گرسنگی دادن به عنوان «سلاح جنگی»؛ از محاصره لنینگراد تا غزه

دو دختر بچه در حال دریافت غذا در صف در اثر فشار جمعیت فریاد می‌زنند و گریه می‌کنند

منبع تصویر، Getty/ Andalou

در بسیاری از درگیری‌های معاصر، سلاح تنها به معنای گلوله یا موشک نیست. در برخی جنگ‌ها، غذا، آب و دارو به ابزاری برای اعمال فشار بر جمعیت غیرنظامی تبدیل شده‌اند. گرسنگی دادن عامدانه، یکی از روش‌هایی است که در آن، نیازهای اولیه انسان برای بقا، به ابزاری برای اهداف نظامی یا سیاسی تبدیل می‌شود.

در نوار غزه، شماری از نهادهای بین‌المللی از جمله دفتر هماهنگی امور بشردوستانه سازمان ملل، آژانس امدادرسانی و کاریابی برای آوارگان فلسطینی (آنروا)، آکسفام و سازمان نجات کودکان، درباره وخامت وضعیت غذا و دارو هشدار داده‌اند.

به گفته این نهادها، بیش از ۹۰ درصد جمعیت غزه برای تامین غذا با دشواری شدید روبه‌رو هستند و هزاران کودک در معرض خطر مرگ قرار دارند. جاناتان ویتال، رئیس دفتر هماهنگی امور بشردوستانه در سرزمین‌های فلسطینی، می‌گوید: «آنچه در غزه می‌گذرد فقط گرسنگی نیست، بلکه سیاستی برنامه‌ریزی‌شده برای گرسنگی دادن عامدانه است.»

نهادهای فعال در زمینه حقوق بشر از جمله گروه دیده‌بان حقوق بشر نیز تاکید دارند که استفاده از گرسنگی به عنوان سلاح، شیوه‌ای سیستماتیک و هدفمند است که پیامد آن فراتر از نبود غذا و آب است و با مختل کردن زندگی روزمره مردم، کل ساختار اجتماعی را تحت تاثیر قرار می‌دهد.

کودکان در صف غذا گریه می‌کنند

منبع تصویر، Getty Images

فشار خاموش برای جابجایی و تسلیم اجباری

از منظر تاریخی، گرسنگی دادن عامدانه تنها برای کشتار یا مجازات جمعی به کار نرفته است، بلکه ابزاری بوده برای تغییر توازن سیاسی و جمعیتی در یک منطقه.

عصام خلیفه، تاریخ‌نگار و استاد دانشگاه، می‌گوید: «در طول تاریخ از گرسنگی دادن برای سرکوب ملت‌ها استفاده شده، از جمله جبل لبنان در جریان جنگ جهانی اول، یا در جریان کشتار ارمنی‌ها و آشوری‌ها، و همین طور در جنگ بوسنی. در همه این موارد هدف نه صرفا گرسنگی دادن، بلکه فروپاشی انسجام اجتماعی و مهاجرت یا تسلیم اجباری مردم بوده است.»

یک کودک در کوچه نشسته و از سطل غذا می‌خورد

منبع تصویر، Getty Images

کتاب‌های متعددی به بررسی نقش گرسنگی در درگیری‌های مسلحانه پرداخته‌اند. الکس دی وال در کتاب «گرسنگی جمعی: تاریخ و آینده قحطی» توضیح می‌دهد که چگونه دولت‌ها با تصمیم‌های سیاسی عامدانه می‌توانند یک بحران غذایی را شکل دهند. نویسندگانی مانند سوزان جورج و نائومی هاسکینگ نیز با تحلیل تجربه‌های تاریخی، نشان داده‌اند که کنترل منابع غذایی، در بسیاری از موارد به ابزاری برای کنترل زمین و جمعیت تبدیل شده است.

در جریان جنگ‌های داخلی در سودان، سوریه و یمن، گزارش‌هایی درباره جلوگیری از ورود کمک‌های بشردوستانه، نابودی زمین‌های کشاورزی و محاصره مناطق غیرنظامی در اسناد بین‌المللی دیده می‌شود. گزارش‌های سازمان ملل درباره جنگ تیگرای در اتیوپی نیز حاکی از استفاده از گرسنگی به عنوان ابزاری نظامی برای کنترل منطقه است.

در نوار غزه، برخی از ساکنان می‌گویند دسترسی به کمک‌های غذایی تنها با به خطر انداختن جان ممکن است. خبرنگاری از خان یونس به بی‌بی‌سی گفت: «هر بار که کامیونی حامل غذا وارد منطقه می‌شود، ازدحام و درگیری شکل می‌گیرد. بعضی افراد فقط برای رسیدن به یک کیسه آرد جان خود را از دست می‌دهند. این وضعیت، چیزی فراتر از بحران انسانی است.»

