خرید. لباس‌های مان را پوشیدیم و ما را به جایی بردند که نمی‌دانستیم دربار شاهنشاه ایران است.»

«وقتی وارد یک دهلیز شدیم، همه وزیران و افراد سرشناس آنجا حضور داشتند و ایستاده بودند. از جمله امیرعباس هویدا،‌ نخست وزیر که یک گل زیبا روی جیبش بود. راهنما به ما گفت که شما همه بروید در آن اتاق آن طرف تر و تنها باید خواننده‌ها و نوازنده‌ها وارد آن اتاق شوند. آنجا همه چیز آماده بود.»

آصف محمود با احمد ظاهر، استاد مهوش و چند نوازنده دیگر به اتاقی هدایت شدند که آنجا تنها شاه و ملکه ایران و ولیعهد حضور داشتند:

«وقتی آن‌‎جا رسیدیدم دیدیم که شاهنشاه نشسته و در کنارش ملکه نشسته و در کنار شان ولیعهد روی یک سکو ایستاده است. دیگر هیچ کسی نیست. وقتی آن‌ها را دیدیم همه تکان خوردیم. تعظیم کردیم و آماده اجرا شدیم. به ما گفتند که تنها ده دقیقه برای دو آهنگ زمان دارید.»

در این بزم شاهانه احمد ظاهر در اول شروع کرد و آهنگ «چشم سیه داری قربانت شوم من» را خواند و استاد مهوش نیز آهنگ «شب شب شب دلکم چو طفلکان می‌گرید» را اجرا کرد.

استاد آصف می‌گوید وقتی آهنگ احمد ظاهر اوج گرفت، شاه و ملکه به وجد آمدند، هر دو از جا بلند شدند و رقصیدند. وقتی آهنگ تمام شد از آن‌ها استقبال زیادی کردند: «باور کن یک مستی به آن‌ها دست داده بود با آهنگ احمد ظاهر. وقتی آهنگ‌ها تمام شد، شاهنشاه و همسرش آمدند همه ما را بغل کردند...تشکر کردند. خیلی خوششان آمده بود.»

به گفته او پس از آن‌ها قرار بود گوگوش بیاید و در همان جا اجرا کند و گلپا نیز در جمع خوانندگان در این جشن حضور داشت.

استاد آصف می‌گوید دقیقاً به یاد ندارد که تولد چند سالگی ولیعهد بوده است اما او «پسری ده یازده ساله» به نظر می‌رسیده است.

آصف محمود روایت می‌کند که او و دیگران فردای آن روز به کابل بازگشتند ولی احمد ظاهر در تهران برای حدود یک ماه دیگر ماند و مهمان پوری‌ بنایی، بازیگر ایرانی بود.

دگرگونی وضعیت

با گذشت چند دهه از آن دوره،‌ امروز وضعیت در افغانستان و ایران اما کاملاً دگرگون شده است. با انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۷ خورشیدی نظام شاهی در ایران برانداخته شد و افغانستان هم شاهد جنگ‌ها و تحولات پی در پی بود که منجر به مهاجرت‌ شمار زیادی از شهروندان آن به سراسر جهان شد.

آصف محمود هم در سال ۱۹۸۸ میلادی با خانواده‌اش به هند و دو سال پس از آن به لندن مهاجرت کرد.

در تازه‌ترین تحول، حدود سه سال است که طالبان به قدرت در افغانستان بازگشته‌اند. حکومت طالبان با موسیقی سر سازگاری ندارد و آن را خلاف «شریعت اسلامی» می‌داند. پخش هر نوع موسیقی و فعالیت اهالی آن ممنوع شده است. به این دلیل موج جدیدی از مهاجرت هنرمندان و موزیسین‌ها از این کشور اخیراً نیز رقم خورده است. به خوانندگان و نوازندگانی که باقی مانده‌اند گفته شده دنبال کار دیگری باشند و پیشه دیگری غیر از موسیقی اختیار کنند. در مواردی سازها شکسته شده و به آتش کشیده شده‌‌اند و آن‌ها که سرپیچی کرده‌اند مجازات شده‌اند.