یک چکش دادگاه در کنارش ماکت کوچک زمین

منبع تصویر، Getty Images

گرسنگی دادن در قوانین بین‌المللی

در قوانین بین‌المللی، استفاده عامدانه از گرسنگی به عنوان ابزار جنگی، جرم شناخته می‌شود. کنوانسیون‌های ژنو در سال ۱۹۴۹ و پروتکل الحاقی اول در سال ۱۹۷۷، استفاده از گرسنگی علیه غیرنظامیان را ممنوع کرده‌اند. اساسنامه رم مربوط به دیوان کیفری بین‌المللی در سال ۱۹۹۸، «گرسنگی دادن عامدانه به جمعیت غیرنظامی» را جنایت جنگی معرفی می‌کند، به ویژه زمانی که مانع رسیدن اقلام ضروری به مردم شود.

همچنین، قطعنامه ۲۴۱۷ شورای امنیت که در سال ۲۰۱۸ به تصویب رسید، استفاده از گرسنگی به عنوان سلاح جنگی را محکوم کرده و با ابراز نگرانی شدید از افزایش موارد ناامنی غذایی در مناطق درگیر، بر پیوند مستقیم میان درگیری مسلحانه، اختلال در دسترسی به منابع غذایی، و خطر قحطی تأکید کرده است.

با وجود این مقررات، پیگرد قانونی عاملان گرسنگی دادن عامدانه بسیار محدود بوده است. حسن الحطاب، مشاور حقوقی در دیوان کیفری بین‌المللی، می‌گوید: «اگرچه قانون شفاف است، ولی اراده سیاسی برای اجرای آن وجود ندارد. از آنجا که برخی طرف‌های درگیر تحت حمایت قدرت‌های بزرگ هستند، پیگرد قانونی آن‌ها دشوار و گاه غیرممکن می‌شود.»

سوزان جورج در کتاب خود با عنوان «سیاست‌های قحطی» شرح می‌دهد که چگونه در برخی کشورها فعالیت نهادهای امدادرسانی مختل می‌شود، چه از طریق جلوگیری از ورود آن‌ها و چه با به‌کارگیری‌ چنین کمک‌هایی برای اهداف سیاسی. او می‌گوید: «گرسنگی در بسیاری از موارد نتیجه انتخاب‌های انسانی است، نه صرفا یک واقعه طبیعی.»

چند کودک در کوچه در حال خوردن غذای اهدایی

منبع تصویر، Getty Images

نمونه‌هایی از گرسنگی دادن عامدانه

در ادامه برخی از برجسته‌ترین نمونه‌های تاریخی و معاصر استفاده از گرسنگی به عنوان سلاح در جنگ آمده است:

محاصره لنینگراد، روسیه (۱۹۴۱–۱۹۴۴): نیروهای نازی این شهر را به مدت ۸۷۰ روز در محاصره قرار دادند که منجر به مرگ حدود یک میلیون غیرنظامی از گرسنگی شد. هدف از این کار نابودی جمعیت بدون درگیری مستقیم بود.

سارایوو، بوسنی (۱۹۹۲–۱۹۹۶): نیروهای صرب شهر را محاصره کردند و غذا و برق را از مردم دریغ کردند که نتیجه آن، با وجود تلاش‌های بین‌المللی برای امدادرسانی، بروز قحطی و مرگ هزاران نفر بود.

نوار غزه (از ۲۰۰۷ تاکنون): اسرائیل محاصره‌ای همه‌جانبه اعمال کرده است، و با وجود باز بودن گاه‌به‌گاه گذرگاه رفح، ورود کالاها به شدت تحت کنترل است. از اکتبر ۲۰۲۳ گزارش‌هایی درباره استفاده از گرسنگی دادن به عنوان ابزار مجازات جمعی منتشر شده است.

غوطه و مضايا، سوریه (۲۰۱۳–۲۰۱۶): محاصره این مناطق از سوی نیروهای دولتی منجر به گرسنگی گسترده، مرگ غیرنظامیان و تصاویر تکان‌دهنده‌ای از کودکان دچار سوء‌تغذیه شدید شد.

یمن (از ۲۰۱۵ تا کنون): جنگ داخلی و محاصره بنادر و تاسیسات غذایی، بحرانی انسانی پدید آورده که میلیون‌ها نفر را در معرض گرسنگی قرار داده است. سازمان ملل این وضعیت را بدترین بحران گرسنگی در جهان توصیف کرده بود.

تیگرای، اتیوپی (۲۰۲۰–۲۰۲۲): گزارش‌هایی وجود دارد که دولت اتیوپی با جلوگیری از ورود غذا و دارو به منطقه، گرسنگی را به عنوان ابزاری برای اعمال فشار در جنگ داخلی استفاده کرده است.

* برگرفته از مقاله سوزانا قسوس در بی‌بی‌سی عربی