استاد آصف نسبت به وضعیت جاری در افغانستان متاسف است و می‌گوید: «نمی‌دانم چرا این‌ها چنین می‌کنند. اکنون در افغانستان موسیقی اصلاً وجود ندارد. کوچه خرابات خاموش است و تلویزیون‌ها فقط اخبار پخش می‌کنند. چرا نمی‌گذارند که اهل موسیقی کار خود را بکنند و آن‌ها هم به حکومت‌داری و کار خود برسند.»

چند نسل در تلاش حفظ یک میراث

موسیقی برای نسل‌ها در خانواده استاد آصف وجود داشته است.

پدر او «استاد محمود» نوازنده رسمی رادیو بود و با آوازخوانان طبله می‌نواخت. آصف محمود از پدر و برادر بزرگترش هاشم محمود، در هشت سالگی در کوچه خرابات کابل شروع به آموختن طبله کرد.

هاشم محمود از طبله‌نوازان مطرح آن زمان بود و با بسیاری از خوانندگان سرشناس در رادیو و محافل می‌نواخت. بعد از درگذشت «استاد هاشم»، آصف محمود جانشین او شد و درست مثل او به «استاد» طبله‌ و الگویی برای نوازندگان جوان مبدل شد.

همچنین یوسف محمود پسر استاد آصف نیز نواختن طبله را از او آموخت و در این رشته تحصیل کرده و درس داده است.

این ارث هنری در این خانواده همین جا متوقف نشد. آرز محمود، پسر یوسف و نوه آصف محمود که متولد لندن است و تنها ۱۵ سال دارد هم نواختن طبله را از پدر آموخته است و ادامه دهنده این سلسله است.

حالا هرچند سازها در افغانستان خاموش است، این خانواده در تلاش محافظت از این میراث در مهاجرت هستند.

یوسف محمود که ۴۹ سال دارد از آوازخوانان شناخته‌شده در میان جامعه مهاجر افغانستان در بریتانیا است و در برنامه‌هایی آواز می‌خواند و می‌نوازد.

او می‌گوید ادامه دادن موسیقی مختص به یک کشور در مهاجرت که همه چیز آن متفاوت است، به شدت دشوار است ولی این را «مسئولیت سنگینی» می‌داند که به عنوان عضوی از یک خانواده هنرمند بر دوش او گذاشته شده است تا ادامه دهنده این راه باشد.

«کشور بدون موسیقی مثل جسمی بدون روح»

یوسف محمود می‌گوید در شرایط کنونی افغانستان اهمیت این مسئولیت چند برابر شده است: «ما تلاش می‌کنیم که کار خود را ادامه بدهیم تا موسیقی دوباره به افغانستان برگردد. به خاطر این که یک مملکت بدون موسیقی به نظر من مثل یک جسم بدون روح است. جسمی که روح نداشته باشد، مرده است باید دفنش کرد اگر نه خراب می‌شود... وقتی دوباره نوای موسیقی در کوچه‌های کابل و قندهار و ولایت‌های دیگر شنیده شود، این مملکت دوباره روح پیدا می‌کند و زنده می‌شود.»

یوسف محمود امید دارد که روزی این اتفاق خواهد افتاد. او به مواردی در تاریخ اشاره می‌کند که موسیقی ممنوع بوده است و دوباره این ممنوعیت برطرف شده و اهالی موسیقی به وطن خود بازگشته‌اند. او تاکید دارد که مردم افغانستان «هرگز بدون موسیقی نتوانسته‌اند زندگی کنند.»

آرز محمود که ۱۵ سال دارد در چهار سالگی شروع به آموختن طبله کرد و اکنون به خوبی می‌تواند همنوا با پدر و پدر بزرگ خود بنوازد.

او نیز نواختن این ساز را دوست دارد و می‌گوید می‌خواهد روزی فرزندانش هم ادامه‌دهنده این راه باشند.

آرز که اکنون دانش‌آموز است می‌گوید امیدوار است روزی افغانستان دوباره مثل دوره احمد ظاهر پر از خوانندگان و نوازندگان باشد و او هم به وطن اجدادی خود برگردد و هنر خود را با دیگران تقسیم کند.